کارگاه آموزشی ویژه همسفران
نگهبان :سمانه دبیر:زهرا استاد:آنی دژاکام

خلاصه سخنان استاد:
نگهبان :سمانه دبیر:زهرا استاد:آنی دژاکام

خلاصه سخنان استاد:
نگهبان خانم سمانه دبیر خانم زهرا استادخانم بهارروز دوشنبه29/ 7/ 92دوازدهمین جلسه از دوره چهارم کارگاههای آموزشی ویژه همسفران برگزارشد
به نام خدا
یازدهمین جلسه از دوره چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه با دستورجلسه " صبر ، استقامت و آرامش " با استادی خانم زینب و نگهبانی خانم سمانه و دبیری خانم زهرادر تاریخ 22/ 7/ 92 راس ساعت 15 برگزار گردید .
خلاصه سخنان استاد :
همه با کلمه صبر آشناییم قبل از آمدن به کنگره فکر می کردم که خیلی صبر دارم ولی غافل از این که آن صبر نبودبلکه تحمل بود . با آمدن به کنگره معنی واقعی صبر را فهمیدم ،صبری که حرکت و تلاش را به همراه دارد و از روی منطق است .
من قبلا تحمل می کردم. تحملی که فقط تنها تلاش در آن دعا کردن به درگاه خدا بود برای نجات مسافرم .البته دعا خوب است ولی به شرطی که در کنارش حرکتی باشد . خداوند می گوید از تو حرکت از من برکت تا آن نتیجه مطلوب حاصل شود .
آقای مهندس در سی دی ای با همین موضوع می فرماید : صبر یک نوع ابزار است برای عبور از زمان . زیرا هرچیزی برای رسیدن به نتیجه مفید نیازمند زمان است . مثلا یک کشاورز وقتی دانه ای را می کارد باید برای به ثمرنشستن آن زحمت بکشد و صبر کند تا بعد از مدتی محصولش به بار بنشیند .
بزرگی می فرماید : بهترین درس ها را در زمان سختی آموختم و دانستم صبور بودن یک ایمان است و خویشتن داری یک نوع عبادت ، فهمیدم ناکامی به معنی تاخیر است نه شکست ،و خندیدن یک نیایش است .
استقامت یعنی مقاومت و ایستادگی در برابر ناملایمات. همان چیزهایی که در کنار مسافرانمان متحمل شدیم . اعتیاد آنها به ما آسیب رسانید و اطرافیان به خاطر اعتیاد مسافرانمان تحقیرمان کردند همه اینها به نوعی ملایمات بود ولی ما استقامت کردیم عقب ننشستیم از این روست که تعدادی از ما رهایی مسافرانمان را دیدیم و تعدادی دیگر در میانه راه هستیم که انشا الله به نتیجه خواهیم رسید .
اگر ما از دروازه صبر و استقامت عبور نکنیم به آرامش نخواهیم رسید . در زندگی فقط اعتیاد نیست که معضل است و نیازمند صبر و استقامت ؛بلکه کلیه سختی های زندگی مثل بیماری ، فقر ، از دست دادن عزیزان و غیره نیز نیازمند صبر و استفامت است تا حل گردد . در کنگره مثلث های زیادی وجود دارد .یکی از آنها همین مثلثی است که مورد بحث ماست . وقتی کمک راهنما ما را به صبر دعوت می کند یعنی این که مسافر را رها کنیم نه آنکه با سکوتی کشنده، دقایق و روزها را بشماریم. این نوع صبر زیبا نیست و به مسافر استرس وارد می کند و روند درمان او را با مشکل روبرو می سازد .
پس با صبری به جا و شایسته و همراه با حرکت و تلاش هم به خود و هم به مسافرمان یاری برسانیم تا به نتیجه مفید دست یابیم. امید که خداوند یاور همه ما باشد .
التماس دعا همسفر نسرین
به نام خدا
دهمین جلسه از دوره چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه با دستورجلسه " از نشریات کنگره 60 چگونه استفاده می کنم " با استادی خانم عزت و نگهبانی خانم سمانه و دبیری خانم زهرادر تاریخ 15/ 7/ 92 راس ساعت 15 برگزار گردید .

خلاصه سخنان استاد :
قصه یک همسفر
مدتها بود که دلم می خواست بنویسم اما نمی دانستم از کجا و چگونه باید بنویسم . امشب ، دل به دریا زدم و گفتم هرآنچه که در دل دارم برروی کاغذ می آورم شاید به درد کسی بخورد و او را از تنها بودن و از درد اعتیاد بیرون آورد و از طرفی با نوشتن ،خودم آرامش می یابم.

اولین روز ورودم به کنگره را هرگز فراموش نخواهم کرد 4 / 12 / 1390 چند روزی که برایم مسجّل شده بود که همسرم اعتیاد دارد زیرا تا قبل از آن این موضوع برایم غیرقابل باور بود . او خودش به مصرف شیشه و درماندگی اش برای نجات از آن اعتراف و شک مرا به یقین تبدیل کرد. او میگفت ...................
نهمین جلسه از دوره چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه با دستورجلسه " وادی اول و تاثیر آن روی من" با استادی خانم نیره و نگهبانی خانم سمانه و دبیری خانم زهرادر تاریخ 8/ 7/ 92 راس ساعت 16 برگزار گردید .
با تفکر ساختارها آغاز می گردد و بدون آن آنچه که هست رو به زوال است .
خلاصه سخنان استاد :
استاد دژاکام در بیشتر سخنانشان روی وادی اول بسیار تاکید و سفارش می کنند چراکه برای آغاز هرکاری تفکر لازم است آن هم یک تفکر درست و سنجیده . انسان بسیاری از اوقات فکر می کند اما از میان آنهمه یکی را به عمل درمی آورد . کسی که به کنگره آمده قطعا فکر کرده و آمده ولی مهم این است که این فکررا به نتیجه برساند صرف آمدن و رفتن کافی نیست . وادی اول میگوید فکر را به تفکر تبدیل کنید .
استاد دژاکام تفکر را حرکت از یک مجهول برای رسید به معلوم تعریف می کند در حقیقت تفکر یک حرکت ذهنی و درونیست.امام علی علیه السلام راجع به این موضوع می فرماید : اندیشه و فکر ، راه را نشان می دهد . حال این راه چه مثبت باشد و چه منفی .
تفکر داری سه ضلع است : مبدا ، مقصد و هدف و هدف یعنی من برای چه می خواهم به مقصد برسم صرف رسیدن به مقصد کافی نیست باید بدانی برای چه می خواهی به فلان مقصد می خواهی دست یابی . تفکرات ما در حقیقت زندگی ماست و انسانها نیز با توجه به نوع تفکراتشان ارزش گذاری می شوند ارزش آدمها به رنگ پوست ، زشتی و زیبایی ، چاقی و لاغری و نداری و دارایی و غیره نیست .
مسافران ما برای رهای خویش فکر کردند واین فکر به تفکر تبدیل شد و الحمدلله به رهایی هم رسیدند و یا در حال سفر هستند تا به آنچه که می خواهند برسند .
مسافرمن هفت ماه بود که کنگره را از طریق تلتکس شناخته بود و اکثر شبها به صفحه تلتکس نگاه می کرد و پیام مسافران و رهایی یافتگان را می خواند ولی هیچ حرکتی را برای خود شروع نمی کرد زیرا فکرش به تفکر تبدیل نشده بود تا این که یک روز گفت برویم سهروردی ببینیم چه می شود رفتیم و بعد به شهرری معرفی شدیم و سفرش آغاز شد و به لطف خداوند بزرگ و به رهایی رسید.
مسئله بسیار مهمی که آقای مهندس به آن پرداختند و باور عموم را در این باره باطل اعلام کردند موضوع « اراده » می باشد چرا که از دیدگاه افرادی که مصرف کننده نیستد مصرف کنندگان افرادی بی اراده می باشند و کافیست که شخص معتاد اراده کند ، آن وقت است که می تواند مصرف مواد مخدر را کنار بگذارد و به قول این دسته از افراد اعتیادش را ترک کند . ولی استاد دژاکام ،اراده را در موضوع درمان اعتیاد منتفی می داند و می گوید اعتیاد قوی تر از این مسئله است مثل این می ماند که ما از فردی بخواهیم اراده کند و از درختی بلند بالا رود و یا از روی طناب میان دره ای بگذرد انجام این کارها توانایی و قدرت و مهارت و فوت و فن مخصوصی می خواهد مگر میشود توسط اراده دست به این کار زد بنابر این اعتیاد را فقط با اراده نمی شود درمان کرد.
برای مبارزه با اعتیاد و رهایی از آن ابتدا باید تفکر کرد و خواست و انگیزه داشت و از افراد کار آزموده و تجربه دیده یعنی کمک راهنمایان کنگره مشورت و راهنمایی گرفت والبته همسفران در این راه می توانند بال پرواز مسافر باشند و راه را برای سفری خوب برایش هموار کنند . و اینجاست که خداوند و یا همان قدرت مطلق نیز به کمک او خواهد آمد . اصولا قدرت مطلق هر راهی را که تو انتخاب کنی به تو کمک خواهد کرد انسان موجودی دارای اختیار است هم می تواند راه ارزشها و تقوی را برگزیند هم راه فسق و فجور و ضد ارشها را ، بنابر این خداوند وقتی ببیند بنده ای به دنبال درمان خود راهی شده به او مدد می رساند و دستگیر او میشود .
جناب مهندس در سی دی که مربوط به وادی اول است می فرماید جسم و روان فرد معتاد همانند یک شهر ویران شده است واین ویرانه باید با تفکر ،ساختاری درست پیدا کند و آباد شود .
امید است در پرتو تفکر سازنده و آموزش های کنگره اندیشه های ارزشمند و تفکرات سازنده داشته باشیم تا انسانی به معنای واقعی آن باشیم .
همسفر نسرین
کارگاه آموزشی خصوصی کنگرۀ 60 نمایندگی شهرری ویژه همسفران
دبیر : خانم زهرا نگهبان : خانم سمانه استاد : خانم منصوره
روز دوشنبه مورخ 1392/07/01 ساعت 16
دستور جلسه : صورت مسئلۀ اعتیاد
نویسنده: همسفر نسرین

به نام رب العالمین
هفتمین جلسه از دوره چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه با دستورجلسه " وادی چهاردهم و تاثیر آن روی من با عنوان آنچه باورست محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است " با استادی خانم شهره و نگهبانی خانم منصوره و دبیری خانم سمیرا در تاریخ 25/ 6/ 92 راس ساعت 16 برگزار گردید .
خلاصه سخنان استاد :
در کنگره 60 پنجاه و دو دستور جلسه داریم که آخرین آن وادی چهاردهم است قبل از این وادی ما وادی های بسیاری را پشت سرگذاشتیم که همه به نوعی زنجیروار به هم مرتبط اند در وادی دوازدهم ساکنان آسمان سوالات زیادی از جانشین می پرسند و درکمال حیرت جوابهای مناسب می شنوند، در وادی سیزدهم جانشین عقل و عشق و ایمان را برای ساکنان توضیح می دهد .
عشق آن چیزیست که خداوند هستی را برمبنای آن خلق کرد و آن را بروجود همه چیز و همه کس قرار داد عشق می تواند عام باشد و می تواند خاص هم باشد عشق عام عشق به کل پدیده های خداوند است کوه و دشت و دریا و ماه وخورشید و خلاصه هرآنچه که در جهان قرار دارد عشق است و عشق خاص محبت شدید است به یک چیز .
عشق درست و واقعی آن است که بلا عوض باشد وتو در برابر محبتی که می کنی چیزی نخواهی وگرنه این امر عشق نیست بلکه معامله می باشد .
شما همسفران که در این جا جمع شده اید بر مبنای محبت است اگر محبت و برخورد مهربانانه مشاوران و کمک راهنماها نبود شاید دوام نمی آوردید و می رفتید تمامی مسافران نیز به این مسئله اذعان دارند که محبت کنگره آنها را به ادامه درمان خودشان ترغیب کرده است .

در وادی چهاردهم که همان وادی عشق و محبت است ساکنین به جانشین می گویند قرار برا ین بود که از عشق و محبت برایمان سخن بگویید و جانشین درحالیکه سه فرشته از همراهانش هستند می گوید این سه نگهبان هر یک برایتان خطابه ای ایراد می کنند تا شما به پاسخ سوال خود برسید .
در خطبه اول یکی از نگهبانان راجع به اضداد که برای بیدار شدن انسانها از جهل مانند یک تکانه هستند سخن می گوید و آن را تشریح می کند اینانند که مامور هستند در حد کامل تخریب ایجاد کنند و خلقت را به فساد بکشانند ولی وقتی افراد به عقل نزدیک شوند و به دنبال آگاهی و آموزش بروند اضداد به تدریج کم رنگ می شوند و جایشان را ارزشه می گیرد و نیروهای مثبت حتی اگر در فاصله های دور هم باشند یک دیگر پیدا می کنند و هم وصل می شوند . امواج عشق در سراسر هستی یک دیگر را جذب می کنند .
در خطبه دوم عقاب سفید از مرکز وجود انسان یعنی قلب سخن می گوید او قلب انسان را جایگاه عشق معرفی می کند و می گوید در هنگام غم و شادی و یا حس دوست داشتن نسبت به کس می بینید که دست روی قلب خود می گذاریم این یعنی همان که قلب مرکز وجود آدمیان است .
عقاب سفید همه چیز را حتی آن چیزی را که به نظر عده ای خوب نیست عشق معرفی می کند و می گوید مردن عشق است و دوباره زنده شدن عشق است و .......
عشق و محبت زخمهای کهنه ای را که بر اثرنامهربانیها و بی توجهی ها بروجودمان نقش بسته ترمیم می کند و ما را برای ادامه زندگی امیدوار می کند .
خطبه سوم را رعد ایراد می کند و در مورد زنجیره های عشق سخن می گوید بدین معنی که عشق با محبت آغاز می گردد و محبت یک صورت مسئله است وقتی این مسئله را حل کنی پاسخش می شود عشق . همان چیزی که انتها ندارد و معرفش یک مفهوم را می رساند ، که عشق و آنچه در او هست ، تنها بزرگترین سرمایه ای است که اگر ببخشد ، زیاد و زیادتر می شود و آنگاه خواهید دید در ژرفای محبت غوطه ور بودن ، یعنی رسیدن به حق ، یعنی توحید .
التماس دعا « همسفر نسرین »
هشت سالم بود که فهمیدم پدرم اعتیاد دارد . مادرم از این اتفاق خیلی ناراحت بود و زجر می کشید . پدرم را به کمپ می بردیم ولی هیچ کدامشان جواب نمی داد و او بعد از مدتی دوباره مواد مصرف می کرد . پدرم در زمان اعتیاد مادرم و ما را کتک می زد ، البته تقصیری هم نداشت چون دست خودش نبود .
بعد از چند وقت ، پدرم در راه تهران که محل کارش بود ؛ در تاکسی شنید که جایی هست به نام کنگره 60 که در کار درمان اعتیاد است . وقتی به خانه آمد ، این قضیه را برای مادرم تعریف کرد . مادرم کمی خوشحال شد ولی مطمئن نبود که او مواد را رها کند . همه ما فکر می کردیم که بی فایده است ، اخه چطور می شد پدرم که این همه به کمپ رفته و درست نشده ، حالا خوب شود ! وقتی او به کنگره رفت ، یک پتو هم با خودش برد ولی دید که آنجا مثل کمپ نیست . آنجا با صحبت کردن او را خوب می کنند .

کنگره جای خیلی خوبی است . در کمپ ، آنها را از مواد ترک می دهند ولی کنگره ، آنها را هم از مواد و هم از کارهای زشت دور می کند .
وقتی به مدرسه می رفتم ، 2 یا 3 بار به کنگره آمدم . وقتی تابستان شد ، هر دفعه که جلسات است با مادرم به اینجا می آیم . هربار که می آمدم ، علاقه ام بیشتر می شد . در اوایل ، پدرم در مشارکت ها کمکم می کرد ولی حالا تلاش زیادی کرده ام و توانستم خودم تنهایی مشارکت کنم . در آخر مشارکت ، برایم دست زدند و این تشویقی برای تلاش خودم بود .
فعالیت من در کنگره کم کم بیشتر شد . برای اولین بار به سایت کنگره رفتم و عکسها را نگاه کردم . عکس پدرم را دیدم که با لباس های خاکی ، کاشی کاری را با کمک بقیه انجام می داد . بخاطر کنگره ، به کلاس کامپیوتر می روم تا بتونم توی اینترنت برم و از این راه به کنگره کمک کنم . الان با اینکه 12 سالم است ، دبیر خانم شهره شدم و خیلی خوشحال هستم . اینکه من الان در کنگره هستم ، نعمت بزرگی برایم است تا در بزرگی بتوانم زندگی خوبی داشته باشم و در رهایی پدرم سهمی داشته باشم .
مادرم در زمان اعتیاد پدرم سختی های زیادی کشید . انشالله که خدا همیشه به او کمک کند . من در کارهای خونه به مادرم کمک می کنم تا او بتواند در بیرون کار کند .
امیدوارم پدرم به زودی به رهایی برسد تا خستگی این سفر از تنمان بیرون بیاید . همیشه وقتی نماز می خوانم ، در سر نماز دعا می کنم که پدرم و همه آنانی که به مریضی اعتیاد مبتلا هستند ، همه جذب کنگره شوند و به رهایی برسند .
مـــینا ، همسفر محسن / 12 ساله
به نام خداوند بخشنده مهربان
ششمین جلسه از دور چهارم کارگاههای خصوصی آموزشی کنگره 60 ویژه همسفران شعبه شهر ری در تاریخ 18/ 6 / 92 به استادی خانم فاطمه و نگهبانی خانم منصوره و دبیری خانم سمیرا با موضوع « سیستم ایکس » راس ساعت 4 بعد از ظهر آغاز گردید
خلاصه سخنان استاد :
سیستمی در بدن انسان وجود دارد که به خاطر ناشناخته بودنش ، ایکس نامیده شد اما این سیستم با همه مجهول بودنش در بدن انسان نقش مهمی را ایفا می کند و بنا به هر دلیلی اگر این سیستم درست کار نکند جسم و روان آدمی با مشکل بسیار جدی روبرو می شود .
در گذشته برای درمان اعتیاد عمدتا به دو گونه عمل می شد . عده ای با توسل به پزشک و دارو به فکر درمان جسم و عده ای دیگر بارویکرد دینی و معنوی به فکر درمان روح و روان فرد مصرف کننده بودند و در عین حال این دو گروه روش درمانی یک دیگر را قبول نداشتند .
با گذشت زمان این نتیجه حاصل شد که در درمان اعتیاد هم باید جسم و هم روان و طبق اعتقاد کنگره 60 جهان بینی را نیز در نظر گرفت و با سالم نمودن این سه مولفه فرد را از دام اعتیاد برای همیشه نجات داد . آقای مهندس دژاکام در روند درمانی خویش ازبیماری اعتیاد به مسایل زیادی دست یافتند و صورت مسئله اعتیاد و گرههای کور آن را به خوبی باز کردند و در مورد سیستم ایکس که نقش بسیلر مهمی را در تعادل انسان دارد توضیحات کافی و شافی ارائه نمودند . سیستم ایکس عامل کلیه ترشحات غدد درون ریز بدن از مغز و نخاع و ...... که در تنظیم خلقیات و روحیات و منش و رفتار انسان بسیار مهم می باشند اندروفین ها و دینورفین و الکائیدها و غیره نتیجه عملکرد سیستم ایکس بدن هستند که اگر کم یا زیاد ترشح کنند و از حد وسط خود خارج شوند شخص دچار مشکل می شود .
مصرف کنندگان مواد مخدر با سوء مصرف به سیستم ایکس بدن خود لطمه وارد می کنند و آن را از کار می اندازند از طرف دیگر باید بدانیم افرادی که مصرف کننده هم نیستند بنا به دلایلی سیستم ایکس آنها خوب کار نمی کند که از جمله این دلایل می تواند بی توجهی به خواب و خوراک خود و عصبانیت های بی جا عدم عفو و گذشت و کینه و حسادت و ورزش نکردن و غیره باشد این عوامل شخص را بیمار می کنند و انواع و اقسام بیماری های روانی را برایش رقم می زنند .
تحقیقات نشان داده که بسیاری از مصرف کنندگان مواد مخدر بطور ژنتیک سیستم ایکسشان خوب کار نمی کرده است در نتیجه آنها در خود به نوعی نیاز و کمبود احساس داشتند و نهر خمرشان به خوبی جریان نداشته لذا آنها برای رفع کمبود مواد شبه افیونی بدن خویش به سوء مصرف مواد مخدر پرداختند و به مرور یک مصرف کننده قهار شدند و به خود و اطرافیان خود آسیب های فراوانی زدند .
در کنگره با تحقیقات علمی و تجربی این نتیجه حاصل شد که شربت اوتی اثر بسیار شفا بخش در بدن انسان دارد به طوری که علاوه بر راه اندازی سیستم ایکس و تولید تدریجی مواد شبه افیونی بدن بسیاری از بیماری ها مثل میگرن و هپاتیت و روماتیسم و غیره را به گواهی مسافران درمان می کند .

ما همسفران باید در درجه اول خود را مخاطب خود قرار دهیم و در رفع تخریبی که به ما وارد شده و سیستم ایکس مارا مختل کرده بکوشیم در برخورد با ناملایمات صبور باشیم ، آرامش و تعادل مهمترین چیزی است که باید بدستشان آوریم به موقع بخوابیم ، روی مسافر خودمان کلید نکنیم و اورا زیر ذره بین فرار ندهیم و بدین طریق با بدبینی خود را در معرض حرص و جوش و استرس قرار ندهیم زیرا همین کارهاست که ترشحات غدد درون ریز مارا با اختلال روبه رو می کندو ما نیز به راحتی بیمار می شویم و ادامه زندگی برایمان بسیار مشکل می شود .
ما باید در درجه اول وجود خود را بشناسیم و بدانیم که شهر وجودی ما چگونه ساخته شده است و اصلا بیندیشیم که چرا خداوند ما را اشرف مخلوقات نامید . خودشناسی یکی از مهمترین مسایلی است که به آن سفارش شده است زیرا اگر انسان خود و خواسته هایش را نشناسد و زندگی سالمی را از جهت مادی و معنوی نداشته باشد به کمال مطلوب خود نخواهد رسید و در نتیجه موجودی فاقد ارزش خواهد بود .
حضرت علی ( ع ) می فرماید : من عرف نفسه فقد عرف ربه ، یعنی کسی که خویشتن خویش را بشناسد پس بدرستی که خدای خود راخواهد شناخت . بنابر این پله اول خدا شناسی خودشناسی خواهد بود .
همه به عین الیقین دیدیم که عدم شناخت وجودمان سبب شده بود که نتوانیم راه حل مناسبی را برای درمان اعتیاد مسافرمان بیابیم اغلب اصرار داشتیم که مسافر چند روزه مواد خود را کنار بگذارد یک انسان سالم معمولی شود و یا به روانپزشکان و دارو های گیاهی و در نهایت به سقوط آزاد و قطع یکباره مواد متوسل می شدیم که همه ای روشها نادرست و محکوم به شکست بود و از طرفی خودمان در کنار آنها یک بیمار سرخورده به تمام معنا بوده ایم . حال که در پرتو آموزشها و علم کنگره این سیستم را شناختیم بیایم در جهت عملکرد درست و بهبودی سیستم ایکس خود و مسافرانمان رفتاری معقولانه و آگاهانه داشته باشیم و زیبایی های یک زندگی سالم را درک کنیم و از آن لذت ببریم .
تازه واردین : 3 نفر
حاضران در جلسه : 38 نفر
« ارادتمند کنگره 60 همسفر نسرین »
هفتمین جلسه از دوره نهم روزهای یکشنبه با دستور جلسه "سیستم ایکس " با استادی آقای مرتضی رحیمی ، نگهبانی آقای مجتبی و دبیری آقای هادی در تاریخ 17/6/92 ساعت 17 شروع به کار نمود
وقتی آقای مهندس برای درمان اقدام نمودند و شروع به تیپر مواد کردند ، در طی این زمان به این مطلب پی بردند که خیلی از مشکلات جسمی در این فاصله درمان می شوند . حالا در کنگره با این روش درمانی ، بسیاری از بیماری های افراد که ممکن است مادرزادی نیز باشد ، درمان می شوند . بعد از تحقیقات زیادی که در این مورد انجام گرفت ، به این نتیجه رسیدند که سیستمی در بدن همه وجود دارد که مکانش دقیقا مشخص نیست . به همین علت به آن سیستم ایکس می گویند . این سیستم تمام اعمال و رفتار ما را تحت تاثیر قرار می دهد .
سیستم ایکس در بدن همه افراد وجود دارد و ربطی به مسافر یا همسفر بودن ندارد . مسافران با مصرف مواد در کار آن اختلال ایجاد می کنند و همسفران نیز با ضدارزش ها روی آن تاثیر می گذارند . همگی باید با فراگرفتن آموزش های کنگره ، در سلامت این سیستم بکوشیم .
سیستم ایکس را می توان با سیم یا بدون سیم کنترل کرد . در روش باسیم ، مسافران با روش دی اس تی و کم کردن تدریجی مواد ، آن سیستم را درمان می کنند . در روش بی سیم ، با اصلاح جهان بینی می توان سیستم را بهبود بخشید . هرچه از ضدارزش ها دورتر شویم ، ترشحات سیستم ایکس ناب تر و خالص تر می گردد .

در این جلسه ، تولد آقای عادل برگزار گردید .
سخنان آقای عادل :
در اوایل مصرف هرگز فکر نمی کردم معتاد شوم . همیشه می گفتم که تفریحی می کشم . وقتی خماری به سراغم آمد ، تازه فهمیدم که معتاد شده ام . بارها مواد را ترک کردم . سال 80 ، کتاب 60 درجه از طریق یکی از دوستانم به دستم رسید . آن را خواندم و خودم پله های 15 روزه را شروع کردم . به پله های 10 روزه و کمتر هم رسیدم ولی با همان افکار و عقاید ، هنوز سفر را تمام نکرده ؛ دوباره شروع کردم .
درسال 90 به کنگره 60 آمدم و سعی کردم فرمانبردار باشم . در اوایل کار ، یک بار بدون نظر راهنمایم به مسافرت رفتم و عواقب آن را کشیدم . به همین دلیل سفرم چندماه به عقب افتاد ولی برایم تجربه شد و سعی کردم سفر خوبی داشته باشم .
خدا را شکر که حالا به رهایی و این جایگاه رسیده ام .
"همسفر منصوره"
ششمین جلسه از دوره نهم روزهای یکشنبه با دستور جلسه "هفته دیده بان ، ایجنت و مرزبان" با استادی آقای کورش آذرپور ، نگهبانی آقای عادل و دبیری آقای مجتبی در تاریخ 10/6/92 ساعت 17 شروع به کار نمود
در دستور جلسات هفتگی کنگره ، هفته هایی را به عنوان قدردانی و شکرگذاری داریم مثل قدردانی از راهنما و همسفر . دستور جلسه این هفته ، قدردانی از دیده بان ، ایجنت و مرزبان نام دارد . این دستور جلسات وجود دارند تا ما قدرشناس آنها باشیم . هر چیزی که خدا به انسان می دهد ، با واسطه بنده هایش است . پس باید قدرشناس بنده های خداوند باشیم . آقای مهندس همیشه می گویند ، اگر کسی کاری را انجام نمی دهد ، یعنی هنوز آموزش ندیده است تا انجام دهد و باید آموزش ببیند .
برای اینکه رهایی در کنگره ارزشمند باشد ، باید قدردان و شکرگذار باشیم . همین شکرگذاری ، ارزش رهایی را بیشتر می کند . در این رهایی تعداد زیادی با من شریک هستند . این رهایی قدرت زیادی دارد و به راحتی نمی توان آن را خراب کرد . در کنگره ، رهایی با کمک دیگران بدست می آید . زود بدست نیامده و زود هم از دست نمی رود .
ما بعنوان اعضا کنگره ، برای یادگیری و آموزش جمع می شویم . این آموزش در رده اول برای خودمان است و سپس برای دیگران . طبق برآورد آقای مهندس ، برای درمان یک مصرف کننده در کنگره ، 11 میلیون تومان هزینه می شود پس باید قدر آن را بدانیم .
در کنگره آموزش می گیریم که برای قدردانی ، پاکت پولی بدهیم . در این هفته نیز باید قدردانی نماییم . مرزبانی از کارهای مشکل کنگره است چون چیزهایی را می بیند و می شنود که اگر عشق به خدمت نباشد ، واقعا قابل تحمل نیست . همان عشق است که آن را قابل تحمل می کند .
باید برای قدردانی ، چیزهایی را بدهیم که در رده اول برای خودمان باارزش باشد . تمام این موارد برای آموزش ماست .
در ادامه استاد از مرزبانان محترم شعبه شهرری قدردانی نمودند و هدایایی تقدیم آنها شد . متقابلا مرزبانان نیز از ایجنت شعبه قدردانی کردند .
پنجمین جلسه از دوره چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه با دستورجلسه " قضاوت و جهالت " با استادی خانم فاطمه ، نگهبانی خانم منصوره و دبیری خانم سمیرا در تاریخ 4/ 6/ 92 راس ساعت 16 برگزار گردید .
خلاصه سخنان استاد :
در سی دی ، آقای مهندس فرمودند : کسی که به مرحله قضاوت برسد باید از قبل آگاهی و اطلاعات داشته باشد تا بتواند قضاوت کند . قضاوت ، آموزش و علم می خواهد . جهالت به پیشینه نیاز ندارد . جهل که میوه آن حرص و خودخواهی است ، باعث جهالت می شود . منیت ، نتیجه جهالت است و شخص در این حالت ناآگاه است . کسی که بدون آموزش ، حرفی را قبول و قضاوت می کند ، دارای جهالت است .
خداوند زمانی که انسان را خلق کرد ، به کل ملائک گفت ، من انسانی را از خاک آفریدم . او با اعتراض مواجه شد . خداوند فرمود ، من می دانم چیزی که شما نمی دانید . به انسان اختیار داده شد و دو راه الهی و فجور در سر راهش قرار گرفت . افرادی مثل مصرف کنندگان از روی ناآگاهی و جهالت راه فسق و فجور را انتخاب کردند و سالیان سال در تاریکی به سر بردند . در مورد آنها قضاوت شده بود .
مشارکت کنندگان :
قضاوت یعنی داوری کردن . باید برای قضاوت کردن آگاهی و دانش پیدا کنیم . با کنگره آمدن باید بعضی از ضدارزش ها را کنار بگذاریم و به جای قضاوت های نابجا سعی کنیم روی دانش و علم خود کار کنیم .
قضاوت نکردن برای ذهن غیرممکن است . منظور از قضاوت نظراتی است که ذهن انسان در مورد هرچیزی ارائه می دهد . چیزهایی پیرامون ما وجود دارد که ما آنها را نمی بینیم و به همین شکل در مورد انسانهای دیگر قضاوت می کنیم . این قضاوت باعث رنج می شود . باعث می شود تا من از آموزش غافل شوم و در مسیر انحرافی قدم بگذارم .
در اول هر جلسه برای دور ماندن از جهل و ناآگاهی خودمان به خداوند پناه می بریم . سعی کنیم از جهل و نادانی دوری کنیم و در مورد دیگران قضاوت نکنیم .
سخنان استاد
قضاوت در جایگاهی ، شغل است که فرد دانش و علمش را فراگرفته و حالا در جایگاه شغلی خود به کار قضاوت مشغول است . ولی در کنگره ، قضاوت و جهالت را یک بیماری می دانیم . اگر می خواهیم در سفر اول خود موفق باشیم ، اول به آرامش نیاز داریم . باید تمام نیروها را جمع کرد و در مسیر درست حرکت کرد .
یکی از مسائلی که باعث می شود این نیروها متمرکز نشوند ، قضاوت و جهالت است . اگر در مورد موضوعی یا شخصی آگاهی نداریم و در موردش قضاوت می کنیم ، باید بدانیم که در جایی دیگر در مورد ما نیز قضاوت خواهد شد .
تعداد بالای رهایی در کنگره ، نشانه علم و دانش بالای آن است که آقای مهندس به ما داده اند . اگر بخواهم مدام در مورد دیگران قضاوت کنم ، نیروهای لازم برای مسیر ، متمرکز نمی شوند و من از مسیر باز می مانم .
جایگاه های کنکره از اهمیت فوق العاده ای برخوردار هستند . مثل جایگاه راهنما ، ایجنت و ... زمانی می توانیم آن جایگاه ها را درک نماییم که خودمان در انها قرار بگیریم . ان وقت درک میکنیم که چگونه اند ولی تا وقتی که آن جایگاه را تجربه نکرده ایم ، نمی توانیم حرفی بزنیم و قضاوت کنیم . یاد بگیریم برای حفظ آرامش خودمان هم که شده ، قضاوت نکنیم .
در ادامه تولد یک سال رهایی آقای مجتبی جشن گرفته شد
خلاصه سخنان آقای مجتبی :
من از سن 5 یا 6 سالگی ورزش را شروع کردم . هرگز فکر نمی کردم که حتی یک نخ سیگار بکشم . در سن 35 سالگی مصرف کننده شیشه بودم !
در 21 سالگی مربی کشتی شدم . اگر می فهمیدم یکی از دوستانم سیگار می کشد ، با او قطع رابطه می کردم . تا اینکه پیشنهاد مصرف شیشه از طرف یک دوست که او هم مربی کشتی بود به من شد . چون به او اعتماد کامل داشتم ، حرفش را قبول کردم . او به من گفت ، مصرف کن چون این ماده اعتیاد آور نیست و جواب آزمایش هم منفی خواهد شد .
وقتی برای اولین بار مصرف کردم ، خیلی لذت بردم . تا دو روز پرانرژی بودم و نمی خوابیدم . خیلی خوشم آمد و هر وقت به مسافرت می رفتم شیشه مصرف می کردم . وقتی سر تمرین می رفتم ، یکی از شاگردانم گفت ، من خجالت می کشم که از شما به عنوان مربی ام نام ببرم . شیشه آنچنان اعتماد به نفس مرا بالا برده بود که باور نمی کردم معتاد هستم . قبل از اعتیاد همه چیز داشتم ولی در زمان اعتیاد ، خانه و ماشینم را از دست دادم.
با آمدن به کنگره و درمان ، همه چیز را بدست آوردم و آرامش به خانه من برگشت . هنوز هم نمی دانم چطور سر از کنگره در آوردم ، فقط می دانم کار خدا بود .
سخنان استاد
در صورت جلسات هفتگی کنگره ، وادی ها با اختلاف سه یا چهار هفته کار می شوند و در هر مرحله از سفر اول ، دوم یا هر جایگاه خدمتی می توان یک برداشت متفاوت داشت .
باید یاد بگیریم که در مسیر زندگی چگونه از این وادی ها استفاده نماییم . یاد بگیریم که خطوط زندگی خود را چگونه ترسیم کنیم . خطی که من با مصرف یک بست شروع کردم ، 22 سال طول کشید تا بتوانم این خط را به پایان برسانم . یاد گرفتم تا مواظب خط هایم باشم و بدانم خط ها چه موقع شروع می شوند و چه موقع به پایان می رسند .
گاه در زندگی باید چندین خط را با هم ادامه دهیم . حواسمان باشد که این خط ها را چگونه و با چه چیزی می کشیم . این خطوط از ابتدای زندگی ما شروع می شوند و سالیان سال با ما می مانند .
این وادی هشدار می دهد که مواظب باشیم و اشتباه نکنیم چون ممکن است اثرات جبران ناپذیری داشته باشد . هر کسی که در کنگره است ، در هر جایگاهی باید درس بگیرد . آموزش ها را فرا بگیریم و اطلاعات مفید خود را بیشتر نماییم .
در ادامه تولد یک سال رهایی آقای گودرز ، رهجوی کورش آذرپور جشن گرفته شد .
خلاصه سخنان آقای گودرز :
من از آن دسته انسان هایی بودم که از دود سیگار متنفر بودم ولی به مرور زمان به دلیل اینکه از کودکی مجبور بودم سخت کار کنم ، خستگی و ناامیدی در من بوجود آمد و به سوی اعتیاد کشیده شدم . وقتی برای اولین بار تریاک مصرف کردم خیلی حالم بد شد ولی آنقدر تکرار کردم تا مصرف آن برایم عادی شد .
تا یک سال اول نمی دانستم اعتیاد دارم ولی وقتی به مسافرت رفتم و موادم را با خود نبردم ، حالم بد شد و آن وقت فهمیدم که به مواد وابسته شده ام . هنوز باور نداشتم که معتاد هستم . پانزده سال از زندگی من در اعتیاد گذشت تا یک روز از طریق برنامه تلویزیون با کنگره آشنا شدم . من به کنگره آمدم و خدا را شکر چون خودم هم خواهان رهایی بودم ، توانستم در کنگره درمان شوم .
اگر کنگره را پیدا نمی کردم ، سرنوشتم جور دیگری رقم می خورد . از نظر مالی و کار مشکلی نداشتم ولی اعتیاد شخصیت مرا خراب کرده بود و منزوی شده بودم . کنگره زندگی دوباره ای به من داد . آقای مهندس پدر درمان اعتیاد هستند و در آینده تاریخ نویسان قضاوتی عادلانه خواهند کرد .

چهارمین جلسه از دوره چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه با دستورجلسه " وادی سیزدهم و تاثیر آن روی من با عنوان پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست " با استادی خانم مرضیه و نگهبانی خانم منصوره و دبیری خانم سمیرا در تاریخ 28/ 5/ 92 راس ساعت 16 برگزار گردید .
خلاصه سخنان استاد :
نقطه ها و خطهای زیادی در مسیر زندگی ما وجود دارد که درستی و یا نادرستی انتخاب آنها موجب می گردد که مسیر ودر نتیجه هدف زندگی ما شکل بگیرد . همان طور که می دانیم انسان ابتدا از گل خلق شد و در مرحله بعدی روح در او دمیده شد و بعد عقل و خرد به او عطا گردید و مرحله انسانیت او شکل گرفت به عبارت دیگر بعد فیزیکی آدمیان به این گونه بود و هست و خواهد بود .
اما آنچه که بسیار تا بسیار مهم و قابل اعتناست این می باشد که خداوند او را در زمین قرار داد و گفت بعد از طی مراحلی در زمین دوباره به سوی من بازخواهی گشت ولی باید بدانی که این باز گشت باید با دست پر باشد یعنی با تکامل و تعادل .
قرار گرفتن آدمی بر روی زمین به خاطر این است که چیزهای جدیدی کشف کند و بر ترس و جهل و نادانسته های خود غلبه نماید و مرحله تغییر و تبدل و ترخیص را تجربه کند که این سه مولفه مستلزم این میباشد که به مثلث عقل و عشق و ایمان ، معرفت پیدا کند در وجود آدمی نهرهای بسیار مهمی جاریست که اگر آنها را بشناسد راه خطا نخواهد رفت و خط و نقطه زندگی خود را درست رسم خواهد نمود . نهر عقل : که لازم است هر انسانی به فرمان عقل برسد و کارهای بخردانه و به عبارت دیگر عمل سالم انجام دهد. نهر عشق : انسان باید به همه پدیده های خداوند عشق بورزد .
نهر ایمان : ایمان ، تجلی نور خداوند در وجود انسانهاست و بالاتر از همه نهر خمر که موجب نشاط و سرخوشی حقیقی در انسان می گردد و همان است که عده ای برای رسیدن به سرمستی بدون آن که نهر خمر درون خویش را بشناسند به سراغ مواد افیونی می روند و می خواهند آن را در خارج از وجود خود جستو جو کنند غافل از این که همه چیز دز درون ماست بهشت و جهنمی که از آن صحبت می شود در همین دنیاست .
وقتی که می گویند یک مصرف کننده خمار است یعنی خط خمر او خوب کار نمی کند یا از کار افتاده است .

حضرت مولانا در مثنوی، خط زندگی انسانها را به خوبی بیان کرده است و معتقد است که کمال انسانی در تغیر و حرکت و پیمودن خطوط به خصوصی است . وی می فرماید انسان ابتدا جماد بود بعد تغییر کرد و به مرحله نمو کنندگی ( گیاهی ) رسید بعد زنده گشت و مرحله حیوانی را تجربه کرد و در تغییر بعدی پا به مقام انسانی گذاشت وی معتقد است که مقام انسانی کافی نیست و بشر باید به مقام فرشتگی برسد او در این بیان زیبا تغییر را نوعی مردن تعبیر میکند :
از جمادی مردم و نامی شدم وز نما مردم به حیوان سرزدم
مردم از حیوانی و آدم شدم پس چه ترسم ؟ کی زمردن کم شدم
حمله دیگر بمیرم از بشر تا برآرم ازملایک بال و پر
از ملک هم بایدم قربان شوم آنچه اندر وهم ناید آن شوم
می بینیم که تکامل هم مرحله به مرحله و تدریجی است و عمده ترین عامل تکامل، تغییر است.
مسئله دیگر که در این وادی جلب نظر می کند دسته بندی انسانهاست به سه گروه : انسانهای تک بعدی یعنی آدمیانی که قادر به حل مشکل خود نیستد و از عقل خود بهره نمی گیرند .
انسانهای دو بعدی : افرادی که وقتی دچار مشکل می شوند به مدد خرد و اندیشه خویش سعی دارند که برمشکلات خویش فایق شوند و آنها را حل کنند .
انسانهای سه بعدی : کسانی هستد که به فرمان عقل رسیده اند و دچار مشکلات لاینحل نمی شوند و خط عقل و عشق و ایمان در آنها متجلیست و خط خمر در وجودشان پیوسته جارسیت انسانهای بی ادعایی به همه چیز و همه کس عشق می ورزند و تعدادشان در روی زمین بسیار اندک است .
استاد در پایان فرمودند که امید وارم با تغییر در نگرش و تفکر خود خط درستی را در زندگی ترسیم کنیم و در پرتو تلاش و آموزشهای کنگره 60 و تزکیه نفس جز آن دسته از انسانهایی باشیم که از ایشان به نام انسانهای سه بعدی یاد می شود .
حاضران در جلسه 45 نفر
تازه واردین 3 نفر
« مستدعای دعای خیر شما ، همسفر نسرین »
به نام خداوند
سومین جلسه از دوره چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه با دستورجلسه "عدالت ، آیا همه افراد در کنگره باهم برابرند " با استادی خانم طاهره و نگهبانی خانم منصوره و دبیری خانم سمیرا در تاریخ 21/ 5/ 92 راس ساعت 16 برگزار گردید .
خلاصه سخنان استاد :
حرکتی که در کنگره وجود دارد و سفری که در کنگره از آن صحبت می شود برای رسیدن به تعادل است البته برای رسیدن به تعادل و درک عدالت ابتدا لازم است که به معرفت برسیم و عمل سالم داشته باشیم . من ابتدا فکر می کردم که عدالت یعنی همان ترازویی که دو کفه برابر دارد در حالیکه عدالت در اصل معنی خود چنین نیست .عدالت یعنی رسیدن حق به حق دار . برای رسیدن به عدالت باید تلاش کرد .هرکس در هرجایگاهی که قرار دارد چه ارزشمند و چه بی ارزش چیزیست که خود کسب کرده است و این جایگاه حاصل تلاش خود اوست که عین عدالت است .
وضعیت هر انسان بستگی به میزان معرفت و عمل و تلاش اوست. هر اندازه که تلاش کنی، به همان میزان پاداش و مرتبه خود را دریافت می کنی . اگر کسی بدون تلاش، اشتباها به مرتبه ای خاص برسد در اینجا عدالت نقض شده است . بنابراین با حضور مداوم در کنگره وگوش کردن و کاربردی نمودن دستورالعمل های کمک راهنما و همچنین خدمت نمودن در کنگره هدف مححق می گردد و عدالت و تعادلی که در کنگره مطرح می شود برای شخص رهجو به دست می آید .
نکته دیگر این که خدمات کنگره به رهجویان یکسان ارائه می شود. یک استاد در جایگاه استادی اش برای همه سخن می گوید. کمک راهنما در لژیون به همه رهجویانش آموزش می دهد تا حد امکان از تبعیض میان رهجویان پرهیز می کند پس عدالت را برای همه در نظر دارد .این رهجوست که باید به وظایف خود آشنا باشد و برای رسیدن به رهایی و تعادل از خدمات کنگره استفاده بکند . رفتار درست یا نادرست رهجو گاهی تعیین کننده عکس العمل کمک راهنما می شود .اگر رهجویی آموزش ها را جدی نگیرد و از روند درمان خود عقب بماند نباید بگویید عدالت اجرا نشده است و راهنما در حق من بی عدالتی کرده است. این نکته مشخص می کند که هرگاه چنین مسئله ای بوجود آید رهجو و یا مسافر به معرفت و شناخت لازم نرسیده است و زمین و زمان را در ناکامی خویش مقصر می داند جز خویشتن خویش را .
خدمات و آموزش های کنگره مثل نور خورشید به همه یکسان می تابد و هرگاه کسی خود را در سایه حاشیه ها و قضاوت های نابجا قرار دهد و از نور آموزش استفاده نکند طبیعیست که به آن جایگاه درخور و لایق نمی رسد زیرا این خود اوست که این جایگاه را برای خود تعیین کرده است و عدالتی که باید شاملش می شد در همین حد بوده است .
استاد در ادامه گفتند باید سعی کنیم برای دست یابی به عدالت ، زمینه و بستر وجودی خود را مهیا کنیم و این بستر فراهم نمی شود مگر با معرفت و عمل سالم . باران لطف و خدمت آموزش کنگره در همه شعبات یکسان می بارد. اگر بستر رهجو آماده نباشد از لطافت و زندگی بخشی این باران بهره مند نخواهد شد ، ولی اگر بستر آماده باشد قطعا گل عدالت و تعادل را خواهم چید .
تعداد تازه واردین : 1 نفر
حاضران در جلسه : 55 نفر
« همسفر نسرین »
سومین جلسه از دوره نهم روزهای یکشنبه با دستور جلسه "عدالت ، آیا همه افراد در کنگره با هم برابر هستند؟" با استادی آقای رضا بذرافشان، نگهبانی آقای عادل و دبیری آقای مجتبی در تاریخ 20/5/92 ساعت 17 شروع به کار نمود
عدالت به تعادل مربوط است . برای تعادل باید پارامترهایی را در نظر داشته باشیم . مثلث کنگره از سه ضلع عدالت ، معرفت و عمل سالم تشکیل شده است . شناخت و معرفت برای عدالت ضروری است . برای انجام دادن عمل سالم نیز باید آگاهانه عمل نماییم تا به عدالت برسیم .
در زمان مصرف فکر می کردم که آیا عدالت است که من همه چیزم را در اعتیاد از دست بدهم ؛ و حالا می دانم که عدالت بوده است . حال که با آموزش و آگاهی کنگره به این جایگاه رسیده ام هم عین عدالت است .
در یک لژیون ، یک سفر اولی خوب سفر می کند ، خدمت می کند و بعد از یک سال به رهایی می رسد و سفر اولی دیگر ، گریز می زند و جلسات را شرکت نمی کند ؛ اینکه هر کدام از اینها در کدام جایگاه قرار گیرند عین عدالت است . جایگاه این دو نفر نزد راهنما با هم متفاوت است . در کنگره خود رهجو جایگاهش را تعیین می کند . هر کس در کنگره در جایگاه خود قرار دارد . برابری در کنگره فقط روی صندلی نشستن و گوش دادن است .
در کنگره ، شرایط یکسان تقسیم شده ولی استفاده افراد یکسان نیست .
سعی کنیم از خدمتگذاران واقعی کنگره 60 باشیم .
"همسفر منصوره"
قبل از اینکه پدر و مادرم با کنگره آشنا شوند ، خیلی اتفاق ها در خانه ما می افتاد . مثلا بابام حتی نمی توانست از خانه تکان بخورد چون تا بیرون می رفت ، مامانم می گفت : رفتی و کاری کرده ای !
همیشه در خانه ما دعوا بود . یک بار هم بابا و مامانم سر خیابان چمران با هم قهر کردند و بابام به من گفت : بابا رو می خوای یا مامانت رو ؟! وقتی من نظر خودم رو گفتم ، بابام بر سر مادرم فریاد زد و هر دو با عصبانیت به خانه برگشتند .
بعضی وقتها ، بابام به حدی عصبانی می شد که تمام ظرفها را می شکست . وقتی آنها با هم دعوا می کردند ، من استرس می گرفتم و گریه می کردم .

از وقتی که مامان و بابام به کنگره آمدند ، خیال من واقعا راحت شد . مادرم برای درمان پدرم هر کاری می کرد و موقع رهایی پدرم ، همه ما خوشحال بودیم .
نمی دونم که چطور از آقای مهندس تشکر کنم چون زندگی ما رانجات داد .
همسفر نساء / 10 ساله
دومین جلسه از دوره چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه با دستورجلسه "از سایت کنگره چگونه استفاده می کنم / هفته سایت " با استادی خانم نسرین ، نگهبانی خانم منصوره و دبیری خانم سمیرا در تاریخ 14/ 5/ 92 راس ساعت 16 برگزار گردید .

خلاصه سخنان استاد
دنیا بر مدار تکنولوژی می چرخد و دائم در حال پیشرفت است و کسی که از این کاروان دور باشد عقب می افتد و عقب افتادن ، جا ماندن از کاروان انسانیت است.بزرگترین دشمن انسان ها جهل است و اگر مسافران از دانش کافی برخوردار باشند از برخورد های بیشمار با مشکلات رهایی پیدا کرده و آسان تر راه را پیدا می کنند.برای کسب دانش و آگاهی منابع بسیاری در دسترس است اما مهمترین و آسانترین این منابع "اینترنت" است که به دو بخش وبلاگ و سایت در دسترس است و دارای اطلاعات ضروری در مورد هر موضوع است.
من از طریق دخترم با دنیای اینترنت و وبلاگ نویسی آشنا شدم ولی تا قبل از کنگره 60 از سایت کنگره باخبر نبودم اما با راهنمایی های یکی از عزیزان کنگره ،سایت کنگره را پیدا کردم.کار با اینترنت آسان است و نیاز به آموزش آکادمیک ندارد.
هنگامی که با سایت کنگره آشنا شدم ،با شعبه ها و نمایندگی های مختلف آشنا شدم و مهمترین چیزی که نظرم را جلب کرد وبلاگ آقای محمود اسماعیلی بود که مطالب علمی بسیار خوبی در مورد مسائل اعتیاد و غیر آن داشت. شعبه شهدا (پرستار) نیز وبلاگ بسیار گسترده ای است با انواع و اقسام مطالب که برای همه مفید می باشد.سایت آکادمی در مورد وادی ها و کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر مهندس دژاکام مطالب زیادی برای رهجویان دارد.بنابراین ما باید سعی کنیم اوقات فراغتمان را در خانه مشغول کار با اینترنت باشیم و از مطالب مفید آن بهره مند شویم و اگر سوالی هم در مورد موضوعات مطرح شده داریم برای آن وب سایت و وبلاگ نظر بگذاریم تا پاسخ آن را دریافت کنیم.با این کار متوجه میشویم که تنها نیستیم و افراد زیادی با شرایط کم و بیش یکسان در نقاط دیگر همدرد ما هستند و از این طریق میتوانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و احساس آرامش بیشتری بکنیم.
حتی شما میتوانید دلنوشته های خودتان را به ما بدهید تا در صورت تایید وارد سایت کنیم.در کنگره "نمیتوانم" نداریم. بی انگیزگی نداریم.باید در اوج خستگی به خودمان انگیزه و انرژی بدهیم و بدانیم که اگر آموزش هر کاری را ببینیم آسان میشود.امیدوارم در روزهای آتی فعال تر و جوینده تر برای کسب دانایی و آگاهی برای خویشتن خویش باشیم.
تعداد تازه واردین: 4 نفر
تعداد حاضرین جلسه: 45 نفر
همسفر نسرین
سخنان استاد :
سایت کنگره بزرگترین شعبه کنگره 60 می باشد . افراد زیادی از عکاس و خبرنگار گرفته تا کسانی که شاید دیده نشوند در این محیط زحمت می کشند . ممکن است برای من که نمی بینم ، قابل درک نباشد .
تعداد افراد در یک سالن محدود است و به تبع آن مشارکت و خدمت نیز محدود می باشد ولی در فضای سایت ، زمان ، مکان و تعداد افراد بازدید کننده نامحدود است . در سایت کنگره در یک روز بیش از چهار هزار نفر بازدید کننده وجود دارد . 244 وبلاگ و بیش از 700 نفر نویسنده در سایت فعالیت می کنند. هر سخنی از ما که در سایت نوشته می شود ، در سطح جهانی منعکس می گردد و این جایگاه رفیع و حساس سایت را مشخص می کند . در هر زمانی از شبانه روز می توان از سایت بازدید کرد .
جناب مهندس در حرمت سایت کنگره فرموده اند : این فضای مجازی از هر فضای حقیقی ، حقیقی تر است . خیلی از افراد حتی در خارج از کشور از طریق سایت با فعالیت های کنگره 60 آشنا می شوند و جذب کنگره می گردند .
می توان در سایت بدون تنش و با راحتی خدمت کرد . می توان مقالات ساده و پیچیده نوشت و یا تجربیات فردی خود را بیان کرد . سرنوشت ما می تواند برای دیگران درس عبرتی باشد و این خود نوعی خدمت است . اگر حتی سواد هم نداریم ، می توانیم از راهنما یا مرزبان کمک بگیریم . آنها خودشان می نویسند و بعد از ویرایش در سایت قرار می دهند .
سایت کنگره جامع ترین مرجع درمان اعتیاد است . سایت را دست کم نگیریم و سعی کنیم هرچند یک فعالیت کوچک هم در آن انجام دهیم . خدمت در سایت ، جایگاه خدمتی و وظیفه بزرگی است چون راه را به عده بسیاری نشان می دهد . سایت کنگره ، علم کنگره را انتشار می دهد .
اولین جلسه از دوره چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه با دستورجلسه " کار و تحصیل " با استادی خانم فاطمه ، نگهبانی خانم منصوره و دبیری خانم سمیرا در تاریخ 7 / 5/ 92 راس ساعت 16 برگزار گردید .

سخنان استاد :
افرادی که به کنگره می ایند ، از نظر سطح تحصیلات ، کار و شغل و مسایل دیگر با هم متفاوت هستند . ولی مشکل همه انها این است که مصرف کننده هستند و هدف و خواسته انها درمان و رهایی است . زمانی که یک فرد مصرف کننده به کنگره می اید ، بعد از گذراندن سه جلسه راهنما انتخاب می کند . راهنما با توجه به مسایل و مشکلات رهجو که شامل شغل ، تاهل ، بیماری و غیره است ، به او برنامه می دهد چون تمامی این موارد در سفر یک رهجو اهمیت دارد . اگر یک مسافر در سفر اول دارای یک شغل سنگین و با مسئولیت باشد ، برایش مشکلاتی پیش می اید . در سفر اول ، درمان مهم تر است . ممکن است فردی برای کار بیشتر ، مواد بیشتری هم مصرف نماید پس در سفر اول درمان از اهمیت خاصی برخوردار است .
گاهی برعکس ، افراد از سر بیکاری به طرف مواد کشیده می شوند . در اینجا راهنما با توجه به رهجو ممکن است به او پیشنهاد کار دهد تا در کارش تجربه کسب کند و به بیراهه کشیده نشود .
در مورد تحصیلات ، اگر مسافری از نظر تحصیلات ضعیف باشد و یا به دلیل اینکه مصرف کننده شده ، از درس خواندن کنار کشیده باشد ، در کنگره بخاطر اموزش هایی که می گیرد ، ناخوداگاه به طرف تحصیل هدایت می شود . می تواند در اینده ، این اموزش ها را به دیگران ارائه دهد . ممکن است اگر فردی در کنگره مشغول به تحصیل باشد و برای درمانش مشکلی ایجاد گردد ، موقتا از او خواسته شود تا درس را کنار بگذارد زیرا درس خواندن به نیرو نیاز دارد .
باید در تمام کارها تعادل داشته باشیم . اگر بخواهیم تمام کارها را با هم انجام دهیم ولی تعادل نداشته باشیم ، دچار مشکل خواهیم شد .
اولین جلسه از دوره نهم روزهای یکشنبه با دستور جلسه "کار و تحصیل" با استادی آقای مهدی موسوی، نگهبانی آقای عادل و دبیری آقای مجتبی در تاریخ 6/5/92 ساعت 17 شروع به کار نمود
سخنان استاد
در زمان مصرف ، کار بهانه ای است برای مصرف بیشتر مواد چون یک مصرف کننده برای هرکاری حتی حرکت از خانه به محل کار باید مواد مصرف کند تا بتواند خود را به محل کارش برساند . و هرچه کار بیشتر شود ، مصرف هم بیشتر می شود .
در کنگره اولین قدم برای درمان ، نظم در مصرف مواد است . در کنار درمان ، کار هم می توان انجام داد ، البته با صلاحدید راهنما . گاهی اوقات ممکن است راهنما به رهجو اجازه کار کردن ندهد چون اولویت با درمان است . اگر در طول سفر ، فرد اجازه کار کردن داشت ، نباید کار زیاد و سنگین انجام دهد و کار نباید مانع درمان شود .
زمانی که سفر اول تمام می شود ، رهجو اموزش می گیرد که چگونه پایه های مالی خود را محکم کند . کنگره با حمایت مالی اعضا می چرخد و اگر من کار نکنم ، پولی ندارم که به کنگره کمک کنم .
در کنگره فردی را می شناسم که در شصت سالگی ، بعد از درمان شروع به ادامه تحصیل کرد و به دانشگاه راه یافت . اموزشی که در کنگره می گیریم ، ما را برای ادامه تحصیل اماده می کند . با خواندن نوشتارها و وادیها و امتحان دادن می توانیم خود را برای ادامه تحصیل اماده نماییم . یک انسان با سواد بهتر میتواند اموخته هایش را کاربردی کند .
به نام خدا
چهاردهمین جلسه از دوره سوم کارگاه های آموزشی خصوصی
کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه با دستورجلسه « وادی یازدهم و تاثیر آن روی من » با استادی خانم مریم قمری ،
نگهبانی خانم فاطمه و دبیری خانم سمانه در تاریخ 31 / 4 / 92 راس ساعت 16
برگزار گردید .
خلاصه سخنان استاد :
در این وادی از اصطلاح چشمه و رود استفاده شده است . چشمه جوشان از منابع آب زیرزمینی است و زمانی که این منابع لبریز می شود به جوشش درمی آید و به صورت رود جاری می شود . این مسئله در مورد انسان هم صادق است . ما هم می توانیم با تقویت منابع اطلاعاتی به جایگاه های بالاتری برسیم . گاهی چشمه تشکیل می شود ولی به رود نمی پیوندد و این زمانی است که من در یک مرحله از دانایی متوقف شده ام یعنی در جلسه و لژیون هستم ولی چون دانایی را انتقال نمی دهم ، تبدیل به رود نخواهم شد .
کنگره به دو مورد تاکید دارد : تفکر درست و حرکت درست . اگر این دو مورد درست باشند ، زندگی هم درست پیش خواهد رفت . این حرکت و تفکر درست لازم و ملزوم یکدیگر هستند . اگر متوقف شویم ، زندگی مختل می شود مثل زمانی که یک سفراولی درمان می شود ولی به سفر دوم اهمیت نمی دهد . فکر می کند که دیگر مشکلی ندارد ولی حرکت در سفر دوم بیشتر اهمیت دارد . باید مشکلات جهان بینی حل شود .
در این وادی از اهریمن و قدرت اختیاری که در وجود انسان گذاشته شده صحبت گردیده . نیروی اختیاری که فقط به انسان داده شده است . در کل جهان دو نیروی خوب و بد در کنار هم هستند و جهان بر پایه اضداد بنا شده است . غلبه بر یکی از این نیروها باعث می شود که ما در آن راه قدم بگذاریم . همیشه درگیری بین انسان و شیطان وجود دارد چون شیطان سوگند خورده که انسان را از مسیر حق منحرف کند .
اگر مادیات را درک نکنیم نمی توانیم درست زندگی کنیم . مادیات می تواند خانه ، ماشین یا حتی بچه باشد . اگر آنچنان به فرزند برخورد کنیم که آب در دلش تکان نخورد ، باید تا آخر عمر در کنار او باشم و خودم را وقف او نمایم .
در وادی از جادوی هفت رنگ یعنی خمر صحبت شده است . خمر یعنی پوشش و حجاب که جلوی دید را می گیرد و ذهن و فکر را تیره می کند . خمر می تواند انواع موادمخدر و افکار مخرب باشد و حتی وقتی در مقابل انجام کاری از خود ناتوانی نشان می دهیم و می گوییم نمی توانم ، این نیز خمر است .
هر تغییر ِ جایگاهی باعث کسب انرژی می شود . ما برای حرکت احتیاج به انرژی داریم . وقتی در جهت مثبت کسب انرژی می کنیم ، خوشحالیم که به سطح بالاتری می رویم . در سطوح منفی مانند اعتیاد هم که به علت ندانم کاری است ، انرژی به وجود می آید . اعتیاد در ابتدا لذت دارد و انرژی می گیریم ولی کم کم در آن غرق می شویم .
در دعای کنگره گفته می شود که ما در پی هم روان شده ایم ، یعنی حرکت کرده ایم . خداوند فرصتی در اختیار ما قرار داده است تا با ارزشها به سمت روشنایی قدم برداریم . باید از فرصت های پیش رو استفاده کنیم تا به تکامل برسیم . باید همیشه در حال تکاپو برای رسیدن به جایگاه بالاتر باشیم .
چهاردهمین جلسه از دوره هشتم روزهای یکشنبه با دستور جلسه "وادی یازدهم و تاثیر آن روی من" با استادی آقای احمد جعفری ، نگهبانی آقای مهدی و دبیری آقای نبی الله در تاریخ 30/4/92 ساعت 17 شروع به کار نمود
سخنان استاد
تجربه من از این وادی و پیام این است که اول روشنایی که به سمت تاریکی می رود را نشان می دهد یعنی روشنایی ها آبستن و زمینه تاریکی هاست . در قسمتی از وادی ، یک ویژگی را نشان می دهد که من کجای کار هستم . اگر منیت به سراغم بیاید ، به اعماق تاریکی ها می روم پس اول باید خودم را بشناسم که من کیستم ، از کجا آمده ام و به کجا می خواهم بروم .
اگر می خواهیم به چشمه جوشان برسیم باید مسیری را طی نماییم . رود خروشان وابسته به چشمه جوشان است و چشمه ها رود را تشکیل می دهند . اگر بخواهیم رود باشیم و خوب بمانیم ، باید چشمه را فعال کنیم . بایستی از منابع اطلاعاتی استفاده کنیم و تمامی کتابها و جزوات کنگره را به دقت بخوانیم .
در تمام وادی ها به ما گفته می شود که باید خواسته داشته باشیم . در سی دی فاضلاب های جوشان اشاره شده که تمامی کسانی که مدت زیادی از سفرشان می گذرد و هیچ تغییری در خود و موادشان ایجاد نگردیده مانند فاضلاب هایی هستند که چشمه هایشان خشک شده است . برای رسیدن به چشمه باید سختی ها را تحمل کرد . تنها جایی که حال همه ما خوب می شود ، کنگره است . برای شخص من شعبه ها فرقی نمی کنند ، حتی در کلینیک شربت نیز حال من خوش است .
مشارکت ها :
جوشش چشمه باید از من شروع شود . باید از درون جوشش شروع شود . این جوشش موقعی است که من روی خودم کار کنم . کنگره همه چیز را در اختیار ما قرار داده است و این بستگی به خود من دارد که چقدر بتوانم جوشش کنم .
هر وادی به هر شخصی مربوط است مثلا کسی که در سفر اول است ، یا برای تمام افراد قابل استفاده است . در سفر اول شکلی است و در سفر دوم به شکلی دیگر . من در همه حال در تمام این وادی ها خود را می سنجم تا ببینم چشمه وجود دارد یا یک رود است . رودی که به کویر یا باتلاق می ریزد یا رودی که سرچشمه زیبایی است . در کنگره همه چیز کاربردی است .
به نام خدا
سیزدهمین جلسه از دوره سوم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه با دستورجلسه «حرمت کنگره 60 ، چرا رابطه فامیلی ، کاری و مالی در کنگره ممنوع است » با استادی خانم حمیده، نگهبانی خانم فاطمه و دبیری خانم سمانه در تاریخ 24 / 4 / 92 راس ساعت 16 برگزار گردید .
خلاصه سخنان استاد :
انسان فکر می کند فامیل یعنی کسی که بتواند با او درد دل کند و مشکلاتش را با او در میان بگذارد، کنگره به ما آموخت که اگر قرار است باکسی درد دل کنیم یا راهنمایی بگیریم باید کسی باشد که باری از دوش ما بردارد نه آن که بر بار مشکلاتمان بیفزاید. در حقیقت اگر قرار است دردی دوا شود باید پیش یک دکتر حاذق رفت . زیرا در این درد دل کردنها طرف مقابل که حرفهای پر از درد و ناامید کننده ما را می شنود تاییدشان می کند و با ما همراه می شود و همراهی او به نوعی تاییدی بر بی دوا بودن مشکل ماست و در حقیقت این ناامیدی در ما بیشتر تثبیت می شود .
وقتی که از یک کمک راهنمای کنگره مشاوره می گیریم ،وی چون بسیاری از مسایل را تجربه کرده راهکار مناسب به ما ارائه می دهد و باورهای غلط ما را عوض می کند و درهای امید را به رویمان می گشاید .
در مورد روابط فامیلی باید گفت که این گونه ارتباطها عموما باعث شود که قوانین کنگره نادیده گرفته شود و درمان مسافر با مشکل روبرو گردد.
این چیزهایی که به عنوان قانون نوشته شده قبلا اتفاق افتاده و برای جلوگیری از این نوع گرفتاریها، جناب مهندس قوانین را تدوین کردند. به عنوان مثال ایشان دیدند که ارتباط فامیلی ، کاری و مالی برای رهجویان مسئله ساز شده پس از این نوع روابط رهجویان را منع نمودند و خود مسافران نیز تجربیات خود را دار این زمینه بیان کردند که تاییدی برعملکرد جناب مهندس شده است .
البته برای برقراری هر نوع ارتباطی باید در کنگره آموزش دید و حد و اندازه آن را دانست زیرا این که نمی شود با کسی رابطه نداشت پس حد و اندازه اش را کنگره به ما یاد می دهد. اینجاست که ما از یک نوع زندگی سالم و تقریبا بدون دردسری برخوردار خواهیم بود . اگر به ما گفته می شود دو فامیل نباید در یک لژیون بنشینند به خاطر آن است که رهجو راحت و بدون واهمه بتواند حرف خود را به راهنمایش بزند وگرنه مجبور می شود که پنهان کاری کند و در نتیجه یا مشکلش حل نمی شود یا به درازا کشیده خواهد شد .
تمام قوانین و حرمت کنگره 60 برای این است که برای ما اعضای کنگره محیط امنی ایجاد شود و ما در چهارچوب این قوانین می توانیم به سر منزل مقصود برسیم وگرنه بیشتر دچار سردرگمی و هرج ومرج در زندگی و افکار خود می شویم و در نتیجه از نعمت آموزش کنگره دور می افتیم و به همان جایی که بودیم برمی گردیم .
ما به خوبی می دانیم که به خاطر زندگی کردن با یک مصرف کننده چه دنیای تاریکی داشتیم ،حال اگر من با یکی مثل خودم ارتباط داشته باشم ، چه چیزی می توانیم به یک دیگر بدهیم جز این که با حرفهای ناامید کننده همدیگر را بیشتر نا امید کنیم و تارهای تاریکی و رنج را بیشتر دور وجود یک دیگر سفت تر و سخت تر نماییم . حال با این توضیح منطقی آیا رواست که بپرسیم چرا ؟
ده موردی که در نوشتار حرمت کنگره و چهارده قانونی که برای ما قرائت می شود، هر یک دلایل قانع کننده ای برای خود دارند . مسئله دیگری که در خور توجه است این است که حرمت کنگره دو بار در هر جلسه خوانده می شود. این امر تاکیدی برای حرمت و احترام است .کنگره جایگاهی بسیار مقدس و پاک است زیرا کارش نجات انسانها از تباهی و پلیدی و زوال و ضد ارزشهاست .
اگر دقت کنیم می بینیم که کل هستی دارای قانون است . جهان و زندگی در آن دارای حساب و کتاب و منطق است و هر کس آنها را نادیده بگیرد در درجه اول برای خود و بعد برای دیگران مشکل ایجاد می کند پس نفع رعایت قانون به خودمان بر می گردد و حال خوش و آرامش نصیبمان می شود . در پایان باید بگویم که ما در جایگاهی جمع شده ایم که ما را به رستگاری و نجات کمال انسانی می رساند پس قدر آن را بدانیم و به قوانین آن احترام بگذاریم .
تازه واردین : 3 نفر
حاضران در جلسه : 50 نفر
دعایمان را در این ماه مقدس به یک دیگر هدیه دهیم / همسفر نسرین
سخنان استاد
در کنگره و جلسات ، وقتی حرمت و پیام سفر اول و دوم خوانده می شود ، درها بسته می شوند و هرکس هرجایی که هست ، می ایستد و گوش می کند . باید فکر کنیم منظور از پیام ها و حرمت چیست . باید به پیام ها و حرمت احترام بگذاریم و آنقدر تکرار کنیم تا جزیی از وجود ما شود . پیام ها یک بار خوانده می شوند ولی حرمت یک بار در اول جلسه و بار دیگر در آخر آن خوانده می شود .
باید هوشیار باشیم و حرمت ها را رعایت نماییم . با دیگران ارتباط داشته باشیم تا بتوانیم با کمک همدیگر مشکلات را حل کنیم . حجاب و پوشش گفته شده در حرمت کنگره فقط برای خانم ها نیست . برای همه است ، ما نمی توانیم با لباس نامناسب وارد کنگره شویم .
نمی توانیم خارج از کنگره با افراد ارتباط برقرار کنیم . چون اگر ارتباطی وجود داشته باشد ، از کنگره دور می افتیم . هدف اصلی در اینجا درمان اعتیاد است و باید حواسم به کارهایی که انجام می دهم باشد . تمام قوانینی که امروز در کنگره وجود دارد ، به دنبال مشکلاتی که بوده است ایجاد شده اند .
وقتی من در حال غرق شدن هستم ، چگونه می توانم به دیگران کمک کنم و آنها را نجات دهم . ابتدا باید خودم را نجات دهم ، باید شنا یاد بگیرم تا بتوانم بقیه را نیز نجات دهم . درست مانند افرادی که در ابتدا به کنگره آمده بودند و حالا کمک راهنما و راهنما هستند و می توانند به تازه واردین کمک نمایند . اگر توانستم خودم را نجات دهم ، آن وقت است که می توانم دست دیگران را نیز بگیرم .
دوازدهمین جلسه از دوره سوم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه با دستورجلسه "الهام از ماه رمضان" با استادی خانم شهره ، نگهبانی خانم فاطمه و دبیری خانم سمانه ، در تاریخ 17/4/92 راس ساعت 16 برگزار گردید .
خلاصه سخنان استاد :
رمضان ماه تزکیه و پالایش وجود و « نه گفتن » به درخواستهای نفس است . همه ماه های خداوند ارزشمند است ولی خود خداوند در قرآن به ارزش این ماه اشاره دارد و به بندگانش فرمان می دهد که درصورت داشتن سلامت جسم و روان روزه بگیرند و از فرصتها و فضیلتهای این ماه بهره ببرند .
رمضان از دیدگاه کنگره بسیار گرامی و ارزشمند است زیرا در این ماه بود که جناب آقای مهندس دژاکام بخاطر به جا آوردن فرایض دینی و روزه گرفتن مصرف مواد خود را منظم کرد تا جایی که با کاهش تدریجی آن توانست از شر اعتیاد که شکل دیگری از شیطان است رها شود . به عبارت دیگر رمضان به گونه ای سرآغاز تشکیل و تاسیس کنگره 60 است . جایگاهی که بنیان گذار و اعضایش با همتی غیرقابل وصف مشغول نجات انسانها و زندگی بخشی به کسانی هستند که با مصرف مواد رو به تباهی و نیستی آورده اند .ماه رمضان در کنگره حال و هوای دیگری دارد افطاری خوردن رهجویان در کنار یک دیگر در کلیه شعبات باعث صمیمیت بیشتر در بین آنها و کمک راهنمایان می گردد و در نتیجه مسافران و همسفران را به ادامه سفر و حضور مداوم در کنگره تشویق می کند .
روزه فقط به معنای نخوردن و نیاشامیدن نیست بلکه تمام اعضا و جوارح ما باید روزه دار باشد و ضد ارزشها تک تک با تفکر و تعمق در این ما شناسایی و به تدریج از وجودمان ریشه کن شده و ارزشها جای آنان را بگیرد . دروغ و نفرت و کینه و ... شخصیت انسانی ما را تخریب کرده است ای ماه می تواند یاریمان کند تا آنها را از خویش دور سازیم .
در کنگره بحث اساسی و اصولی این است که انسان باید به جایگاه والای انسانی خود برسد این ماه هم همین هدف را دنبال می کند پس به عینه می بینیم ماه رمضان و کنگره از هر جهت با یکدیگر همسو و هم مقصد می باشند .
مسئله دیگر این که ما از نعمتهای خداوند مثل انواع خوردنیها و نوشیدنی ها بدون اینکه متوجه ارزش و لذت آن باشیم استفاده می کنیم. گرسنگی و تشنگی این ماه لذت و ارزش واقعی این نعمات را در وقت افطار برایمان مشخص می کند .
روزه گرفتن برای جسم و روان بسیار مفید است و استراحتی برای دستگاه گوارشمان محسوب می شود کنگره 60 اعتقاد دارد افراد تا هر مقداری که می توانند روزه بگیرند ولو شده برای ساعات مشخصی و محدودی در روز ، چرا که تمرینی است برای بالا بردن نقطه تحمل و قدرت اراده و سر پیچی کردن از نفس اماره .
یکی از مسایل بسیار مهم که همسفران باید در این ماه رعایت کنند این است که مسافران خود را الزام به روزه داری نکنند زیرا آنان بیمارند و روزه برآنان واجب نیست و در روند درمان ایشان تخریب و اختلال ایجاد می کند و حتی اگر یک همسفر روزه بگیرد و به خاطر گرسنگی اعصابش به هم بریزد و نتواند با مسافر خود رفتار درستی داشته باشد و بداخلاقی کند نباید روزه بگیرد .
دیگر اینکه همسفران و مسافران سفر دوم در این هوای گرم و با زبان روزه به کنگره می آیند نزد خداوند پاداشی بزرگ دارند و خداوند ناظر تلاش آنان است . سعی کنیم در این ماه عزیز روی خودمان کار کنیم به دیگران کمک کنیم .در افطاری دادن چه در کنگره و چه در جاهای دیگر مشارکت کنیم و خلاصه کار نیک را در هر زمانی به خصوص ماه مبارک رمضان فراموش نکیم .
امید که خداوند دستگیر و یاور همه ما باشد .
خلاصه سخنان استاد
در زمان اعتیاد از ماه رمضان بیزار بودم و حالم خیلی خراب می شد . بدون هیچ علتی از ماه رمضان بدم می آمد . وقتی به کنگره آمدم از همان سال اول در ماه محرم و رمضان پایم به آشپزخانه کنگره باز شد و همینطور به ماه رمضان علاقه پیدا کردم . تا حدی که حالا ، ده روز مانده به ماه رمضان خیلی خوشحالم و ده روز بعد از آن ناراحتم .
آقای مهندس هم با الهام از ماه رمضان سفر خود را آغاز کردند و توانستند خود را درمان کنند . مصرف داروی مسافران مانند روزه گرفتن است که باید سرساعت مشخص مصرف شود . من از مسافران سفر اول می خواهم که روزه نگیرند ولی دوستان سفر دومی حتما روزه بگیرند حتی اگر به اصطلاح کله گنجشکی هم بگیرند خوب است .
در ماه رمضان فرصتی برای خودشناسی فراهم می شود . کارهایی که می توانیم را انجام نمی دهیم . نباید فقط غذا نخورد ، باید تمرین کرد تا کارهای ضدارزشی را انجام ندهیم . امسال با مشارکت همه ، یک ماه رمضان متفاوت خواهیم داشت . اگر برای افطاری قرار است موادغذایی بیاوریم حتما درجه یک باشد . این ماه ، ماه مهمانی خداوند است و ما هم وسیله خداوند هستیم . باید با کمک هم از عهده افطاری برآییم . در این ماه ، شکل نگاه خود را به ماه رمضان تغییر دهیم و بهتر باشیم .
در ادامه استاد راجع به تولد آقای محسن فرمودند : جرقه شعبه شهرری را آقا محسن در ذهن من روشن کرد . پابه پای من برای پیدا کردن مکان آمد و این ، سالهای سال دعای خیر برای محسن دارد . وقتی شعبه را باز کردیم از همان روز اول خالصانه در کنگره خدمت کرد . من از ایشان خیلی تشکر می کنم و در دوره مرزبانی هم هرکاری که می توانست انجام داد . هیچ وقت دنبال حاشیه نبود .
در ادامه مراسم تولد آقای محسن فراشی ، مرزبان محترم شعبه برگزار گردید .
خلاصه سخنان آقای محسن فراشی : من هیچ وقت فکر نمی کردم که درمان شوم . چون اعتیاد مرا به تاریکی مطلق کشانده بود و انگشت نمای مردم شده بودم . برای ترک حتی به ابوالفضل درمانی هم متوسل شده بودم . ولی بعد از دو ماه برگشت می خوردم . خسته شده بودم . با خدا عهد کردم که یک راه جلوی پایم بگذار یا تمامش کن .
تا با کنگره آشنا شدم . زمانی که وادی هفتم را خواندم فهمیدم که حقیقتا راه همین است . خدا را شاکرم که این راه را جلوی پایم گذاشت . از راهنمای خوبم آقا کورش ممنونم . با اینکه من غریبه بودم اما او از همان روز اول با محبت تمام مرا تحویل گرفت . امروز وقتی به تک تک بچه ها نگاه می کنم که رها می شوند ، خیلی خوشحال می شوم . خدا را شکر می کنم که جزء کوچکی از شما هستم .
سخنان استاد
مت آمفتامین یا شیشه ، ماده محرک شبیه کوکایین است که از گیاه کوکا گرفته شده اما کاملا توسط انسان ساخته شده و یک ماده مصنوعی است . مت آمفتامنی را بطور معمول به شکل گرد یا تکه های بزرگ بلور و یا به شکل قرص ساخته و به صورت استنشاقی ، خوراکی ، کشیدنی و تزریقی استفاده می شود .
در سال 1919 میلادی یک شیمیدان ژاپنی ، مت آمفتامین را ساخت و تا جنگ جهانی دوم یک سری کارهای پزشکی با آمفتامین انجام شد مثل اینکه به صورت بخور بینی ، مشکلات احتقان و گرفتگی بینی را برطرف می کرد . بعدها بصورت قرص به بازار آمد و برای درمان حمله خواب ، چاقی مفرط و اختلال بیش فعالی تجویز می شد . در یک مقطعی ، پزشکان آمفتامین را مرتبا تجویز می کردند و در این دوره سوء مصرف آمفتامین ها افزایش یافت .
مت آمفتامین ماده ای شیمیایی است که به گروه مخدرهای محرک تعلق دارد و روند طبیعی دستگاه عصبی را سرعت می بخشد . ماده اصلی ساخت آمفتامین در واقع افدرین و سودافردین است و این دو از یک خانواده هستند . فرمول مولکولی مشابه اما ساختاری متفاوت دارند . این دو ماده ، پیش سازهای موادی هستند که وقتی با ماده شیمیایی دیگری ترکیب می شوند فراورده جدیدی را می سازند به نام مت آمفتامین و مخدر جدیدی تولید می گردد .
مصرف درازمدت مت آمفتامین باعث بروز یک سری بیماری ها می شود مثل بیماری های دهان که در این بیماری دندانها فاسد شده و از بین می روند . انقباض سرخرگها و سیاهرگها ، فشار خون بالا ، افزایش دمای بدن ، اختلالات قلبی ، روان پریشی و توهم از عوارض شیشه می باشد .
مت آمفتامین بعد از گذشت 12 ساعت در نیمی از بدن تجزیه شده و از طریق راه های دفعی بدن مانند تعریق ، ادرار یا مدفوع از بدن خارج می شود . ولی راه اصلی خروج شیشه از راه ترشح کلیوی یا همان ادرار است . هر چه میزان اسیدی بودن ادرار بیشتر باشد ، شیشه سریع تر از بدن دفع می شود و هرچه ادرار قلیایی تر باشد ، خروج مت آمفتامین کندتر و شاید اثرش بر روی بدن تا 30 ساعت هم بطول بیانجامد .
شیشه ، مغز را گول میزند . بدن ما بصورت خودکار محرکهایی طبیعی دارد و چرخه زیستی ما کنترل می شود . به عنوان مثال همه ما افزایش ناگهانی آدرنالین را تجربه کرده ایم مثل زمانهایی که حس ترس یا گریز از چیزی را داریم . مانند وقتی که بخواهیم سوار یک چرخ فلک شویم ، بدن به سرعت آدرنالین ترشح می کند و خود را برای حفاظت در برابر آسیب آماده می نماید . در این زمان به کارها سرعت می بخشد تا در مواقع ضروری به سرعت عمل کنیم . اما زمانی که مت آمفتامین مصرف می کنیم ، بدن تحریک می شود و یک وضعیت مشابه بوجود می آید . با این کار مغز گول می خورد و مواد شیمیایی بیشتری آزاد می شود . در این حال مصرف کننده می تواند بطور مصنوعی مغزش را تحریک کند تا آن علایم زودتر و بیشتر بروز پیدا کنند .
مشارکت ها :
مسافر من 14 سال تریاک و حشیش مصرف می کرد . سه سال هم شیشه استفاده کرد . عوارضی که در آن سه سال داشت ، در آن 14 سال وجود نداشت . شب ها بی خواب بود و مرتب حرف می زد . همیشه ترس داشتم تا بلایی سرم نیاورد.
برادر من به کفش هایش شک داشت و تصور می کرد کسی به خانه آمده است و مرتب با مادرم دعوا می کرد . ما درخانه از دست او آسایش نداشتیم .
مسافرم تصور می کرد که در گوشش یک حشره رفته است . او اسپری حشره کش به گوشش می زد تا آن حشره ها از بین بروند . یک شب هم یک گالن گازوییل روی خودش خالی کرد . از او پرسیدم چرا این کار را کردی و او جواب داد که تمام بدنم پر از حشره است . اما حالا خوشحالم که وارد کنگره شدم . در اینجا متوجه شدم که شیشه با تمام تخریب هایی که دارد درمان می شود .
تعداد حاضرین : 50 نفر
تازه واردین : 2 نفر