جلسات جهان بینی ...

به نام خدا

یازدهمین جلسه از دوره چهل و ششم سری کارگاههای آموزش جهانبینی کنگره۶۰مورخ ۱۸/۰۲/۱۳۹۲ با نگهبانی و استادی آقای مهندس حسین دژاکام و دبیری آقای بیژن با دستور جلسه "کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن " رأس ساعت ۱۶:۰۰آغاز به کار نمود .

هفته گذشته در مورد ادب و بی ادبی صحبت نمودم که مبحث بسیار خوبی بود و از تمام دوستان خواستم که CD آن را تهیه کنند . همچنین به آقای سلامی نیز گفتم به همه ابلاغ کند ، تا زمانی که من هستم باید تمام افراد کنگره 60 تحت آموزش مستقیم من هم قرار داشته باشند . اگر من امروز در شعبه آکادمی در مورد ادب و بی ادبی صحبت کردم بلافاصله باید افراد دیگر از صحبت من مطلع باشند و آن را در کارهایشان بکار گیرند .زیرا ما در حال پرورش و آموزش افراد هستیم . اگر اشخاص آموزش های لازم را بگیرند ما می توانیم پروسه درمان را اجرا نماییم . اما اگر دانش خود را بالا نبرند و بی تعادل باشند نمیتوانیم درکنگره به اهداف خود دست پیدا کنیم .

ما امروزه در تمام شعب با انبوه جمعیت افراد مصرف کننده ای مواجه هستیم و هر کدام می توانند یک طایفه را از بین ببرند . وقتی این افراد دور هم جمع میشوند برای آموزش آنها باید اطلاعات و آگاهی های فراوانی را دارا باشیم . بنابراین تمام افراد و تمام لژیون ها باید CDمباحث را در اختیار رهجویانشان قرار دهند .

مطلب دیگر آنکه در تمام شعب دستیاران دیده بانان حضور پیدا می کنند و به لژیون ها سر می زنند و اگر راهنمایی از متد و پروتکل پیروی نکند لژیون اش بسته خواهد شد . لژیون ها باید دارای برنامه بوده و اینطور نباشد که اعضاء آن از خاطرات گذشته خود صحبت کنند .

راهنما باید متون آموزشی جلسه بعد را مشخص نماید.

نکته بعدی آنکه تمام CD هایی که چند بخشی بود در یک CD جمع آوری شده است و اکنون 14 CD در مورد 14 وادی وجود دارد .

باید همه یک برنامه و یک پروتکل را اجرا نمایند . کسانی که نتوانند دانش و علم خود را بالا ببرند از کنگره حذف خواهند شد . زیرا با شمشیر چوبین نمی توان به جنگ رفت.

مبحث امروز در مورد کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن می باشد . می دانید که برای حل هر مسئله نیاز است که صورت مسئله آن را داشته باشید . با وجود صورت مسئله است که قادر خواهید بود مسئله را حل کنید . اگر صورت مسئله درست طرح شده باشد انسان های بسیاری قادر خواهند بود آن مسئله را حل کنند. اگر صورت مسئله ای غلط باشد هیچ کس قادر نخواهد بود آن مسئله را حل نماید .

مسئله ما در زمینه اعتیاد نیز به همین شکل است . صورت مسئله اعتیاد به غلط مطرح شده و پشت سر هم نیز این اشتباه و غلط ادامه پیدا کرده است .


در مورد صورت مسئله اعتیاد در گذشته می گفتند که مواد مخدر بدن فرد معتاد را باید خارج نمود و با خارج شدن مواد از بدن زمانی که آزمایش فرد منفی باشد ، اعتیاد شخص خاتمه می یابد.

در این صورت مسئله مشخص نبود که چه چیز را باید درمان نمود . فقط گفته می شد که نباید مواد مخدر مصرف کنید . و قطع مواد مخدر را با مصرف قرص ، دارو و شربت و یا زندانی کردن انجام می دادند .

جهان علمی نمی دانست که اعتیاد در قسمت فیزیولوژیکی به دلیل عدم تعادل بیوشیمی مغز اتفاق می افتد . این بی تعادلی در اثر استفاده مواد مخدر بیرونی است که جایگزین مواد مخدر درونی می گردد .

در این میان چه اتفاقی می افتد که شما با خوردن آب معمولی و یا نوشابه و قهوه مست نمی شوید ولی با خوردن الکل مست می شوید ؟ با خوردن قره قوروت کسی معتاد نمی شود ولی با خوردن تریاک این اتفاق می افتد . چرا ما با خوردن گوشت به آن معتاد نمی شویم؟ درست است شاید به خوردن گوشت عادت کنیم ولی اگر مصرف آن را قطع کنیم دچار استخوان درد و عطسه کردن نمی شویم . قبل از هر چیزی باید پاسخ این سوالات در صورت مسئله اعتیاد داده می شد . دلیل اعتیاد چیست و چرا ما معتاد می شویم ؟

پاسخ این سوالات این است که مواد مخدر ، الکل و قرص های روان گردان از سد خونی مغز عبور می کنند و در چربی ها حل شده و وارد مغز میشوند و در کارکرد آن مداخله ایجاد می کنند .

مغز مرکز فرماندهی می باشد و هر چیزی اجازه ورود به آن را ندارد . فرض کنید مقر فرماندهی هر کشوری و یا کاخ ریاست جمهوری آن و یا مرکزی که رهبر در آن جا حضور دارد هر کسی اجازه ورود به آن مکان را ندارد . زیرا اگر هر کس اجازه ورود به این مکان های را داشته باشد و آسیبی به آن مقر و یا خود آن شخص برساند ممکن است آن کشور فلج شود . بنابراین هر کسی نمی تواند وارد مقر فرماندهی کل کشور شود . در مغز نیز به این شکل است . یک میکروب و یا ویروس نمی تواند وارد مغز شود .

مواد مخدر ، الکل و قرص های روان گردان از سد مغز عبور می کنند و با وارد شدن به مغز عملکرد آن را به تدریج از تعادل خارج می کنند .

با مصرف مدام و طولانی مدت مواد مخدر بیرونی این مواد جایگزین مواد مخدر درونی می شود و بدن دیگر مواد مخدر درونی تولید نمی کند و این مواد باید از بیرون تامین گردد و فرد وابسته به مواد مخدر بیرونی می گردد .

در درمان اعتیاد باید سیستم درونی که از تعادل خارج شده است دوباره به حالت تعادل برگردد و این عمل زمان نیاز دارد و در یک هفته و یا یک ماه انجام پذیر نیست. زمان لازم برای رسیدن به تعادل و درمان اعتیاد حداقل یازده ماه می باشد .

درمان اعتیاد ، به تعادل رسیدن مواد مخدر درونی در قسمت فیزیولوژیکی است که این عمل با شربت OT انجام میگیرد . اما مسئله روان و جهان بینی و حرکت در این مسیر نیز مطرح است . در کتاب 60 درجه در مورد این مسائل نیز مطالب مشخصی مطرح شده است .

ما دارای سه قدرت هستیم 1 ـ کلام 2 ـ صوت 3 ـ تصویر که این سه قدرت می تواند در هر موضوع به ما کمک کند . در کتاب 60 درجه نیز سعی کرده ایم از این سه قدرت استفاده نماییم.

در کتاب60 درجه سه گروه تصویر وجود دارد. یک گروه از این تصاویر مربوط به حرکت در یخبندان می باشد که از اتومبیل شروع شده و به اسکی بازان ختم می شود . این تصاویر مسیر حرکت را نشان می دهند .

حرکت بعدی مربوط به جسم و فیزیولوژی می باشد که در تصاویر درختان پوسیده نشان داده شده است .

حرکت سوم مربوط به افکار ، عقاید و جهان بینی است که در تصاویر غرش طوفان در صحرای ویران آمده است .

اگر جلد روی کتاب را مشاهده کنید یک کویر را می بینید که در کنار آن یک رودخانه وجود دارد. ما معمولاً این دو را کنار یکدیگر نمی بینیم . در طبیعت این تصاویر را کمتر مشاهده می کنیم که در جایی که کویر است رودخانه نیز وجود داشته باشد.

اما در انسان می توان آن را دید . انسان خلقی است که هم می تواند مانند کویر برهوت باشد و هم می تواند همزمان مانند یک رودخانه و شط جریان داشته باشد .مجموعه این دو می تواند انسان باشد .

با مشاهده تصاویر می بینید که اولین گروه از تصاویر مسیر حرکت را نشان می دهد . فرد مصرف کننده مواد زمانی که وارد کنگره و پروسه درمان می شود در وضعیتی خوبی نیست .

چیزهایی وجود دارد که محسوس است و برخی چیزها معقول می باشد . بعضی چیزها حس کردنی است و نمی توان به دیگران منتقل کرد .

هر اندازه خماری را برای دیگران شرح دهیم تا دیگران آن را تجربه نکرده باشند برایشان قابل درک نیست . هر اندازه نیز بخواهیم اعتیاد را برای دیگران تشریح کنیم نمی توانیم. بنابراین در کتاب از تمثیل استفاده کرده ایم و گفته ایم اعتیاد مانند سرما می ماند . زیرا در سرما اعضای بدن یخ می زند و مثلاً اگر انسان بخواهد دست خود را باز کند دست فرمان نمی گیرد چون دچار یخ یزدگی شده است . در سرمای شدید فرد از حال می رود او می خواهد جلوی آن را بگیرد ولی نمی تواند و قادر نیست که بتواند بر جسم خود کنترل داشته باشد .

اعتیاد نیز دقیقاً به همین شکل است . وقتی که شخص در اثر مصرف مواد مخدر اعتیاد پیدا کرد با مصرف نکردن ، استخوان درد می گیرد. فرد می خواهد راه برود ولی استخوان درد نمی گذارد که از جای خود حرکت کند . فرد خواستار انجام کارهای بسیاری است ولی قدرت انجام آنها را ندارد .

نمی توان به فرد مصرف کننده گفت بجای مصرف تریاک پسته بخورد و یا سیگار نکشد و تخمه بخورد . معتادین این مطالب را می فهمند ولی چاره ای از دستشان بر نمی آید . وقتی خماری فرا می رسد بدبختی و بیچارگی همراه آن می آید و خدا نکند که چنین بلایی بر سرتان بیاید .


 

بنابراین این مطالب را باید درک کرد که من آن را در کتاب بصورت سرما تشبیه کرده ام . اعتیاد مانند سرما می باشد آیا می توان در سرما کاری انجام داد ؟

از سرمای 60 درجه می توان عبور کرد اما متد و روش ها و تجهیزات خاص خود را می خواهد .

بیرون آمدن از بند اعتیاد نیز امکان پذیر است اما دانش ، روش و متد خاص خود را می طلبد .

اولین تصویری که در کتاب به آن برمی خورید ، تصویری کوهستانی و یخبندان با جاده ای بسیار سر و لغزنده است . لاستیک های خودرو نیز بدون یخ شکن بوده و صاف هستند . حال فرد می خواهد با این خودرو از گردنه بالا رود .

این تصویر بیانگر این مطلب است که اگر با چنین ماشینی در چنین شرایطی قرار گرفتیم باید بسیار کند حرکت کرده و بسیار هوشیار باشیم. اگر سریع حرکت کنیم به ته دره سقوط خواهیم کرد.

مانند کسانی که در پروسه درمان اعتیاد قرار گرفته اند و می خواهند خیلی سریع و در عرض مثلاً یک ماه آن را تمام کرده و به درمان برسند . اما با این کار دوباره به اعتیاد برگشت خواهند خورد .

در تصویر صفحه 275 می بیند که ماشین از مناطق کوهستان و یخ و برف خارج شده و به جاده ای می رسد که نور خورشید را می بیند. ولی همچنان در جاده یخ وجود دارد . ماشین از منطقه ابری عبور کرده و به جایی رسیده که نور خورشید می تابد و می خواهد که سرعت خود را افزایش دهد و نور خورشید بر صورت فرد می تابد ، نور خورشید بسیار خوب و الهی است ولی شخصی که همیشه در تاریکی بوده و بخواهد یکباره به نور نگاه کند چشمش آسیب خواهد دید . باید از منطقه تاریک و ظلمت ذره ذره و کم کم وارد قسمت روشنایی و نور شود .

در این مسیر نباید با دیدن نور خورشید سرعت خود را زیاد کنید زیرا امکان سقوط همچنان ادامه دارد .

به این معنا که اگر در طول سفر به جلو آمده و حالتان بهبود پیدا کرد نباید سعی کنید که بسرعت به خط پایان درمان برسید. زیرا باید بدنتان پاسخ دهد که آیا سیستم درست شده است و یا نه .

مانند دوران بارداری می ماند . فرایند فیزیولوژی بارداری 9 ماه طول می کشد . سه ماهه و یا 6 ماهه امکان پذیر نیست . فرایند درمان اعتیاد نیز به همین شکل است . ناقل های عصبی فرد مصرف کننده باید ترمیم شوند و این کار در کوتاه مدت انجام نمی گیرد.

در صفحه279 به تصویری می رسیم که دیگر یخبندان و پرتگاه وجود ندارد . اتومبیل در جاده ای حرکت می کند که گل چسبناک دارد . این قسمت معرف فرد در حال درمانی است که روی پله یک گرم 20 روز و یا بیشتر قرار دارد که دیگر خطر سقوط و ریزش ندارد ولی هنوز گل چسبناک به ماشین چسبیده و چرخ آزاد نشده است .

با عبور از آن منطقه در صفحه 301 تصویر اسکی بازان را می بینیم . فرد با گذشت از آن گذرگاه های سخت به رهایی می رسد و زمانی که به رهایی رسید با اسکی پرش های زیادی می کند و از آن سفر دچار لذت می شود .

تا به اینجا گروه تصاویری را مشاهده نمودید که راه سفر را نشان می داد .

گروه دوم مربوط به تصاویری است که به جسم ارتباط دارند .

جسم فرد مصرف کننده تخریبات زیادی دارد چهره فرد زرد شده و کمرش خم می شود و انواع بیماری ها به سراغ او می آید .

در تصویر صفحه 95 زمستان است و دو درخت قوی و یک درخت پوسیده را مشاهده می کنید . این تصویر مربوط به ابتدای سفر فرد می باشد . زمانی که به جلو حرکت کنیم در صفحه 185 می بینیم که بهار فرا رسیده و تصویر درخت پوسیده کوچک شده و پائین آمده و درختان سالم و استوار نشان دهنده انسان هایی هستند که از آلودگی بدور می باشند .

با عبور از این تصویر در صفحه 209 پائیز فرا رسیده و درخت پوسیده به حداقل خود رسیده ولی درختان دیگر محکم ایستاده اند .

در تصویر صفحه 229 می بینید که درخت پوسیده و یا جسم آلوده از بین رفته و فرد به درمان رسیده توسط باران که رحمت الهی است در حال غسل می باشد .

و می بینید که از ملیت های مختلف برای او لباس می آورند . و در تصاویر بعدی او لباس را بر تن کرده است .

تصاویر بعدی مربوط به فکر ، اندیشه و جهان بینی است که فرد از نظر افکار و اندیشه در چه مرحله ای قرار دارد که تصاویر نبرد درون در مورد این مطلب می باشد .

تصویر صفحه289 درون یک فرد مصرف کننده است . شهری بهم ریخته که بیانگر حالات و اوضاع آشفته درون است . غرش رعد در صحرای ویران که نه آبی است و نه آبادی ، ویرانه ای از استخوان های اجساد گذشته در طول این راه و حرارت ، وجود شهر را به آشوب و گندزاری مبدل نموده، صدای رعد و خروش که برمی آید و طوفان درونی که حصارهای شهر را عنقریب به سرنگونی می خواند در تصویر به نمایش در می آید و جادوگر خفته که عصیان نموده است ، به خرابی شهر، شراره های تازه می افزاید .

ندای درونی که همان غرش رعد است ، فضای درونی فرد بیمار است که به او نهیب می زند کجای کار قرار گرفته ای و همه چیز را به نابودی کشانده ای .

حال موضوع این است که شما اگر می خواهید از یک نیروی منفی وارد یک نیروی مثبت شوید کاری ساده نیست . اگر در هر گروه منفی قرار گرفته باشید نمی توانید بدون برنامه ریزی و حساب و کتاب به یکباره خارج شوید .

خارج شدن از اعیتادنیز به آسانی صورت نمی گیرد و کاری بسیار سخت و مشکل است .

وارد شدن به گروه مثبت نیز به آسانی صورت نمیگیرد زیرا آنها شما را قبول نمی کنند و می گویند دارای سوء سابقه هستید .



 

در تصویر صفحه 291 برای خارج شدن از نیروهای منفی می بینید که سیل می آید . سیل رحمت خداوند است . زمانی که رحمت خداوند بیاید و ادامه پیدا کند و شما و نتوانید آن را تحمل کنید تبدیل به لعنت خداوند خواهد شد .

طوفان و آب می آید که استخوان های اجساد گذشته را با خود ببرد و ممکن است خود انسان را نیز ببرد.

این همان جهان بینی افیونی و افکار منفی و پوشالی فرد است .فرد مصرف کننده تعریف های جدیدی برای خود دارد و هر چیزی را از دیدگاه خود برسی می کند . برای درست شدن این افکار و عقاید زمان لازم است که در این تصویر مشاهده می کنید .

اما در تصویر قدرت الهی به صورت باران و سیلات سرازیر می شود و آن وجود را از اطراف ویران ، آگاهی می دهد و باز در این سیلاب است که می خواهد دوباره غرق بشود و وارد مجراهای ناپیدا و حفره های خطرناک گردد. اما با توان و نیروی الهی از آن حفره ها جان سالم بدر می برد .

این درگیری و جنگ است و سیل می خواهد او را به میان سیاه چال ببرد و فرد با دست خود سنگ را خراش داده و مقاومت می کند که به پائین نرود .

فرد در سفر ممکن است هزاران اتفاق برایش بیافتد . برای این است که من تاکید دارم دانشتان مرتب و استاندارد باشد و عین پروتکل DST اجرا شود .

نباید سفرها طولانی شود . استاندارد سفر 11 ماه است بعضی از راهنمایان شاگردانی دارند که18 ماه یا بیشتر در حال سفر هستند و استاندار حرکت نمی کنند . میوه ای که زیاد روی درخت بماند می گندد . شاگردان باید مطیع راهنمایان باشند در بعضی لژیون ها شاگردان برای راهنما تعیین تکلیف می کنند . نباید به این شکل باشد . شاگرد باید در کنگره مطیع راهنماباشد و اگر پیروی نکرد باید از لژیون اخراج شده و تحویل کمیته انظباطی گردد. باید فرمان و دستور راهنما عمل و اجرا شود .

امروزه کنگره 60 برای شما مانند اتوبان شده است زیرا ما گردنه های سخت را طی کرده ایم .بنابراین باید بسیار با نظم و انظباط باشید. آموزش مهمترین مسئله می باشد . بچه های کنگره بسیار مودب هستند زیرا بسیار آموزش دیده اند .

زمانی که فرد از این مرحله گذشت و به پائین نرفت و از حفره ها جان سالم بدر برد آنگاه به تصویر صفحه 293 می رسد که می گوید : آنگاه که احساس خستگی تمام می نماید نوری بر فراز آسمان ، ظاهر میگردد و راه را برای او ، نمایان می سازد قدمی که بر می دارد ، بر زمین باران خورده می نگرد و وجود حیات را در آن ، بصورت جوانه های منظم ، به صف می بیند و آن وجود ، در شهری است که اکنون ، جای جای ان از نعمت الهی به حیاب بازگشته ،وراه بن نقطه زندگی ، یافته است . قدری اندام راست می کند و با وزش نسیم منتظر دگرگونی تازه می ماند .

اینجا دیگر صحرای ویران نیست ، جوانه های منظم و به صف شاگردان می باشند ، ما باید در این مسیر به دیگران کمک کنیم.

من بارهاگفته ام ما پرونده این را بدست گرفته ایم که هیچ کس نتوانسته آن را حل کند و ما این کار را کرده ایم .

امروز ما بالای 5هزار رهایی را در کنگره شاهد هستیم . باید همه دست به دست هم دهیم و یک برنامه و یک پروتکل را اجرا کنیم .

نباید سفر شاگردان به 17 یا 18 ماه طول بکشد . مگر آنکه رهجو باید قرص مصرف کند . در این حالت ممکن است 5 یا 6 ماه مصرف قرص فرد طول بکشد اما اگر مصرف فرد تنها تریاک است باید سفرش نهایت تا 11 ماه به پایان رسد .

ما تمام لژیون ها را ارزیابی می کنیم تا روی برنامه باشند . و اگر کسی روی برنامه نبوده و منظم نباشد لژیونش را خواهیم بست .

ما باید مصرف کننده ای را که در اوج ظلمت و تاریکی قرار دارد را درمان کنیم و به تعادل برسانیم .

در نهایت به تصویر پشت کتاب میرسیم که تصویر یک عقاب است اگر فرد به آن مرحله از دانش و آگاهی رسیده باشد مانند عقابی است که داری قدرت و توانایی بالایی است که به پرواز در آمده است . سعی کنید همه تان مانند عقاب قوی و نیرومند باشید .