رهائي


1) آقای : هادی ، نام راهنما : آقای کوروش ، آنتی ایکس : تریاک ، مدت سفر : 11 ماه ، داروی درمان :  OT، از نمایندگی : شهرری

 

ادامه نوشته

كلاسهاي جهانبيني چهارشنبه اكادمي

سخنان استاد: در ابتدا آقای مهندس دژاکام نکاتی در خصوص آزمون کمک راهنمایی  تاریخ ۱/۱۲/۹۲ ذک ر نمودند .ایشان فرمودند حدود ۹۴۰ نفر ثبت نام کرده اند ،که این رقم، بی نظیر است به علت اینکه درمانی که در کنگره ۶۰ وجود دارد من در هیچ کجا ندیده ام البته انسانهای زیادی هستند که مواد را ترک کرده اند ولی به اعتقاد من ترک اعتیاد یعنی مجروح و معلول از این دنیا خارج شدن و حتی بعد از مرگ هم همراه انسان خواهد بود.

بنابر این موقعی این تعداد داوطلب هست که بالای ۶ ماه رهایی وجود داردوحدود ۳۰۰ نفر از این تعداد از گروه خانواده هستند و این رقم قابل توجهی است .آقای مهندس دژاکام بر چند نکته مهم تاکید کردند:۱. ساعت در کنگره ۶۰ اختراع شده و متاسفانه در کشور ما ساعت اختراع نشده است.یعنی وقتی می گویند ساعت ۹ صبح آن را ۱۰ فرض می کنند .برفرض مثال وقتی می گویند جلسه ۹ صبح شروع می شود ،۱۱ شروع می شود .این بدین معنی است که ساعت هنوز اختراع نشده است و یا افراد فکر می کنند اگر سر موقع به جلسه بیایند، شخصیت آنها زیر سوال می رود،و آنها آدمهای کوچکی هستند.اما در کنگره ۶۰ اینطور نیست .بنابراین زمان امتحان در حقیقت ۵ دقیقه به شروع امتحان درب سالن بسته خواهدشد.۲.حدود ۲ ماه هست اعلام کردیم که ثبت نام به چه شکلی است و داشتن کارت الزامی است بنابراین اشخاصی که کارت خود را هنوز تمدید نکرده اند ،من تصمیم گرفتم برای امتحان حضور داشته باشندولی ۵۰۰۰ تومان جریمه می شوند و ۱ پوئن منفی هم من براشون در نظر می گیرم .۳.مسئله بعدی راهنمایان ما الگوهای ما هستند وقتی ما کمک راهنما می شویم ،پیمان می بندیم ،در کتاب خدا نوشته شده است :اگر برای انجام کاری ۲ یا ۳ شاهد وجود داشته باشد حکم شخص صادر می شود .افرادی که کمک راهنما می شوند و به اینجا می آیند می گویند :من در اینجا در مقابل مسافران و همسفران پیمان می بندم که حرمت کنگره ۶۰ را رعایت کنم ،پس افرادی که می خواهند کمک راهنما شوند این را در نظر داشته باشند .بنابراین این پیمان به نوعی قسم خوردن است.کسی اگر نقض پیمان کند به معنی نقض سوگند است.بنابر این اگر اشخاصی در جایی به این نتیجه می رسند که از عهده اش بر نمی آیند بیایند و اعلام کنند .چون ضربه بدی می خورند . ما تا بحال در کنگره نداشتیم ۲ راهنما باهم دعوا شون شود و از کلمات ضد حرمت برای خطاب به همدیگر استفاده کرده باشند .و نباید هم اتفاق بیفتد .ایشان برای تمام عزیزان شرکت کننده در امتحان آرزوی موفقیت کردند،و اگر کسانی که راهنماهستند بدانند چه مقامی دارند بدنشان می لرزد .چون خداوند به شما اجازه داده است که انسانها را از تاریکی به طرف نور هدایت کنید .چه چیزی مهمتر از این است که انسانی را که در گیر اعتیاد بوده است را کمک کنید و نجات دهید،آنهم بدون چشم داشت بدون طلب پولی، بنابراین ارزش بسیار والایی دارد ،و کمک راهنمایانمان باید بدانند در زمان آموزش دادن آموزشهای بسیاری را خود کسب خواهند کرد .مثل دوچرخه سواری اگر ما بخواهیم دوچرخه سواری را بدون سوار شدن بر دوچرخه یاد بگیریم این امر، را برای ما غیر ممکن می کند .و در نظر داشته باشید که در این امتحان رقیب همدیگر هستید. چون این امتحان به این صورت هست که بر فرض، ما برای این شعبه ۱۰ عدد کمک راهنما می خواهیم واین افراد از بهترین برگه ها انتخاب خواهند شد . 

و امروز، اولین سالی است که ما هفته دیده بان را جشن گرفته ایم،قبلا داشتیم هفته مرزبان ،دیده بان و ایجنت را ولی دیده بانان خیلی کم به چشم می آمدند .ما در سال ۴ تا جشن داریم :۱-جشن راهنمایان ۲- جشن همسفران ۳- جشن مرزبانان۴- جشن دیده بانان

ممکن هست شما پیش خود بگویید بهترین کار برگزاری انتخابات است،بله رای گیری بسیار خوب است ،اما یک جاهایی امکان برگزاری انتخابات نیست،همیشه حق با اکثریت نیست ،وقتی رسول خدا آمد اکثریت با او مخالف بودند بنابر این اگر بنا بر رای گیری بود جز شکست چیزی به همراه نداشت ،یا فرض کنید وقتی گالیله آمد گفت زمین می چرخد ،در آن زمان همه با او مخالف بودند و حتی کلیسا هم میگفت این کفر است و بیان شد اگر گالیله حرف خود را پس نگیرد او را آتش زنند و او را دادگاههی کردندوزمانیکه گالیله از سالن دادگاه بیرون آمد عصای خود را به زمین کوبید و گفت :ای زمین تو می چرخی .بنابر این  همیشه رای اکثریت درست نیست.

بنابر این من آمده ام انتخابات را برای کنگره ۶۰ گذاشته ام  هر سیستمی که مهم و اثر گذار بوده را انتخاب کرده ام .از جمله طراحی سیستم دیده بانان، به اعتقاد شخص خودم،زمانیکه من مسئله اعتیاد را شروع کردم،هیچ کدام از راهکارهای اعلام شده قابل قبول نبود و از نو چرخ باید اختراع می شد و آنچه که تا آن زمان به نام چرخ اختراع شده بود قابل قبول نبود ،و این در این چندین سال اثبات شده است.

امروز با تمام توان میگویم ترک اعتیاد به معنای مجروح و معلول از جهان اعتیاد خارج شدن است . اعتیاد باید درمان شود.

هر آنکس که مواد را ترک کند تا آخر عمر توان لازم را نخواهد داشت،بنابر این برای هر قسمتی مجبور بودم باجه درست کنم و سیستم طراحی کنم .چه سیستمی از سیستم مرزبانی قشنگ تر ،اگر سیستم مرزبانی نبود، تمام این سیستم کنگره ۶۰ را چه کسی می خواست بچرخواند .و اگر شعب کنگره ۶۰ به ۱۰۰۰۰۰ تا هم برسد مرزبانی جوابگوی همه اینها هست.گروه گروه افراد میایند جلو اداره می کنند و می روند و مجددا گروه بعد و به همین صورت می چرخد،و هر کدام کار خود را انجام می دهند.سیستم راهنمایی نیازمند امتحانات مستمر می باشد،راهنمایی که خودش چیزی نداشته باشد چه می خواهد به شاگردانش دهد .بنا براین بر مبنای این مسائل سیستمی را درست کرده ام،که اگر زمانی من نبودم کنگره ۶۰ بتواند به کار خود ادامه دهدو کسی متضرر نشود،و برای همین آمدم و سیستم دیده بانان راطراحی کردم،حتی لغت آن هم جدید می باشد مثل  مرزبان ،مسافر و...،حالا چطور باید این دیده بانان را انتخاب می کردم ،روز اولی که من کنگره ۶۰ را پایه ریزی کردم ،درآن زمان روزی بود روزگاری بود ،و هیچکس نبود ،چطور من باید انتخابات برگزار می کردم در آن زمان بعد از گذشت طولانی من آمدم و این سیستم را پایه گذاری کردم .که ما ۱۴ دیده بان می خواهیم و اینهارا باید از اصلح ترین و با تجربه ترین وسالم ترین انسانها، تا جایی که می توانیم استفاده کنیم .حالا چطور باید انتخاب شود ؟

روزی که من خواستم شروع کنم اولین دیده بان را خودم انتخاب کردم ،بعد از مدتی ما ۲ تایی با مشورت یکدیگر شخص دیگری را انتخاب کردیم و نفر سوم نیز انتخاب شدوباز بعد از گذشت ۱ یا ۲ سال با مشورت ۳ نفر شخص ۴ انتخاب شدو همینطور ادامه پیدا کرد و هنوز دیده بانان ما کامل نیستند ،بعد از این ۱۶ سال هنوز مانتوانستیم اینها را کامل کنیم ،هنوز ۲ یا ۳ دیده بان کم داریم بعضیها سیتیزنی دیده بانی هستند ولی هنوز دیده بان نشده اند.ما مسائل را خیلی موشکافانه بررسی می کنیم و زمانیکه ما شخصی را بعنوان دیده بان قبول می کنیم خود شخص خبر ندارد،هر کس بخواهد دیده بان شود اصلا نمی شود ،کسانی انتخاب می شوندکه اصلا روحشان خبر دار نبود ه،یک دیده بان ۴ سال طول می کشد که دیده بان شوند ،می آیند وارد سیستم دیده بانی میشوند ۱ سال طول می کشدبعد از گذشت ۱ سال مجددا دیده بانها رای میدهند و همینطور ادامه پیدا میکند ۴ سال باید بگذرد و تمدید کنندتا بعنوان دیده بان قابل قبول باشند ،اینکار توسط خود دیده بانها انجام می شود ،اگر کسی هم بخواهد کنار گذاشته شودخود دیده بانها رای میدهند و او را کنار میگذارند.(صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است  )یک زمانی ما مصرف کننده بودیم و آمدیم تلاش کردیم و خوب شدیم ،یک زمانی هم خیلی آدم صالحی بودیم آمدیم بد شدیم ،این به این معنی نیست که کسی اگر خوب است تا آخر خوب خواهد ماند و یا بالعکس.بنابر این تمام سیستم قانون گذاری به دست دیده بانان می باشدو فقط من شخصا بدلیل پایه گذار بودن کنگره۶۰ می توانم در همان شورا تصمیم گیریهایی را انجام دهم ،برفرض اگر بخواهم می توانم شورای دیده بانها را منحل کنم ولی هیچ موقع از این قوانین استفاده نکرده ام . دیده بانان ۲ کار انجام میدهند :۱- از قانون گذاران کنگره ۶۰ می باشند ۲- هر کدام مسئول کاری هستند ،یکی مسئول آقایان مسافر است یکی مسئول خانمها وهر کدام مسئولیت خاص خودشان را دارند .دیده بانان هم هر کدام اختیارات خود را دارند ولی از خیلی از آنها استفاده نمی کنند  مثلا دیده بان خانواده میتواند لژیونی را جمع کند ولی اینکار را تا به حال نکرده است  . بنابراین هم قانون گذار هستند وهم اجرا کننده .مرزبانان ما ۱ سال رهایی یا دو سال رهایی دارند و هنوز به آن تجربه و پختگی نرسیده اند،و هنوز یک بزرگتر و راهنما می خواهند که مشکلاتشان را بر طرف کند .بنابراین ما در هر شعبه ای دیده بان داشتیم و دیده بان رابط بود.بنابراین دیده بانان افراد پنهانی هستندکه مسئولیت کنگره ۶۰ بر عهده آنان است و در حقیقت گردانندگان کنگره ۶۰ دیده بانها هستند،ومن فقط ناظر بر انجام کارهای دیده بانان هستم.مرزبانان در صور آشکار فعالیت دارند و دیده بانان در صور پنهان فعالیت خود را انجام میدهند .

 در آخر جلسه آقای مهندس دژاکام از دیده بانان حاضر در جلسه و همینطور ایجنتهای شعب مختلف تشکر و قدر دانی نمودند . 

 (منبع نمايندگي اكادمي)

قصه هاي مثنوي معنوي

دانایی گفت:


 در سرزمین هندوستان درختی است که اگر کسی از میوه آن بخورد عمر 


جاودانه پیدا میکند. پادشاهی این حرف راشنید و از آجا که همه دنبال 


جاودانگی هستند  راه افتاد تا آن درخت را پیدا کند.


 وی  به هندوستان رفت سالها مناطق مختلف را گشت  و از هر کس در 


مورد 


آن درخت پرسید  مردم به او می خندیدند و می گفتند فقط افراد نادان دنبال 


چنین درختی می گردند برخی هم به او می گفتند جستجوی تو بیهوده 


است 


اما او همچنان به جستجو ادامه داد و چیزی نیافت.

 

عاقبت خسته ودرمانده  تصمیم به  بازگشت گرفت  در مسیر برگشت به 


عارفی برخورد وماجرا  را  برای عارف شرح  داد  عارف  با شنیدن حرف های 


آن مرد خندید و گفت :

 منظور از این درخت علم ودانایی است چطور تو به دنبال ظاهر رفتی و باطن 


را فراموش کردی علم ودانایی نام های گوناگون دارد گاهی ان را 


درخت،خورشید،دریا،ابر و...  می نامند که دارای صد هزار اثر است که یکی از 


آن جاودانگی است.

منبع: وبلاگ نمايندگي اكادمي

اشعار زيبا


يک روز رسد غمی به اندازه کوه

يک روز رسد نشاط اندازه دشت

افسانه زندگی چنين است گلم

در سايه کوه بايد از دشت گذشت

** مجتبي كاشاني **

اخبار كنگره(شعب برگزار كننده آزمون كمك راهنمائي )

 مراکز برگزاری امتحان کمک راهنمایی؛ اسفندماه 1392

1-  نمایندگی آکادمی شامل: اقدسیه، جمشیدیه، آبادان

2-  نمایندگی استاد معین شامل: شهرک غرب

3-  نمایندگی رباط‌کریم

4-  نمایندگی پرستار شامل: صالحی

5-  نمایندگی فلاح شامل: سعادت‌آباد

6-   نمایندگی افسریه شامل: تهران‌پارس، فشم

7-  نمایندگی شهرری شامل: قم، زمزم

8-  نمایندگی اراک شامل: خمین

9-  نمایندگی اصفهان شامل: شهرکرد، نیک آباد

    10-   نمایندگی مشهد

11-   نمایندگی کرج شامل: وحید، سلمان شهر

12-   نمایندگی سمنان

13-   نمایندگی هیدج شامل: تبریز، قزوین، رشت

 

  •  تذکر: افرادی که شرایط تاریخ ثبت‌نام خود را رعایت نکرده‌اند، برگه امتحانی آن‌ها تصحیح نخواهد شد و در دوره امتحان بعدی هم نمی‌توانند شرکت کنند.
     
  •  ساعت برگزاری آزمون: 12 ظهر روز پنجشنبه 1 اسفند 1392

 

شرایط برگزاری امتحان:

  •  ساعت شروع آزمون 12 ظهر می‌باشد.
     
  •  درب سالن 15 دقیقه قبل از ساعت 12 بسته می‌شود.
     
  • به همراه داشتن کارت عضویت (با تاریخ معتبر) الزامی است.
     
  • به همراه داشتن هرگونه کتاب و جزوه ممنوع است.
     
  • مدت زمان امتحان برای فنی 40 دقیقه و برای جهان‌بینی 40 دقیقه می‌باشد. ممتحن در صورت صلاحدید می‌تواند 5 دقیقه به وقت آزمون اضافه کند.
     
  • در آزمون هیچ سؤالی توسط ممتحن پاسخ داده نمی‌شود.
     
  • استفاده از موبایل حین برگزاری امتحان به هر شکلی ممنوع است و در صورت مشاهده برگه امتحان فرد گرفته می‌شود.

برچسب‌ها: آزمون, کمک راهنمایی, شرایط, مسافر, همسفر

غزليات حضرت مو لانا

من پاك باز عشقم تخم غرض نكارم * پشت و پناه فقرم پشت طمع نخارم
..........................
ني بند خلق باشم ني از كسي تراشم * مرغ گشاده پايم برگ قفص ندارم
..........................
من ابر آب دارم چرخ گهر نثارم * بر تشنگان خاكي آب حيات بارم
..........................
موسي بديد آتش آن نور بود دلخوش * من نيز نورم اي جان گرچه ز دور نارم
..........................
شاخ درخت گردان اصل درخت ساكن * گرچه كه بي قرارم در روح برقرارم
..........................
من بوالعجب جهانم در مشت گل نهانم * در هر شبي چو روزم در هر خزان بهارم
..........................
با مرغ شب شبم من با مرغ روز روزم * اما چو با خود آيم زين هر دو بركنارم
..........................
آن لحظه با خود آيم كز محو بي خود آيم * شش دانگ آنگهم كه بيرون ز پنج و چارم
..........................
جان بشر به ناحق دعويش اختيارست * بي اختيار گردد در فر اختيارم
..........................
آن عقل پرهنر را باديست در سر او * آن باد او نماند چون باده اي درآرم

داستانك

به او اعتماد کن
مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. با اینکه از همه ثروتهای دنیا بهره مند بود،هیچ گاه شاد نبود.او خدمتکاری داشت که ایمان درونش موج می زد. روزی خدمتکار وقتی دید مرد تا حد مرگ نگران است به او گفت:
((ارباب،آیا حقیقت دارد که خداوندپیش از بدنیا آمدن شما جهان را اداره می کرد؟))
او پاسخ داد:((بله))
 خدمتکار پرسید:....

((آیا درست است که خداوند پس از آنکه شما دنیا را ترک کردید آنرا همچنان اداره می کند؟))

ارباب دوباره پاسخ داد:((بله))

خدمتکار گفت:

((پس چطور است به خدا اجازه بدهید وقتی شما در این دنیا هستید او آنرا ادره کند؟))


به او اعتماد کن ، وقتی تردیدهای تیره به تو هجوم می آورند

به او اعتماد کن ، وقتی که نیرویت کم است

به او اعتماد کن ، زیرا وقتی به سادگی به او اعتماد کنی

اعتمادت سخت ترین چیزها خواهد بود...

بيانات زيبا

اگر خدا اجازه می داد که بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم، به اندازه کافی قوی نبودیم و هرگز نمیتوانستیم پرواز کنیم.من قدرت خواستم و خدا مشکلاتی در سر راهم قرار داد تا قوی شوم.من دانایی خواستم و خدا به من مسایلی داد تا حل کنم.من سعادت و ترقی خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت ماهیچه داد تا کار کنم.من جرات خواستم و خدا موانعی سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.من عشق خواستم و خدا افرادی به من نشان داد که نیازمند کمک بودند.من محبت خواستم و خدا به من فرصتهایی برای محبت داد.
« من به هر چه که خواستم نرسیدم ...
اما به هر چه که نیاز داشتم دست یافتم»
بدون ترس زندگی کن، با همه مشکلات مبارزه کن و بدان که میتوانی بر تمام آنها غلبه کنی .

سخن آموزنده

انسانها معمولا ما را تشویق می کنند که به بهای از دست دادن کنجکاوی، احتیاط را بر گزینیم و به قیمت از دست دادن ماجراجویی ، به امنیت متوسل شویم، از مجهولات بپرهیزیم و پا به وادی ناشناخته ها نگذاریم. ولی به این حقیقت توجه کنیم که زندگی که در آن لذت کشف کردن نباشد، حتما طعمی امتحان شده دارد و تکراریست...بروید و عالمهای ناشناخته را در وادی علم، هنر و موسیقی کشف کنید و لذت ببرید . الهی قمشه ای

سخنان پند آموز


همیشه یادمان باشد که زندگی پیمودن راهی برای رسیدن به خداست
و قدم هایمان باید طوری باشد که حتی دانه کشی زیر پایمان له نشود . . .

جلسات جهانبيني روزهاي چهارشنبه اكادمي


متأسفانه در جهان امروز روشی برای درمان اعتیاد درنظر گرفته نشده است و همه به دنبال ترک اعتیاد هستند نه درمان اعتیاد یعنی فقط می خواهند در هر شرایطی مواد مصرف نکنند . کسی که اعتیاد دارد جسم او مجروح و یا معلول گردیده است . و اگر کسی اعتیادش را ترک کند ، از جهان اعتیاد خارج می شود ولی تا آخر عمرش معلولیتی جسمی و روحی را با خود به همراه خواهد داشت ولی در درمان اعتیاد جسم کاملاً احیا می شود . بنابراین ، باید بحث درمان اعتیاد را جدی بگیریم و با بالا بردن سطح علمی ، اخلاقی ، فکری و عملی , در جهت این امر مهم حرکت کنیم .

ما در نظر داریم لژیون هایی که فعالیت آن ها ضعیف و غیر قابل قبول می باشد را حذف کنیم . لژیونی که در یک سال ، آمار رهایی پایینی دارد ، هم به خودش لطمه می زند و هم به پیکرۀ کنگره . در یکی از انجمن های ترک اعتیاد هر کسی که قطع مصرف می کند می تواند راهنما شود ولی ما در کنگره یک یا چند سال آموزش می گیریم سپس دوره هایی را می گذرانیم و بعد از سر بلند بیرون آمدن از آزمون ، تازه می توانیم شال راهنمایی را بیندازیم . پس باید فرقی بین راهنمایان کنگرۀ شصت و دیگر راهنمایان باشد . راهنمایان ما ، باید دانش کافی را نسبت به درمان اعتیاد را داشته باشند تا بتوانند به دیگران کمک کنند . بنابراین لژیون هایی که تولید آن ها پایین است ، باید فکری به حال خود کنند .

من آمار رهایی های کل لژیون های آکادمی را گرفته ام به غیر از سه الی چهار لژیون ، باقی شرایط خوبی دارند . تعدادی از آن ها را برای نمونه برایتان قرائت میکنم :

از تاریخ  92/1/1 تا به امروز یکی از لژیون ها هفده رهایی داشته که آمار خوبی است ؛ لژیون دیگری سه نفر رهایی داشته ولی به دلیل تازه تأسیس بودش قابل قبول است ؛ یکی دیگر از لژیون ها که راهنمایش شال آبی دارد از سال گذشته تا به حال یک نفر رهایی داشته و باز یکی دیگر از لژیون ها نیز ، هیچ کسی را برای رهایی معرفی نکرده است . بنابراین ما باید در مورد گرداننده های بعضی از لژیون ها ، تجدید نظر کنیم . ما نیاز نداریم که صد گروه لژیون داشته باشم برای ما چهارده ، پانزده لژیونی که آمار رهایی بالایی دارند کافی است .

با این حال کنگرۀ شصت ، از هر جهت از شرایط خوبی برخوردار است و مشکل حادی وجود ندارد ، تعداد رهایی های ما بطور کل بالا رفته و میانگین ، هفته ای پنجاه الی شصت نفر ، رهایی داریم ؛ شعب کنگره هم شرایط خوبی دارند ، از لحاظ مالی هم مشکلی نداریم و از لحاظ مدیریتی هم همین طور ، چرا که ساختار کنگره شصت ، ساختاری حساب شده و دقیقی است ؛ ما لژیون ها را تشکیل داده ایم تا مسافران و همسفران خودشان یاور یکدیگر باشند سپس مرزبانی را راه اندازی کردیم تا امنیت و کارهای اجرایی مسافران و همسفران را به عهده بگیرند ، ایجنت ها را برای شعب تعیین کردیم تا با حضورشان ، ناظرِ عملکردِ شعبه باشند ؛ این ساختار طوری شکل گرفته تا اگر ایرادی در درونش به وجود بیاید ، خودش بتواند خودش را ترمیم کند تا به یک نقطۀ مثبت برسد . پس با این شرایط ، توقع ما بالاست و باید همیشه رو به صعود و پیشرفت باشیم .

ما فرزندان کنگرۀ شصت ، کسانی بودیم که در زمان اعتیادمان به مواد مخدر ، تخریب هایی برای خودمان ، اطرافیانمان و جامعه ، داشته ایم ؛ بنابراین ما تصمیم گرفته ایم برای جبران گوشه ای از این تخریب هایی که به جامعه وارد کردیم سالانه یک درخت بکاریم تا کم کم بتوانیم در جامعه ، درختکاری را به یک فرهنگ تبدیل کنیم .

آب دریا را اگر نتوان کشید ...........................................................هم به قدر تشنگی بتوان چشید

ما توان جلوگیری از نابودیِ درختان ، در شمال کشور را نداریم . ما  اهل شعار دادن ، خودنمایی و تبلیغ کردن هم نیستیم . ما می توانیم در گمنامی حداقل یک درخت در هر کجا که دوست داشتیم بکاریم .


       « پیروز و پاینده باشید »

هفت پند حضرت مولانا

1) در بخشندگي خطاي ديگران مانند شب باش


2) در فروتني مانند زمين باش


3)در مهر و دوستي مانند خورشيد باش


4)هنگام خشم و غضب مانند كوه باش


5)در سخاوت و كمك به ديگران مانند رود باش


6) در هماهنگي و كنار آمدن با ديگران مانند دريا باش


7)خودت باش همانگونه كه مينمايي

جلسات هفتگی


کارگاه آموزشی خصوصی کنگرۀ 60 نمایندگی شهرری

 دبیر : مرتضی جباری نگهبان : سعید اسپرهم استاد : محمود افشار

روز سه شنبه مورخ: 1392/11/22ساعت 17


دستور جلسه : جهانبینی و فرق نگاه مسافر با معتاد




خلاصه سخنان استاد:

اینکه در جمع شما هستم خیلی خوشحالم، این دستور جلسات به این خاطر است که منیکه مشکل دارم بتوانم با استفاده از این دستور جلسات مشکلاتم را حل نمایم...

ادامه نوشته

اميد


طولاني ترين قصه هاي پر غصه نيز بالاخره به پايان خواهد رسيد


                         با چشماني پر اميد صبري لازم است ..........


هيچ آسماني نيز براي هميشه ابري نخواهد بود.

تولد


بنام آفریننده خوبی ها

  برپائی جشن سومین سال رهائی آقای رضا یوسفی رهجوی آقای نادر فراهانی در نمایندگی شهرری

یکشنبه 92/11/20

استاد و نگهبان جلسه: آقای نادر فراهانی، دبیر جلسه: آقای مهدی پاشائی

خلاصه سخنان استاد:

رضا یوسفی از رهجویان خوب کنگره میباشد، رهجوی خوب رهجوئی است که پایبند اصول و قوانین کنگره 60 باشد...


ادامه نوشته

سخن حكيمانه

هر قدر بيشتر مجبور باشيد براي چيزي

انتظار بكشيد در انتها به آن چيز ميرسيد

بيشتر قدرش را خواهيد داشت.


هر قدر بيشتر مجبور باشيدبراي چيزي بجنگيد

وقتي بدستش مي آوريد برايتان قيمتي تر خواهد بود.


و هر قدر بيشتر مجبور باشيد در زندگي تان مقابل

رنج بردباري كنيد مقصدتان بهترين خواهد بود.

جلسات هفتگی

کارگاه آموزشی خصوصی کنگرۀ 60 نمایندگی شهرری

 دبیر : احمد اسکندری نگهبان : وحید قاسمی استاد : مهدی پارسا

روز پنج شنبه مورخ: 1392/11/17ساعت 17


دستور جلسه : جهانبینی و فرق نگاه مسافر با معتاد

خلاصه سخنان استاد:

من هم مانند همه مصرف کنندگان مواد مخدر تاریکی ها را تجربه کرده ام ، زمانی که وارد کنگره شدم ترس زیادی داشتم زیرا مصرف مواد مخدر هم در صور آشکار و هم در صور پنهان تخریب وارد می کند . برای به تعادل رسیدن جسم و روان، یک مسافر نیاز به جهانبینی دارد و بستگی به خود مسافر دارد که چگونه انرژی خود را مصرف نماید ....

ادامه نوشته

دلنوشته

                                    دلگيرم

از دنيا و روزگارش

از بي كسي ها و سكوتها

اين منم كه اينگونه خسته ام

مني كه هميشه خوب بودم و خندان

مني كه خنده هايم مثالي بود مثال

          ضرب المثل

نميتواني بفهمي و البته عجيبم نيست برام

چون (تو) (من) نيستي

پس لطفا قضاوتم نكن

تولد

بنام قدرت مطلق

چه زیباست روزهائی که به انتظار این روز زیباتر پشت سر میگذاریم

  سومین سال رهائی آقای رضا یوسفی از بند اهریمن

 اعتیاد را در نمایندگی شهرری یکشنبه مورخ 20/11/92

راس ساعت 30/3دقیقه با برگزاری جشنی با شکوه خدمت

 آقای مهندس دژاکام ، آقای نادر فراهانی راهنمای

ایشان و آقای رضا یوسفی و خانواده محترمشان تبریک

 میگوئیم.

 

 

جلسات جهان بيني روزهاي چهارشنبه اكادمي


چهاردهمین جلسه از دوره چهل و هشتم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 مورخ 92/11/09 با نگهبانی و استادی آقای مهندس دژاکام و دبیری آقا هادی با دستورجلسه " سم زدایی یا سم نزدایی؟ " رأس ساعت 16:15 آغاز به کار نمود .

سخنان استاد :

 


آقای مهندس در ابتدا فرمودند :

جلسه گذشته راجع به وظایف رهجو صحبت کردم و امیدوارم که تمام راهنماها این سی دی را مورد مطالعه قرار دهند چه همسفران و چه مسافران ، چه آقایان و چه خانم ها و توصیه کنند که تمام شاگردان آنها این سی دی را بعنوان تکلیف خود تهیه کرده و گوش دهند . درحال حاضر ؛  درحال اجرای یک برنامه آموزشی جدید برای سی دی های جدید هستیم که در چه مقاطعی ، از چه سی دی هائی استفاده کنند و از حالا به بعد ؛ هرکس بعنوان تازه وارد ، وارد هر لژیون می شود ، اولین چیزی که راهنما به او  توصیه می کند این است که ؛ سی دی وظایف رهجو را تهیه کرده و گوش دهد چراکه زمانی که یک فرد وارد لژیون شما می شود ، با تفکرات خاص خودش ، یک بار سنگین بر دوش شماست و شما باید کلی انرژی صرف کنید تا حرف شما را گوش کند بعنوان مثال ؛ اگر یک حاج آقا وارد لژیون شما می شود ، خیال می کند که یک احترام و قُرب خیلی بالائی داشته و همه باید به ایشان احترام بگذارند و یا اینکه اگر فردی مهندس یا فوق لیسانس است و وارد لژیون می شود ، گمان می کند که باید همه احترام خاصی برای او قائل باشند بدلیل اینکه او مهندس است و یا یک ستاره سینما یا قهرمان ملی و گمان می کنند که دارای یکسری امتیازات خاصی هستند . البته بیرون از کنگره تمام اینها امتیاز محسوب می شوند اما زمانی که فرد وارد کنگره می شوند ، اینها ارزشی نخواهند داشت البته در حوزه اعتیاد چراکه اگر ارزش داشت ، تاکنون اعتیاد خود را درمان کرده بود . اگر من فوق تخصص فیزیک اتمی دارم ، شاید خیلی ارزشمند باشد اما در کنگره به درد من نمی خورد چون این تخصص من نتوانست کاری کند که من اعتیادم را درمان کنم بنابراین ؛ یکسری مسائل باید تفهیم شوند و تمام آموزشها در سی دی " وظایف رهجو " عنوان شده اند و کار شما را سبک خواهد کرد . وقتی فرد این سی دی را گوش دهد ، خیلی از مسائل را فرا می گیرد و کار شما را راحت تر می کند .

 

 

ایشان در ادامه در مورد نحوه تغییرات اخیر که در کنگره ایجاد شده سخن به میان آورده و فرمودند :

ایجنت نمایندگی افسریه تغییر کرد و در شادآباد آقای رضا نادری بعنوان ایجنت معرفی شدند . در نمایندگی آکادمی هم تغییراتی صورت خواهد گرفت چراکه دوره ایجنتی آقای زرکش به مدت 14 ماه به پایان خواهد رسید و می بایست ایجنت جدیدی را انتخاب کنیم . از آنجائی که ایجنتی در نمایندگی آکادمی کار خیلی مشکلی هست که البته مشکل بودن این امر بدلیل این نیست که افراد زیادی در آکادمی حضور دارند بلکه از این جهت که خود من در اینجا حضور دارم و من تاکنون دخالتی در کار ایجنت ها نداشته ام اما به هرحال ؛ در قسمت هائی ممکن است مجبور شوم که دخالت داشته باشم و به این دلیل ؛ مسئولیت نمایندگی آکادمی را پس از دوره آقای زرکش ، بنده بعهده خواهم گرفت و وظیفه ایجنتی نمایندگی آکادمی بر دوش خود من می باشد و همچنین رابط مستقیم نمایندگی شادآباد هم خود من شدم . امیدواریم با این تغییرات و تبدیلات بتوانیم از نظر کیفیت خود را بالا ببریم و تمامی ایجنت ها به مراتب تغییر خواهند کرد . چند منطقه هستند که تا 3 سال تغییر نخواهند کرد اما بقیه مناطق تا جائی که امکان دارد ، تغییر خواهند کرد .

در قوانین جدید که نوشته شده اما هنوز به مرحله تصویب نرسیده است ، انتخاب ایجنت بهعده نگهبان کنگره 60 است و اگر لازم بداند و شرایط و پتانسیل وجود داشته باشد ، در آن شعبه انتخابات انجام می دهد و اگر شرایط لازم نباشد ، خودش ایجنت هر منطقه را انتخاب خواهد کرد اما امیدوارم در آینده ؛ به مرحله ای برسیم و آنقدر جلو برویم تا بتوانیم در یک شعبه افراد متعددی داشته باشیم و میان آنهائی که واجد شرایط هستند ، انتخابات انجام بدهیم و تا زمانی که نتوانیم این کار را انجام دهیم ، موقتاً بصورت انتصاب انجام خواهد گرفت . انتصاب هم چیز خیلی غیرقاونی نیست و در تمام کشورها وجود دارد . وزیر کشور هم استانداران خود را خودش تعیین می کند و از کسی نظرخواهی نمی کند و همینطور رئیس جمهور که وزیران خود را خودش انتخاب می کند . امیدوارم در قسمت های دیگر هم تا جائی که امکان پذیر باشد ، این تغییرات را داشته باشیم برای اینکه همه چیز در کنگره باید درحال چرخش باشد .

 

 

مطلب دیگر ؛ موضوع دستورجلسه هفتگی ماست که " سم زدائی و سم نزدائی ؟ " می باشد :

 

من نمی دانم از کجا این واژه " سم زدائی " وارد فرهنگ درمان اعتیاد شد اما در کشور خودمان گمان می کنم که اینگونه باشد : در قدیم کسی که می خواست خودکشی کند ، داروئی وجود نداشت و با تریاک خودکشی می کرد و اینگونه نبود که قرص های مختلفی وجود داشته باشد و فرد آنها را مصرف کرده و خودکشی کند و در آن زمان ؛ اصلاً دارو به این شکل موجود نبود و اصلاً دارو بصورت قرص هم وجود نداشت . یادم می آید در زمان بچگی زمانی که مریض می شدند ، یک گَردی وجود داشت که در کاعذ می ریختند و آن گَرد را می خوردند که خیلی هم تلخ بود و دارو به این شکل در اختیار کسی نبود که خودکشی کند بنابراین ؛ با تریاک خودکشی می کردند . در اکثر خانه ها هم تریاک وجود داشت و البته وقتی تریاک را به قصد خودکشی می خورد ، بدلیل اینکه بدن آنها با تریاک سازگاری نداشت ، باید بلافاصله او را به بیمارستان برده و سم زدائی می کردند چون بدن او آمادگی پذیرش تریاک را نداشت و همانطور که می دانید ؛  یک تا یک گرم تریاک تا یک و نیم گرم ؛ میان افرادی که سابقه مصرف ندارند منجر به مرگ می شود ، او را به بیمارستان برده و معده او را شستشو می دادند و یا اینکه محلول قهوه با الکل به او می دادند یا داروهای خاصی که می دادند که اثر تریاک را در بدن او از بین ببرند و بهمین جهت ؛ تریاک حکم " سم " را داشت . یا اینکه اگر فردی را مار می زد ، فوراً او را به بیمارستان منتقل کرده و زهر مار را از بدن او خارج می کردند . یا اینکه داروئی مصرف می کرد که نقش سم را داشت و باید فوراً آن را از بدن فرد خارج می کردند . اینها نقش " سم " دارند و اصطلاح " سم زدائی " در مورد آنها بکار برده می شد . چون مقدار یک گرم تریاک برای فردی که عادت به مصرف آن ندارد منجر به مرگ می شد ، تریاک بعنوان یک ماده ای شناخته شد که مانند سم می باشد و مانند سم عمل می کند و واقعاً هم مانند سم عمل می کند . بنابراین ؛ این مسئله ذره ذره وارد طب ّ شده و امروزه می گویند که افرادی که مصرف کننده هستند هم باید سم از بدنشان خارج شود البته اکنون در چندین سال اخیر به این باور رسیده اند که " سم زدائی " یک پروسه است که باید در درمان اعتیاد آن را انجام دهیم و اگر آن سم را از بدن فرد خارج کنیم ، مسائل حل شده و مشکلات شخص برطرف می شود و برمبنای آن تئوری  URD و UROD به میان آمد که اگر بخواهیم سم را از بدن او خارج کنیم ، بدلیل اینکه ممکن است باعث تشنج فرد شود ، باید فرد را بیهوش کنیم تا سم را از بدن او خارج کنیم . 

ما اگر بخواهیم بگوئیم که عملیات سم زدائی برای درمان اعتیاد انجام بگیرد ، باید در ابتدا ثابت کنیم که موادمخدر سم است . اگر موادمخدر سم باشد ، فردی که آن را مصرف می کند می شود ؛ مسموم و عملیاتی هم که برای مسموم انجام می گیرد ، عملیات سم زدائی است . ما اگر موادمخدر را نگاه کنیم همانطور که بارها مطرح کرده ام ، هیچکدام از آنها سم نیستند . تریاک اصلاً سم نیست .

همچو نِی زهری و پادزهری که دید ؟ مگر می شود یک ماده هم زهر باشد و هم پادزهر ؟! تریاک یک نوع پادزهر است و مگر می شود که تریاک هم زهر باشد و هم پادزهر ؟!

پس ؛ تریاک سم نیست . شاید اسم عامیانه و کوچه بازاری آن سم باشد اما نام علمی آن سم نیست چون تریاک به میزان 3 تا 23 % مورفین دارد ، 0/3 تا 3 % کدئین دارد ، همینطور کُدامین ، پاپاورین و نارسئین ، تبائین که ترامادول از نارسئین ساخته شده است و متادون از روی تبائین و بین 25 تا 50 نوع ترکیب داروئی دارد که 25 % وزن تریاک را آلکالوئیدهای آن تشکیل می دهند . اگر 100 گرم تریاک را در نظر بگیریم ، از این 100 گرم ، 25 گرم آلکالوئیدهای آن است و مابقی آن رزین ، کائوچو ، کلسیم ، پتاسیم ، فسفات و یکسری اسیدها و مواد دیگر است و اینها هیچکدام نقش سم را ندارند . می گویند اگر فرد زیاد مصرف کند ، مانند سم عمل کرده و شخص می میرد . باید گفت : بله هر چیزی اگر زیاد استفاده شود همانند سم است مانند هوا . اگر بینی شما را گرفته و با یک کمپرسور به میزان زیاد هوا را وارد ریه شما کنند ، ریه شما را ترکانده و منجر به مرگ می شود . همینطور آب ؛ اگر بیش از اندازه نوشیده شود ، مسمومیت ایجاد می کند و به همین ترتیب مصرف نان و یا هر چیز دیگری .

دیازپام و لورازپام و یا هر داروی اعصاب و روانی هم که زیاد مصرف شود ، اثر کشنده دارد . قرص فشار اگر زیاد استفاده شود ، همینطور . پس هرچیزی که از تعادل خارج شود ، منجر به مرگ خواهد شد و به این دلیل نمی توان گفت که تریاک سم است .

حال برای بیهوشی از فرد سؤال می شود که مصرفت چیست ؟ می گوید : هروئین . می گویند باید سم زدائی کنی اما اگر بگوید " دی استیل مورفین " است چه ؟!

هروئین هم همینگونه است . آیا هروئین سم است ؟ شاید همه بگویند آری سم است اما من می گویم که سم نیست ! هروئین نام کوچه بازاری آن است و از نام هیرو (قهرمان) در آلمان گرفته شده و ترکیبات آن " دی استیل مورفین " است . پس هروئین همان دی استیل مورفین است و 100 گرم مورفین 90 گرم هروئین می دهد و خیلی سریع تر از مورفین جذب بدن می شود . پس این هم سم نیست . یا حشیش . ماده اصلی حشیش " THC " است که در شربت سینه و برای بیماری آسم بکار می رود یا شیشه " متاآنفتامین " که آن هم یک دارو است و ریتالین هم تقریباً مانند شیشه است و خود ریتالین مانند کوکائین است و سم نیست . پس هیچکدام از اینها سم نیست !

 

 

اگر یک فرد در بیمارستان در اثر بیماری 10 سال مورفین تزریق کرده است ، بخواهد مورفین خود را قطع کند ، اگر به او گفته شود که از فردا مورفین مصرف نکن و هرچه مورفین در بدن او هست سوزانده شود ، چه وضعیتی پیدا می کند ؟ این کار را هیچکس انجام نمی دهد و اگر بشود ، می گویند باید مورفین را در طول زمان تیپر کرده و ذره ذره به صفر برسانیم اما در مورد هروئین می گویند که باید یکمرتبه قطع شود چون روی نام هروئین حساب می کنند و فکر نمی کند که همان " دی استیل مورفین " است یا اگر بگوئیم " کورتون " مصرف می کند و می خواهیم یکمرتبه قطع کنیم ، می گویند نباید یکمرتبه قطع کنید . همینطور در مورد کدئین و غیره اما در مورد تریاک می گویند باید یکمرتبه قطع کنید باوجودی که تریاک کوکتل بوده و بدتر است ! بنابراین ؛ این مسئله پیش آمد و ما مرحله " سم نزدائی " را مطرح کردیم و در مورد فرد معتاد ، باید عملیات سم نزدائی انجام گیرد . دلیل آن هم این است که ؛ موادمخدر ، الکل و حتی قرص های روانگردان ، کوکائین و حشیش از سدّ خونی مغز عبور کرده و وارد مغز می شوند و وقتی وارد مغز شدند ، در کار مغز مداخله می کنند . شما اگر چغندر بخورید ، وارد مغز نمی شود . میکرب ، ویروس و باکتریها وارد مغز نمی شوند و مویرگهائی که خون را به مغز می رسانند ، شدیداً فیلتر می کنند بنابراین ؛ اگر شما آب پرتقال و انگور و سرکه و قره قوروت بخورید ، طوری نمی شود اما اگر مشروب بخورید ، مست می شوید . دلیل آن هم این است که از سدّ خونی عبور می کنند .

انسان چرا مست می کند ؟ آدم مست یعنی چه ؟ یک انسان مست فحاشی کرده و چاقوکشی می کند و خیلی کارهای دیگر اما وقتی فردای آن روز از او بپرسید ، می گوید من نکردم ! من این مشکل را با پدرم داشتم . وقتی که مست به منزل می آمد ، هرچه پول داشت به من و خواهر و برادرهایم می داد و صبح که می شد تمام پولها را از ما پس می گرفت و یا هرچه قول می داد ، زیر آن می زند و من دو بیتی زیر را سر همین قضیه پدرم گفتم :

 

شبی درحال مستی عهد بستم                چو هوش آمد بجا عهدم شکست

اگر بار دگر دیدی که مستم                       سر عهدی که بستم ، باز هستم 

 

پس اتفاقی که می افتد و یک فرد مست می کند این است که ؛ الکل در میان سیناپس ها و نوروترانسمیترها وارد شده و در بیوشیمی مغز مداخله می کند و باعث می شود تا مشاعیر ما کار نکند یا اینکه بگونه ای دیگر می بینیم . زمانی که این امر در طولانی مدت اتفاق بیفتد ، در آنجا جایگزین شده و دیگر ناقل های عصبی بدن شخص از تعادل خارج می شود . بعنوان مثال ؛ میزان سوروتونین پائین می آید و فرد دچار افسردگی می شود . بنابراین ؛ برای درمان یک معتاد ، باید آن ناقل های عصبی مانند : دینورفین ، انکفالین ، آدرنالین و ... که از تعادل خارج شده اند ، به وضعیت تعادل برگردانده شوند . خارج کردن سم از بدن یک مصرف کننده باعث ایجاد یک شوک فیزیولوژی می شود یعنی اگر یکمرتبه مصرف الکل و یا تریاک را قطع کنیم .

شما زمانی که الکل را به یکباره قطع کنید ، فرد به تشنج می افتد که ممکن است در اثر این پرش ها ، اگر روی تخت درازکش باشد ، به زمین پرتاب شود بنابراین ؛ فرد الکلی را با طناب و تسمه می بندند و مانند مرغ پرکنده به زمین و هوا می پرد . این تشنج در اثر تغییر در ناقل های عصبی است و زمانی که آن را یکمرتبه قطع می کنیم ، از بیرون به آن نمی رسد و دچار نقصان شده و از داخل از کار می افتد و همه اینها را در کتاب 60 درجه توضیح داده ام . بنابراین ؛ این عملیات " سم زدائی " یک نقطه گمراه کننده و مبهم بوده است . پس در درمان اعتیاد ؛ نباید به موادمخدر به چشم سم نگاه کنیم . اگر به چشم سم نگاه کنیم ، ما را از قضیه پرت می کند . باید ببینیم که عدم تعادل در ناقل های عصبی ، در اثر استفاده مکرر بوجود آمده است و برای بوجود آمدن آن هم زمان زیادی طول می کشد و لااقل باید چندین بار مصرف کند تا دچار اعتیاد گردد که البته قدم هزار فرسخی هم با یک قدم آغاز خواهد شد .

کاری که ما در کنگره 60 انجام می دهیم این است که ؛ این سیستم را به تعادل می رسانیم و برای این کار هیچگونه علائم پاراکلینیکی نداریم البته اگر آزمایش کنیم ، در خون مشخص می شود اما ما از وضعیت آن متوجه می شویم و نمی توانیم اندازه گیری کنیم که انشاءالله در آینده به جائی برسیم که بتوانیم میزان دوپامین و یا سروتونین را دقیق اندازه گیری کنیم همانطور که اکنون پارامترهای خون را خیلی ساده اندازه گیری می کنند و آن روز ما می فهمیم که اگر برفرض ؛ فرد دچار بیماری سرع شده ، بدلیل این است که این پارامترهای ناقل های عصبی در بدن او کار نمی کند یا اگر فردی دچار بیماری کولیت روده شده است ، در اثر کمبود این پارامترهاست و اگر آنها را بالانس کنند ، این بیماری برطرف می شود . هم اکنون ما می دانیم که اگر میزان دوپامین پائین باشد ، شخص دچار بیماری " پارکینسون " می شود و اگر میزان آن بالا باشد ، فرد دچار " اسکیزوفرنی " می شود و آن زمان است که می توان آن را اندازه گیری کرده و به تعادل لازم رساند تا افراد به سلامتی برسند . بنابراین ؛ ما نمی دانیم که چه اتفاقی می افتد اما می دانیم که اگر این کارها را انجام بدهیم ، این قضیه درست می شود . 

ما این را یاد گرفته ایم که اگر دو استخوان را کنار هم بگذاریم ، کار جوش خوردن استخوان بعهده خود استخوان است و ما نمی دانیم که یک استخوان چطور جوش می خورد یا اگر یک قسمت از بدن بریده شود و آن را بخیه بزنیم ، خود بدن آن را جوش می دهد و کار ما فقط این است که بخیه بزنیم و یا استخوان را سرجایش قرار دهیم و عملیات جوش خوردن استخوان و یا گوشت بدن ، بعهده خود سیستم بدن است که ما آنها را نمی شناسیم چون پزشک نیستیم . این را می دانیم که اگر 200 سی سی خون از یک فرد بگیریم ، منجر به مرگ او نمی شود و اگر هفته ای یکبار هم این کار را انجام دهیم ، بدن آن را پر می کند اما اگر یکمرتبه ، 2 لیتر خون بگیریم ، ممکن است فرد دچار شوک شده و بمیرد . ما این را فهمیدیم که اگر تریاک یا شربت تریاک را با یک دوز و یک زمان حساب شده کاهش بدهیم (در طول حداقل 10 ماه) و. به صفر برسانیم ، خودش خودش را بازسازی خواهد کرد . اگر داروی دیگری هم بدهیم مانند کورتون یا متادون و در زمان مناسب و با برنامه مناسب ، ممکن است 10 الی 20 درصد درست شوند اما 100 درصد نمی توانند .

دلیل اینکه تریاک می تواند این کار را انجام بدهد این است که :

اولاً : تریاک بین 25 تا 50 آلکالوئید و ترکیبات مختلف داروئی دارد . بعنوان مثال ؛ برای تنظیم ضربان قلب دارای پروتوپین است ، مورفین دارد که نشاط آور و شادی آور است ، پاپاورین دارد که برای مسائل جنسی آقایان مسئله بسیار حائز اهمیتی می باشد و خیلی مواد دیگر که تریاک دارد اما بقیه ندارند . تریاک اصلاً تریاک نبوده ! وقتی ما کلمه تریاک را بکار می بریم ، فوری می گوئیم اعتیاد و موادمخدر . تریاک از ابتدا و چندین هزار سال قبل یک دارو بوده است و در سیستم پزشکی و داروئی مورد استفاده قرار می گرفته است . بیماری هائی زیادی در قرن های گذشته در مصر و ایران و چین توسط داروی تریاک درمان شده است و بشر در اثر سوء استفاده از این دارو ، آن را بدنام و بی آبرو کرد . اگر ما بتوانیم از این دارو در شرایط مناسب و درست استفاده کنیم ، باعث شفا می شود ، همانطور که داریم استفاده می کنیم . برای همین است که گفتیم : تریاک یک زهری است که اگر در دست حکیم حاذق باشد ، شفاست و اگر در دست مردم عادی باشد ، ویرانی است .

اگر مردم معتاد شدند ، تریاک مقصّر نیست . اگر یک نفر یک جنگل یا خانه را با یک گلوله آتش به آتش بکشد ، آیا مقصّر آتش است یا فاعل آن ؟ اگر بشر از تریاک سوء استفاده کرده ، آیا مقصّر تریاک است یا بشری که از آن سوء استفاده کرده ؟! به هرحال ؛ من معتقد هستم که برای بازسازی سیستم عصبی ، برای درمان الکل ، شیشه ، کراک ، کوکائین ، حشیش و خیلی از چیزهای دیگر ، تنها داروئی که می تواند جوابگو باشد و درست مورد استفاده قرار بگیرد ، تریاک است و ما باید دیدگاه خود را نسبت به درمان اعتیاد تغییر دهیم و تعریف دیگری از آن ارائه دهیم تا بتوانیم به نتیجه لازم برسیم .

جلسات هفتگی

کارگاه آموزشی خصوصی کنگرۀ 60 نمایندگی شهرری

 دبیر : احمد اسکندری نگهبان : وحید قاسمی استاد : علی مقدم

روز پنج شنبه مورخ: 1392/11/10ساعت 17


دستور جلسه : سم زدایی ، سم نزدایی

خلاصه سخنان استاد:


خیلی خوشحالم که اینجا هستم و از نگهبان جلسه تشکر میکنم، اگر بخواهیم به پشت سر خود نگاه کنیم...


ادامه نوشته

جلسات هفتگی


کارگاه آموزشی خصوصی کنگرۀ 60 نمایندگی شهرری

 دبیر : سعید اسپرهم نگهبان : حمید خلوصی استاد : عباس امیر معافی

روز سه شنبه مورخ: 1392/11/08ساعت 17


دستور جلسه : وظایف رهجو

خلاصه سخنان استاد:

 یک چیزی که برای من خیلی مهم است اینکه وقتی وارد کنگره میشم و خارج میشم چه چیزی یاد گرفته ام، نیت ما برای به کنگره آمدن باید یاد گرفتن باشد، خیلی جاها با کلمه معتاد مشکل داشتم و همانطورکه آقای مهندس گفتند: ...

ادامه نوشته

دلنوشته

آنگاه كه غرور كسي را له ميكني

آنگاه كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران ميكني

آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش ميكني

آنگاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري

آنگاه كه خدا را ميبيني و بنده خدا را ناديده ميگيري

ميخواهم بدانم دستانت را بسوي كدام آسمان دراز

ميكني تا براي خوشبختي خودت دعا كني؟

                               (سهراب سپهري)

تولدها ...



جشن اولین سال رهایی مسافر غلامحسن حیدری فر

رهجوی آقای محمود اسماعیلی_نمایندگی شهرری

یکشنبه1392/11/06






ادامه نوشته

تصاویر...


کارگاه آموزشی عمومی کنگره60 نمایندگی شهرری

با استادی آقای کوروش آذر پور

یکشنبه1392/11/06

جلسات جهان بيني چهارشنبه نمايندگي اكادمي



" به نام نامی اولین عاشق که اوست "

 

 

سیزدهمین جلسه از دوره چهل و هشتم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 مورخ 92/11/02 با نگهبانی و استادی آقای مهندس دژاکام و دبیری آقا هادی با دستورجلسه " وظایف رهجو " رأس ساعت 16:00 آغاز به کار نمود .

 

سخنان استاد :

امروز در ساختمان جدید شورای 14 C تشکیل شد و اولین جلسه را در آنجا تشکیل دادیم . مطالبی که در این جلسه تصویب شد به قرار ذیل می باشند :

آقای رضا نادری بعنوان ایجنت شعبه شادآباد انتخاب شدند . هفته گذشته آقای محسن کیوانی بعنوان ایجنت شعبه افسریه انتخاب شدند چراکه ایجنت ها قانوناً بایستی تغییر کنند .

مطلب بعد اینکه ؛ از حالا به بعد خانم های همسفر تنها در شعبی می توانند حضور داشته باشند که مسافرشان در آنجا باشد . در آکادمی یکسری از لژیونها را جمع کردیم و به شعب دیگر انتقال دادیم ازجمله پرستار و شهرری و طبیعتاً می بایست همسفرهای آنها نیز همراه آنها می رفتند و نمی شود که فردی در شعبه شهرری باشد و همسفرش در آکادمی باشد . البته اگر همسرشان راضی باشد ، مسئله ای وجود ندارد اما معمولاً باید به همان شعبه ای که مسافرشان در آنجا می باشد ، بروند و اگر خواستند به آن شعبه بروند ، راهنمای همسفر نباید جلوگیری کند و اصولاً در حیطه اختیار راهنما نیست که بخواهد از رفتن او جلوگیری کند . بنابراین همسفران تنها در شعبی می توانند حاضر شوند که همسرشان هم در آن شعبه حضور داشته باشد .

مسئله دیگری که ما از قدیم با آن مواجه بوده و مشکل داشتیم ، این بود که یکسری افراد وارد کنگره می شدند تا قوانین کنگره را بیاموزند و سپس مسافر خود را بیاورند و این مسئله به مدت 3 ماه بود . اکنون بعضی مواردی داریم که حدود 2 یا 3 سال است که به کنگره می آیند و هنوز مسافرشان به کنگره نیامده است . شاید این عزیزان بگویند که ما دوست داریم در کنگره باشیم . ماهم می خواهیم که آنها باشند اما بدلیل اینکه کمبود جا و فضا داریم ، با مشکل مواجه می شویم . اگر فضای کافی داشتیم ، مشکلی نبود . بنابراین ؛ طبق تدابیر انجام شده ، قرار بر این شد تا این افراد به مدت 6 ماه به کنگره بیایند و در لژیون هم قرار بگیرند اما پس از 6 ماه دیگر نمی توانند در لژیون ها بنشینند و فقط می توانند در جلسات شرکت کنند بدلیل اینکه تعداد لژیون هر راهنما محدود است و این افراد نه می توانند دبیر شوند ، نه نگهبان و نه کمک راهنما . بنابراین در کلیه همسفرها افرادی که همسفر و یا مسافر ندارند تا 6 ماه می توانند در لژیون قرار بگیرند و پس از 6 ماه باید لژیون را ترک کنند و تنها در جلسات شرکت کنند و راهنماها باید تکلیف این رهجوهای خود را مشخص نمایند و امیدوارم خانم های همسفر این پارامتر را حل کنند .

آقای مهندس در ادامه سخنان خود پیرامون دستورجلسه هفته آینده که " وظایف رهجو " می باشد ، فرمودند :

در سی دی وظایف رهجو راجع به دستورجلسه بصورت کامل صحبت کردم و این سی دی جزء منابع آزمون کمک راهنمائی نیست و ادامه دادند :

یکسری لغات و یکسری واژه ها تکلیف ما را مشخص می کند و اگر ما به آن واژه ها دقت کنیم ، تکلیف همه ما مشخص می شود . ما نه پزشک هستیم و نه روانپزشک و نه درمانگر و هیچگونه ادعائی از این جهت نداریم . ما در کِسوت راهنما هستیم یعنی راه را نمایان می کنیم و را را نشان می دهیم . به چه کسی نشان می دهیم ؟ به کسی که رهجو باشد یعنی ؛ جوینده راه باشد . دانش آموز به معنی کسی است که دانش را آموزش می بیند . از یک مرحله که بگذرد ، تبدیل به دانشجو می شود یعنی ؛ خودش بدنبال دانش می گردد یا رزمجو که به معنی رزم جوی حرفه ای می باشد . بنابراین ؛ ما در سیستم خود بیمار و یا مریض نداریم و باوجودی که شاید بیمار باشند اما به آنها رهجو می گوئیم یعنی ؛ کسی که جوینده راه باشد و خودش بخواهد راه را پیدا کند بنابراین ؛ وقتی شخصی را به زور نزد ما می آورند ، این شخص رهجو نمی شود .

کسی که نمی خواهد راه درمان را بیابد و طی کند ، رهجو نیست . رهجو کسی است که بخواهد راه را پیدا کند و در آن زمان است که می توانیم به او کمک کنیم . اگر نخواهد راه را پیدا کند ، ما نمی توانیم هیچ کاری برای او انجام دهیم . وقتی کسی جوینده راه نباشد ، ما راهنمای که باشیم ؟ ما راهنمای کسی می شویم که راه را بخواهد . پس خود کلمه رهجو تکلیف مارا روشن می کند که ما چه کاره هستیم .

حال این رهجو هم از آن مسافر است و هم همسفر و فرقی نمی کند . همسفری هم که وارد کنگره می شود ، یک رهجو به حساب می آید . امیدوارم هرچه زودتر نوشتارهای همسفران را تغییر دهم که می گوید : ما همسفران پشتیبان مسافرانی هستیم که سفر خود را از تاریکیها به سمت روشنائیها آغاز نموده اند . در ابتدا ممکن است پشتیبان مسافران باشیم اما در ادامه اینگونه نیست چراکه حال همسفران از مسافران خیلی خرابتر است و فقط این مسافران نیستند که از ظلمت به سمت روشنائی حرکت می کنند . آیا همه شما همسفران در روشنائی قرار دارید ؟! یا همه شما در مهر و شجاعت قرار دارید ؟! یا همه همسفران در عشق غوطه ور هستند ؟!

پس می بینیم که همسفران هم رهجو هستند و مانند مسافران باید پله پله راه را پیدا کنند . حال مسافران از مواد جدا می شوند و سفری از ترس به شجاعت ، از قهر به مهر و از نفرت به طرف عشق انجام می دهند و برای همسفران هم همین است و باید خودشان جوینده راه باشند . اگر فقط بخواهند بیایند و بروند ، فایده ای ندارد . درست است که در درجه اول به قصد کمک به مسافر قدم به کنگره می گذارند اما باید بلد باشید کمک کنید یا خیر ؟ یک عضو خانواده اگر بلد باشد می تواند به مسافرش کمک کند ، اگر بلد نباشد ، باعث تخریب می شود . من دیروز این مثال را زدم که در نظر بگیرید ؛ فردی غش کرده و به زمین می افتد و دچار تشنج می شود . خانم می آید جیغ می زند و بر سرو صورت خود می کوبد که خدایا چه کنم ! نه تنها کمکی نمی کند بلکه ایجاد اختلال و مشکل می کند . بنابراین ؛ می بایست فردی آموزش دیده و با آرامش کامل او را درمان کند . مانند همان قضیه خاموش کردن با بیل توسط فردی که سررشته در خاموش کردن آتش ندارد ! گاهی اوقات ممکن است همسفران همین کار را انجام داده و همه چیز را خراب کنند پس خانواده ها هم رهجو هستند .

کنگره چیزی مانند قهوه خانه نیست ، مثل کلوپ نیست . با اسلحه و شمشیر چوبی نمی توان به جنگ رفت . اعتیاد خیلی قوی و قدرتمند است . تمام جهان در مقابل اعتیاد زانو زده اند و نتوانستند راجع به اعتیاد کاری انجام بدهند و طرح کاهش آسیب و یا نگهدارنده را اجرا می کنند . بنابراین ؛ ما باید با دانش و آگاهی کافی حریف اعتیاد شویم .

رهجو یکسری وظایف دارد و همینطوری نیست . اولین چیزی که وظیفه رهجوست این است که تا سه جلسه با کنگره آشنا شود و بعد از سه جلسه که بعنوان میهمان شرکت می کند ، تصمیم می گیرد که به کنگره بیاید یا نیاید . در این سه جلسه تصمیم می گیرد که آیا اصلاً فضای کنگره به درد او می خورد و می تواند در کنگره درمان شود یا خیر ؟! اگر کنگره را پذیرفت ، می شود رهجو وگرنه بدنبال کار و زندگی خود می رود بنابراین ؛ وقتی کنگره را قبول کرد ، اولین کاری که باید انجام بدهد ، این است که هرچه با خود دارد را پشت در بگذارد . اگر دکترای فیزیک اتمی دارد ، دکترای بیولوژی دارد ، اولین سرمایه دار ایران است ، مسلط به 7 زبان خارجه است ، مربی بین المللی بوکس یا اسکی یا والیبال است ، همه را پشت در کنگره گذاشته و تنها با یک نام رهجو وارد کنگره شود ، چه مسافر و چه همسفر . برای اینکه اگر فوق دکترای اتمی هست ، تاکنون نتوانسته اعتیاد خود را درمان کند . در جای خودش احترام خاص خودش را دارد اما در مقوله اعتیاد نتوانسته به او کمکی کند . اگر می خواهد خوب شود باید هر تخصصی دارد را کنار بگذارد .

مسئله دوم این است که ؛ باید به راهنمایش اعتماد کند و هرچه راهنمایش گفت ، قبول کند . باید راهنمایش را با حس خود انتخاب کند و برمبنای گرایش و میل خود راهنمایش را انتخاب کند . نباید با راهنما بحث و جدال و اظهارنظر کند و یا از کار او ایراد بگیرد . رهجو وقتی به کنگره می آید ، می بایست تنها یک هدف داشته باشد و آن درمان خودش است . ممکن است ما خیلی چیزها بلد باشیم اما اگر بخواهیم به ماهیگیری برویم ، ماهیگیری یک قلق بخصوصی دارذ .

 

صد هزاران علم دارد از علوم           جوهر خود می نداند این ظلوم

داند او خاصیت هر جوهری             در بیان جوهر چون خود خری

( حضرت مولانا)

 

بنابراین ؛ ما در کنگره می خواهیم تنها خاصیت خود را پیدا کنیم و آن جوهر ، آموزش معلمان ما در لژیون است . خانم آنی گفته بودند که در گروه خانواده هم باید سی دی تهیه کنند و گوش بدهند . نامه ای از یک همسفر بدست من رسید با این مضمون که ؛ آقای مهندس شما که دم از محبت می زنید ، حاضرید ما از هزینه پوشک بچه زده و سی دی تهیه کنیم ؟! این یک جمله مظلوم نمایانه است . همسر شما روزی یک پاکت سیگار می کشد به مبلغ 5000 هزار تومان و در هفته شاید یک سی دی بخرید به مبلغ 1500 تومان که در ماه می شود 6000 تومان و مبلغ آن در ماه به اندازه یک پاکت سیگار است . شما حاضرید برای هر چیزی هزینه کنید اما برای یک سی دی آموزشی هزینه نکنید ؟! حاضر نیستیم برای آگاهی و شعور خود هزینه کنیم . این یک نوع مظلوم نمائی است . باید برای آموزش خود هزینه کنیم تا یاد بگیریم . بارها و بارها گفته ام که من زمانی که رگ قلبم گرفت ، 14 روز در بیمارستان خوابیدم و مبلغ 30 میلیون تومان هزینه دادم ، حال در کنگره که همه چیز رایگان است ، هزینه سی دی به چشم نمی آید و با این اطلاعاتی که در اختیار شما قرار می گیرد و با حداقل قیمت بدست شما می رسد . بنابراین ؛ در تمام لژیون های همسفران باید سی دی آموزشی تهیه شده و کار شود . اگر سی دی گوش ندهید ، از چه چیزی می خواهید آموزش بگیرید ؟ لژیون های ما نه لژیون ازدواج است و نه لژیون طلاق ، نه لژیون کاریابی است و نه آشپزی . اگر در لژیون راجع به منابع آموزشی و سی دی ها صحبت نکنید ، راجع به چه چیزی می خواهید صحبت کنید ؟ هیچ راهنمائی تحت هیچ شرایطی اجازه ندارد وضعیت یکی از شاگردان خود را به مشارکت بگذارد و اصلاً چنین حقی ندارد و به هیچ کسی ارتباطی ندارد و آن فرد خودش باید اطلاعات و آگاهی گرفته و خودش مشکلش را حل کند .

ما در کنگره حروف الفبا و خواندن و نوشتن را یاد می دهیم و هرکس شعر خودش را خودش می گوید و هرکس شعر خودش را خودش می خواند . این برنامه ریزی کنگره ماست . رهجو باید به حرف راهنما گوش کند تا راهنما بتواند او را به نتیجه برساند .

مسئله بعدی از وظایف رهجو ؛ وقت شناسی اوست . رهجو باید " وقت شناس " باشد . در یک برنامه تلویزیونی فردی می گفت : در ایران ساعت اختراع نشده است . تمام مدیران کل به موقع در جلسات خود حاضر نمی شوند و گمان می کنند که اگر سر ساعت به جلسات خود برسند ، کسر شأن است و اینهادر فرهنگ ما جا افتاده است . اگر کسی نمی تواند به موقع در جلسه حضور پیدا کند ، به چه دردی می خورد ؟ اگر فردی که یک زمانی را پیش بینی کرده و چندین نفر روی آن برنامه ریزی کردند را بلد نباشد رعایت کند ، چه چیزی را می خواهد یاد بگیرد ؟ ما از او چه چیزی یاد بگیریم ؟

رهجو باید یک ربع قبل از جلسه سر کلاسش حاضر باشد و تا آخر جلسه و لژیون هم حضور داشته باشد . ما در کنگره 60 مشکلی بعنوان مشکل ترافیک نداریم و در این 15 سال این را عنوان کرده ام . کسی که نگهبان جلسه است ، اگر حتی یک دقیقه دیر به جلسه برسد ، دبیر جلسه باید به جای او نشسته و جلسه را اداره کند و وقتی جلسه را شروع کرد و نگهبان از در وارد شد ، دیگر اجازه ندارد در جای خودش بنشیند و باید پائین روی صندلی بنشیند . من در این 15 سال نشده که تأخیر داشته باشم و شاید یکی دوبار و آنهم در وضعیت خیلی خاص این اتفاق افتاده باشد و همیشه سر ساعت جلسه را برگزار کردم . رهجوئی که نیم ساعت بعد از جلسه و یا تنها سر لژیون حاضر می شود ، به نتیجه نمی رسد . رهائی و درمان را به هر کسی نمی دهند ، به کسی می دهند که خواهان باشد و تلاش کند و به موقع بیاید .

از دیگر وظایف رهجو " خدمت کردن " است . ما در اینجا نه مستخدم داریم و نه آبدارچی و خوشبختانه همه افراد در کنگره 60 خدمت کردن را خوب یاد گرفته اند و نظافت سالن را انجام می دهند و کاری هم ندارند که فرد مهندس است یا دکتر ، همه کار انجام می دهند . کسی که خدمت می کند ، حال خودش خوب می شود ، امتحان کنید . وقتی فردی خدمت می کند ، همه او را می شناسند و او را دوست دارند . وقتی بخواهد دبیر بشود ، او را انتخاب می کنند . اگر بخواهد نگهبان و یا مرزبان بشود ، همه به او رأی می دهند . فردی هم هست که گوئی از دماغ فیل افتاده و خدمت نمی کند . این فرد هرگز به درمان نمی رسد . در کنگره 60 باید بازیگر بود و یکی از مسائل این است که باید با دیگران بجوشید و به آنها سرویس بدهید .


یکی از وظایف دیگر رهجو ؛ حمایت کردن سبد پول است . خواهش می کنم اگر کسی توانائی ندارد ، در سبد پول نیندازد . 100 تومان و 200 تومانی پاره را در سبد نیندازید و کسانی که توانائی این کار را دارند ، حتماً حمایت کنند .

در مورد باقی وظایف رهجو مطالب خیلی زیاد است علی الخصوص در قسمت همسفران و من بزودی نوشتارهای همسفران را تغییر خواهم داد چراکه همسفران هم مانند مسافران در حال سفر کردن هستند و تنها فرقشان در این است که مواد مصرف نمی کنند و دارو نمی خورند . به اعتقاد شخص من ؛ حال یک همسفر 50 برابر خرابتر از حال یک مسافر است . دلیل آن هم این است که خیلی ضربه خورده اند و گوئی صدبار مرده و زنده شده اند و اینهمه فشار روحی و روانی بر آنها وارد شده است . پس همسفر خود یک بیمار است . یکسری بیماریها هستند که افکار و اندیشه پریشان بر جسم اثر گذاشته و جسم را بیمار می کند . فشار روانی آنقدر روی جسم اثر می گذارد که فرد اسهال خونی و یا کلیت روده می گیرد . بعضی از این مشکلات را همسفران دارند بنابراین ؛ شاید در ابتدا برای مسافرتان به کنگره بیائید اما باید به فکر خودتان باشید و مسافر خود را رها کنید و کاری به کار او نداشته باشید .

وقتی به یک موضوع می رسید که برفرض ؛ راهنمای مسافر یک چیز می گوید و راهنمای همسفر یک چیز ، مسافر باید به حرف راهنمای خود گوش کند و همسفر به حرف راهنمای خود . چون حکم راهنمای مسافر برای مسافر قابل قبول و نافذ است اما حکم راهنمای مسافر برای همسفر نافذ نیست . قدیم می گفتیم ، هرچه راهنمای مسافر بگوید اما اکنون اینگونه نیست چراکه تمام آموزشهای مسافران را همسفران هم دیده اند و همسفران هستند که زندگی کرده و نقش همسفر را داشته اند و مسافران نقش مصرف کننده دارند . باید قدرت تصمیم گیری بیشتری به همسفران بدهیم و باید برنامه ریزی کنید و افرادی که وارد لژیونتان می شوند را بررسی کنید که کدام مسافر دارند و کدام ندارند . اگر 6 ماه بیشتر شده ، از آنها بخواهید که در لژیون قرار نگیرند و فقط در جلسه حضور پیدا کنند تا جا برای تازه واردین باز شود .

ایشان در پایان فرمودند :

داشتن کارت برای تمام افراد گروه خانواده الزامی است . اگر بازرسین به شعب بیایند و در یک لژیون فردی از شاگردان آن لژیون کارت کنگره 60 را نداشته باشد ، ما خود راهنما را توبیخ می کنیم و خود راهنما پوئن منفی خواهد گرفت . در گروه آقایان مسافر هم همینگونه است و اگر فردی کارت عضویت نداشته باشد و یا تاریخ اعتبار آن گذشته باشد ، راهنمای مسافر توبیخ خواهد شد .

 

 



داستانك

گنجشككي با عجله و تمام توان به آتش نزديك ميشد و بر ميگشت!

پرسيدند: چه ميكني؟

پاسخ داد : در اين نزديكي چشمه آبي هست و من مرتب نوك خود را پر از آب

ميكنم و آنرا روي آتش ميريزم!

گفتند: حجم آتش در مقايسه با آبي كه تو مياوري بسيار زياد است!

واين آب فايده اي ندارد!

گفت: شايد نتوانم آتش را خاموش كنم: اما آن هنگام كه خداوند ميپرسد:

زماني كه دوستت در آتش ميسوخت تو چه كردي؟

پاسخ ميدهم :هر آنچه از من بر ميامد.


كوه

كاه بودن ننگ است

كاه بودن ننگ است" كوه ميبايد بود

هان اي كوه بلند" اي سراپا همه بند

از تو اين تجربه آموخته ام

كه نلرزد دلم از غرش ارابه سنگين زمان

هراسي ندهم راه به دل از طوفان

        كوه ميبايد بود

دلنوشته

بعضی وقتها مجبوری تو فضای بغضت بخندی

دلت بگیره ولی دلگیری نکنی

شاکی بشی ولی شکایت نکنی

گریه کنی اما نگذاری اشکات پیدا بشن

خیلی چیزها رو ببینی ولی ندیدش بگیری

خیلی حرفها رو بشنوی ولی نشنیده بگیری

خیلی ها دلهایشان بشکند و فقط سکوت کنی

                                                              (مسافر)

        

جلسات جهان بینی چهار شنبه اکادمی

دوازدهمین جلسه از دور چهل و هشتم از سری کارگاه های آموزشی جهان بینی کنگره 60 مورخ 1392/10/25 با نگهبانی و استادی جناب مهندس دژاکام و با دبیری آقای هادی با دستور جلسه "وادی ششم" راس ساعت آغاز به کار نمود.


سخنان استاد:

جناب مهندس فرمودند:

من مثل باغبان می مانم و یک قیچی در دستم هست و گاهی اوقات به هرس کردن می پردازم ما در کنگره مرتب تغییرات و اصلاحات را انجام می دهیم. و در شورا دیده بانان تصویب شده که تولد ها به بخش خصوصی واگذار کنیم یعنی اینکه یک ساعت زودتر از جلسات آن لژیونی که تولد دارد مهمانانش را دعوت کند و تولد را برگزار کند و در ادامه جلسه ها برگزار شود و این برنامه از 15 بهمن ماه در طرح آزمایشی برگزار می کنیم.

کار اصلی کنگره 60 درمان و ریکاوری اعتیاد است، و ورزش هم به عنوان مکمل قبول داریم بنابراین شعب فقط برای آموزش دادن است و تصمیم گروهی که گرفته شد که در هیچ یک از شعب ورزش انجام نشود و ورزش باید در ورزشگاه انجام شود .ما ورزش را به عنوان مکمل برای سفر اولی هایی که در انتهای سفر هستند و کسانی که ورزش قهرمانی انجام نمی دهند درست کردیم ما ورزش را برای قهرمانان درست نکردیم و ورزش را برای تکاپو و برای سفر اولی ها درست کردیم و ما برمی گردیم مثل سابق و تمام مسابقات لژیونی برگزار می شود و لژیونی که تیم داد یک امتیاز مثبت می گیرد. و مسابقات ورزشی زیر نظر شورای ورزشی انجام می شود.

ما می خواهیم همه با هم متحد باشند و این برنامه ریزی ها و تغییرات و اصلاحات برای آیندگان است.

لژیون ها مالی در هر شعب هم تشکیل می شوند برای تامین هزینه برای خرید زمین ، 70درصد دارایی لژیون برای همان شعبه هست و بقیه هم برای کمک به شعب مختلف برای تهیه زمین.امیدوارم قسمت همسفران هم آموزش های خوب و قوی داشته باشند.

ما هر چه به دیگران احترام بگذاریم به همان نسبت احترام می بینیم هر کس شمشیر بردارد با شمشیر کشته خواهد شد هر کس پشت سر دیگران صحبت کند پشت سرش صحبت خواهند کرد، هر کسی به نسبت به دیگران بی ادبی کند به همان نسبت به او بی ادبی خواهند کرد، هر کس با دیگران با جوانمردی برخورد کند در حقش جوانمردی خواهند کرد، هر کس دروغ بگوید دروغ خواهد شنید، هر چه بکاریم همان را برداشت می کنیم.

یک کمک راهنما در کنگره 60 حرمت و احترام دارد حتی ممکن است به لحاظ سن و یا سواد از رهجوی خودش کمتر باشد اما در کار خودش استاد است و رهجو باید به او احترام بگذارد.

پشت سر هیچ کس صحبت نکنید، همین بلا سر خودتان هم می آید، و اینها را کاملا رعایت کنید و حرمت یکدیگر را نگه دارید، پیغمبر خدا، ائمه خدا، دیده را ندیده می گرفتند ، حالا ما ندیده را دیده می گیریم و خدای ناکرده با آبرو و حیثیت افراد بازی می کنیم. خداوند ستارالعیوب است و عیوب بندگان را می پوشاند و پنهان می کند.

مثل حضرت مسیح که گفت هر که گناه نکرده سنگ بزند که همه سرشان را پایین گرفتند، ما هم همینطور هستیم ما می خواهیم کنگره را برای آیندگان حفظ کنیم، یک مسئله را دیده یا ندیده در همه کنگره پخش می شود و باعث می شود با آبرو و حیثیت افراد بازی شود مثل همان قضیه یک کلاغ چهل کلاغ.اینها شوخی نیست همه باید هوشیار و آگاه باشیم و با آبروی دیگران بازی نکنیم.

وضعیت کنگره خیلی خیلی خوب است و از لحاظ مالی هم خوب است و یک ساختمان هم به نام کنگره خریداری شد. همه شعب کنگره باید روی پاهای خود بایستند و از خود زمین و ساختمان داشته باشند،باید برای آیندگان هم کاری کنیم که از خود چیزی داشته باشند، این ما هستیم که خشت و زیر بنای کنگره را می ریزیم و خشت و زیربنا باید خیلی قوی و محکم باشد و من به عنوان باغبان این سیستم هر کجا لازم بدانم هرس می کنم.

 

منبع وبلاگ نمایندگی کرج

http://congress60.org/News/5356/کارگاههای-آموزشی-روزهای-چهارشنبه-وادی-ششم