وادي دهم

روز سه شنبه مورخ 28/3/1392 با دستور جلسه وادي دهم و تاثير آن روي من با استادي آقاي مرتضي رحيمي و نگهباني آقاي مجتبي حسيني و دبير موقتي آفاي

وحيد قاسمي راس ساعت 17 آغاز به كار نمود.

خلاصه سخنان استاد: استاد فرمودند جاري بودن فقط براي انسان نيست همه --

چيز در هستي جاري ميباشد مثل كوهها رودها و جانوران اين جاري بودن خيلي

اهميت دارد و اين لطفي است كه خداوند براي انسان درون صفاتش گذاشته است

مهم نيست كه هر كس كجاي كار باشد حتي اگر در عمق تاريكي باشد ميتواند

با حركت به طرف نور تغيير كند. در كنگره بيماري اعتياد را به من شناساندند و يك

سري كليد و راهكار به من دادند اين وادي به همه افراد هم اميدواري ميدهد و هم نهيب ميزند به افرادي كه در مسير هستند ميگويد كه نبايد توقف كنيد زيرا توقف--

نقطه سقوط است و حضور مداوم در جلسات و مشاركت در همه موارد ميتواند انسان

به طرف صعود سوق دهد.

تعداد حاضرين :80 نفر

جلسات هفتگی همسفران "وادی دهم و تاثیر آن روی من "


   به نام خداوند بخشنده مهربان


نهمین جلسه از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه با دستورجلسه "وادی دهم و تاثیر آن روی من " با استادی خانم مریم ، نگهبانی خانم فاطمه و دبیری خانم سمانه ، در تاریخ  27/3/92 راس ساعت 16 برگزار گردید .


وادی دهم : صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری ست


خلاصه سخنان استاد :
همانطور که از اسم وادی مشخص است صفت و ویژگی گذشته در انسان نمی تواند بطور دائم وجود داشته و صادق باشد چرا که انسان موجودی جاری و در حال حرکت است و این جاری بودن نه فقط در مورد انسانها بلکه در کل جهان هستی و کاینات مصداق دارد . اگر خوب به پدیدهای جهان بنگریم می بینیم که گردش شب و روز، چرخش افلاک ، تغییر فصلها ، حرکت رودخانه ها وچگونگی پیدایش باران و به ثمر نشستن درختان و گیاهان همه و همه  ، بیانگر نوعی جاری بودن و تغییر یافتن است . و این می تواند برای ما نوعی پند باشد که از جهان اطراف خود می توان خیلی از مسایل را آموخت از جمله تغییر کردن و جاری شدن را .
با تفکر و تامّل در می یابیم که این وادی هم امید است و هم هشدار هم زندگیست وهم مرگ و نابودی ، بدین شکل وقتی که فرد مصرف کننده در تاریکی فرو رفته سعی می کند مصرف خود را کاهش دهد و یا یک شخص دروغگو از میزان دروغ خود بکاهد و یا ضد ارزشهای وجودی خویش را به تدریج به ارزشها مبدل کند دارد از صفات گذشته خود رها می شود و به جانب نور می آید و اینجاست که خداوند حتما به یاری بنده اش می آید ودر قرارگرفتن صراط مستقیم کمکش می کند .
هیچ کس نمی تواند بگویید راه نجات به روی من بسته است و من باید در این شرایط نابه سامان خود تا ابد بمانم زیرا خداوند به انسان اختیار داد و اوست که می تواند انتخاب کند ارزشها را یا ضد ارزشها را ، سعادت را و یا شقاوت را . حال که صاحب اختیار است و آزادی عمل دارد می تواند جاری شود و صفت گذشته را از خود سلب کند و صفات تازه و نیک بگیرد . من وقتی متوجه شدم که همسرم مصرف کننده شیشه است کاملا ناامید شدم ولی با ورود به کنگره و خواندن وادی ها به خصوص وادی دهم فهمیدم که صفات زشت و پلید تغییرپذیرند و یک حتم ویقین نیست که آدمی محکوم است تا صفات نابه هنجار خود را تا ابد به دنبال خود یدک بکشد و نتواند از دستش خلاص شود .
از منظر دیگر نیز می شود به موضوع فوق نگاه کرد افراد مثبت و قابل قبول جامعه هم می توانند تغییر کنند به عبارت دیگر یک فرد خوب و راستگو بنا به دلایلی می تواند بد و دروغگو شود سرمایه دار ممکن است ورشکسته و بی آزاری می تواند مردم آزار گردد . یعنی دارندگان صفات نیک ممکن است راه انحطاط را بپیمایند و از کمالات خود به مسیر سقوط و پس رفت بیفتند از این جهت است که در ابتدای این نوشتار گفته ایم این وادی هم امید می دهد و هم هشدار هم زندگیست هم مرگ و فناشدن . بنابراین نباید به خاطر خوبیها و و خصایل پسندیده خود مغرور شوییم وراه کبر و منیّت را در پیش بگیریم وگرنه آن همه صفات نیک ، ازما گرفته می شود و به جایگاهی می رسیم که از آن به اسفل السافلین یاد می شود .
خداوند ی که ما را خلق کرد دو پیامبر یا راهنما برایمان قرار داد ، پیامبر درون ( عقل ) و پیامبر بیرون ( انبیای الهی ) ما باید کاری کنیم که به فرمان عقل برسیم و از طرف دیگر سفارشهای انبیای الهی را نیز بکار بگیریم تا راه رستگاری پیش رویمان گشوده شود .
از دیگر مسایل مهمی که در این وادی ازآن یاد شده آن است که هستی بر پایه سه چیز بنا شده است : صوت و نور و حس ، که در این فرصت کم مجال توضیح هرسه نیست و کمی راجع به حس صحبت می کنیم .
ما برای اینکه حس سالم داشته باشیم باید آموزش سالم ببینیم و تجربه سالمی هم به دست آوریم در عشق واقعی تنفر وجود ندارد و همیشه باقی می ماند ولی عشق پرشور و هیجانی ممکن است فروکش کند و حتی به حس تنفر تبدیل شود . ما باید حس خود را تغییر دهیم و احساسات منفی را به توجه به این که انسان موجودی جاریست با به دست آوردن آگاهی و دانایی موثر به احساساتی ارزشمند و قابل احترام بدل نماییم . امید که همه ما در جهت تکامل خویش بکوشیم ودر جهت راستی ها و ارزشها جاری شویم همانند رودخانه ای که برای زندگی بخشیدن جاری می شود نه برای سیلاب شدن و خراب کردن .
                                                                                     

                                                                     آمین یا رب العالمین « همسفر نسرین »


تازه واردین : 3 نفر
حاضرین : 60 نفر

جلسات هفتگی مسافران "وادی دهم "

نهمین  جلسه از دوره هشتم روزهای یکشنبه با دستور جلسه "وادی دهم " با استادی آقای امین دژاکام، نگهبانی آقای مهدی و دبیری آقای نبی الله در تاریخ 25/3/92 ساعت 17 شروع به کار نمود


روز یکشنبه 25خرداد آقای امین دژاکام در شعبه شهر ری حضور داشتند و در مورد دستور جلسه هفتگی سخنانی ایراد کردند.
وادی دهم: صفت گذشته در انسان صادق نیست،چون جاری است.
وادیها در کتاب 60درجه به عنوان قانون نوشته شده اند. در آن زمان که این قوانین نوشته میشد کسی فکرش را هم نمی کرد که این قوانین بتواند حتی برای انسانهایی که مصرف کننده نیستند هم راهگشا باشد و شاید بتوان گفت این معجزه ای بوده که اتفاق افتاده و مخاطب همه انسانها هستند ؛ علت هم این است که این مطالب اگرچه برای یک معتاد و مصرف کننده مواد مخدر نوشته شده ولی در تمامی مراحل زندگی صدق می کند.
کسی که سعی می کند و می خواهد از اعتیاد بیرون بیاید مثل این است که یک وزنه صد تنی را از دره ای بیرون می کشد. تاریکی اعتیاد از عمیق ترین تاریکی های جهان است. پس می توان وزنه های کمتر از این را هم بیرون کشید. اگر قانونی بتواند کسی را از عمیق ترین تاریکی ها بیرون بیاورد، پس حتما" دیگران را هم می تواند از تاریکی ها خارج کرد و کاربرد آن روی همسفران هم می باشد.
این وادی به انسان کمک می کند که حواسش جمع باشد. اگر امروز در یک جایگاه بالاتر قرار دارد و خیلی روی حرف او حساب می کنند ممکن است در آینده اینجور نباشد و یا انسانی که هیچ کس روی او حساب نمی کند هم ممکن است در آینده جایگاهش تغییر کند البته انسانهایی که توانایی دارند می فهمند که این جایگاه هر لحظه ممکن است تعغییر کند، پس خیلی متکبر نمی شود که حالا من چون جایگاه اجتماعی بالایی دارم می توانم هر چیز که می خواهم بگویم و هر کاری انجام دهم و هر رفتاری که می خواهم با دیگران داشته باشم . حتی الان که ریاست هم داری اگر شروع به تصمیم گیری غلط کنی طولی نمیکشد که با چند بار تصمیم اشتباه به نابودی و نیستی کشیده بشوی و جایگاهت را از دست خواهی داد و یا برعکس اگر انسانهایی هستیم که در پایین ترین نقطه قرار داریم و کسی ما را قبول ندارد این ماندگار نیست و ما می توانیم جایگاه خود را تغییر بدهیم و خود را از پایین ترین نقطه به بالا بکشیم . البته این را در نظر داشته باشیم، وادیها زمانی می توانند اعتبار داشته باشند که عام باشند ، اگر حرف من به درد عده کمی بخورد نمی تواند فراگیر باشد.از یک تابلو زیبا و یا یک آهنگ دلنشین همه لذت می برند؛ وادیها هم باید این خاصیت را داشته باشند.
 وادیها در زندگی جاری هستند همانطور که قوانین الهی جاری هستند چون حقیقت هستند در بالاترین نقطه و پایین ترین نقطه حرفی برای گفتن دارند. ما یک سری قوانین داریم و یک سری فرامین. فرمانها می گویند دزدی نکن، غیبت نکن، طعنه زن نباش و ...  یعنی یک پیامی می دهند ولی قوانین یک بستر یا محیطی را فراهم می کنند که ما قادریم فرامین را اجرا کنیم ، وادیها اجرا کردنشان زمان می برد. آموختن، تفکر و جهان بینی لازم دارند. اگر درک کنیم و بعد انجام دهیم ،آن بستر به وجود می آید و فرامین اجرا می شوند ، وادی دهم می گوید اگر در عمیق ترین تاریکی هستی ،یک راه به تاریکی عمیق تر داری و یک راه به روشنایی . مثلا فردی که سه نوع ماده مخدر مصرف می کند و 400 عدد قرص هم می خورد ، اگر همان سه نوع ماده را به اضافه 401 قرص مصرف کند یعنی تاریکی عمیق تر  و اگر سه نوع ماده را با 399 قرص مصرف کند یعنی رو به روشنایی بالاتر حرکت کرده.
 در عمیق ترین تاریکی ها هم تاریکی عمیق تری هست و اینجا انتخاب و اختیار است که می خواهی بیشتر فرو بروی  و یا شروع می کنی به طرف بالا تر حرکت کردن.
نیروهای منفی از حقه های منفی زیادی استفاده می کنند . وقتی انسان در تاریکی قرار دارد تمام انرژی و نیرو به سمت قطبهای منفی می رود.
اگر انسان به این باور برسد که این وضعیت دیگر قابل تغییر نیست ،خلع سلاح می شود و نابود می شود. اگر انسان باور کند که جاری است ، خود را به تنبلی  نمی زند و تلاش خود را متوقف نمی کند و همیشه برای آموختن بیشتر تلاش می کند . این وادی هم امید می دهد و هم نهیب میزند که حواسم جمع باشد.
زیبای زندگی در جاری بودن است. امروز در این جایگاه هستم و فردا در جایگاه دیگر . راه خروج از تاریکی ها اتوبان نیست ، سخت است، ولی وقتی در صراط مستقیم حرکت کنیم  و طبق فرمان پیش برویم عین دستورات را اجرا کنیم ممکن است سختی بکشیم ولی در ادامه موانع برداشته می شود . باید صبر کرد و نا امید نشد.


رها یافتگان

لطفا ضمن معرفی خودتان و ا نتی ایکس مصرفی و مدت تخریبتان را بیان نمائید؟

مرتضی جباری هستم انتی ایکس مصرفی شیره مدت تخریب ۱۷ سال۰

از سن ۱۵ سالگی تقریبا با مواد اشنا شدم طریقه اشنائیم چون مواد

را برای خانواده ام میگرفتم همیشه یک مقدار از ان را خودم اوائل ماهی

یکبار و بتدریج هفته ای و بخود امدم متوجه شدم یک مصرف کننده ---

حرفه ای شده ام۰

اگر براتون امکان داره میزان تخریب بر روی خودت و خانواده ات را بیان نمائید؟

تخریب رو خودم خیلی بود به هیچ عنوان تعادل نداشتم روح و روانم الوده

بود حس هیچ کاری را نداشتم و هیچ تسلطی روی خلق و خوی خودم

نداشتم ۰ تازه ازدواج کرده بودم ان هم تو اوج مصرف که در این اوضاع --

خداوند دو فرزند به من اعطا کرد ۰ به دلیل مصرف هیچ کاری نمیتوانستم

برای فرزندانم انجام دهم یا خمار بودم یا بیرون از خانه۰

ایا تا به حال سابقه ترک داشته اید و در صورت بلی چگونه؟

بله من چندین بار اقدام به ترکهای مختلف از قبیل: یابوئی و سم زدائی

 .کمپ و با قرصهای ترامادول که نه تنها خوب و درمان نشدم بلکه هم

مصرف تریاک و شیره و قرص ترامادول نیز به انها اضافه شد۰

لطفا طریقه اشنائیتان را با کتگره بیان نمائید؟

من کنگره را از طریق تله تکس تلویزیون شناختم ۰ یک روز اسم کنگره

را در تله تکس دیدم که نوشته بود درمان رایگان اعتیادو با شماره تلفن

ثبت شده تماس گرفتم و ادرس شعبه شهرری را به من دادند۰

اگر امکان دارد فرق روش درمان کنگره را با سایر مراکز برایمان بگوئید؟

از زمان شروع درمان در کنگره من نفهمیدم کی مصرفم تمام شد و بعد

از درمان نیز هیچ مشکلی با مواد ندارم ولی در ترکهای قبلی دل پیچه و

سردرد و به هم ریختن اعصابم مرا رنج میداد ۰ و مهمترین دلیل ان این است

که کنگره در طول یازده ماه سیستم شبه افیونی را باز سازی میکند.

اگر پیامی برای بچه های سفر اول داری میتوانی بیان کنید؟

مهمترین پیامی که میتوانم بدهم این است که عزیزان سفر اول به موقع

در جلسات حضور داشته باشند و گوش به فرمان راهنمای خود باشند۰

و اما حرف اخر؟

میخواستم از فرصت استفاده کنم واز راهنمای عزیزم اقای رضا یوسفی

بابت تمام زحماتی که برای رسیدن من به این جایگاه کشیدند تشکر

 کنم۰

با تشکر ار مرتضی عزیز

تهیه کننده: امین گواه مقدم

ورزشی

پیروزی تیم بسکتبال شهرری

اولین دوره از مسابفات بسکتبال کنگره ۶۰ در روز جمعه ۲۴/۳/۱۳۹۲

در پارک طالقانی شروع و تیم بسکتبال شهرری موفق به کسب اولین

پیروزی در مقابل تیم بسکتبال استاد معین با امتیاز ۱۲ بر ۸ گردید۰

                        بجه ها خدا قوت

جلسات هفتگی مسافران "رعایت اصول و قوانین کنگره "


هشتمین  جلسه از دوره هشتم روزهای یکشنبه با دستور جلسه "رعایت اصول و قوانین کنگره " با استادی آقای محمود اسماعیلی  ، با نگهبانی آقای مهدی و دبیری آقای نبی الله در تاریخ 19/3/92 ساعت 17 شروع به کار نمود

سخنان استاد :
این دستورجلسه از دستورجلسات جهان بینی است که یکی از مولفه های درمان در کنگره محسوب می شود . در جزوه جهان بینی خوانده ایم که ما به دنبال فراگیری قوانین بازی هستیم . در اصل زندگی به یک بازی تشبیه شده و به ما آموزش می دهد چون ما قوانین زندگی را نمی دانیم مدام اشتباه می کنیم و برای خود و دیگران مشکل ایجاد می کنیم . زندگی ما یک بازی است و هرکدام از ما بازیگر بازی خودمان هستیم . کسی که قوانین را بلد است ، همیشه یک قدم جلوتر است و باید بتوانیم این قوانین را در زندگی اجرا نماییم . اگر اجرا کنیم همان دانایی موثر می شود .
در کنگره به دنبال یادگیری قوانین زندگی هستیم و این قوانین قابل تغییر نیستند . هر مکانی قوانین خاص خود را دارد و هرکس وارد آن مکان می شود باید آن قوانین را اجرا کند . در اصل مکانها ، قوانین را تعیین می کنند .
در کنگره افرادی هستند که قوانین را می نویسند و ابلاغ می کنند . این افراد چهارده نفر هستند که اعضا C14 دیده بانان کنگره می باشند . این قوانین در ابتدا نوشته شده ، کارشناسی شده و ابلاغ شده اند . به جز پیوند محبت در کنگره ، همین قوانین هستند که این محیط را امن و مقدس کرده اند .
در ابتدای جلسات ، قوانین کنگره خوانده می شود ولی حرمت دو بار خوانده می شود . این به این معنی است که حرمت از قوانین بالاتر است . حرمت از حریم و احترام می آید . حرمت ، حریم خاصی است و این حرمتهاست که این سیستم را اینگونه نگه داشته است .
رهجوی خوب باید از قوانین و حرمتها پیروی کند تا بتواند به رهایی برسد . انسانهایی که در صراط مستقیم هستند ، انسانهایی هستند که پیرو قوانین هستند و قطعا به آرامش می رسند . اگر انسانی ظرفیت نداشته باشد ، در او تخریب ایجاد می شود . اگر درسیستم کنگره  کسی خطایی بکند ، نباید کل سیستم و آن جایگاه را زیرسوال ببرد . آن خطا را از جهل و نادانی خود فرد بدانیم .
در سفر دوم باید روی حس های منفی خود کار کنیم . وقتی در جایگاه بالاتر قرار می گیریم تسخیر نشویم . اگر اشتباهی در فردی می بینیم ، نباید قضاوت کنیم چون حس آلوده می شود و عمل ما هم سالم نخواهد بود . اشتباه دیگران را پای جایگاه و قوانین نگذاریم . بهترین کار فرمانبرداری است که موجب پیشرفت ما می شود و نقض فرمان موجب سقوط انسان می گردد .


جلسات هفتگی همسفران "قوانین کنگره 60 و احترام به آن"


به نام خدا
هشتمین جلسه از دوره سوم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه با دستورجلسه "قوانین کنگره 60 و احترام به آن " با استادی خانم زینب ، نگهبانی خانم فاطمه و دبیری خانم سمانه ، در تاریخ  20/3/92 راس ساعت 16 برگزار گردید .


خلاصه سخنان استاد :
من گمان نمی کنم که کسی بگویید قانون چیز خوبی نیست و کسی حاضر باشد در شهری بی قانون زندگی کند زیرا شهر فاقد قانون هرگز نمی تواند امنیت ما را در ابعاد مختلف حفظ کند و زندگی همراه با آرامش را برایمان ترتیب دهد .
در نگاهی وسیعتر اگر هستی را در نظر بگیریم می بینیم که قانونی برآن حاکم است و خداوند عالم نظم و اصولی را بر آن گذاشته اند تا جهان آفرینش بر مدار آن قوانین حرکت کند . هرجا که برویم و به هرمکانی که مراجعه کنیم قطعا قوانینی را برای آنجا وضع کرده اند که رعایت و حرمت به آن برای همگان ضروری است . زیرا این اصول وضع می شود تا حال مارا خوب کند نه آن که حالمان را بگیرد. هرگز دیده نشده که قانون برای آزار و ناراحت کردن فرد یا افرادی وضع شود . طرح ساز وکارهای لازم الاجرا برای هر نهاد یا سازمان و غیره صرفا برای ثبات ، آرامش ، امنیت و دیگر چیزهایی است که نفع اکثریت و یا عموم مردم را در نظر می گیرد .
شعار برجسته کنگره 60 « احیای جمعیت انسانی » است یعنی ما در اینجا جمع شده ایم تا احیا شویم بنا براین برای احیا و زنده شدن و زندگی کردن لازم است تا قوانینی وضع شود که شد و ما برای اجرای آن نباید بپرسیم که چرا ؟ زیرا کسانی که این قوانین را پی ریزی کرده اند قبلا به چرایی قضیه اندیشیده اند و تمام جوانب آن را در نظر گرفته اند و قوانینی بدون نقص و مفید فایده بنا نهاده اند .
استاد فرمودند به نظر من یک سری از قوانین ، نانوشته هستند به عبارت دیگر قانون « دلی » یا وجدانی هستند که افراد می توانند آن را رعایت کنند و به اجرا درآورند مثلا داوطلبانه نگهداری از بچه ها در اتاق کودک یک امر وجدانی و قلبی است و همه ما سعی کنیم هرچند یک بار داوطلب این امر شویم تا مادران این بچه ها بتوانند با خیال آسوده تری در جلسه بنشینند و آموزش ببینند .
درادامه ، خواهش کردند که همه همسفران جزوه قوانین کنگره را تهیه کنند و با مفاد آن آشنا شوند که اگر احیانا روزی مورد تذکر مرزبان قرارگرفتند آزرده خاطر نشوند . استاد در ادامه سخنان خود به « رعایت حجاب » که یکی از قوانین چهارده گانه کنگره می باشد اشاره کردند و متذکر شدند همسفران با حجاب بهتر و باوقارتری در جلسات شرکت نمایند . ودیگر این که ارتباط با راهنمای مسافر حتما باید با هماهنگی و با حضور کمک راهنما یا یکی از مرزبان صورت گیرد تا مشکلی پیش نیاید. ایشان یادآورشدند که همسفران سفر اول حتی اگر مدت مدیدی در کنگره بوده باشند به هیچ وجه حق مشاوره دادن به تازه واردان را ندارند . شرکت کردن در آزمون های کنگره منوط به داشتن کارت عضویت است  و اگر کسی در آزمون ها شرکت نکند نمی تواند کاندیدای مرزبانی شود .
امید که خداوند بزرگ همه مارا در مسیر قانون ، رعایت و حرمت به آن قرار دهد .

تعداد حاضران در جلسه : 55 نفر
تعداد تازه واردین : 3 نفر
                                                                                             همسفر نسرین


گفتگوی با رها یافتگان

س) لطفا ضمن معرفی خودتان آنتی ایکس مصرفی و مدت تخریب خودتان را بیان نمائید؟

مسعود ابو عطا هستم آنتی ایکس مصرفی تریاک ومدت ۱۸ سال تخریب داشتم یازده ماه سفر کردم

با راهنمائی آقای کوروش آذرپور در حال حاضر هم ۱۵ روز است که رها هستم.

س) در حال حاضر چند سالتون و از چند سالگی و چگونه با مواد اشنا شدید؟

در حال حاضر ۴۱ سالمه و تقریبا از ۱۸ سالگی تا ۲۸ سالگی نامزد اعتیاد بودم واز همان زمان به عقد

دائمی مواد درامدم. من برای پرده کشیدن و فرار از مشکلات مواد مصرف میکردم و یواش یواش یک--

مصرف کننده حرفه ای شدم.

س)اگر امکان داره کمی از تخریبهای خودتان بر روی خودتان واطرافیانتان را بیان نمائید؟

من کارتن خواب شده بودم کارتن خواب منزل فکرم کار نمیکرد تمام ثروتم دو دهنه مغازه بودکه بر اثر

مصرف از دست داده بودم. من حتی با اینکه ۴۱ سالم است ولی جرات بچه دار شدن را نداشتم و

این یک تخریب بزرگ در زندگیم بود .تخریب دیگر من بر روی خانواده مثل همسرم پدرم و مادرم بود

که خیلی از حرمتها را از بین بردم.

س)آیا تا به حال سابفه ترک داشته اید؟ و به چه صورت.

بله وبی نهایت. با قرص و شربتهای گیاهی که فقط حداکثر به یک ماه هم نمیکشید و دوباره شروع

به مصرف .ترکهائی از قبیل مامان درمانی یا منزل درمانی.

س)لطفا طریقه اشنائیتان با کنگره را بیان کنید.

در برنامه شروع خوب جناب آقای مهندس که از طریق تلویزیون پخش شدو فیلم مسافر برایم جالب بود

ولی دانه اصلی را بیانات جناب مهندس در مغز من کاشت.ولی سالها طول کشید تا به کنگره بیایم--

س)لطفا کمی از سفر اولتان را بیان نمائید؟

روزهای اول که حالم خراب بود صحبتها را یکی در میان متوجه میشدم و یک مدتی هم نمیامدم ولی

از اواسط سفر خود را تسلم راهنمایم کردم ودر واقع با شروع این حرکت بود که توانستم به رهائی--

برسم.

س) اگر صحبت یا پیامی برای مسافران سفر اول دارید بیان کنید؟

من حرفم فقط این است که بچه ها باید حضور داشته باشند و مطیع دستورات راهنمای خود باشند.

من تا اخر عمر دوست دارم در کنگره باشم و خدمت کنم جون کنگره مثل یک باغی میماند که خیلی

قشنگ وزیباست وگلهای زیبائی داخلش وجود دارد و وقتی ادم اینقدر قشنگی و زیبائی را میبیند--

مگر میتواند این زیبائی و روشنائی را رها کند.

س) صحبت پایانی؟

من جا دارد از این فرصت استفاده کنم واز راهنمای عزیزم آقای کوروش آذرپور تشکر کنم که برای من

ودیگران جهت رسیدن به این جایگاه زحمات زیادی را متحمل شده اند.

 

         ضمن تشکر ازشما و به امید دیدار شما در جایگاههای بالا تر 

                      

جلسات هفتگی مسافران "در استحکام پایه های علمی و مالی کنگره چه کرده ام؟"


هفتمین جلسه از دوره هشتم روزهای یکشنبه با دستور جلسه "در استحکام پایه های علمی و مالی کنگره چه کرده ام ؟" با استادی آقای علیرضا زرکش ، با نگهبانی آقای امیرهوشنگ و دبیری آقای امین در تاریخ 12/3/92 ساعت 17 شروع به کار نمود


در ابتدا باید ببینیم که از کنگره چه چیزی می گیریم و در ازای آن باید چه چیزی را پرداخت نماییم . ساختاری در کائنات حاکم است که به رایگان به کسی چیزی داده نمی شود و هیچی چیزی مفت بدست نمی آید . این یک تفکر اشتباه است که فکر کنیم هستی به رایگان به ما می دهد . باید حتما بهای مسائل را در زندگیمان بپردازیم .
اگر نفهمم که چه چیزی را گرفته ام ، سخت است که بدانم بهای آن چیست تا بپردازم . باید فکر کنم وقتی برای اولین بار به کنگره آمدم چه حالی داشتم و چگونه زندگی می کردم و حالا زندگی من چگونه است . چه تغییراتی در زندگی و تفکر من ایجاد شده است . وقتی خود را متعلق به کنگره بدانم ، هیچ گاه حساب خود را از حساب کنگره جدا نمی بینم .
اگر بهای چیزهایی که به من داده می شود را نپردازم ، آنها از من گرفته خواهند شد . اگر بهای رهایی خود را نپردازم ، ممکن است خیلی زود رهایی ام از من گرفته شود . اگر کسی بخواهد در کنگره بماند باید آموزشهای بیشتری بگیرد و در مرحله ای از این آموزشها ، آغازنامه نیز ارائه می گردد . علم کنگره بی شمار است .
هرچه بهای بیشتری در هستی بپردازیم ، قطعا بیشتر دریافت می کنیم . اگر علم کنگره را مانند کلید بدانیم ، هردری را برای ما باز خواهد کرد . علم کنگره برای هر دردی درمان است . کافی است آن درد را داشته باشیم و خواهان رهایی از آن باشیم .
مثلث درمان در همه مراحل صدق می کند . ما به عنوان اعضای کنگره 60 باید پایه های مالی و علمی کنگره را مستحکم کنیم . در کنگره پزشکان زیادی هستند که با علم آن کار می کنند . این دستورجلسه دراصل یک فرمان است .
کنگره تنها مرکزی است که به هیچ جا وابسته نیست و تمام مخارج آن را اعضا تامین می کنند . از نظر اجتماع یک معتاد ، طرد شده است ولی اگر خوب نگاه کنیم ، در همه آنها علم و قدرت وجود دارد فقط باید این باور در آنها شکل بگیرد که خودشان همه چیزند .
وظیفه ما در کنگره ، ساختن خودمان است . در کنار این مسائل باید به دیگران نیز کمک کنیم و باعث جذب آنها شویم . اگر به کنگره کمک کنیم در اصل به خودمان کمک کرده ایم . حکایت ما حکایت قطره و اقیانوس است . من یک قطره در برابر اقیانوس کنگره هستم . علم کنگره بدون نقض است و جای خللی ندارد . در هرجایگاهی که هستم باید یک سند برای دیگران باشم . اگر بخواهم می توانم با علم کنگره تغییر کنم و در مسیر پیشرفت قدم بردارم . علم کنگره حقیقت محض است .
بخش مهمی از علم کنگره ، تجربه است . تجربه سندی بدون نقض است . همه ما می توانیم از تجربیات خود مطالبی بنویسیم و در سایت قرار دهیم تا دیگران نیز بخوانند و استفاده کنند . همانگونه که دیگران قبلا در مورد مسائل مالی و علمی چراغ را روشن کرده اند و اکنون من باید این چراغ را برای دیگران روشن نگه دارم .
در آخر تاکید می کنم که باید ذکات کارهایی که کنگره برایمان انجام داده است را بپردازیم تا رهایی و تمام چیزهای دیگر برایمان ماندگار باشند . در کنگره بستری فراهم شده که می توانیم بهای حیات و زندگی خود را بدهیم .


جلسات هفتگی همسفران "دراستحکام پایه های مالی و علمی کنگره 60 من چه کرده ام"

                                     به نام خداوندی که عشق آفرید

هفتمین جلسه خصوصی همسفران کنگره 60 از دوره سوم کارگاهای آموزشی ویژه همسفران روزهای دوشنبه با دستورجلسه "دراستحکام پایه های مالی و علمی کنگره 60 من چه کرده ام" با استادی خانم معصومه ، نگهبانی خانم مریم و دبیری خانم زینب ، در تاریخ  13/3/92راس ساعت 16 برگزار گردید .


سخنان استاد :
کنگره 60 برای رهایی ما همسفران و مسافران از آنچه که زندگی ما را مختل کرده بود راه را هموار کرده است . باید بدانیم که کنگره یک سازمان مردم نهاد است واز هیچ سازمان و نهادی برای ادامه خدماتش کمک نمی گیرد و علم و دانشی که کنگره ارائه می دهد تجربیات و دانشی است که مهندس بزرگوار جناب آقای دژاکام در زمینه صورت مسئله اعتیاد و دیگر جوانب زندگی به دست آورده و برای استفاده به ما هدیه کرده است .
حال من در این مجموعه چه کمکی می توانم باشم پرواضح است که بخاطر شکرانه سلامتی و زکات رهایی مسافر و خودم سبد پول را حتی با اندک توان اقتصادی که در من است حمایت کنم باید یادم باشد که قبل از ورود به کنگره چه اوضاع آشفته واسف باری داشتم و زندگی برایم زندگی نبود و جایش با مرگ عوض شده بود و من حاضر بودم برای نجات همسرم و تخریبی که روی خودم و دختردلنبندم ایجاد کرده بود چه بایی گزافی بپردازم که خیلی هم پرداخته بودم .آیا شایسته است ، حال که نعمت سلامتی و رهایی و آرامش را به دست آوردم آن همه پریشانی را فراموش کنم و خدمات کنگره را نادیده انگارم ؟
علم کنگره چیزهای زیادی را به من آموخت راستی من چه از زندگی و انسانیت به طورکل می دانستم ؟ جز یک سری شعار و حرفهای به ظاهر قشنگ که کاربردیشان نمی کردم و عمرم در ندانی می گذشت . من مفهوم عقل و نفس و تعادل واقعی را در کنگره آموختم .
اعتیاد ما را از تمامی آدمهای اطرافمان طرد کرده بود و شرمندگی حقارت برایمان به بار آورده بود . دردی بود که درمانی برایش نمی شناختیم و همه چاره جویی ها با در بسته روبه رو می شد و در این میان آنچه که هزینه می شد سلامتی جسم و روان بود و همه در آمدها و پس انداز ها تاجایی که از نظر مالی هم به شدت ضربه خوردیم تا اینکه با لطف خداوند با کنگره اشنا شدیم و اعضایش بدون دریافت هیچ حق الزحمه ای ما را با آغوش باز پذیرفت و شروع به درمان دردمان کرد . علم شناخت اعتیاد و راهکار درمان آن را با تشکیل جلسات حضوری و چاپ نشریات و سی دی های در اختیارمان گذاشت که نه فقط اعتیاد و تخریب آن بلکه ارزشها و ضد ارزشها را از ریزترین مورد تا بزرگترین موردش برایمان مشخص کرد و را راه زندگی برتر را به ما نشان داد و یاد داد که « زندگی ارزش دویدن دارد حتی با کفش های پاره »

اکنون خوشحالم که همسرم بجای آن که بگوید بساط مصرفم را آماده کن می گوید صبحانه ام را آماده کن بجای رفتن به دنبال ساقی ها برای تهیه مواد ، دخترم را تا مدرسه همراهی می کند و محبت پدری را به او می چشاند و من امروز می توانم به او تکیه کنم . من امروز به جای سکوت تلخ و گریه بی صدا « صبر » را آموختم . در مجموع من آنقدر چیزهایی خوب از کنگره به دست آوردم که مجال گفتن آن را در اینجا ندارم اما خوب می دانم که همه را مدیون کنگره هستم و از این بابت با تمام وجود خداوند را سپاس می گویم و برای آقای دژاکام طلب طول عمر با برکت می کنم و درپایان می گوییم با تمامی وجود و از جنبه های مختلف کنگره را حمایت کنیم تا موجبات رهایی دیگران و آیندگان فراهم باشد و امیدوارم که خداوند ما را در مسیر زندگی و اهداف کنگره موفق بدارد .


دیگران کاشتند و ما خوردیم     ما بکاریم و دیگران بخورند

تعداد حاضران در جلسه : 60 نفر
تعداد تازه واردین : 2نفر

                                                                                    همسفر نسرین


                                                    به نام خدا

                                             مصاحبه با رها یافتگان از بیماری اعتیاد

س:لطفا ضمن معرفی خودتان انتی ایکس مصرفی را بیان نمائید؟

علی صفری هستم انتی ایکس مصرفی تریاک رهجوی آقای کوروش آذرپور

س: علی آقا اگر امکان دارد بیان نمائید مصرف مواد چه تخریبهائی برای خودتان و خانواده اتان داشته؟

در زمان مصرف تخریبی که مصرف مواد برای من داشت را خودم هیچگاه متوجه نبودم چون به اصطلاح سر

خوش بودم ولی بعد از درمان متوجه شدم که چقدر تخریب داشتم و چه اسیبهائی را به بدن خود وارد کردم

واین تخریبها بر خانوادهام نیز وارد شده بود بطوری که هر روز در خانه بودم و در حال مصرف و هیچ ارتباطی --

با خانواد هام نداشتم و فقط کارم مصرف مواد از صبح تا شب بود۰

س:چه چیزی باعث شد تا شما به کنگره بیائید؟

من از طریق تلویزیون و برنامه شروع خوب با کنگره اشنا شدم. اوایل فقط روزهای یکشنبه به کنگره میامدم

و اصلا به درمان شدنم ایمانی نداشتم. یادم است در شبهای ماه مبارک رمضان همسرم تا صبح گریه میکرد

که چرا من اینطوری شده ام. خدا عمر با عزت و سلامت به آقای مهندس بدهد که این سیستم و روش درمانی

را ابداع نمودندتا من و امثال من به درمان برسیم.

س:چرا بعد از درمان در کنگره ماندگار شده اید؟

چون در اینجا به من خدمت شد و جز محبت در این جا چیزی ندیدم و در قبال این همه خدمت و محبت یاد گرفتم

من هم باید به دیگران خدمت کنم.

س:کمی از دوران سفر اولت برایمان بگو؟

ماههای اول شاید برای اینکه به همسفرم ثابت کنم که اعتیاد درمان ندارد میامدم ولی کم کم با امدن و اموزش

گرفتن متوجه شدم نه تنها اعتیاد درمان دارد بلکه با اموزش نیز خیلی از تفکرات نادرستم نیز اصلاح شد.

س:اگر پیامی برای سفر اولیها دازید میتوانید بیان کنید؟

باید چشم را بست ودست در دست راهنما داد و حرفهای راهنما را اجرا کرد. فرصت را غنیمت می شمرم

و ازآقای کوروش آذرپور راهنمای عزیزم که خیلی خیلی برام زحمت کشیدند تشکر میکنم

     با تشکر از علی عزیز

تهیه کننده :آقای امین گواه مقدم

 

                               شهد شیرین رهائی گوارای وجودت

                             

جلسات هفتگی همسفران "که چی"

ششمین جلسه خصوصی همسفران کنگره 60 از دوره سوم روزهای دوشنبه با دستورجلسه "که چی" با استادی خانم عالیه، نگهبانی خانم مریم و دبیری خانم زینب ، در تاریخ  6/3/92راس ساعت 16 برگزار گردید .

سخنان استاد :
در زندگی ما چراهای زیادی وجود داشت که جواب این چراها را پیدا نمی کردیم . سوال "که چی " به ما کمک می کند تا جواب سوال های بی جواب خود را پیدا کنیم . که چی ، سوالی است که از خود می پرسیم و موضوع مهمی در جهان بینی است . ما در طول زندگی خود با این سوال مواجه هستیم . این سوال در مورد ما انسانها مطرح می گردد زیرا همیشه بر سر دوراهی قرار داریم .
در وادی هشتم نوشته شده که انسان اصولا تاریکی ها را تجربه می کند تا به عظمت روشنایی پی ببرد ، یکی از این تاریکی ها ناامیدی است . زمانی که در این مرحله قرار داریم ، سوال "که چی " زیاد به سراغمان می آید . که چی من به مسافرم کمک کنم ؟ که چی شاد باشم ؟ ...
در ابتدا به خاطر مسافرم به کنگره می آمدم . جسم و روانم خسته بود اما به تدریج و با گرفتن آموزشها متوجه شدم که خود باید به صبر و آرامش برسم . هر کدام از انسانها برای کاری به دنیا آمده اند پس خودمان باید به خود کمک کنیم . هدف و انگیزه در زندگی می توانند کمک کنند تا از تاریکی ها بیرون بیاییم و جواب "که چی " را با دانایی و تفکر بدست آوریم .
دستورجلسات کنگره 60 با هم ارتباط دارند و هر کدام مانند کلیدی هستند که دری را به روی ما باز می کنند تا بتوانیم گره های زندگیمان را باز کنیم .
دستور جلسه "که چی" کوتاه است اما جواب آن بلند و عمیق می باشد . جواب ما به این سوال بستگی به سطح دانایی ما دارد زیرا تکرار این سوال می تواند هم مخرب و هم سازنده باشد . پس ما باید سطح دانایی و آگاهی خود را در هر موضوعی بالا ببریم و به درجه تشخیص برسیم تا مشکلی برایمان پیش نیاید .
اگر تکرار این سوال بیش از حد باشد ، باعث می شود که ما هیجان و لذت و شادی خود را از دست بدهیم و حس بدی درونمان شکل بگیرد . بیشتر به سمت تاریکی ها پیش می رویم و حالمان خراب خواهد شد .
با آمدن به کنگره و آموزش دیدن ، کم کم از ضد ارزش ها دور می شویم . هدف و انگیزه بیشتری برای زندگی و حل مشکلات پیدا می کنیم و می توانیم با عقل و دانایی ، جواب درستی برای "که چی " بیابیم . 


تعداد حاضرین : 50 نفر
تعداد تازه واردین :  2نفر

مقــــاله "که چی"


«به نام او که دانای نهان است »


موضوع بحث این هفته : که چی ؟
«  هم سوال از علم خيزد هم جواب             هم چنان كه خار و گل از خاك و آب »


موضوع فوق یکی از دستور جلسات هفتگی سالیانه کنگره 60 می باشد که در تمام نمایندگی های این نهاد در سراسر کشور مورد بحث و گفت وگو قرار می گیرد که بحق موضوع قابل تامّلی است چرا که اگر آدمی « نپرسد و سوال نکند » به هیچ علمی دست نمی یابد و در جهل مرکب می ماند .
 انسان ذاتاً جستجوگر است و در راستاي جستجوگري خود پرسش می نمايد. بسياري از علوم بشري و پيشرفت آن به بركت پرسش خوب بوده است. اين كه انسان از يك مساله، سوالي مطرح می كند و به دنبال پاسخ آن می گردد به افزایش سطح دانایی خود کمک کرده است . و اگر همین انسان ذات پرسشگری خود را ندیده انگارد و در خمودی و رکود عدم سوال فرو رود جهالت ، در نتیجه ضلالت را برای خویش خریداری نموده است که نه تنها اورا به کعبه مقصود نمی رساند بلکه سراز ترکستان بد بختی در می آورد . به قول سعدی بزرگوار:
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی    این ره که تو می روی به ترکستان است


تمامی فرزانگان جهان ، انسان ها را به « پرسش و سوال کردن » تشویق می کنند ، سقراط دانشمند بزرگ یونان، جوانان شهر را دور خود جمع می‌کرد و آنان را به تفکّر درباره سخنان و کلماتشان ترغیب می‌ نمود. او با شعار « به خود بپرداز » همشهریان آتنی‌اش را تشویق می‌کرد تا خدایانشان، ارزش‌هایشان و خودشان را مورد پرسش و ارزیابی قرار دهند . تا می‌دید که مردم به سهولت راجع به عدالت گفتگو می‌کنند، وی به آرامی می‌پرسید که آن چیست؟ این شرافت، فضیلت، اخلاق و وطن‌دوستی که از آن سخن می گویید چیست ؟
اگر فضیلت با خردمندی و دانش معنا می‌شد، آن‌گاه مردمان می‌توانستند نتایج بلندمدت اعمالشان را پیش‌بینی کنند؛ و امیال و خواهش‌های خود را تحت نظم دربیاورند. هرچند در انسان مطلّع و آگاه نیز شهوات وجود دارند، ولی او بهتر از جهّال می‌تواند بر خود مسلّط باشد. نیز در اجتماعی که بر پایه عقل و دانش باشد، نفع هر شخص در متابعت از قوانین خواهد بود.
در فرهنگ اسلامی ایرانی ما نیز « سوال کردن »مورد تاکید قرارگرفته است . پيامبر عظيم الشان اسلام(ص) فرمودند :  الْعِلْمُ خَزَائِنَُ وَ مَفَاتِيحُهُ السُّوال یعنی دانش به مانند گنجينه هايي است كه سوال كليد آن است . بله با كليد بايد درِ گنجينه را گشود و با سوال بايد دانش آموخت و دانا شد . هم چنين فرمودند: اِسْئَلْ تَعْلَمْ یعنی بپرس تا بداني . ویا نیکو سوال کردن، نصف علم است .
با این مقدمه باید گفت که این جمله کوتاه سوالی « که چی؟ » اگر هر کس در مورد کردار و رفتارش در تمام شئون زندگی از خود بپرسد و به جواب درست برسد چه معجزه ها که نمی کند زیرا سعادت و شقاوت هرکس در گروی سوالات هدفمندی است که او در ذهن خود دارد و آنها را به اجرا درمی آورد و به جواب می رسد .
پشت هر حرکت و تلاشی باید این سوال باشد که چی ؟ به این دلیل که اگر این سوال نباشد و هدف تبیین نشودخواه این هدف منفی باشدخواه مثبت ،  این حرکت جز دور خود گشتن ، حیرانی ، سرگشتگی ، پوچی و راه بجایی نبردن نتیجه ای نخواهد داد .


این سوال باید جزئی ترین تا اصلی ترین عملکرد ما را دربر بگیردبه عنوان مثال برای چی حرف می زنیم؟برای چی می خوابیم ؟ برای چی غذا می خوریم؟ کار می کنیم که چی شود ؟ درس می خوانیم که چی ؟ ورزش می کنیم که چی ؟ صبح زود بیدار می شویم که چی ؟ دوستی می کنیم که چی ؟ بزرگ می شویم و ازدواج می کنیم که چی ؟ صاحب فرزند می شویم که چی ؟ و بالاخره مواد مصرف می کنیم که چی ؟نشئه می شویم که چی ؟ ترک می کنیم که چی ؟ می خواهیم اعتیادمان را درمان کنیم که چی ؟کنگره می آییم که چه شود ؟ من یک مسافرم یعنی چه ؟ یک همسفر هستم که چی ؟ چرا این همه برای درمان مسافر خود تلاش می کنم ؟ حالا او درمان شود که چه شود ؟ و یا درمان نشود مگر چه می شود ؟ و هزاران ؟؟؟؟؟؟ ................
با این مثال ها دریافتیم که این سوال با همه کوتاهی و ساده بودنش دامنه بسیار وسیعی در زندگی انسان دارد وموضوعی در زندگی ما وجود ندارد که بتواند از حوزه این سوال خارج باشد و زاویه ای از زوایای زندگی بشری نیست که این سوال آن را در بر نگیرد . حال که چنین است بیاییم با طرح سوالات درست به علم و آگاهی خود بیفزاییم و با انجام اعمال سنجیده ، نتیجه مقبول و مفید به دست آوریم و آن کنیم که فرمان است . 


همینت بسنده ست اگر بشنوی    که گر خار کاری سمن ندروی


                                                                                        همسفر "نسرین"
        

 

مقــــاله "بخشی از زندگی من"


به نام خدا
در اوایل زندگی متوجه شدم که همسرم مصرف کننده موادمخدر است . در این زندگی بجای پیدا کردن راه حل ها ، سعی می کردم از مشکلات فرار کنم . از زیر بار مسئولیت هایی که خودم ایجاد کرده بودم ، شانه خالی می کردم و همسرم و دیگران را مسئول همه مشکلات می دانستم . همیشه به همسرم می گفتم ، تو مثل مصرف کنندگان دیگر نیستی و با همه آنها فرق می کنی . با تصور اینکه با این حرفها ، او بهتر می شود ؛ ولی باعث شد تا او فکر کند واقعا با بقیه فرق دارد و سعی می کرد این را به من ثابت کند . او ترس داشت که زندگیمان از هم پاشیده شود و به همین دلیل همیشه از خانه گریزان بود و به خانه آشنایان پناه می برد . اما نمی دانست با این کارها از من و فرزندانم دورتر می شد و ممکن بود زندگی خود را از دست بدهد .
زمانی همسرم از خانه بیرون می رفت ، من هم بیکار نمی نشستم و به خیال اینکه می توانم جلوی کارهای او را بگیرم ، به تک تک آشنایان و فامیلها زنگ می زدم و سراغش را می گرفتم که چه کار می کند یا ... این پیگیری ها دائمی شده بود چون نمی توانستم یا نمی خواستم بدانم و واقعیت را قبول کنم . با اینکه در ابتدای زندگی متوجه رفتارهای او شده بودم ، برایم بسیار سخت بود که بپذیرم او یک مصرف کننده است . زنگ زدن ها چیزی جز بحث و دعوا برایم به ارمغان نداشت .
او به من می گفت تو چرا نگران هستی ؟ در خانه برای تو آدمی سالم هستم و بیرون از خانه نیز به تو ربطی ندارد . چرا سراغ مرا از آشنایان می گیری و آبروی مرا می بری !
همیشه از هم گریزان بودیم . او در ترس از دست دادن زندگی بود و من هم به دنبال نقطه ضعفی از او بودم تا ثابت کنم که مواد مصرف می کند . گاهی سرزده به محل کارش می رفتم و همینطور از آشنایان می خواستم تا او را به خانه خود راه ندهند . توقع داشتم آنها این کار را انجام دهند زیرا تصور می کردم این راهی برای درمان همسرم بود اما راه را اشتباه می رفتم . طوری شد که استرس و اضطراب در خانه ما حاکم شد . کم کم فرزندانم هم دچار استرس شدید شدند بخصوص فرزند بزرگم که شاهد تمام جنگها بود .
او می دانست که پدرش هر وقت به خانه برمی گردد ، چیزی جز دعوا و جروبحث وجود ندارد . نگاه او به ما بود که چگونه رفتار می کنیم . زمانی که پدرش در خانه نبود و فرزندم در کنار من بود ، خیالش راحت می شد زیرا عکس العمل من روی او تاثیر داشت . من متوجه شدم که رفتار من باعث آرامش یا استرس اوست . کم کم نتیجه گرفتم که باید اعتیاد همسرم را بپذیرم . مشکل بود ولی باید باور می کردم تا بتوانم راه حلی بیابم .
یازده سال در ناباوری با او زندگی کردم . هزاران چرا در ذهنم وجود داشت و برایشان جوابی نداشتم . این اواخر دیگر داشتیم نسبت به هم بی تفاوت می شدیم . همسرم می گفت ما طلاق عاطفی گرفته ایم ، من هم پیشنهاد دادم تا از هم جدا زندگی کنیم . ما زندانیانی بودیم که با جهل و نادانی خود باعث این امر شده بودیم .
تا اینکه خداوند نظرلطفش را شامل حال ما کرد و ما با کنگره 60 آشنا شدیم . راه خود را پیدا کردیم و هسمرم به درمان رسید و از بند اعتیاد رها شد . تاریکی ها رفت و روشنایی به خانه ما قدم گذاشت . استرس و نگرانی بیرون رفت و جایش آرامش و آسایش آمد .
خداوند را شاکرم که راه مستقیم را به ما نشان داد . امیدوارم همه عزیزانی که راه خود را گم کرده اند ، راهشان را پیدا کنند .
در پایان از همه عزیزانی که در این راه ما را یاری نمودند تشکر می کنم و انشالله که بتوانم یک خدمتگذار کوچکی برای خانواده بزرگ کنگره 60 باشم .

                                                                                          همسفر "فاطمه"


جلسات هفتگی مسافران (پنج شنبه ها)

                                                     به نام خدا

سومین جلسه از کارگاهای اموزشی خصوصی نمایندگی شهرری مخصوص مسافران در روز پنج شنبه

با استادی آقای مهدی مهردوست و نگهبانی آقای  محمد رضا میرصابری و دبیری آقای غلام حسن --

حیدری فر با دستور جلسه که چی  در تاریخ ۲/۳/۱۳۹۲ برگزار گردید۰

خلاصه سخنان استاد: جمله که جی در عین کوتاهی جمله میتواند معنی بسیار طولانی داشته باشد۰

بین تصمیمات و عمل با توجه به دانش و عمل میتوان بهترین پاسخ را نسبت به این موضوع را داشت۰

افرادی که با مشورت ودانش بالا کاری را انجام میدهند به سوال که چی جواب صحیح میدهند۰

من دوستانی داشتم که بعد از ۱۱ماه در کنگره چون جواب که چی راندانداز کنگره رفتند ما باید به دنبال

جواب که چی خود در تژیون باشیم۰

 

جلسات همسفران "وادی نهم"


پنجمین جلسه خصوصی همسفران کنگره 60 از دوره سوم روزهای دوشنبه با دستورجلسه "وادی نهم " با استادی خانم زهرا ، نگهبانی خانم مریم و دبیری خانم زینب ، در تاریخ  30/2/92راس ساعت 16 برگزار گردید .

سخنان استاد
نیرویی که از کم شروع می شود و به نقطه بالا می رسد ، نقطه تحمل پیدا می کند . همه چیز در هستی دارای نقطه تحمل است . گیاهان نیز دارای نقطه تحمل هستند ، گیاهی در 5 درجه بالای صفر و دیگری در 10 درجه رشد می کند . انسانها دارای نقطه تحمل هستند . اگر به آنها بیشتر از نقطه تحملشان فشار بیاوریم حتما به نقطه آشوب می رسند . گاهی ما باعث این آشوب می شویم ، حرفی می زنیم و باعث خودکشی فردی می شود و یا برعکس یک حرف ما باعث عاقبت به خیری کسی می شود .
نقطه تحمل در دو جهت مثبت و منفی است . این نقطه نیاز به زمان و تکرار دارد . در جهت منفی با لذت همراه است و به آموزش چندانی نیاز نیست و سختی زیادی نیز ندارد . ولی در جهت مثبت ، نیاز به آموزش داریم و سخت تر است . در مورد مسائلی مانند پول ، مقام و ... باید ببینیم آیا ظرفیت داریم یا خیر . از شهرت چگونه استفاده می کنیم ، آیا باعث ارتقای ماست یا تخریب .
آستانه آشوب نقطه ای است که انسان از تحمل خارج می شود . یک مصرف کننده وقتی به روش سقوط آزاد مواد را کنار می گذارد ، عوارض آشکاری به او دست می دهد و از نقطه تحمل خارج می شود . نقطه تحمل انسانها با هم متفاوت است .
اگر به آموزش دیدن ادامه بدهیم و دانایی خود را بالا ببریم ، مسائل ارزشی راهم بالا می بریم . نیرویی که از کم شروع می شود ، به ما امکان هر چیزی را می دهد . اگر این نیرو را تقویت کنیم به جایگاه بالایی می رسیم . در برابر از دست دادن مسائلی ، چیزهای دیگری را بدست خواهیم آورد . ما به خیلی چیزها علاقه داریم ولی باید از آنها بگذریم تا به مسائل بهتری برسیم .
ما مسافرمان را دوست داریم ولی باید او را رها کنیم تا او درمان شود . چون هم به نفع اوست و هم خود ما . علاقه را پای مالکیت نگذاریم و از علاقه دیگران سوء استفاده نکنیم . اگر جواب حرف های بیهوده دیگران را نمی دهیم ، باید بدانیم علت چیست . ما باید به دانایی برسیم و نخواهیم تا ظرف وجودیمان را آلوده کنیم .
من به عنوان همسفر باید کم کم خودم را بسازم . کارهای ضدارزشی را بارها انجام داده ایم مثل غیبت و ... و حالا نقطه تحمل ما در مورد غیبت بالا رفته و می دانیم بد است . ولی چون تفکر صحیح نداریم دوباره آن را انجام می دهیم . وقتی کاری را در جهت مثبت یا منفی انجام می دهیم و تکرار می شود ، ملکه ذهن می گردد ولی اگر دید و نگاه ما عوض شود فرمانهای خدا را انجام داده و دیگران را در آستانه آشوب قرار نمی دهیم . 
جهان بر مبنای اضداد است و نیروهای منفی نقش مکمل را دارند تا انسان را در راه تکامل قرار دهند . اگر تاریکی نباشد ، روشنایی معنا ندارد . اگر کفر نباشد ، ایمان معنا نخواهد داشت .
 با صبر و استقامت ، نقطه تحمل خود را بالا ببریم . نقطه تحمل می تواند سکوی پرتابی باشد و من را به جایگاه بالاتری برساند . فرق زیادی بین تحمل کردن و نقطه تحمل وجود دارد . گاهی تحمل می کنیم ولی این مورد با نقطه تحمل تفاوت دارد . فرق آن در احساس آرامش همراه لذت است . اگر من تحمل کنم ، به هم ریخته هستم ولی اگر نقطه تحمل را بالا ببرم ، احساس آرامش و لذت می کنم . پذیرش شرایط موجود از مهمترین شرط های آموزش است ، باید شرایط موجود را بپذیریم .
هرچه نقطه تحمل بالاتر باشد ، ظرفیت نیز بیشتر است . گاهی چون خودم یا دیگری و حرفها را مهم می دانم ، عصبانی می شوم و در برخی مسائل به چیزهایی حساسیت نشان می دهیم . همسفر در کنار مسافرش  تخریب دیده و نقطه تحمل پایینی دارد . در کنگره هر دو در کنار هم آموزش می بینند و به رهایی می رسند .
با بالا بردن نقطه تحمل می توانیم از خیلی از حرفها بگذریم وبه آن چیزی که دوست داریم برسیم .

تعداد حاضرین : 55 نفر

جلسات جهان بینی"وادی نهم"/ تولد آقای مرتضی رحیمی

پنجمین جلسه از دوره هشتم روزهای یکشنبه با دستور جلسه "وادی نهم" با استادی آقای کورش آذرپور و با نگهبانی آقای امیرهوشنگ و دبیری آقای امین در تاریخ 29/2/92 ساعت 17 شروع به کار نمود

سخنان استاد
تکرار و تمرین در بالا بردن نقطه تحمل بسیار مهم است و بدون این پارامترها امکان پذیر نیست . فرقی نمی کند که این نقطه تحمل در جهت مثبت باشد یا منفی . در کنگره ثابت شده ، یک سال طول می کشد تا یک فرد کاملا معتاد شود و موادشبه افیونی بدنش از بین برود و موادمخدر خارجی جایگزین شود . باید تحمل کنیم تا یک چیزی را بدست آوریم یا از دست بدهیم . نقطه تحمل افراد با یکدیگر فرق می کند و همچنین ابعاد مختلف انسان نقطه تحمل متفاوتی دارد یعنی یک انسان در هر بعد ، یک نقطه تحمل دارد .
نقطه تحمل در خیلی از چیزها وجود دارد مثلا طاقت بیاوریم و تحمل کنیم و جواب کسی را ندهیم یا چیزی را بشنویم ولی آن را نشنیده بگیریم ، ببینیم و ندیده بگیریم انگار نه چیزی دیده ایم و نه شنیده ایم . باید زمان بدهیم و تمرین کنیم تا به نقطه تحمل بالاتری برسیم . البته این را هم باید در نظر داشته باشیم که همزمان ظرفیت خود را نیز بالا ببریم .
نقطه تحمل هر شخص به دانایی او نیز بستگی دارد . هرچه دانایی و ظرفیت بیشتر باشد ، نقطه تحمل هم بالاتر می رود . قرار گرفتن در آموزشها برای همه ما صددرصد لازم است . اگر در مسیر آموزش قرار بگیریم حتما نتیجه خواهیم گرفت . حال ممکن است یک فرد زودتر و دیگری دیرتر به نتیجه برسد ولی نتیجه حتمی است .
ما باید بدانیم که چرا نمی خواهیم جواب دیگران را بدهیم و یا تفاوت آدمی که جواب دیگران را با تندی و پرخاشگری می دهد با آدمی که فقط سکوت می کند در چیست . ارزش هر کدام از این رفتارها فرق می کنند .
ما در آموزشها می توانیم ارزشها را تغییر دهیم . وقتی می خواهیم نقطه تحمل خود را در ارزشها بالا ببریم ، باید بدانیم برای چه این کار را انجام می دهیم یعنی در مقابل جواب ندادن به دیگران ، چه چیزی بدست می آوریم . سکوت باید همراه با دانایی باشد .
رسیدن به تعادل ، همان نقطه تحمل است . باید اطلاعات کسب کنیم و تکرار و تمرین انجام دهیم . به خود زمان بدهیم تا نقطه تحمل بالا برود . یک فرق بین بالابردن نقطه تحمل در ارزشها و ضدارزشها وجود دارد . در ضدارزشها این عمل آسان است و نیاز به آموزش چندانی نیست و زمان کمتری می برد ولی در ارزشها ، هم مشکل است ، هم نیاز به آموزش بیشتری هست و هم زمان بیشتری لازم است . ولی در هر دو مورد ، زمان وجود دارد .
با دانایی ، شناخت و آگاهی ، نقطه تحمل خود را بالا ببریم . لازم نیست دست به کارهای بزرگ بزنیم . می توانیم از کارهای کوچک شروع کنیم و کم کم به کارهای بزرگتری برسیم . ما می توانیم نقطه تحمل را در مسافران نیز ببینیم . مصرف کننده ای که 11 ماه برای درمان اعتیادش صبر می کند ، درمان می شود و اصلا نیازی به مواد نخواهد داشت . همه این مسائل ؛ آموزش ، زمان ، تکرار و تمرین لازم دارد .

در پایان جلسه تولد آقای مرتضی رحیمی رهجوی آقای کورش آذرپور با شکوه برگزار گردید