جلسات هفتگی همسفران "وادی چهاردهم و تاثیر آن روی من"
به نام رب العالمین
هفتمین جلسه از دوره چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه با دستورجلسه " وادی چهاردهم و تاثیر آن روی من با عنوان آنچه باورست محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است " با استادی خانم شهره و نگهبانی خانم منصوره و دبیری خانم سمیرا در تاریخ 25/ 6/ 92 راس ساعت 16 برگزار گردید .
خلاصه سخنان استاد :
در کنگره 60 پنجاه و دو دستور جلسه داریم که آخرین آن وادی چهاردهم است قبل از این وادی ما وادی های بسیاری را پشت سرگذاشتیم که همه به نوعی زنجیروار به هم مرتبط اند در وادی دوازدهم ساکنان آسمان سوالات زیادی از جانشین می پرسند و درکمال حیرت جوابهای مناسب می شنوند، در وادی سیزدهم جانشین عقل و عشق و ایمان را برای ساکنان توضیح می دهد .
عشق آن چیزیست که خداوند هستی را برمبنای آن خلق کرد و آن را بروجود همه چیز و همه کس قرار داد عشق می تواند عام باشد و می تواند خاص هم باشد عشق عام عشق به کل پدیده های خداوند است کوه و دشت و دریا و ماه وخورشید و خلاصه هرآنچه که در جهان قرار دارد عشق است و عشق خاص محبت شدید است به یک چیز .
عشق درست و واقعی آن است که بلا عوض باشد وتو در برابر محبتی که می کنی چیزی نخواهی وگرنه این امر عشق نیست بلکه معامله می باشد .
شما همسفران که در این جا جمع شده اید بر مبنای محبت است اگر محبت و برخورد مهربانانه مشاوران و کمک راهنماها نبود شاید دوام نمی آوردید و می رفتید تمامی مسافران نیز به این مسئله اذعان دارند که محبت کنگره آنها را به ادامه درمان خودشان ترغیب کرده است .

در وادی چهاردهم که همان وادی عشق و محبت است ساکنین به جانشین می گویند قرار برا ین بود که از عشق و محبت برایمان سخن بگویید و جانشین درحالیکه سه فرشته از همراهانش هستند می گوید این سه نگهبان هر یک برایتان خطابه ای ایراد می کنند تا شما به پاسخ سوال خود برسید .
در خطبه اول یکی از نگهبانان راجع به اضداد که برای بیدار شدن انسانها از جهل مانند یک تکانه هستند سخن می گوید و آن را تشریح می کند اینانند که مامور هستند در حد کامل تخریب ایجاد کنند و خلقت را به فساد بکشانند ولی وقتی افراد به عقل نزدیک شوند و به دنبال آگاهی و آموزش بروند اضداد به تدریج کم رنگ می شوند و جایشان را ارزشه می گیرد و نیروهای مثبت حتی اگر در فاصله های دور هم باشند یک دیگر پیدا می کنند و هم وصل می شوند . امواج عشق در سراسر هستی یک دیگر را جذب می کنند .
در خطبه دوم عقاب سفید از مرکز وجود انسان یعنی قلب سخن می گوید او قلب انسان را جایگاه عشق معرفی می کند و می گوید در هنگام غم و شادی و یا حس دوست داشتن نسبت به کس می بینید که دست روی قلب خود می گذاریم این یعنی همان که قلب مرکز وجود آدمیان است .
عقاب سفید همه چیز را حتی آن چیزی را که به نظر عده ای خوب نیست عشق معرفی می کند و می گوید مردن عشق است و دوباره زنده شدن عشق است و .......
عشق و محبت زخمهای کهنه ای را که بر اثرنامهربانیها و بی توجهی ها بروجودمان نقش بسته ترمیم می کند و ما را برای ادامه زندگی امیدوار می کند .
خطبه سوم را رعد ایراد می کند و در مورد زنجیره های عشق سخن می گوید بدین معنی که عشق با محبت آغاز می گردد و محبت یک صورت مسئله است وقتی این مسئله را حل کنی پاسخش می شود عشق . همان چیزی که انتها ندارد و معرفش یک مفهوم را می رساند ، که عشق و آنچه در او هست ، تنها بزرگترین سرمایه ای است که اگر ببخشد ، زیاد و زیادتر می شود و آنگاه خواهید دید در ژرفای محبت غوطه ور بودن ، یعنی رسیدن به حق ، یعنی توحید .
التماس دعا « همسفر نسرین »
این وبلاگ متعلق به جمعیت احیای انسانی کنگره 60 نمایندگی شهرری است که در زمینه پیشگیری - مهار - درمان رایگان اعتیاد مشغول به فعالیت می باشد.