شکرگزاری و شربت تریاک
شکرگزاری و شربت تریاک

فروردین نود و دو سفرم آغاز شد و به دلیل کمبود شربت و نیز نوع مصرفم سه پله با تریاک خوراکی گذر من از کشیدن آغاز گردید و سه روز از پله چهارم گذشته بود که نوبت دریافت شربت به من رسید ، از همان ابتدا کنجکاو بودم بدانم ترکیباتش چیست و تاثیرش چگونه ؟ و پرس و جو میکردم که شربت تریاک چگونه دارویی است و وقتی فهمیدم میزان ۴٪ الکل در آن مخلوط است بسیار تعجب کردم البته میدانستم الکل به خاطر حلال بودنش پایه اکثر داروها میباشد ولی تریاک و الکل! همیشه شنیده بودم که ایندو باهم خطر سنکوپ کردن به همراه دارد ، ولی باتوجه به میزان مصرف که بسیار کم میباشد ( چیزی کمتر از نیمگرم تریاک در هر وعده البته در افراد متفاوت است نسبت به مقدارو نوع مصرف) دانستم که تاثیر مخرب ندارد ولی بازهم کمی نگران بودم که آیا این دارو بهتر است یا همان تریاک و من که مصرفم کشیدنی بود اصلاً دلم نمیخواست که تریاک بخورم! باز هم بهمان دلیل شنیدههای زمان مصرف که کشیدن بهتر از خوردن است ! بهر حال شربت را گرفتم و دستور العمل راهنما مبنی بر مقدار دز و زمان مصرف را در دفترچهام راهنمایم نوشت و من هم به جمع مسافران که شربت مصرف میکردند اضافه شدم ، چون از همان ابتدا خواسته ای قوی در مورد درمان داشتم و نگاهم را تغییر داده بودم که این که من میخورم دیگر مواد مخدر نیست بلکه داروی بیماری من است ، بهمین دلیل دیگر ابتدا به فکر مصرف مواد و یا حتی اضافه خوردن شربت نیافتادم ، و اکنون که هفت ماه و هشت روز از سفرم میگذرد تمام آن تلورانسهای دریافتی را نگهداشته و جمع کردهام و هروقت میشنوم که برخی افراد از کمبود شربتشان گلایه میکنند و خواستار جیره اضافی هستند از راهنمایشان باورم نمیشود و تعجب میکنم! بهرحال از روز شروع شربت وضع عمومی جسمم تغییر فاحشی دارد ، ابتدا اینکه داروی من نسبت به تریاک که از فروشندگان قاچاقچی میخریدم بسیار خالصتر و ناب میباشد ، دوم نگاه من را آنطور تغییر داده که دیگر احساس نمیکنم زمانی معتاد بودم و گاهی فراموش میکنم که مصرف کننده بودم ، سوم مبلغی که پرداخت میکنم در مقابل زمان مصرف بسیار ناچیز است چون در آن دوران ماهیانه نیم کیلو تا هشتصد گرم تریاک میخریدم و با محاسبه ذغال و مخلفات بساط تقریبا روزی هفتاد ، هشتاد هزار تومان خرج میشد و تقریبا ماهی دوو نیم میلیون کمی کمتر خرج اعتیادم میشد ، چهارم مدت زمانی که از دست میدادم و نمیتوانستم به فعالیت اقتصادی ، اجتماعی ، خانوادگی برسم نیز خود مزید بر هزینههایم میشد ، نگاه همسایگان کارخانهام هم مرحله پنجم از مصیبتی بود که گریبانم را گرفته بود که به لطف شربت اوپیوم تینکچر آن نگاه از بین رفته و دیگر کسی بی اعتماد نیست به من ، آن موقع درب کارخانهام به خاطر ترس از ماموران همیشه قفل بود و هر کس که میامد مدتی باید صبر میکرد تا من مطمئن شوم و در را باز کنم ، حال به لطف کنگره و این دارو تمام آن ذلتها به کل رفع شده ، به مرحله درمان جسم که مینگرم وضع و حال خودم را مقایسه میکنم دیگر آن شخص بیحال که حتی برای نشستن حاضر نبودم زیر جایگاهم را جارو کنم حال بسیار سرزنده و فعال گردیدهام ، خوابم بسیار آرام و راحت و منظم گردیده ، نیازهای روزمرهام را به راحتی انجام میدهم ، کسلی به کل با نشاط جایگزین شده ، ورزش که چندسال بود حتی از تلویزیون هم نگاه نمیکردم و خمارم میکرد نظاره کردنش اکنون جزؤ لاینفک زندگیم شده ، تغذیهام بسیار متعادل شده و مقدارش نیز کاملا کاهش یافته ، آنزمان روز چهار وعده و بیشتر غذا میخوردم به نحوی که طی چهار سال حدود ۲۵ کیلو اضافه وزن پیدا کردم و بسیار چاق شده بودم و اصلاً همت و اراده جلوگیری نداشتم ، اکنون به اندازه میخورم و وزنم درحال کاهش است ، آنزمان بعد از مصرف بسیار عصبی میشدم و دایم در زمان رانندگی پرخاشگر و هتاک بودم ولی اکنون آرام و بی دغدغه رانندگی میکنم و تا جایی که میتوانم حدود سه ماه است که تلاش میکنم کوچکترین ناسزایی از زبان و فکرم نگذرد ، بسیار افسرده و ناامید بودم و خود را درسن چهل سالگل فردی پیر و نزدیک به افول شمع زندگی میدیدم و اگر کسی از سن شصت و هفتاد حرف میزد میگفتم یعنی امید رسیدن به آن سن را داری! من که به پنجاه نمیرسم. درامور روزمره از دولت تا ملت را مقصر تمام مشکلات خویش میدانستم و دایم در حال بدگویی از همه چیز و همه کس بودم ، درحالیکه اکنون میبینم مشکلاتم به در مسیر راست و حقیقت آمدن یک به یک در حال رفع هستند و هیچ کس سنگ جلو راهم نبوده جز فکر بیمارم ، برای همین دلایل دارویم را فقط داروی بیماری میدانم و اصلاً به فکر مصرف اضافی نیستم و میدانم که اضافه مصرف یعنی تخریب نه بازسازی .
این دارو معجزه خداوند است که سالها به دلیل نادانی بشر به نقصان و تباهی مصرفشده ، ولی داروی اعتیاد همان تریاک است ولا غیر ، و کنگره 60نوری است که ظلمت را شکافت و جناب آقای مهندس دژاکام دانشمندی فرزانه و فرهیخته که گویی خداوند او را برای انجام این عمل عظیم انتخاب کرده است تا با تلاش و همت مردانهاش ظلمات را به شب بشکند و نور را به تاریکی بتاباند و پدر بزرگوارم دانای عالم و فرزانه جناب آقای محمود اسماعیلی چون فانوسی راهم را روشن و چون عصایی تکیهگاه جسم رنجور و فکر افیونیم هستند ،
خداوندا جهت انجام این عمل عظیم شکر شکر شکر
نویسنده : مسافر علیرضا
منبع : وبلاگ لژیون محمود اسماعیلی
(( مطلب فوق در سایت کنگره 60 درج گردیده است))
این وبلاگ متعلق به جمعیت احیای انسانی کنگره 60 نمایندگی شهرری است که در زمینه پیشگیری - مهار - درمان رایگان اعتیاد مشغول به فعالیت می باشد.