اخبار کنگره 60
قابل توجه مسئولین نمایندگی ها:
در هفته راهنما کلیه مراسم تجلیل از راهنمایان، جلسات آقایان مسافر و
جلسات همسفران به صورت جداگانه در جلسه بسته برگزار می گردد.
دبیر کنگره دیده بانان
قابل توجه مسئولین نمایندگی ها:
در هفته راهنما کلیه مراسم تجلیل از راهنمایان، جلسات آقایان مسافر و
جلسات همسفران به صورت جداگانه در جلسه بسته برگزار می گردد.
دبیر کنگره دیده بانان
بنام خدا
هشتمین جلسه از دوره چهل و ششم سری کارگاههای آموزش جهانبینی کنگره ۶۰ مورخ 28-01-91 با نگهبانی و استادی آقای مهندس حسین دژاکام و دبیری آقای بیژن با دستور جلسه "اتخاذ تصمیمات جدید" رأس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.

............در انتخابات مرزبانی تمام شعب و شهرستان ها هر شخص تنها می تواند به یک نفر رای بدهد . اگر به دو نفر رای دهند آن رای باطل خواهد شد . ................... چنین چیزی در کنگره وجود ندارد که ایجنت یک نمایندگی بگوید کلاس شنبه ها را به جهان بینی اختصاص بدهند و لژیون ها را تعطیل کرده تا جلسه جهان بینی برگزار شود . من با تمام سیستم هماهنگ می کنم که این برنامه ها برهم نریزد............. ایجنت نمی تواند بگوید من صاحب شعبه هستم و اختیارات تمام مرزبانان را به دست بگیرد و بخواهد رئیس آنها شود و مرزبانان مانند کارمندان او رفتار نمایند . چنین چیزی نباید وجود داشته باشد . اگر به این شکل باشد باید تدبیری اندیشید که در آینده ایجنت ها دیگر نباشند . .......
جهت مشاهده (( سخنان کامل استاد محترم)) به ادامه مطلب مراجعه فرمائید
دبیر: غلامحسن نگهبان : علی استاد: محمود اسماعیلی
روز: پنجشنبه مورخ:92/01/29ساعت: 17
استاد فرمودند:
ما در درمان کنگره سه ضلع داریم. جسم ، روان ، جهان بینی ، پروسه جهان بینی یکی از موضوعاتی است که فقط در کنگره در مورد درمان اعتیاد صحبت گردیده است. در خارج از کنگره ، اعتیاد را برخی جسمی و برخی روانی می دانند.
آنان که مشکل را جسمی می دانند اعتقاد دارند که ....
فصل الخطابی جهت عدم تکرار تاریخ
سال 1390 - تیرماه
نیروهای منفی که از ماهها قبل کار خود را شروع کرده بودند و به حق هم خوب در میان نیروهای مثبت خودفرمان نفوذ نموده بودند.
جنگ نیروهای الهی در مقابل اهریمن، نیروهای منفی با تمام قوا صف آرایی کرده بودند.
به یکبار ه یورش شروع شد ، نیروهای الهی با تمام توان شروع به ایستادگی نمودند ، اما متاسفانه اختلاف فرماندهان رده بالا ، با یکدیگر کار را به مشکل مواجه کرد و هر روز که میگذشت ، تلفات و شکست نزدیکتر می شد.
فرمانده و ریس بزرگ نیروهای الهی ، که خطر را جدی دید ، در یک گردهمایی بزرگ تمامی سران و فرماندهان سفید پوش خود را جمع نمود و چنین آغاز نمود:
اى كسانى كه ايمان آوردهايد صبر كنيد و ايستادگى ورزيد و مرزها را نگهبانى كنيد و از خدا پروا نماييد اميد است كه رستگار شويد ( سوره آل عمران – آیه 200)
یاران من ، ای کسانی که پیمان بستید، مواظب باشد، شیطان دشمن آشکار شماست. تاریخ در حال تکرار است. و گوشه ای تاریخ را اینگونه بازنمود.
میدانید چرا پیامبر (ص) درجنگ احد تا مرحله شکست پیش رفت ؟ و خاطر دندان شکسته از یاد ها نرفته است.!!
زمانی که یاران پیامبر(ص) از فرمان سرپیچی کردنند و برای کسب غنایم و مال و پست و مقام و.. به دنبال غنیمت و ارزشهای ناچیز دنیا رفتند. شکست نزدیک شد.
آری ! عدم فرمانبرداری و خودفرمانی برخی از فرماندهان پیامبر(ص).
میدانید که چرا علی (ع) در جنگ صفین به مشکل خورد؟
در آن زمان عمرعاص از انحراف شکل گرفته در یاران علی(ع) در جنگ صفین ، استفاده نمود و ابوموسی اشعری که جزء یاران و خواص بود ، فریب داد و جنگی دوباره شکل گرفت. و باعث گردید خوارج قسم خورده دست در دست هم داده و باعث خانه نشینی علی(ع) گردند.
آری! اختلاف بین یاران علی (ع).
و فصل الخطابی برای همیشه برای فرماندهان خود بیان نمود و شرح وظایف هریک را به خوبی گوش زد کرد ، و گفت ببنید فرمان چیست؟ و فقط آنرا عمل کنید.
آری هنوز فرمان ایشان را از یاد نبرده ام و صدای دلنشینش در گوشم نجوا میکند.
و در آن سال و با درایت ایشان نیروهای منفی شکست خوردند .
اما میدانستم که شیطان دشمن قسم خورده است و از پا نخواهد نشست.
سال 1392 – فروردین (دو سال بعد)
نیروهای جدید به لشکر الهی افزوده شدند ، توان نیروهای الهی بسیار بیشتر شده بود. دشمن دسیسه ای تازه اندیشید. او میدانست که برخی از بزرگان فصل الخطاب را فراموش کرده اند و درجه بالای فرماندهی رسیده اند و این خود باعث نقطه ضعف آنان است زیرا تبدیل به دیکتاتوری کوچک گشته و درجایی خود رای شده اند.
دشمن نقطه ضعف فرماندهان نیروهای الهی را خوب شناخته بود. آری ! خودفرمانی برخی از مقامات ، که جایگاه را تجویز جاه طلبی نموده بودند.
این بار قبل از اینکه دشمن صف آرایی کند. و بخواهد کاری انجام دهد. فرمانده و رئیس بزرگ نیروهای الهی ، در یک گردهمایی سران و فرماندهان و یاران سفید پوش خود را جمع نمود و چنین آغاز نمود :
(( گفت من آن نيستم كه براى بشرى كه او را از گلى خشك از گلى سياه و بدبو آفريدهاى سجده كنم( سوره حجر- آیه33)
امان از غرور، همان که گریبانگیر شیطان شد. او که جایگاه خود را خاص می دانست و خود را شخصی بزرگ، دچار غرور شد.
ای یاران زحمت کش و نیکوکار من ، گاهی غرور خواص باعث اشتباه بزرگشان می شود. که تاریخ را به انحراف می کشانند ، و هزاران سوال و پرسش پاسخ نداده در ذهن ها باقی می گذارند، که در طول تاریخ این انسانها کم نیستند.
و فرمود : برخی از کارهای خواص باعث میگردد که تاریخ به مرور زمان آنان را کنار بگذارد و نام نیکویی از آنان برده نشود. مواظب باشید که در هر جایگاهی هست به عدالت رفتار کنید.
و دوباره شرح وظایفی که دو سال پیش به آنان گوش زد کرده بود، دوباره یادآوری نمود.و همه آنان را به آرامش دعوت نمود.
این بار هم جنگ به نفع نیروهای الهی قبل از شروع ، به پیروزی انجامید.
منکه در هر دو زمان ( 1390– 1392 ) را درک کرده بودم ، با خود می اندیشیدم. چه شد که نزدیک بود تاریخ دوباره تکرار شود.؟
خوب که فکر میکنم می بینم تمام مشکل و ایراد کار از خواص است، زیرا عوام و مردم عادی دنبال خواص میروند و کاری را انجام میدهند که آنان انجام میدهند و حتی برخی از عوام نسبت به خواص تعصب کورکورانه دارند.
و اگر خواص در لحظه و زمان لازم ، درست عمل کنند ، هرگز عوام به انحراف کشیده نمی شود. و اختلافی پیش نخواهد آمد و دشمن نمیتواند کاری انجام دهد که باعث تاریخ تکرار شود.
اما ناگهان از دور دست صدایی می شنوم :
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
به نام خدا
پانزدهمین جلسه از دوره هفتم روزهای یکشنبه با دستور جلسه "جهان بینی 1و2" با استادی آقای کورش آذرپور و با نگهبانی آقای علی و دبیری آقای ابوالفضل در تاریخ 25/1/92 ساعت 17 شروع به کار نمود
سخنان استاد:
بیشتر دستور جلسات کنگره 60 در مورد ضلع جهان بینی مثلث درمان اعتیاد است. مثلا هفته قبل دستور جلسه، دانایی، دانایی موثر و سواد بود و این هفته نیز دستور جلسه جزوه جهان بینی یک و دو میباشد و هفته آینده نیز وادی هشتم است که آن نیز جهان بینی است.
درکنگره روی تغییر نگاه و نگرش انسان و لزوم باز بینی آن تاکید زیادی شده و اینکه بوجود آمدن مشکلات در زندگی به نوع تفکر و اندیشه ما مربوط میشود.
جزوه جهان بینی 1و2 نوشته آقای امین دژاکام یکی از نوشتارهای کنگره است که به دلیل اهمیت آن، در پکیج آموزشی نیز گنجانده شده، و مطالعه آن، نه فقط برای مسافرین، بلکه برای همسفران که برای درمان به کنگره مراجعه کردند، لازم است.
جزوه جهانبینی 1و2 هر کدام 20 صفحه است و برای خواندن هر کدام از آنها یک ساعت زمان کافی است؛ زمانی که به نظر، خیلی کم اهمیت تر از آن جلوه میکند که بخواهیم در باره آن فکر کنیم، و یا دنبال پیدا کردن آن باشیم؛ اما با کمی تامل خیلی راحت می توان این زمان را پیدا کرد.
هر ماه 720 ساعت است و اگر شخصی حتی در هر ماه یک بار این جزوه ها را بخواند هنوز 718 ساعت وقت دارد تا به کارهای دیگر خود بپردازد؛ اما چگونه است که بعضی از ماه شش ماه است که به کنگره می آییم و 4300 ساعت وقت را گذرانده ایم، ولی هنوز یک بار هم آنها را مطالعه نکردیم.
با نگاهی به سرانه مطالعه در کشور ما مشخص می شود که مطالعه برای مردم ما یکی از کارهای بسیار سخت و شاید حتی بگوییم که جزء اعمال شاق است، شاید اگر مجبورشویم یک ساعت با پای پرهنه راه برویم، راحت تریم، تا به جای آن مجبور باشیم یک ساعت مطالعه کنیم؛ در صورتی که یاد گیری مطالب نوشتاری و صوتی کنگره جزء لاینفک درمان ماست و اگر شخصی که برای درمان به کنگره مراجعه کرده ضلع جهان بینی را به نتیجه مطلوب مورد نظر کنگره نرساند، درمان او کامل نیست و تعادلی که در کنگره از آن نام میبریم را، بدست نمی آورد.
کنگره 60تنها سازمانی است که برای درمان اعتیاد هر سه ضلع درمان را در نظر گرفته و برای درمان قطعی اعتیاد، به تعادل رساندن جسم، روان و جهان بینی را لازم می داند؛ کسانی که در کنگره درمان جسمی خود را با مصرف دارو به نتیجه میرسانند، روان آنها نیز به دنبال سلامت جسم، به تعادل میرسد، اما قسمت جهان بینی معقوله دیگری است که، خود لازمه تلاش و حرکتی جدا از جسم و روان را می طلبد.
تمام مشکلاتی که در زندگی ما به وجود می آید در اثر کمبود دانایی ماست و این موضوع درکنگره برای ما با آموزشها کاملا مسجل گردیده، پس برای اینکه ما بتوانیم برای مشکلاتی که در طول مسیر زندگی به شکل خواسته یا ناخواسته به وجود می آید راه حلی پیدا کنیم باید به دانایی خود بیافزاییم و سعی کنیم که با کسب دانایی دست به تعغییر در خودمان بزنیم. برای اینکار لازم است که اول پی به کمبود، در این مورد ببریم، یعنی اول ندانی خود را بدانیم تا بتوانیم دانایی را بدانیم.
دردهای فیزیکی که در جسم ما به وجود می آید با کنار رفتن آن موضوع، درد آن نیز فراموش می شود، ولی مشکلات و دردهای فکری به این شکل فراموش نمی شود؛ مثلا اگر دست شما بشکند تا زمانی که دوران درمان آن بپایان برسد، شما درد آن را متوجه می شوید و از آن رنج می برید ولی چند سال بعد اگر آن موضوع یادتان بیفتد دیگر دردی را احساس نمی کنید.
اما اگر مثلا از دست کسی ناراحتی داشته باشید و از آن موضوع رنجی کشیده باشید، حتی بعد از سالها نیز یاد آوری آن موضوع، برای شما درد و رنجی را به وجود می آورد. پس لازم است همان طور که ما برای دردهای جسمانی خود اقدام به درمان آن می کنیم برای درمان تفکر خود نیز باید تلاش و حرکت داشته باشیم و حتی بیشتر.
شاید پی بردن به مشکلات فکری و درمان آنها خیلی مهمتر از درمان مشکلات جسمی است؛ اینکه ما به این موضوع اهمیت بدهیم، مستلزم آن است که اول پی به کمبود آن ببریم؛ یعنی تا زمانی که احساس کمبود نسبت به دانایی نداشته باشیم در جهت کسب ان تلاشی نمی کنیم،
باید آگاه شویم که، اگر مشکلاتی لاینحل زیادی در زندگی برای ما به وجود می آید و یا اگر نمی توانیم از زندگی که داریم، حال خوشی بدست بیاوریم و یا استرس و نگرانی در زندگی ما زیاد است و تا زمانی که حسرت گذشته و یا ترس از آینده، لحظات اکنون ما را از بین می برد؛ بدانیم که همه آنها از جهل و نادانی ماست.
اینکه ما در وجود خود چه مقدار احساس نیاز و احتیاج می کنیم مهم است؛ مثلا من احساس تشنگی درخودم دارم ولی مقدار این تشنگی درحدی است که اگر آب خنکی به شکل آب معدنی در بسته، دریخچال باشد می خورم. ولی زمانی آنقدر این احساس تشنگی درمن قوی می شود که، اگر آب در یک سطل کثیف هم باشد باز می نوشم؛ نمی توان هر دو این افراد را به یک اندازه تشنه دانست.
حال درمورد احتیاج ما به دریافت دانایی هم، می تواند به همین شکل باشد. ممکن است این احتیاج را به هر شکلی که بتوانم بدست آورم، سی دی گوش کنم ، جزوه و کتاب بخوانم، از وقت و زمان کار و درآمد خود بگذرم و در کلاس های مختلف شرکت کنم. اما باز هم ممکن است نیاز خود را در حدی ببینم که اگر کسی اطلاعاتی دارد با گفتن آن، دراختیار من بگذارد و من هر موقع که اوقات بیکاری داشتنم، درکلاس شرکت کنم این بیشتر به وقت گذرانی شباهت دارد تا گرفتن آموزش.
ما در جهان بینی با صور پنهان خود آشنا می شویم، متوجه می شویم که چیزی به اسم منیت در وجود ما لانه کرده، و می دانیم که با آموزش می توان به آن غالب شد؛ ناامیدی را میشناسیم و از اثراتی که در کارهای ما میگذارد با خبر می شویم، و تجربه را برای نقطه مقابل آن شناسایی می کنیم؛ متوجه می شویم که چه ضرر های از ترس های ناشناخته به وجود ما خورده.
با نفس اماره آشنا می شویم و متوجه می شویم که چقدر از خواسته های ما از ناحیه نفس اماره صادر می شود و حتی متوجه می شویم که وجود این نفس برای رشد و تکامل انسان لازم و ضروری است و اینکه چگونه از آن جدا شویم تا در ادامه به نفس مطمئنه برسیم و اینکه تا به فرمان عقل نرسیم، کامل نیستیم.
کسانی که با این موضاعات آشنایی ندارند در زندگی خود با سختی های بیشتری دست و پنجه نرم می کنند و کنگره تلاش می کند تا کسانی که برای درمان به آنجا مراجعه می کنند را با آموزش ها، به آرامش بیشتری برسانند، اما این موقعی میسر میگردد که شخص نیز احساس احتیاج را در خود به وجود بیاورد.
خود من بعضی مواقع این آموزش ها را به شکل دیکتاتوری در لژیون اجرا می کنم یعنی سی دی های آموزشی را که خود شخص باید تهیه کند و گوش بدهد را به داخل لژیون آورده و به اجبار به هم لژیونی ها داده و آنها را مجبور به گوش کردن میکنم و از آنها می خواهم که در باره موضوعی که شنیده اند توضیح دهند. این موضوعات در مورد خود من نیز گاهی اجرا می شود و من با میل آنها را قبول می کنم زیرا به این موضوع واقف هستم که هر چیزی که کنگره به من میدهد حتی اگر بزور هم باشد برای من مفید است. و من یاد گرفتم که اگر چیزی برایم مفید بود از آن استفاده کنم و حتی سو استفاده.
در آخر میتوانم با جرعت بگویم که اگر کسی در کنگره جهان بینی خود را تغییر ندهد و فقط به فکر جسم و روان خود باشد، به آن نتیجه ای که کنگره از آن به عنوان تعادل نام می برد و به حال خوشی که وعده می دهد، نمیرسد و یا اگر آن را بطور کامل اجرا نکند ممکن است که فکر کند دیگرانی که از آن حال خوش صحبت می کنند و او آن درک نکرده، دروغ می گویند.
نام: ابوالقاسم نام راهنما : محمود اسماعیلی
مصرف: تریاک
طول درمان (سفراول): 10ماه و 20 روز
شعبه: شهرری
تاریخ رهایی: 1392/01/28
آقای قاسمر، ورودتان به سفر دوم را به شما و خانواده تان و راهنمای گرامیتان تبریک عرض مینماییم
امیدواریم در سفر دوم گام هایتان را استوارتر بردارید

نام: صادق
مصرف: قرص
طول درمان (سفراول): 16 ماه ز
شعبه: مشهد
تاریخ رهایی: 1392/01/28
آقای صادق، ورودتان به سفر دوم را به شما و خانواده تان و راهنمای گرامیتان تبریک عرض مینماییم
امیدواریم در سفر دوم گام هایتان را استوارتر بردارید

نام: مرتضی
مصرف: تریاک - الکل - شیشه
طول درمان (سفراول): 11 ماه
شعبه: شهرری
تاریخ رهایی: 1392/01/28
آقای مرتضی ، ورودتان به سفر دوم را به شما و خانواده تان و راهنمای گرامیتان تبریک عرض مینماییم
امیدواریم در سفر دوم گام هایتان را استوارتر بردارید

دبیر: حامد کمپانینگهبان : امیرحسین خلیلیاستاد: مهرداد بوجاریان
روز: سه شنبه مورخ:92/01/27ساعت: 17
استاد فرمودند:
دستور جلسه امروز یکی از فلسفه های درمان است و در کنگره 60 به عنوان پایه درمان یک راه کار اصلی به حساب می آید. ما در گذشته در اثر یک تصمیم اشتباه و یک دیدار اشتباه در زندگی به اعتیاد کشیده شدیم و باید بعد از ورود به کنگره این دید را عوض کنیم تا دیگر بعد از درمان دچار اینگونه اشتباهات نباشیم یک شخصی می تواند مواد مصرف نکند اما اگر جهان بینی او درمان نشود نمی توان گفت که به درمان قطعی رسیده است.
به نام خدا
چهاردهمین جلسه از دوره دوم روزهای دوشنبه با دستورجلسه"جهان بینی 1و2" با استادی خانم عزت ، نگهبانی خانم مرضیه و دبیری خانم ربابه ، ساعت 15 شروع به کار نمود.
سخنان استاد:
جهان بینی یعنی آنچه ما نسبت به کل هستی ، جهان درون و جهان بیرون برداشت و اداراک و احساس می نماییم . جهان بینی شامل دو بخش است . جهان بینی درون مربوط به مقوله انسان می شود . شناخت انسان و نیروهایی که با آن سروکار داریم و به ما کمک می کند تا جایگاه خویش یا مبدا خود را پیدا کنیم . جهان بینی بیرون ما را در یافتن راه و مسیر حرکت تا رسیدن به مقصد یاری می نماید .
قبل از ورود به کنگره هیچ دانشی نسبت به جهان بینی نداشتم . مسافرم بر اثر موادمخدر حتی خودش را هم نمی شناخت تا چه برسد به جهان درون و بیرون . چون بر اثر مصرف مواد ، اداراک و احساس او افیونی بود .
زمانی که با کنگره آشنا شدیم ، دانستیم که باید سه سفر را طی کند و برای به تعادل رسیدن جسم و روان که همانند سوار و سوارکار هستند ، یازده ماه و برای جهان بینی مدتی غیرقابل پیش بینی لازم است . برای درمان بیماری اعتیاد لازم است تا جسم ، روان و جهان بینی فرد به تعادل برسد .
جهان بینی ، کاربردی است و هم برای مسافران و هم برای ما همسفران لازم است . در پروسه درمان ، یک ضلع جهان بینی است . به صورت تدریجی روی مسائل کار می شود . وقتی افکار فرد افیونی است ، جهان بینی را از دید دیگری می بیند ولی وقتی اینجا روی افکار و اعمالش کار می شود ، کم کم دیدگاه او به جهان و خود تغییر می کند . در سفر دوم بیشتر روی جهان بینی تاکید می شود . همسفر در کنار مصرف کننده زندگی کرده است و آسیب دیده ، در کنگره او هم آموزش می بیند و متحول می گردد .
در جهان بینی یک ، سه نفس توضیح داده شده است . نفس اماره که شخص از اعمال ناشایست خود پشیمان نمی شود . نفس لوامه که در این مرحله ، انسان به مرحله تشخیص قدم می گذارد . نفس مطمئنه یعنی خواسته های فرد با اطمینان برگزیده و انتخاب می شوند . من باید سعی کنم تا با تلاش و حرکت ، به نفس مطمئنه نزدیک و نزدیک تر شوم .
تعداد حاضرین : 50 نفر
تعداد تازه واردین : 5 نفر
به نام خداوند مهرآفرین
موضوع : سی دی طلا و تاثیر آن روی من
درآغاز باید بگویم که لطف وعنایت حضرت حق یاری نمود و این گم شده ی درمسیر پرپیچ و خم زندگی و درد و رنج را به سرای آگاهی، مهر ، تواضع و خدمت یعنی کنگره ی 60 رهنمون کرد . به پاس این هدایت بر آن شدم تا حد ممکن به ارتقای آگاهی و وسعت دامنه ی اطلاعاتم به خصوص در مورد مسئله ی بغرنج اعتیاد بیفزایم و علاوه بر حضور مداوم در جلسات کنگره ، نشریات آن را به دقت بخوانم و سی دی های مختلف را نیز گوش کنم و توصیه ها و دستورات آن را کاربردی نمایم .
در این مقال برآن شدم تا دریافت خود را از سی دی طلا به روایت آقای مهندس دژاکام به طور خلاصه بیان کنم « ..... به کمک خداوند و تمرکز انرژی خود سعی کردیم تا به تدریج از صفات بد و ضد ارزش ها دور شویم . فهمیدیم که چگونه زندگی کنیم زیرا که زندگی کردن را بلد نبودیم نه فقط ما، که اکثر انسان ها در دیگر نقاط دنیا اصول زندگی را نمی دانند ،که نتیجه ی این ناآگاهی ها و جهالت ابتلا به انواع و اقسام بیماری هاست و حتی محروم شدن از اکسیژن طبیعی برای نفس کشیدن و مهم تر از همه عادت کردن به همه ی این ناهنجاری ها.
استاد با استناد به حکایت مرد دباغ از مثنوی مولانا چنین گفتند که این مرد دباغ عادت به بوی تعفن پوست ها داشت به طوری که بوی خوش گل و گلاب حالش را به هم می زد و موجب رنج او می شد . در واقع ما هم مثل آن مرد دباغ هستیم که به این جور زندگی عادت کردیم و حتی خود من به خاطر ندانستن قانون زندگی و افتادن در دام مواد مخدر ، روزانه ساعت ها کار می کردم ولی همیشه بی پول و لنگ بودم اما با دور شدن از دنیای اعتیاد و آموختن قانون زندگی و پس انداز از راه درست و خرید و فروش حساب شده توانستم خودم را از نظر مالی جمع و جور کنم با پس انداز پول اندک و خریدن قطعه ی کوچکی از طلا و فروش آن بعد از مدتی و وام گرفتن و قرض کردن باید به تدریج به وضعیت اقتصادی و مالی خود سروسامان بدهیم .
مقصود این نیست که طماع باشیم بلکه استحکام پایه های مالی زندگی مدنظر ماست . ما باید برای فرزندان خود با توجه به وضعیت آشفته ی اقتصادی کشوری که در آن زندگی می کنیم چیزی برجای بگذاریم تا دست مایه ی آنها در تشکیل زندگی گردد .
استاد در ادامه ی سخنان خود فرمودند که در بین مخلوقات سالم و خوب خداوند آدم های بد و ناسالم هم داریم چه جسمانی و چه اخلاقی . اگر در زندگی ما کسی بد از کار در آمد چه باید بشود، قرآن خدا که غلط نمی شود . باید این امر را پذیرفت نه این که زمین و زمان را به هم دوخت .
بالفرض هیچ بدی وجود نداشته باشد و همه چیز مهیا باشد آیا می توانیم زندگی کنیم ؟ نهایت بعد از مدتی می خواهیم به قبرستان برویم و قبری تهیه کنیم و در آن بخوابیم زیرا کاری برای انجام دادن نداریم . منظور این است که نباید این ذهنیت در ما باشد که در مسیر زندگی همه چیز باید تمام وکمال سرجایش باشد ،خیر خداوند چنین تضمینی نداده است .
استاد در مورد معنویات فرمودند : معنویات این نیست که در آسمان ها سیر کنیم و از تمام اسرار الهی آگاهی یابیم ، معنویات یعنی درست زندگی کردن ، شاد بودن و شادکردن ، در صلح بودن و دشمنان رابه دوست تبدیل کردن . این کارها معنویات و معنوی بودن است به عنوان مثال خیلی ها با کنگره مخالف بودند ولی امروز با عملکرد منطقی کنگره با آن موافق شدند و از طرفداران پروپا قرص آن به حساب می آیند . این مسئله در خانواده ها نیز می تواند مصداق یابد .
هدف انسان ها باید بخشیدن ، گذشت و کاستن دردی از دردهای جامعه باشد نه انتقام ، به همین دلیل خداوند در کتاب شریف خود به بخشندگی و مهربانی دعوت می کند .
استاد در پایان عرایضشان فرمودند : اگر در هوا پری مگسی باشی، اگر بر آب راه بروی خسی باشی ،پس دل به دست آر ،تا کسی باشی . باید درد درون کسی را کم کنیم و دلشان را به دست آوریم اگر نمی توانیم، لااقل نمک برزخمشان نپاشیم. نباید یک همسفر بدحال و نامتعادل را از کنگره بیرون کنیم باید با او همدردی کنیم و درکاهش دردش بکوشیم اینجاست که پیشرفت می کنیم و گرنه دچار منیت می شویم در کنگره باید خدمت کرد . نتیجه این که اگر در مسیر زندگی دشواری هایی هست امری طبیعی است که باید آن ها را حل کرد دیگر این که حسرت نداشته ها را نخوریم و قدر داشته هایمان را بدانیم ..... ».
برای مهندس بزرگوار و اندیشمند مان آقای دژاکام و تمامی خدمت گزاران به انسان و انسانیت آرزوی توفیق و سربلندی دارم
ما را به دعا کاش نسازند فراموش رندان سحر خیز که صاحب نفسانند
التماس دعا
همسفر نسرین . شعبه شهرری
به نام خدا
چهاردهمین جلسه از دوره هفتم روزهای یکشنبه با دستور جلسه "دانایی ، دانایی موثر و سواد" با استادی آقای کورش آذرپور و با نگهبانی آقای علی و دبیری آقای ابوالفضل در تاریخ 18/1/92 ساعت 17 شروع به کار نمود
سخنان استاد :
راجع به دانایی و دانایی موثر ، در جزوه جهان بینی 1 ؛ آقای امین توضیحات کاملی داده است . تعریف ساده ای از دانایی داده شده است .
در درمان اعتیاد ، هر گروه فقط به یک عامل بسنده کرده است . کنگره تنها جایی است که به این شکل ، هر سه ضلع را لازم دانسته است . لازم است که شخص شکل دانایی را آموزش ببیند . اگر دانایی شخص در همان سطح بماند مانند سخن حضرت علی می شود که شخص تمام روزهایش مثل هم باشد . هر فرد وظیفه دارد به میزان دانایی خود اضافه کند . مثلث دانایی ، میزان دانایی فرد است . داخل آن ، مثلث دیگری وجود دارد به نام مثلث دانایی موثر . دانایی موثر یعنی اینکه شخص چه مقدار از میزان دانایی عام خود را به دانایی موثر تبدیل می کند .
ما خیلی چیزها را به شکل اطلاعات عمومی می دانیم مانند اینکه می دانستیم اعتیاد بد است . ولی با این همه مصرف می کردیم چون دانایی ما در حد دانایی موثر نبود و نمی توانستیم اطلاعاتمان را پیاده کنیم . اگر کسی می خواهد دانایی اش به دانایی موثر تبدیل شود ، باید هر سه ضلع دانایی اش رشد کامل و مساوی داشته باشد . شما نمی توانید راجع به چیزی آموزش ببینید ولی هیچ وقت ان را تجربه نکنید و در موردش فکر نکنید .
هر چیزی که در هستی می بینیم و به دست انسان ساخته شده ، اثر دانایی انسان است . دانایی انسان مواد و محصولات را به وجود می آورد . دانایی شکل های متفاوتی در درون و بیرون دارد . دانایی باید در درون من نیز تغییراتی ایجاد کند و اثرگذار باشد . دانایی موثر باید روی شخص اثر بگذارد و این اثر باید ماندگار باشد . اگر این اثر ماندگار باشد ، دیگر امکان برگشت به اعتیاد وجود نخواهد داشت . در هر مورد دیگری نیز به همین صورت است .
دانایی گاهی به شکل منفی رشد می کند . دانایی یا بصورت ارزش است یا ضدارزش . اگر بخواهید اثر مثبت به خود و دیگران برسد ، باید در مسیر ارزش ها باشید ، در غیر اینصورت امکان ندارد . اگر دانایی در مسیر ضدارزش باشد ، تخریب ایجاد می کند ، مثل ساختن بمب اتم .
میزان دانایی به لباس نیست ، به انسان بودن است . ممکن است کسی سواد داشته باشد ، شاید این سواد به کسب دانایی در آن زمینه به فرد کمک کند ولی گاهی برعکس می شود و میزان سواد بر دانایی اثر عکس خواهد داشت . اگر فردی تحصیلات عالی داشته باشد ، ممکن است درمان اعتیادش بیشتر از بقیه افراد با مشکل مواجه شود . میزان اطلاعات او برایش منیت ایجاد می نماید . تحصیلات ، میزان دانایی انسان را در یک مورد خاص افزایش می دهد . دانایی در کنگره ، دانایی عمومی ، معرفت و شناخت است .
برای درمان اعتیاد باید کمی فیلسوف شویم . از فلسفه و خرد آگاهی پیدا کنیم . اگر فقط مواد را کنار بگذاریم ، این ممکن نیست . باید سعی کنیم تا افراد از رفتار و تفکرات ما بهره مند شوند . سودمان هم به خودمان و هم به اطرافیان برسد و هستی از وجود ما لذت ببرد . وسایل و ابزار فراهم است ، باید خودمان تلاش کنیم .
در پایان جلسه ، تولد یک سال رهایی آقای جواد رهجوی کورش آذرپور با شکوه برگزار گردید .
به نام خدا
سیزدهمین جلسه از دوره دوم روزهای دوشنبه با دستورجلسه"دانایی ، دانایی موثر و سواد" با استادی خانم سمیرا ، نگهبانی خانم مرضیه و دبیری خانم منصوره ، ساعت 15 شروع به کار نمود.
سخنان استاد :
قبل از آمدن به کنگره تصور می کردم که تنها مشکل من در زندگی ، اعتیاد مسافرم می باشد . ولی به مرور متوجه شدم که مشکلات دیگری نیز وجود دارد که باید حل شود . به این راحتی نبود چون حل کردن مشکلات نیاز به آموزش دارد و در کنار آموزش باید تفکر و تجربه را نیز بکار گیریم .
من و مسافرم در سفر اول مرتب به کنگره می آمدیم و بعد از رهایی مسافرم ، آمدنمان کمرنگ و کمرنگ تر شد . بطوری که مدت زیادی از کنکره دور ماندیم . در این مدت متوجه شدم که تنها رها شدن از مواد مخدر نیست . ما باید در سفر دوم نیز آموزش ببینیم تا بتوانیم دانایی خود را به دانایی موثر تبدیل نماییم . تفکر و تجربه های مثبت را در زندگی خود به کار گیریم تا بتوانیم مشکلات را حل کنیم .
برای کسب دانایی باید روی سه ضلع تفکر ، تجربه و آموزش کار شود . ما خیلی چیزها را می دانیم ولی به آنها عمل نمی کنیم . به عنوان مثال می دانیم غیبت ، دروغ ، قضاوت و ... بد است ولی انجام می دهیم . چون کاربردی کردن دانایی سخت است و دوری از ضدارزش و تغییر نمودن زمان می خواهد و باید بصورت تدریجی تغییر کرد .
دانایی به دو صورت است ، دانایی خاص و عام . دانایی خاص مانند اینکه فردی در یک رشته تحصیلی خاص درس می خواند و در آن زمینه به دانایی خاص می رسد ولی عام ، روابط عمومی می باشد . دانایی یعنی دانستن . من همیشه می گویم که می دانم پس چرا انقدر در زندگی و رفتارم مشکل دارم . تازه متوجه شدم که دانستن و سواد یا پول ، میزان دانایی نیست . باید دانش و آگاهی خود را نسبت به هر مسئله ای بالا ببریم و عمل نماییم .
در کنگره 60 ، مثلث های زیادی وجود دارد که محوریت کنگره روی این مثلث ها می چرخد . تا از تاریکی عبور نکنیم ، به روشنایی نمی رسیم . تا مثلث جهالت را نگذرانیم به مثلث دانایی و دانایی موثر نمی رسیم . کنگره راه را نشان می دهد ، حال بستگی به خودمان دارد که چگونه و چه اندازه بتوانیم مثلث دانایی که از سه ضلع تشکیل شده را کاربردی نماییم تا به مثلث دانایی موثر برسیم .
تعداد حاضرین : 40 نفر
تعداد تازه واردین : 2 نفر
رهایافتگان از شهرری در روز چهارشنبه مورخ 21-01-92
آقا مجتبی رهجوی آقای رضا، مصرف: تریاک، شیره، طول درمان (سفر اول) 10 ماه، داروی درمان: OT، از نمایندگی شهرری.

آقا علی اصغر رهجوی آقای محمود، مصرف: تریاک، شیشه، طول درمان (سفر اول) 10 ماه، داروی درمان: OT، از نمایندگی شهرری.

دبیر: ابوالفضل نگهبان : قاسم استاد: کوروش
روز:یکشنبه مورخ:92/01/18ساعت: 17

سخنان استاد:
چیزی که در کنگره لامز است شخصی تغییر انجام دهد و آن چیزی نیست جز دانایی. هر انسانی وظیفه دارد به دانایی خودش را افزایش دهد در کنگره دانایی را به وسعت جهان در نظر گرفته و یک مثلت دانایی کشیدهو داخل آن مثلی یک مثلث دانایی.....

و در ادامه جشن تولد یکسال سال رهایی یک نفر از مسافران لژیون آقای کوروش امیرمافی ، مسافر جواد حسینی با شکوه خاصی برگزار گردید .

کارگاه آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی شهرری
جلسه: سومدوره : چهارمدستور جلسه: دانایی ، دانایی موثر ، سواد
دبیر: غلامحسن نگهبان: علی استاد: مرتضی رحیمی
روز: پنجشنیه مورخ: 92/01/15ساعت: 17
به نام خدا
دوازدهمین جلسه از دوره دوم روزهای دوشنبه با دستورجلسه"لژیون و تشکیل آن در داخل و خارج کنگره" با استادی خانم افسانه ، نگهبانی خانم مرضیه و دبیری خانم منصوره ، ساعت 15 شروع به کار نمود.
سخنان استاد:
سال نو را به همه تبریک می گویم و امیدوارم سالی پربرکت و خوب باشد مخصوصا برای آنانی که خواهان رهایی هستند .
صحبت خود را با جمله ای شروع می کنم که برای خودم بسیار جالب و الهام بخش بود . گاهی تنها کاری که از دستمان برمی آید این است که نه تعجب کنید ، نه تصور کنید و نه تفکر ؛ فقط نفس عمیق بکشید و ایمان داشته باشید که همه چیز آنطور که باید ، درست خواهد شد . پس برای آنچه باور دارید ، ایستادگی کنید حتی اگر به معنای تنها ایستادن باشد . به عقب بنگرید و خدا را شکر کنید و سپس به جلو نگاه کنید و به خدا اعتماد داشته باشید . او درهایی را می بندد که هیچ کس قادر به گشودن آنها نیست و درهایی را می گشاید که هیچکس قادر به بستنشان نیست . بدانیم که همه چیز دست خداوند است . اگر همه دنیا بخواهند کاری صورت بگیرد اما خدا نخواهد ، آن اتفاق نخواهد افتاد و یا عکس این قضیه .
همه ما رنج کشیده هستیم و مشکلاتی داریم که یکی از مهم ترینشان ، اعتیاد عزیزانمان است . این مشکل مشترک ، ما را در این مکان جمع کرده است تا راهی برای رفتارهای درست با مصرف کنندگان و رهایی بیابیم . در کنگره 60 سه سفر وجود دارد ، سفر اول که از مصرف مواد تا قطع آن است و کسانی که خواهان رهایی هستند وارد این سفر می شوند . در پیام سفر دوم می خوانیم ، از بندی که رها شده ای تو را سرمست نگرداند چون سفر دوم هم سخت و هم سهل است . این به آن معنی است که شادی و خوشحالی کسانی را که رها شده اند را دربرمی گیرد و باید حواسمان جمع باشد . اینطور نیست که همه چیز تمام شده باشد ، باید به آموزش ها ادامه دهیم و بتوانیم در زندگی به آنها عمل نماییم چون علم و دانش در کنگره 60 کاربردی است .
اگر من به عنوان همسفر ، حالم بدتر از مسافرم نبود ؛ بهتر نیز نبود . وقتی وارد کنگره شدم متوجه شدم که تنها مسافرم نیست که باید آموزش ببیند، من نیز نیاز دارم . بعد از سه جلسه ، راهنمای خود را انتخاب کردم و در لژیون قرار گرفتم و به تدریج و با گرفتن آموزش های کنگره ، رفتار و تفکرم نسبت به مسافرم و زندگی تغییر کرد .
مثلث درمان در کنگره شامل جسم ، روان و جهان بینی است . این سه ضلع فقط با آموزش دیدن جواب می دهند . دستور جلسه این هفته لژیون در داخل و بیرون کنگره می باشد . ما همسفران تجربه تشکیل لژیون در بیرون از کنگره را نداریم . تشکیل لژیون برای همسفران باعث شده تا تعادل را یاد بگیریم و بتوانیم آرامش و آسایش را در زندگی خود برقرار سازیم . مسائلی در لژیون گفته می شود که اکثر ما با آن مسائل و موضوعات سروکار داریم و این می تواند تجربه خوبی برای همه ما باشد .
امیدوارم که همه ما بتوانیم مشکلات خود را به تدریج حل کنیم مخصوصا اینکه بتوانیم افکار و اندیشه های منفی را با آموزش دیدن به افکار و اندیشه های مثبت تبدیل نماییم چون آنچه در فکرها می گذرد روزی پیش خواهند آمد .
تعداد حاضرین : 27 نفر
به نام خدا
سیزدهمین جلسه از دوره هفتم روزهای یکشنبه با دستور جلسه "لژیون و تشکیل آن در داخل و خارج کنگره" با استادی آقای علی مقدم و با نگهبانی آقای علی و دبیری موقت آقای محمد در تاریخ 11/1/92 ساعت 17 شروع به کار نمود
سخنان استاد :
جا دارد ابتدا سال نو را تبریک بگویم . عید دیدنی ما همین کنگره و لژیون هاست .
از زمانی که من به کنگره آمدم ، لژیون ها برقرار بود . قبل ها لژیون وجود نداشت . به علت یک سری مشکلات مثل باندبازی و .. ایجاد لژیون واجب دیده شد . در برابر باندهای منفی ، لژیون ها احداث شد . پاکی ها و کمک راهنماها از داخل لژیون ها بیرون آمدند .
اینجا قوانین و مقرراتی دارد مثلا ارتباط در بیرون کنگره ممنوع است . سفر دومی کجا می تواند مفید باشد ؟ در لژیون .
در لژیون با مشارکت کردن ها ، به موقع آمدن و رفتن و حتی نوع پوشش ، کار ما نوعی الگو خواهد بود . راهنما زیاد نمی تواند از خودش برای رهایی رهجو نیرو بگذارد . نیروی خود رهجو باعث پاکی اش می شود .
اجزای تشکیل دهنده یک لژیون : راهنما به عنوان فرمانده ، رهجو به عنوان فرمانبردار . اگر رهجو در لژیون حاضر شود و فرمانبردار راهنمایش باشد ، باعث می شود تا جاذبه لژیون بیشتر شود . این دستورجلسه بین وادی هفت و هشت قرار دارد . وادی هشتم در مورد راه و راهنمایی است . باید قدر آموزش و لژیون را بدانیم و چیزهایی که از من خواسته می شود را به خوبی انجام دهم .
لژیون در خارج از کنگره مانند تشکیل لژیون در پارک طالقانی نیز وجود دارد . اعلام سفر ، گرداندن سبد و خوردن عصرانه یا صبحانه باعث می شود صمیمیت بین بچه ها بیشتر شود . وقتی بیرون از کنگره در فضای سبز می نشینیم ، جلسه به گونه ای دیگر برگزار می گردد .
تعریف لژیون از کلمه ای فرانسوی یا یونانی گرفته شده . وقتی در جنگ ها گارد می گرفتند ، به آن سپر دفاعی لژیون گفته می شد . به صورت مثلثی شکل قرار می گرفتند و این باعث کم شدن آسیب های جنگی می شده است . در کنگره جنگی وجود ندارد ، بلکه همه چیز محبت است و اینجا لژیون ها برگزار می شوند .
مشارکت کنندگان :
مسائل جزئی و جزییات در لژیون مشخص می شوند . در لژیون راحت تر می توانم در مورد سفر و مسائلم با راهنما صحبت کنم . اگر حس بدی همراه خود بیاورم ، در لژیون به بقیه منتقل می شود پس باید سعی کنم تا این حس را مرتفع سازم . در ابتدای کنگره فقط برای لژیون می آمدم و جلسات عمومی برایم جالب نبود . ولی راهنمایم به من یاد داد که همه عوامل باید با هم درست شود و باید در جلسات عمومی نیز شرکت کنم و من از آن به بعد بسیاری مسائل را در جلسات عمومی کنگره آموختم .
هر چیزی در کنگره دارای فکر و منطق است . در لژیون می توانیم مسائل شخصی را مطرح کنیم . وقتی دور هم جمع می شویم ، اگر کسی سفر خوبی داشته باشد ، نوعی چشم و همچشمی مثبت ایجاد می شود و بقیه بیشتر تلاش می کنند .
قفل صحبت نکردن من در لژیون شکسته شد . وقتی در لژیون حرف زدم ، دیگر مشکلم حل شد و می توانستم در جلسات عمومی نیز مشارکت کنم . شروع خوب سفر من زمانی شد که من در لژیون های پارک طالقانی شرکت کردم . سکوی پرتاب در لژیون است .
دبیر: محمد سپیدکار نگهبان : علی باقری استاد: علی مقدم
روز:یکشنبه مورخ:92/01/11ساعت: 17
دستور جلسه : لژیون و تشکیل آن در داخل و خارج از کنگره

سخنان استاد:
از زمانی که من آمدم کنگره لژیون تشکیل می شد ولی از ابتدا لژیون وجود نداشت و به دلیل عدم لژیون باندبازی بوجود می آمد و برخی از ضدارزشها شکل می گرفت ولی با تدابیر ......
.jpg)

کارگاه آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی شهرری
جلسه: دومدوره : چهارمدستور جلسه: لژیون و تشکیل آن در داخل و خارج از کنگره
دبیر: غلامحسن نگهبان: علی اصغراستاد: مازیار اعرابی
روز: پنجشنیه مورخ: 92/01/08ساعت: 17
به نام خدا
دوازدهمین جلسه از دوره هفتم روزهای یکشنبه با دستور جلسه "وادی هفتم" با استادی آقای کوروش و با نگهبانی موقت آقای ابوالفضل و دبیری موقت آقای گودرز در تاریخ 4/1/92 ساعت 17 شروع به کار نمود.
سخنان استاد :
قبل از هرچیز سال نو را به دوستان کنگره شهرری تبریک می گویم . سال جدید برای خیلی ها می تواند برکات جدیدی داشته باشد ، به شرطی که شخص در خود این تغییرات را ایجاد کند . امسال را سال تغییرات برای خود بگذاریم و سعی کنیم رو به بهبود حرکت نماییم . سال خوبی داشته باشید .
در جلسات کنگره راجع به هر چیزی که صحبت شود ، شکل جهان بینی نیز دارد . وادی های کنگره که خود ، جهان بینی اند . امسال بخش های جدیدی به وادی هفتم اضافه شده است و تحت عنوان وادی هفت 91 بیرون آمد . شکل آن تغییر کرده است و دیگر صحبتی از موادمخدر و اعتیاد در آن نیست . هم همسفران و هم مسافران می توانند از آن استفاده کنند و حتی برای افراد خارج از کنگره نیز مفید است .
کشف حقیقت کاملا شخصی است . هر کسی حقیقت را از دید خودش تعیین می کند و بر مبنای یک سری اطلاعات است . در مورد اعتیاد ، خیلی ها به شکل های مختلف حقیقت هایی را به ما قالب کردند . من وقتی این تبلیغات را شنیدم از اعتیاد بدم نیامد ، پیش خودم فکر کردم پس با 2 قرص و سه روز خانه خوابیدن مشکلم حل خواهد شد . حقیقت باید شخصی کشف شود . رمز و راز دارد و باید کشف شود . کشف با اختراع تفاوت دارد .
صحبت قوه به فعل را اولین بار در مدرسه شنیدم . انسان برعکس حیوان است . حیوان بالفعل به دنیا می آید و همه چیز در وجودش هست و از همان دقیقه اول این کارها قابل اجراست مثل راه رفتن ، فرار کردن از دست دشمن و ... انسان به این شکل نیست . به دنیا می آید و به صورت بالقوه همه چیز در درونش هست ولی سالها طول می کشد تا این موارد بالفعل شوند . چیزی نیست که انسان را جایی بگذاریم تا بالفعل شود بلکه به آموزش نیاز است . جناب مهندس فرمودند که سواد به صورت بالقوه در درون انسان قرار دارد همینطور یادگیری زبان . واقعیت وجودی زبان وسواد در او هست . همه چیز در درون انسان وجود دارد . اگر دنبال آنها در بیرون بگردیم ، راه را اشتباه خواهیم رفت . مثلا همیشه فکر می کنیم ثروت ، علم ، شادی و... از بیرون می آیند ولی موارد واقعی اینها ، همه در درون خود انسان قرار دارد .
بچه ها چیزهایی را بلد نیستند . به بچه دروغ می گویی و او باور می کند چون دروغ درونش نیست ولی انسانهای بالغ متوجه دروغگویی می شوند چون با دروغ آشنا هستند . از قوه به فعل درآوردن یعنی تلاش انسان برای روکردن چیزهایی که خداوند در درونش گذاشته است .
در مورد اعتیاد ، همه ما راه های زیادی رفتیم . در اثر ناآگاهی ، مجبور شدیم راه های پیشنهادی را امتحان کنیم . من بسیاری را دیدم که در این راه ها از بین رفتند . به دلیل پیدا نکردن راه اصولی و رفتن راه های غلط و ناامیدی نابود شدند .
باید ببینیم آیا وقتی به مقصد راه رسیدیم ، لذت کافی را خواهیم برد و برای ما آن مدینه فاضله هست یا خیر ! من می شنیدم که وقتی مواد را کنار بگذاری ، خیلی لذت دارد . من بارها این کار را کردم ولی هیچ لذتی نمی بردم . هدف و نتیجه مقصد دست خودمان است ، اینکه بدانیم چه می خواهیم . آیا مقصد برای ما لذت دارد ، آیا لذتها دوام دارند ، آیا برای رسیدن به این لذت راه درست یطی شده است ؟
انتخاب راه کار ماست . اما این انتخاب حتما به هدف ما ربط پیدا می کند . اگر حقیقتی هست ، کشف ، پیدا کردن راه و برداشت آن با خود شماست . برداشت ممکن است در طول مسیر تغییر کند . برداشت خود من زمانی که اوایل به کنگره می آمدم با الان ، کاملا فرق کرده است . اینجا مقصد ، هر سال رهایی است . من هر سال در حال رهایی هستم ، رهایی از بندهای درونم .
به نام خدا
یازدهمین جلسه از دوره دوم روزهای دوشنبه با دستورجلسه"وادی هفتم" با استادی خانم شهرزاد آذرپور ، نگهبانی خانم مرضیه و دبیری خانم منصوره ، ساعت 15 شروع به کار نمود.
استاد سخنان خود را با تبریک سال نو آغاز کردند .
دستور جلسه این هفته وادی هفتم است . وادی های کنگره مثل قانون هستند و تغییر نمی کنند . این وادی در ساده ترین و پیچیده ترین مسائل زندگی نقش دارد و عام است . دارای 4 کلمه اصلی است که معنای آن کلمات توضیح داده شد . مهم ترین کلمه ، حقیقت است . حقیقت کلمه بزرگی است ولی اینجا هرچیزی که شما در انتها به آن می رسید ، دراصل حقیقت شماست . هر کسی در زندگی خود راهی را می رود ولی مهم این است که انتهای راه چیست . ممکن است با یک راه غلط هم خود و هم بقیه را نابود کنیم . پیامبران الهی نیز می خواستند این وادی را به ما آموزش دهند .
کسانی که راه غلط را می روند گاهی پشتکار زیادی نیز دارند و مصمم اند . ابتدای راه کوچک است ولی رفته رفته بزرگ می شود . در این وادی به گفته جناب مهندس ، انسانها دو دسته اند ، بی خردان و خردمندان .
چند ویژگی بی خردان به این شرح می باشد : اول حرف میزنند و کار می کنند سپس فکر می کنند . مرتب از بقیه عذرخواهی می کنند . در بیابانها دنبال گنج می گردند ، به فالگیر و دعانویس زیاد مراجعه می کنند . فکر می کنند انرژی های کیهانی به آسانی در دسترس اند .
خردمندان برعکس گروه اول هستند . انرژی های کیهانی بسیار زیاد هستند ولی آنها می دانند که این انرژی ها به ما ربطی پیدا نمی کند . آنها دنبال گنج درون خودشان هستند و از نیروهای بیرونی زیاد کمک نمی خواهند . استادانی که خداوند برای ما می فرستد در کل دنیا به تعداد انگشتان دست نمی رسد و این دسته این را می دانند و به هرکسی اجازه دخالت در کار یا کالبد خود را نمی دهند .
با توجه به اهمیت این وادی ، سعی کنید راه درست را انتخاب کنید و با دقت در مسیر حرکت نمایید . در صراط مستقیم حرکت کنید تا به نتایج الهی و خوب برسید .
مشارکت کنندگان :
من الان وادی هفتم را متوجه شدم . مسافر من شریکی داشت ولی شریکش واقعا هیچ چیز نداشت . راهنمای مسافرم بعدها به او گفت تو با کسی شریک شدی که حتی نان ندارد بخورد . او شریک تو نیست ، شریک پول توست . ما در صراط مستقیم افتادیم و این مسیر بسیار برایمان باارزش است .
وادی هفتم بسیار جای حرف دارد . همه ما سالها دنبال راه بودیم و هر راهی را می رفتیم . من راه هایی را رفتم که شاید عقلم آنها را قبول نداشت ولی برای نجات مسافرم هر کاری کردم . پیدا کردن راه خیلی مهم است . مسافران ما راه های زیادی را انتخاب کردند . کنگره 60 راهی را گذاشت که به هدف می رسد و نهایتا به نتیجه خواهد رسید .
مسافر من در قدیم دوستی داشت به با هم به دنبال گنج می رفتند . همیشه به ما قول موفقیت می داد و از ما پول می گرفت . ولی همیشه قول های او اشتباه بود و ما نمی فهمیدیم . با آمدن مسافرم به کنگره دیگر آن دوستها کنار رفتند . راه اشتباهی که خودم می رفتم این بود که زیاد سراغ فالگیر می رفتم و به فال خیلی اعتقاد داشتم . می خواستم به این شکل راهی را پیدا کنم تا مسافرم را نجات دهم . پول قرض می کردم به فالگیرها می دادم ولی الان می فهمم که چقدر بی خرد بودم و هیچ نتیجه ای نمی گرفتم .
تعداد حاضرین : 30 نفر
کارگاه آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی شهرری
جلسه: دهمدوره : هفتمدستور جلسه: وادی هفتم و تاثیر آن روی من
دبیر: حامد کمپانی نگهبان: امیرخلیلیاستاد: حسین حریمی
روز: سه شنبه مورخ: 92/01/06 ساعت: 17

سخنان استاد:
قبل از اینکه هر حرکتی بخواهیم انجام دهیم ابتدا باید تفکر کنیم. ما در وادی های قبلی یاد گرفتیم که عقل را فرمانده قرار دهیم اما در این وادی با کمک گرفتن از ........
دبیر: گودرز نگهبان :ابوالفضل استاد: کوروش آذرپور
روز:یکشنبه مورخ:91/01/04ساعت: 17
دستور جلسه : وادی هفتم و تاثیر آن روی من

سخنان استاد:
قبل از هر چیز سال نو را تبریک گفته و انشاء الله سال جدید سال تغییرات باشد،
دستور جلسه وادی هفتم و تاثیر آن روی من که امسال مطالب جدید تحت عنوان وادی هفتم ، 91 که مخصوص همسفران نیز می باشد ارائه گردید در این وادی .....
به نام خدا
دهمین جلسه از دوره دوم روزهای دوشنبه با دستورجلسه"اهمیت خواب شب و بیداری صبح زود" با استادی خانم فاطمه ، نگهبانی خانم مرضیه و دبیری خانم منصوره ، ساعت 15 شروع به کار نمود.
استاد در آغاز سخن خود، سال نو را به حاضرین تبریک گفتند و در مورد دستور جلسه فرمودند که ما در کنگره در سال، 52 دستور جلسه برای بحث کردن پیرامون آن داریم که همه آنها برای آموزش اعضا کنگره لازم و ضروری است.
یکی از این دستور جلسات که از اهمیت بسیاری برای مسافران و همسفران برخوردار است، "اهمیت خواب شب و بیداری در صبح زود است".
خداوند نعمت خواب شب را به انسانها عطا نموده که بدن فیزیکی و صور پنهان انسان به آن شدیدا وابسته است.
انسان برای شارژ دوباره روح و جسم خود به خواب خوب و کامل در شب احتیاج دارد، کالبد مثالی انسان در ساعات شب به جمع آوری انرژی های کیهانی مشغول است تا بتواند از این انرژی در فعالیت روزانه، استفاده کند.
برای یک خواب خوب باید سیستم بیوشیمی بدن ما بدرستی کارکند و تولیدات آن به صورت طبیعی انجام شود. مصرف کنندگان مواد مخدر در اثرمصرف مواد سیستم خود رااز تعادل خارج کرده اند و همین موضوع باعث شده که آنها خواب نا منظم و آشفته داشته باشند.
اگر خواب انسان نظم درستی نداشته باشد روی کل بدن از جمله پوست و سیستم اعصاب اثر می گذارد، مسافرانی که در کنگره سفر درمانی خود را آغاز می کنند سیستم بدنی خود را باز سازی می کنند و در اثر این باز سازی، موادی که برای خواب راحت و سالم آنها لازم است نیز به حالت طبیعی خود بر می گردد و نظم معمول آن شکل می گیرد. اگر شخص مسافر موضوع خواب را به نظم طبیعی بر نگرداند در سفر خود دچار مشکل می گردد.
گاهی کسانی که خواب خوبی ندارند از قرصهای مخصوص این کار استفاده می کنند. مصرف قرصهای خواب در شروع، اثرات خوبی برای شخصی که مشکل خواب دارد به وجود می آورد، اما در ادامه مصرف، این داروها نیز دیگر اثری ندارد و مصرف داروهای خواب آور نیز سیستم تولید مواد طبیعی را از حالت تعادل خارج می کند.
اگر انسان از استرس ، نگرانی و هر گونه موردی که باعث از بین رفتن آرامش او می شود دوری کند خواب خوبی خواهد داشت.
اما نوع دیگری از خواب هم وجود دارد: من قبل از اینکه به کنگره بیایم سالها در خواب بودم، خوابی که در نادانی و ناآگاهی بود، خواب غفلت. چون به دلیل نا آگاهی و نادانی و نداشتن راه کاری برای رفع مشکلات، خود را به خواب زده بودم تا از کنار مسائل زندگی بتوانم راحت بگذرم.
خوابی که تا قبل از آمدن به کنگره از آن بیدار نشدم و سالهای زیادی را بخاطر این خوابها، از دست دادم. بعد از آمدن به کنگره و شرکت در کلاس های آموزشی از خواب بیدار شدم و سعی خود را برای حرکت به طرف کسب علم و معرفت که به آن احتیاج دارم، شروع کردم تا در آینده به هیچ خواب غفلتی فرو نروم و زندگی خود را در بیداری بگذرانم.
به نام خدا
دهمین جلسه از دوره هفتم روزهای یکشنبه با موضوع "سالی که گذشت" با استادی آقای کوروش و با نگهبانی آقای علی و دبیری آقای ابوالفضل ساعت 17 شروع به کار نمود.
استاد در ابتدا در مورد عملکرد کنگره شعبه شهرری صحبت کردند و از تغییر مکان نمایندگی شهر ری به عنوان یک حرکت در جهت رشد و توسعه شعبه شهرری نام بردند و در ادامه از تمامی افرادی که به شکلهای مختلف در این کار شرکت کردند تشکر کردند.
در ادامه با اشاره به دستور جلسه "بازیگر باشیم یا تماشاچی" با طرح این سوالها که در سال گذشته آیا بازیگر بوده ایم یا تماشاچی؟ بازیگر موفقی بوده ایم یا نه؟ فرمودند: چقدر در سال گذشته از نقش های خود راضی بوده ایم و آیا آن نقش ها را به شکل کامل و سالم به اجرا در آورده ایم؟ و یا اگر در بعضی مواقع نقش ما تماشا چی بوده آیا این نقش را خوب به اجرا در آورده ایم؟
هر کدام از ما در طول دوره زندگی نقش های زیادی را بازی میکنیم، در سال گذشته کسانی وارد کنگره شدند که دیگر از نقش یک مصرف کننده خسته شده بودند و برای تعغییر نقش خود به یک مسافر و رهجو به کنگره آمدند و در ادامه با تلاش خود بهترین نقش را به شکل یک سفر اولی اجرا کردند تا توانستن نقش سفر دوم را بر گزینند و همین افراد اگر نقش خود را در سفر دوم به خوبی بازی کنند در ادامه نقش های جدید به شکل مهماندار، دبیر، نگهبان، استاد، مرزبان و یا دیگر نقش ها را به عهده می گیرند در کنگره شعاری وجود دارد که می گویند "خدمت کن تا حالت خوب بشه" ، خدمت یعنی بازیگربودن، یعنی در بازی قرار گرفتن.
این اشخاص با خدمت کردن باعث بهتر شدن حال خود ودیگران شدند و افراد اندکی که فقط تماشاگر بودند، شروع کردند به گرفتن ایراد و انتقاد از عملکرد دیگران؛ و این کارها کار کسانی است که هیچ وقت بازیگر هیچ کاری نبوده اند.
در ادامه با مثالی از نقش های بازیگران سینما و تئاتر، استاد به غرق شدن در یک نقش اشاره کردند که مثلا، یک نفر در یک نمایشنامه نقش یک شاه را بازی میکند و آنقدر در نقش خود فرو میرود که حتی در محیط خانه و خانواده نیز احساس میکند یک شاه است و افراد خانواده خود را ، رعیت، کنیز و نوکر خود میبیند.
ممکن است شخصی در کنگره هم، در نقش خود آنقدر غرق شود که دیگر یادش رود که نقش های دیگری را نیز دارد، اگر در کنگره راهنما است، در خانه نیز راهنما است و بچه ها و همسر او رهجوهای او هستند؛ یا شخصی در کنگره مرزبان باشد و دیگر افراد خارج از کنگره را رهجو ببیند و به آنها دستور بدهد.
انسانها در طول یک روز نقشهای متفاوتی را بازی میکنند. من در ساعتی در کنگره نقش یک ایجنت را بازی میکنم و در لحظه ای دیگر نقش یک مشارکت کننده که منتظر است استاد به او وقت بدهد. یا نقش یک استاد جلسه را برای ساعتی به عهده بگیرم. اما بعد از رفتن به خانه نقشهای گذشته خود را فراموش میکنم و نقش یک پدر یا یک همسر را بازی میکنم . قاطی کردن نقش ها در کارهای روزانه باعث بهم ریختگی زندگی خود و دیگران میشود. من نمی توانم در خانه کلاس جهان بینی بگذارم و از حس و نفس برای آنها صحبت کنم یا نمیتوانم در محل کار خود به قول بچه های کنگره جهان بینی خرد کنم.
اما با آموزش های که در کنگره دیده ام می توانم در هر زمان و مکانی، در جهت از بین بردن ضد ارزشها و جایگزینی آن با ارزشها حرکت و تلاش کنم.
سعی کنیم نقش های خود در کنگره را از هم جدا کنیم تا اطرافیان ما از کنگره تعریف خوبی داشته باشند وگرنه همسر و فرزندان ما کنگره را به شکل هوو میبیند.
بازیگر خوب در شرایط مختلف نقش خود را عوض میکند و سعی میکند در آن لحظه نقش خود را به کاملترین شکل در زمان خود به اجرا در آورد.
استاد در ادامه به تعطیلات عید اشاره کردند و گفتن که: مسافران سفر اول سعی کنند که در ایام عید امسال که در سفر درمانی هستند از مسافرت رفتن خودداری کنند تا هم از محیط کنگره دور نباشند و هم در شرایطی قرار نگیرند که شاید وسوسه خراب کردن سفر برای آنها فراهم شود.
امسال تلاش کنیم که سال نو را به شکلی نو آغاز کنیم و حتی در ایام تعطیلات سعی کنیم آموزشهای کنگره را در خانه و دید و بازدیدها رعایت کنیم و سعی شود که سطح توقع خود را از دیگران در مورد انجام وظایف به کمترین حد خود برسانیم و حتی شاید بتوانیم این توقع را از کارهای دیگران کامل در خود از بین ببریم و این کار با احترام به افکار و اعمال دیگران آغاز می شود. و اینکه بدانیم که ما وظیفه داریم خود را تعغییر دهیم و دیگران با دیدن اعمال و رفتار ما ترغیب به تعغییر شوند نه با گفته های ما.
در ادامه جلسه استاد در مورد شکل آموزش شخص در همه زمانها فرمودند که: ما اگر همیشه به شکل شاگرد به خود نگاه کنیم می توانیم اساتید بسیاری پیدا کنیم، همانطور که در نوشتار ها آمده "اگر شاگرد حاضر باشد استاد از راه میرسد" انسان میتواند در هر شرایطی و از هر موضوع یا کسی آموزش بگیرد به شرط آنکه در وضعیت شاگردی قرار داشته باشد.
به این مثل معروف توجه کنیم : "لقمان را گفتن ادب از که آموختی گفت از بی ادبان" پس آدمی میتواند در شرایط مختلف آموزشهای مختلف را بگیرد. بله، میتوان از بی ادب ، ادب آموخت. میتوان آموخت که بی ادب چه طور عمل میکند و ما یاد میگیریم که آن را انجام ندهیم.
در کنگره گاهی بعضی از دوستان گله دارند که استاد جلسه در دادن مشارکت کاملا صلیقه ای عمل میکند و فقط به هم لژیونی های خود مشارکت میدهد. اگر این کار به نظر من درست نمی آید، من سعی میکنم که از او یاد بگیرم که اگر روزی در این جایگاه قرار گرفتم این کار را انجام ندهم؛ پس میتوان از استاد بد هم چیزی برای یاد گیری پیدا کرد.
اما این کار به شکلی، غیر منطقی و ناصحیح نیست، و خیلی طبیعی است که مثلا استاد جلسه به هم لژیونی خود که به او نزدیک است و با او راحت تر است مشارکت بدهد یا کارهای محوله را به آنها بدهد و این کار در خیلی از نمایندگی ها خیلی عادی انجام میشود، ولی باز هم ما از این کار درسی میگیریم تا یادمان نرود که اگر روزی استاد جلسه شدیم این کار را انجام ندهیم.
ولی این را بدانیم که دیگرانی که کارهای بدی انجام میدهند و یا بطور کلی آدمهای بد ، استادان ما هستند و به ما آموزش میدهند و ما باید به آنها به عنوان استاد و مربی احترام بگذاریم و آنها را دوست داشته باشیم.
ما در سال گذشته چیزهای جدیدی در زندگی آموزش دیده ایم و افرادی که در کنگره حضور دارند نیز در سال 91 آموزشهای مخصوص آن را جمع آوری کرده اند که از آنها برای بقیه عمر می توانند استفاده کنند. ما در کنگره می گوئیم که سفر اول به پایان رسیده و وارد سفر دوم شده ایم. شاید سفر اول به پایان رسیده باشد اما نمی توانیم بگوییم که چون من سفر دومی شده ام دیگر کار به پایان رسیده و دیگر هیچ کاری ندارم.
این اشتباهی است که بعضی از افراد می کنند، چون سفر اول را تمام کرده اند همه چی به پایان رسیده . در صورتی که سفر دوم فقط آغاز شده و پایانی برای آن نمی شود در نظر گرفت. برای همین در نوشتار می گوییم : سفر دوم یعنی از قطع مواد تا رسیدن به خود یا خود شناسی. آیا میتوانیم بگوییم که دیگر خود را شناخته ایم و خود شناسی ما کامل شده، دیگر احتیاجی نیست که ادامه ای در سفر دوم باشد.
من حدود ده سال است که در کنگره هستم و با جرئت می گویم که هر سال آن بهتر از سال قبل بوده، هر سال چیزهای زیادی برای رها شدن از دست آنها داشته ام، هر سال طعم رهایی را دوباره و تازه چشیده ام.
به نظرم هیچ کاری برایم تکراری و کسل کننده نبوده. شما برای اینکه بتوانید همیشه همه چیز را نو و جدید ببینید باید از نگاه تکراری خود که مختص شماست، دور شوید.
سالی که گذشت سال 91 بود و امروز روز یکشنبه 27 اسفند است؛ نه این سال، نه این ماه و نه این روز هیچ زمان دیگری نه در گذشته بوده و نه دیگر در آینده می آید. امروز برای اولین و آخرین بار دیده شده؛ اما ما با یک کلمه ساده که از دهانمان خارج می شود، خیلی راحت از آن بگذریم و بگوییم: امروز هم مثل دیروز یا فردا است؛ در صورتی که ما با گفتن این حرف این لحظات شگفت و جدید را از دست می دهیم و با دید تکراری که در ذهن و نگاه خود بوجود آورده ایم همیشه همه چیز را تکراری و کسل کننده می بینیم و خود را از دیدن لحظات جدید که پر از شگفتی و شعف است محروم می کنیم. در هستی هیچ وقت هیچ چیز تکراری نیست بلکه این ما هستیم که تکراری مبینیم.
در شروع سال جدید سعی می کنیم خانه تکانی ذهن و فکر و دل خود را نیز انجام دهیم. سعی میکنیم چیزهای جدید و نو در خود به وجود آوریم که اگر این چنین کنیم ، خود به خود چیزهای کهنه را به دور می اندازیم. سعی کنیم همیشه به دنبال چیزهای نو و جدید باشیم درست مثل اینکه یک پرده کهنه و قدیمی در پنجره اتاق من نصب است و زمان زیادی است که می خواهم آنرا عوض کنم ولی هر روز آنرا به زمان دیگزی موکول کرده ام، اما اگر روزی پرده ای نو را خریداری کنم بدانید که لحظه ای درنگ نمی کنم و پرده قدیمی را به دور می اندازم.
سعی کنید در دل، در ذهن و در فکر خود همیشه ایده های تازه و نو به وجود آورید تا بتوانید با آنها هر سال زندگی نوینی را آغاز کنید تا هم خود و هم دیگران از وجود شما لذت ببرند و از بودن در کنار شما دیگران نیز شاد بشوند.