تجربه ی من از درمان اعتیاد به روش دی اس تی به استادی خانم حمیده

به نام آن یگانه ی بی همتا

دوازدهمین جلسه از سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60 ( شعبه شهرری ) با استادی خانم حمیده، نگهبانی خانم فاطمه سادات و دبیری خانم مرضیه با دستور جلسه "تجربه ی من از روش های ترک اعتیاد و روش درمان (دی اس تی) و بهترین راه" در تاریخ 91/8/14راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

استاد فرمودند : برای درمان مسافرم راه های زیادی را امتحان کردم ، از جمله سقوط آزاد و یا روش جایگزینی قرص ترامادول که به جای تریاک مصرف میکرد و یا کپسولهای ترک اعتیاد که آنها را از عطاری میگرفتیم و بر این باور بودیم که مصرف این کپسولها اعتیاد همسفرم را از بین می برو اما مسئله ای برایمان پیش آمد که فهمیدیم این کپسولها یک داروی نگهدارنده و جایگزین هستند . در یک مسافرت که قرصها را در خانه جا گذاشته بودیم ، همسرم با مشکلات زیادی روبرو شد و درد و ناراحتی به سراغش آمد . بعدها که جست و جو کردم  فهمیدم که محتویات آن کپسولها  انواع قرص های اعصاب بود که خرد شده و درون کپسولها ریخته شده بود .  قرص ترامادول نیز یک مسکن قوی برای دردها و بیماری سرطان است و تخریب بالایی دارد . همسرم با استفاده کردن از این قرصها، لطمات زیادی بر جسم و روان خود وارد آورد .

از دیگر راه های ترک اعتیاد ، خوابانیدن بیمار در کمپ می باشد که بارها این روش را امتحان کردیم و متوجه شدیم که اکثر افراد کمپها دوباره به اعتیاد برمی گردند .

و اما روش دی اس تی (که برگرفته از نام استاد بزرگوار ، مهندس دژاکام و تایم به معنای زمان و روش تدریجی ) است ، بهترین راه درمان می باشد . همانطور که هر مصرف کننده تدریجا معتاد و مصرف کننده میشود ، درمان نیز باید تدریجی باشد و پله پله از مصرف کاسته شود تا اعتیاد خود را به صفر برساند . این روش به کرات آزمایش شده و درمان تک تک مصرف کنندگان سند و تجربه بی نقض برای این روش است . امید که هر بیماری به راه کنگره هدایت شود و به درمان و سلامتی برسد .

 

 

 

مشارکت کنندگان :

 

من ابتدا فکر میکردم که راه حل درمان و ترک اعتیاد ، حرف زدن و نصیحت کردن است . افراد فامیل را وادار میکردم تا با ملایمت و مهربانی او را نصیحت کنند و به راه راست بازگردانند اما بی فایده بود . با خواندن روزنامه و دیدن برنامه شروع خوب با کنگره آشنا شدم و به آنجا پناه آوردم تا به فضل خدا و زحمات کمک راهنما بیمارم به درمان برسد .

زمانی که مواد مخدر به بازار آمد و خیلی ها را درگیر کرد طبعا مرکزهایی برای ترک یا درمان اعتیاد ایجاد شد . از دیدگاه اولیای هر مرکز روشی خاص برای درمان در نظر گرفته شد مثل آب درمانی ، تعویض خون ، دستکاری مغز بیمار و ... ولی وقتی تیر آنها به سنگ خورد و نتیجه ای حاصل نشد و بیمار مجددا به اعتیاد خود بازگشت ، اعلام می کردند که اعتیاد درمان ندارد و معتاد محکوم به زندگی توام با مصرف است تا وقتی که زندگی را ترک گوید .

از دوران نامزدی همسرم مصرف شیشه داشت ولی من متوجه نبودم تا اینکه بعد از ازدواج فهمیدم او یک مصرف کننده دائمی است . سالها درگیر و ناراحت بودم تا اینکه خودش کنگره را پیدا کرد و ما به کنگره آمدیم و دریافتیم که با صبر و بردباری و توجه به حرفهای کمک راهنما قطعا به درمان خواهیم رسید .

تعداد حاضرین در جلسه : 46 نفر

تعداد تازه واردین : 5 نفر

همسفر آذرپور

خلاصه ای از سی دی فرمانبرداری تا فرماندهی با استادی آقای امین دژاکام

بسم الله الرحمن الر حیم

فرماندهی یک هدف است . در واقع یک مسیر را مشخص می کند که از کجا به کجا حرکت را انجام بدهیم.فرماندهی عام می باشد و می تواند هر چیزی باشد . این مطلب یک قانون کلی است .


فرماندهی در معنا این است که یک انسان به یک سری از نیروهای درونی وبیرونی احاطه داشته باشد .وقادر باشد کاری را که  ازدیگران  می خواهد را انجام بدهند . وآن  کاری را که خودمی خواهد را به انجام برساند.


فرماندهی می تواند صور آشکار وصور پنهان داشته باشد.صور پنهان یعنی فرمان دادن به درون .مثال: شخصی به دست خود فرمان بدهد که لیوان آب را بردار .ویا به چشم های خود بگوید باز شود.


فرماندهی خواسته درونی است .وهمه انسان ها دوست دارند که آن جایگاه ویا فرماندهی را داشته باشند. کاری که انسان انجام می دهد در واقع به نیروی خود مسلط می شود واین مسلط شدن درونی است. کسی که قهرمان کشور می شود به فرماندهی جسم ویا بخشی ،از اعضای جسم خود را تحت فرمان دارد.
انسان سالم و مرتب آن چیزی را که بخواهد ویا کاری را که بخواهد انجام بدهد  بدون اشکال اجرا می شود.وحتی متوجه فرماندهی درون خود نمی شود.اما انسانی که بیمار است  فرماندهی او از بین می رود.برای مثال: فردی که بیماری دیابت دارد دیگر نمی تواند قند یا شیرینی بخورد.


شخصی که بیماری اعتیاد دارد بعد از مدتی متوجه می شود که دیگر نمی تواند کارهایی را که قبلا انجام می داده ، را انجام دهد . وچیزهایی که قابل اجرا بود حالا به صورت نسبی اجرا می شود  . دستور می دهد ولی انجام نمی شود.اگر بخواهد به اجرا در آورد باید مواد جدید  استفاده نماید ویا مواد مصرفی خود را بیشتر کند.به جای تریاک از شیره تریاک استفاده کند.این کار را انجام می دهند تا فرماندهی را به دست آورند.


فرماندهی آن قدر اهمیت دارد وبا ارزش است  که انسان بهای سنگینی راپرداخت می کند وجان خود را به خطر می اندازد .تاآن را به دست بیاورد.
کسی که دچار بیماری اعتیاد می شود فرماندهی خود را از دست می دهد.زیرا این خاصیت مواد مخدراست که به نحو احسن این کار را انجام می دهد.واحساس ناتوانی ، بدبختی و... را بوجود می آورد. وقتی که شخص مصرف کنند  می خواهد حرف بزند نمی تواند چون تارهای صوتی فرمان نمی برند.فکر چیز دیگریست ، اما زبان چیز دیگری می گوید.وهر غذایی را نمی تواند بخورد ... فرماندهی از او سلب شده است.


انسان موقعی که دچار تاریکی می شود در نفس اماره قرار دارد تا زمانی که اعتیاد دارد متوجه آن نمی شود . و به کار خود ادامه می دهد.نفس اماره فرمان می دهد که باید این کار را انجام بدهی ومواد خود را تهیه نمایی واستفاده  کنی. حال انسانی که تحت فرمان نفس اماره است  .چگونه می تواند به فرماندهی برسد وبه دیگران فرمان بدهد.


انسانی که در این وضعیت قرار گرفته است. وتحت یک نیرویی دست و پا بسته اسیر است.ومی خواهد از این نیرو خارج شود و زندگی طبیعی داشته باشد ونیروها را در تحت فرمان واختیار خود بگیرد .تا شو شود اتفاق بیافتد باید به فرمانبرداری برسد.


شرایط فرمانبرداری شخص باید از یک نیروی دیگر اطاعت بکند تا از نفس اماره خارج شود. از یک استاد اطاعت نماید و در مورد استاد خود قضاوت نکند.فرمانبرداری کار راحتی نیست .درعمل ،کار بسیار سخت است.


همسفر آذرپور

یازدهمین جلسه از سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60

به نام خداوند مهر آفرین

یازدهمین جلسه از سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60 ( شعبه شهرری ) با استادی خانم مریم، نگهبانی خانم فاطمه سادات و دبیری خانم مرضیه با دستور جلسه "وادی دوم و تاثیر آن روی من" در تاریخ 91/7/30راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

استاد فرمودند: قبل از ورود به کنگره زندگی ما در شرایط ناراحت کننده ای جریان داشت ولی با آمدن به کنگره 60 وگرفتن آموزش ها به تدریج مسافرم از لحاظ جسمی وروانی به تعادل می رسید. اما ازنظر جهان بینی من ومسافرم تغییر نکرده بودیم ،به همین دلیل مشکلات ومسایلی در زندگی ما اتفاق می افتاد.


با مطالعه کردن نوشتارها و گوش دادند به سی دی ها وعمل کردن به آن ها وبا لطف خداوند ، مشکلات ومسایل هم به تدریج حل شد.من ومسافرم چیز هایی را به دست آوردیم ومعنویاتی را کسب نمودیم که هرگز در زندگی آن ها را نداشتیم.


زمانی که  سخنان آقای مهندس را در سی دی های مختلف گوش می کردم ؛ فهمیدم که هیچ موجودی بی جهت قدم در عرصه حیات نمی گذارد . برای مثال شخصی برای عبادت به بالای کوه رفت در راه کرمی را دید و از خداوند پرسید چرا کرم را آفریدی و خداوند فرمود : کرم هم پرسید چرا تو را آفریدم ؟!
سختی های زندگی هم می تواند مفید باشد . یعنی درد و رنج هم بیهوده برای کسی پیش نمی آید . اتفاقات زندگی و موجودات اطراف برای ما می تواند یک امر قابل تفکر باشد . با آموزش های کنگره دریافتم تمام موجودات هستی هدفمند می باشند و برای اجرای کاری به جهان آمده اند .

مشارکت کنندگان : قبل از آمدن به کنگره فکر می کردم که چرا زندگی افراد متفاوت است . عده ای فقیر هستند و عده ای ثروتمند ، عده ای بدبخت و عده ای خوشبخت اند و در آخر چرا بعد از تحمل این همه سختی باید بمیرند و بسیاری از سوالها و چراهای دیگر . اما با ورود به کنگره فلسفه ی بسیاری از چیزها را فهمیدم . این وادی ، وادی امید است و به ما نشان میدهد که انسان در دنیا ماموریت و رسالتی دارد .


در یک مقطع از زندگی واقعا دچار ناامیدی شدم . هر حرکتی که میخواستم انجام دهم می گفتم که چی ؟ من باید به چه امیدی تلاش کنم ؟ با آمدن به کنگره و خواندن وادی ها ، امید در من زنده شد .


خداوند دو راه جلوی پای انسان گذاشت ، تاریکی و روشنایی . تجربه ی تاریکی ها قطعا ما را به جانب روشنایی ها می برد . طبیعی است که انسان تا سختی نکشد ، قدر راحتی و اسایش را نمی فهمد . خداوند هرگز انسان را رها نکرد بلکه حامی اوست . این انسان است که از خداوند دور میشود و به طرف ضد ارزش ها میرود . با نگاه به جهان اطراف خود و تفکر در آنها پی خواهیم برد که هیچ چیز بیهوده خلق نشده است .

تعداد حاضرین در جلسه : 44 نفر
تعداد تازه واردین : 1 نفر


همسفر آذرپور