جلسات هفتگی مسافران و همسفران "قضاوت و جهالت"
سخنان استاد
قضاوت در جایگاهی ، شغل است که فرد دانش و علمش را فراگرفته و حالا در جایگاه شغلی خود به کار قضاوت مشغول است . ولی در کنگره ، قضاوت و جهالت را یک بیماری می دانیم . اگر می خواهیم در سفر اول خود موفق باشیم ، اول به آرامش نیاز داریم . باید تمام نیروها را جمع کرد و در مسیر درست حرکت کرد .
یکی از مسائلی که باعث می شود این نیروها متمرکز نشوند ، قضاوت و جهالت است . اگر در مورد موضوعی یا شخصی آگاهی نداریم و در موردش قضاوت می کنیم ، باید بدانیم که در جایی دیگر در مورد ما نیز قضاوت خواهد شد .
تعداد بالای رهایی در کنگره ، نشانه علم و دانش بالای آن است که آقای مهندس به ما داده اند . اگر بخواهم مدام در مورد دیگران قضاوت کنم ، نیروهای لازم برای مسیر ، متمرکز نمی شوند و من از مسیر باز می مانم .
جایگاه های کنکره از اهمیت فوق العاده ای برخوردار هستند . مثل جایگاه راهنما ، ایجنت و ... زمانی می توانیم آن جایگاه ها را درک نماییم که خودمان در انها قرار بگیریم . ان وقت درک میکنیم که چگونه اند ولی تا وقتی که آن جایگاه را تجربه نکرده ایم ، نمی توانیم حرفی بزنیم و قضاوت کنیم . یاد بگیریم برای حفظ آرامش خودمان هم که شده ، قضاوت نکنیم .
در ادامه تولد یک سال رهایی آقای مجتبی جشن گرفته شد
خلاصه سخنان آقای مجتبی :
من از سن 5 یا 6 سالگی ورزش را شروع کردم . هرگز فکر نمی کردم که حتی یک نخ سیگار بکشم . در سن 35 سالگی مصرف کننده شیشه بودم !
در 21 سالگی مربی کشتی شدم . اگر می فهمیدم یکی از دوستانم سیگار می کشد ، با او قطع رابطه می کردم . تا اینکه پیشنهاد مصرف شیشه از طرف یک دوست که او هم مربی کشتی بود به من شد . چون به او اعتماد کامل داشتم ، حرفش را قبول کردم . او به من گفت ، مصرف کن چون این ماده اعتیاد آور نیست و جواب آزمایش هم منفی خواهد شد .
وقتی برای اولین بار مصرف کردم ، خیلی لذت بردم . تا دو روز پرانرژی بودم و نمی خوابیدم . خیلی خوشم آمد و هر وقت به مسافرت می رفتم شیشه مصرف می کردم . وقتی سر تمرین می رفتم ، یکی از شاگردانم گفت ، من خجالت می کشم که از شما به عنوان مربی ام نام ببرم . شیشه آنچنان اعتماد به نفس مرا بالا برده بود که باور نمی کردم معتاد هستم . قبل از اعتیاد همه چیز داشتم ولی در زمان اعتیاد ، خانه و ماشینم را از دست دادم.
با آمدن به کنگره و درمان ، همه چیز را بدست آوردم و آرامش به خانه من برگشت . هنوز هم نمی دانم چطور سر از کنگره در آوردم ، فقط می دانم کار خدا بود .
این وبلاگ متعلق به جمعیت احیای انسانی کنگره 60 نمایندگی شهرری است که در زمینه پیشگیری - مهار - درمان رایگان اعتیاد مشغول به فعالیت می باشد.