آقای آذر پور به همراه هم‌سفرشان خانم شهره ، چهارشنبه 92/9/13 مهمان برنامه زنده‌باد زندگی بودند.

 

مجری برنامه سخن را این چنین آغاز کردند که خانواده آذر پور با یک اهریمن غول‌پیکر مبارزه کرده‌اند و از خانم شهره خواستند ماجرای زندگی و اعتیاد همسرشان را تعریف کنند.

خانم شهره: ما 30 سال است که ازدواج‌کرده‌ایم و من امروز اصلاً به خاطر ندارم روزی را که برای اولین بار متوجه اعتیاد همسرم شدم. همسرم 22سال مواد مخدر مصرف می‌کرد و من با تمام سختی‌هایی که در زندگی داشتم در کنار ایشان بودم.

 

آقای آذر پور آیا آن زمان همسرتان را اذیت می‌کردید؟

 

امروز به رفتار آن زمانم به دید اذیت نگاه می‌کنم اما آن زمان از نظر خودم آزاری نمی‌رساندم.

 

 چه طور می‌شود که یک نفر سال‌ها مصرف‌کننده بوده باشد و بعد از پاک شدن با اعتماد کامل از آن دوران یاد کند؟

 

اگر به دو صورت به مسئله نگاه کنیم ، می‌شود. یک نگاه وجود دارد متعلق به همان دوره که نگاه یک مرد مصرف‌کننده است ، با این نوع نگاه اصلاً فکر نمی‌کنی که کسی را آزار می‌دهی و اصلاً متوجه این مسئله نیستی اما بعد از درمان و زمانی که دیگر مصرف‌کننده نیستی و با نگاه یک انسان سالم و متعادل به قضیه نگاه می‌کنی متوجه می‌شوی که رفتارت آزاردهنده بوده.

 

اعتیاد نطق انسان را باز می‌کند؟

 

برای حرف بیهوده و لاف بله باز می‌کند. در آن دوران خیلی وقت‌ها دور هم می‌نشستیم و باهم ساعت‌ها حرف می‌زدیم از معامله‌های میلیاردی و در آخر زمانی که می‌خواستیم از هم جدا شویم  هزار تومان، دو هزار تومان از هم قرض می‌گرفتیم.

 

خانم آذر پور کمی از سختی‌های آن دوران صحبت کنید.

 

البته که سختی‌های زیادی داشت مخصوصاً اینکه خیلی از شب‌ها بیرون از خانه بود و من بیدار می‌نشستم تا اینکه به خانه بیاید.

 

خانم آذر پور همسرتان که به شرایطی مثل کارتن خوابی دچار نشدند؟

 

نه اصلاً. درست است که مصرف‌کننده بودند ولی به خانواده‌شان هم رسیدگی می‌کردند.

 

آقای آذر پور:لازم است که توضیح بدهم کارتن خوابی فقط گوشه خیابان روی کارتن خوابیدن نیست، ممکن است که یک مصرف‌کننده در خانه خودش، روی فرش خودش و حتی روی فرش ابریشمی خودش کارتن خواب شود.

 

خانم آذر پور، اعتیاد همسرتان باعث مجادله بین شما نشد؟

 

البته که باهم دعوا هم می‌کردیم و در بدترین شرایط از خانه خارج می‌شدند و چند روز بعد بازمی‌گشتند.

 

آقای آذر پور چرا این قدر راحت از این خاطرات تلخ صحبت می‌کنید درحالی‌که می‌خندید؟

 

شاید به این خاطر است که شرایط امروز زندگی‌مان بی‌نهایت خوب است و آن قدر از زندگی امروزمان راضی هستیم که گذشته برایمان مثل خواب و خیال شده و در مواردی اصلاً گذشته را فراموش کرده‌ایم .

 

آقای آذر پور لطفاً از سیاهی‌ها و سفیدی‌های زندگی‌تان بگویید؟

 

من مصرف‌کننده بودم اما همه چیز زندگی‌ام سر جایش بود و معتادی بودم که شاید اطرافیانم متوجه اعتیاد من نمی‌شدند،معتاد بودم اما خانه و خانواده و زندگی داشتم، درآمد داشتم و... مثل 95% معتادانی که در حال حاضر وجود دارند، معتادان بسیاری هستند که پشت میز مدیریت نشسته‌اند، خیلی از معتادین را داریم که صبح از خواب بیدار می‌شوند و به اداره سر کارشان می‌روند و درصد بسیار کمی هستند که کنار خیابان‌ها کارتن خواب هستند. من در دوران اعتیادم کارتن خواب نبودم اما یک مصرف‌کننده هرچه قدر هم که وضعیت خوبی داشته باشد در نهایت به جایی می‌رسد که در اصطلاح خسته می‌شود، این خسته شدن از اوضاع و شرایطم بود، از بی‌اعتمادی، از شخصیت خورد شده‌ام، از کارهایی که شبیه انسان‌های عادی نبود و در کل از شکل زندگی‌ام خسته شدم. هرکس که به این مرحله برسد شروع می‌کند به حرکت کردن درحالی‌که ممکن است این حرکت به کندی انجام شده باشد، کمی دیر باشد و... اما بی‌حرکتی نیست، همه فکر می‌کنند که مصرف‌کنندگان و معتادین لذت طلب هستند اما این لذت فقط برای 1 یا 2 سال اول است، بعد از 1 یا 2 سال مصرف‌کننده مواد را مصرف می‌کند تا حالت طبیعی پیدا کند و بشود شبیه باقی انسان‌ها، بعد از 2سال یک مصرف‌کننده اگر مصرف می‌کند مثلاً به این خاطر است که بتواند پشت فرمان ماشینش بنشیند و مسافتی را طی کند، اگر مصرف نکند نمی‌تواند راه برود و حرکت کند. در این حالت بعد از 1 یا 2 سال مصرف‌کننده به دنبال راهی برای ترک می‌گردد، راه‌های متفاوت را امتحان می‌کند و باهر بار شکست ناامید و ناامیدتر می‌شود.

خانم آذر پور همه این مسائل که آقای آذر پور عنوان کردند درجای خود درست اما تکلیف خانواده چیست و چه وضعیتی دارد؟

 

زندگی کردن در کنار یک مصرف‌کننده راحت نیست و تخریب‌های خودش را دارد و برای من هم پذیرفتن این مسئله خیلی سخت بود اما در همان دوران به این نتیجه رسیدم که همسرم را با چنین شرایطی قبول کنم.

 

چرا؟

 

چون که فکر می‌کردم مصرف‌کنندگان درمان نمی‌شوند و اعتیاد آن‌ها فقط با مرگ از بین می‌رود .

 

چند فرزند دارید و شرایط آن‌ها چگونه است؟

 

ما دو فرزند داریم یک دختر و یک پسر. اوایل ازدواجمان من فکر می‌کردم که اگر بچه‌دار شویم همسرم درست می‌شود اما این طور نشد.

 

آن زمان چه طرز تفکری داشتید که ماندید و جدا نشدید و فکر کردید که اگر بچه‌دار شوید همه چیز درست می‌شود و به روزهای آینده امید بستید؟

 

خوب من هم همسرم را خیلی دوست داشتم و هم زندگی‌ام را.

 

آقای آذر پور چه چیز باعث شد که به دنبال ترک بروید؟

 

خب من راه‌های زیادی را برای ترک امتحان کردم، یکی از این راه‌ها سم زدایی بود که زمانی بسیار مد شده بود.

 

یعنی در حال حاضر مد نیست؟

 

مسئله‌این است که کمی میزان آگاهی بالا رفته و متوجه شده‌اند که مواد برای یک مصرف‌کننده سم نیست. کسی که ماده مخدری را استفاده کند به مرور زمان این ماده در سیستم بدن جای می‌گیرد و در واقع می‌شود جایگزین ترشحات طبیعی بدن. بعد از این که ماده مخدر جایگزین شد دیگر نه تنها سم نیست بلکه مایه حیات می‌شود.

 

حالا برای رهایی از این جایگزین چه باید کرد؟

 

سم زدایی این ماده را از بدن خارج می‌کند، ماده‌ای که دیگر سم نیست بلکه مایه حیات  است، اگر این مایه حیات از بدن خارج شود شخص به حالت مرگ می‌افتد. بدنی که سال‌ها تخریب‌شده نمی‌تواند یک شبه این مواد را بسازد. سم زدایی مثل این می‌ماند که در یک منطقه جنگی که شهر و خانه‌ها و تأسیسات همگی ویران‌شده‌اند، بخواهیم در عرض یک شب همه چیز را از نو بسازیم و در آن ساکن شویم که به هیچ‌وجه امکان‌پذیر نیست. راه درست این است که شهر را از ضایعات خالی کنیم، پاک‌سازی کنیم ، شروع کنیم به از نو ساختن تا بعد از 2 یا 3 سال شهر آماده سکونت شود. در واقع چیزی که به تدریج خراب‌شده به تدریج هم باید آباد شود.

 

آقای آذر پور این اراده پاک شدن از کجا و چه زمانی شروع شد؟

 

اطلاعات غلط کار آدم را خراب می‌کند. زمانی بسیار مد شده بود و در تبلیغات و رسانه‌ها می‌دیدیم که ترک اعتیاد در مدت 2 روز، 3 روز ،6روز و... که این اطلاعات غلط هستند و ممکن است منجر به گسترش اعتیاد شوند چون شخص به خیال اینکه می‌تواند 2روزه درمان شود بدون هیچ ترسی مواد مصرف می‌کند. این اطلاعات را به خیلی‌ها داده بودند و من هم به دنبال این اطلاعات خیلی حرکت‌ها کرده بود.

 

پس با این روش‌ها نمی‌توان ترک کرد،آیا روشی برای ترک وجود دارد؟

 

وقتی حرف از ترک می‌زنیم مسئله کاملاً فرق می‌کند. ترک برای عادت است ما می‌توانیم قرص سرماخوردگی را ترک کنیم اما سرماخوردگی را  نمی‌توانیم ، من ممکن است بتوانم مواد را ترک کنم اما اعتیاد را نمی‌توانم، می‌توانم مواد را برای چند روز، چند ماه و حتی چند سال ترک کنم اما اعتیاد در وجود من رخنه کرده و من را از نظر فیزیک و روانی تخریب کرده.

شما چند سال است که پاک هستید؟

 

نزدیک 10 سال

 

و هیچ‌وقت هم وسوسه نشدید؟

 

خیر چون برای اینکه انسان وسوسه شود باید نیاز به چیزی داشته باشد.

 

خانم آذر پور آیا به همسرتان اعتماد دارید؟

 

بله

 

هیچ‌وقت هم شک نمی‌کنید؟

 

نه به هیچ عنوان

 

آقای آذر پور: ما حتی در خواب هم شک نمی‌کنیم. من 10 سال است که خوابی در رابطه با مصرف مواد ندیده‌ام. حتی رویای مصرف مواد هم ندارم.

 

 آقای آذر پور، با این تفاسیر قدم اول این است که شما اول مواد را ترک کنید چون اعتیاد شما را ترک نمی‌کند؟

 

نه، قدم اول این است که شما بدانید چه کار می‌خواهید انجام دهید، با این هزاران راهی که رفته‌اید و به بن بست خورده‌اید.

 

پس اولین قدم اراده است؟

 

اراده و اینکه بدانیم راه درست کدام است.

 

یعنی شما معتقد هستید که همه معتادین بعد از دو سال به دنبال ترک می‌روند و تمایل ترک‌دارند حتی اگر اراده تر ک را نداشته باشند؟

 

بله

 

از نظر شما راه درست درمان چیست؟

 

این راه‌های اشتباه توسط مطلعین و آگاهی به مردم داده می‌شود تا جایی که پزشک جراح ارتوپد به من راهکار درمان اعتیاد می‌دهد.

با توجه به فرمایشات شما نباید ترس نگاه انسان‌ها را از بین ببریم ولی می‌توانیم به آن‌ها امید بدهیم که می‌توانند منزه و پاک باشند؟

 

من هم می‌خواهم امید درمان به او بدهم و هم اینکه او را هوشیار کنم که راه درمان را رفتن به همین سادگی‌ها هم نیست و بسیار کار سخت و مشکلی است.

 

شما برای درمان چه کردید؟

 

همان طور که گفتم راه‌های زیادی را از قرص‌های گیاهی و شیمیایی گرفته تا سم زدایی و سقوط آزاد امتحان کردم، هرکس هر راهی راه به من پیشنهاد می‌کرد می‌رفتم، پیشنهادات آگاهانه و ناآگاهانه که هیچ‌کدام هم نتیجه نمی‌داد چون اولین قدم این بود که من بدانم در کجا قرارگرفته‌ام، به کجا می‌خواهم بروم و از چه مسیری باید بروم. من تهران هستم و قصد دارم  به مشهد بروم حال اگر آدرس جنوب را به من بدهند هرگز به مشهد نمی‌رسم.در نهایت به مرکزی رفتم که از روز اول همین مسئله را برای من عنوان کردند که من باید آگاهی پیدا کنم نسبت به بیماری که دارم. اینکه بیماری من تشکیل‌شده از مواد مخدر و انسان، من باید هر دوی این موارد را بشناسم تا بتوانم حریفشان شوم. برای این کار 11 ماه زمان لازم است و شرکت در کلاس‌ها و مصرف دارو. آن زمان که من در این مرکز درمان شدم داروی درمان ما همان تریاکی بود که استفاده می‌کردیم اما با دوز مشخص و در وعده‌های مشخص که به تدریج کم می‌شد تا طی 11ماه به صفر می‌رسید. این مرکز، یک مرکز درمان رسمی است که تحت نظر متخصصین و پزشکان و با دارو درمان می‌کنند، البته امروزه به جای تریاک از شربت تریاک یا OT استفاده می‌کنند.این مرکز زیر نظر کلنیک  ها و دانشگاه‌ها و در نهایت وزارت بهداشت است. شربت تریاک یاOT همان تریاکی است که رقیق شده و امروز به عنوان دارو مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

آیا مواد دیگر مثل هروئین، شیشه، کراک و... هم می‌توانند با این دارو درمان شوند؟

 

هر نوع موادی که امروزه در ایران استفاده می‌شود در این مرکز با شربت OT درمان می‌شود.

 

در واقع شما همان راهی را که رفته‌اید بازمی‌گردید، به تدریج میزان مصرف بالا می‌رود و به تدریج هم کاهش پیدا می‌کند؟

 

بله به تدریج کاهش پیدا می‌کند و به صفر می‌رسد. در این فاصله سیستم طبیعی بدن فرصت پیدا می‌کند که خود را بازسازی کند و جایگزینی انجام دهد و انسان به حالت تعادل طبیعی برسد.

 

آیا این روش درمان برای همه باهر خصوصیات و شخصیتی کارایی دارد و یا ممکن است شخصی بعد از درمان بازگشت داشته باشد؟

 

بعد از این مدت 11ماه که درمان جسمی صورت گرفت دوران نقاهت یا ریکاوری وجود دارد البته بدون مصرف دارو، این دوره ریکاوری می‌تواند مادام‌العمر باشد. من بعد از درمان به صورت مرتب  ورزش می‌کنم، در هفته 3 روز شنا می‌کنم، والیبال بازی می‌کنم، پینگ‌پونگ بازی می‌کنم و...

 

خانم آذر پور آیا فرزندانتان هیچ‌گاه به آن دوران بازگشت نمی‌کنند؟

 

گاهی یادآوری می‌کنیم ولی فقط در حد موضوعی برای خنده، گله و شکایت و ناراحتی دیگر نیست.

آقای آذر پور ،صرف‌نظر از مسیر درمان، خانواده و همسر شما چه قدر نقش داشتند؟

 

تقریباً بیشتر از صد در صد. ما باهم به این مرکز درمانی رفتیم و امروز همسرم خودش در این مرکز مشاور است و در گروه خانواده کاردرمانی انجام می‌دهد.

 

خانم آذر پور در این مرکز چه کار می‌کنید؟

 

روز اولی که من وارد این مرکز شدم مشاوری بود که به من کمک کرد تا مواد مخدر و همه چیز درباره مواد و مصرف‌کننده را بشناسم، در این مرکز کم‌کم این آگاهی به من داده شد که در کنار یک مصرف‌کننده چه طور رفتار کنم تا بتوانم به او به درمانش کمک کنم چون من در گذشته به دلیل عدم آگاهی که داشتم نمی‌دانستم که باید چه رفتاری داشته باشم فقط این مسئله را پذیرفته بودم و سکوت می‌کردم چون آگاهی نداشتم و کاری هم از دستم بر نمی‌آمد. امروز همان طور که روزی به من آموزش داده شد، من هم خانواده‌های مصرف‌کنندگان را آموزش می‌دهم چون فقط عدم آگاهی است که باعث به هم ریختن زندگی‌ها می‌شود.

 

خانم آذر پور، ذات اعتیاد چندش‌آور است، چه طور می‌شود که چنین مسئله‌ای را در زندگی مشترک تحمل کرد؟

 

اعتیاد مثل بمبی می‌ماند که منفجر می‌شود و ترکش‌هایش به خانواده هم اصابت می‌کند اما در کنار این همه سختی ، محبت و عشقی وجود دارد که در اثر اعتیاد کم رنگ‌شده ولی از بین نرفته به همین خاطر هم هست که معمولاً خانواده‌ها در کنار مصرف‌کنندگانشان می‌مانند.

 

آقای آذر پور، اگر همسرتان در خلال درمان شما را ترک می‌کردند چه اتفاقی می‌افتاد؟

 

این مسئله که غیرممکن بود چون 22سال دوران مصرفم را ماند حالا که می‌خواستم درمان شوم من را ترک نمی‌کرد. همسرم در طول 22 سال اعتیاد من حتی یک شب به حالت قهر از خانه بیرون نرفت.

 

اعتیاد شما بعد از ازدواج اتفاق افتاد یا قبل از ازدواج هم اعتیاد  داشتید؟

 

در دورانی که ازدواج کردم اعتیاد داشتم اما همچنان خودم هم متوجه اعتیادم نشده بودم چون اعتیادم تفریحی بود که  در اصطلاح می‌گویند نامزدی اعتیاد،به قول معروف معتاد تفریحی بودم که به نظر من معتاد تفریحی وجود ندارد ، معتاد تمرینی است. در آن دوران من تمرین می‌کردم که معتاد شود.

 

آیا می‌شود کسی تمرینی و تفریحی مواد مصرف کند و معتاد نشود؟

 

خیر. شما وقتی هر روز در باشگاه تمرین کنید ناخودآگاه بدنتان ورزیده می‌شود اگر هفته‌ای یک‌بار تمرین کنید کمتر ورزیده می‌شوید اما می‌شوید، کسی که ماهی یک‌بار مواد مصرف می‌کند هم معتاد می‌شود، کسی هم که سالی یک‌بار مواد مصرف می‌کند هم معتاد می‌شود منتها کمی دیرتر.

 

در واقع این مصرف تفریحی کلاهی است که بر سر خودمان می‌گذاریم؟

 

هیچ مصرف‌کننده‌ای در شروع فکر نمی‌کند که اعتیاد پیدا می‌کند.

 

شما چرا شروع کردید؟

 

دقیقاً به یاد نمی‌آورم اما فکر می‌کنم دنبال راه ساده‌ای برای لذت رفتم. خوب اعتیاد در شروع لذت دارد، من همیشه به فرزندم می‌گویم پسرم اگر کسی به تو گفت که مواد مصرف کن این را بدان که اگر برای بار اول مصرف کنی بسیار لذت دارد اینکه می‌گویند اعتیاد بدبختی و کارتن خوابی است برای بار اول و دوم نیست چند سال بعد از مصرف است بار اول و دوم مصرف فقط و فقط لذت است اما در نهایت به نقطه بدبختی و کارتن خوابی ختم می‌شود. هر ماده‌ای که استفاده شود تا چندین بار اول مصرف لذت دارد، در باغ سبز نشان می‌دهد اما به جهنم و تاریکی و ظلمات می‌برد، شیطان است دیگر، به زیباترین شکل می‌آید، این مسئله را باید به همه گفت.اول باغ سبز است اما روزی که باغ زرد می‌رسی، در باغ نشسته‌ای و جز مواد نمی‌بینی، من روزی که با دوستانم می‌گشتم دوستانم  برایم مهم‌تر از خانواده‌ام بودند، دوستانم بهتر از خانواده‌ام بودند، انسان این حالت را پیدا می‌کند. حتماً شنیده‌اید که می‌گویند شیشه توهم دارد، تریاک هم توهم داشت و توهم تریاک برای من این بود که مواد و دوستان مصرف‌کننده‌ام برایم مهم‌تر از خانواده‌ام بودند. اینکه جای عشق و دوستان تغییر کند، اینکه جای نفرت و عشق تغییر کند و... شکلی از توهم است. همه این حالت‌ها قابل‌درمان است اما زمان لازم دارد.

 

آقای آذر پور کسانی که تصمیم به ترک‌دارند از کجا باید شروع کنند؟

 

خیلی ساده شماره 118 را بگیرند و آدرس یک مرکز رسمی درمان را بگیرند، البته مرکزی که  تخصصی و پزشکی و زیر نظر کلنیک ها باشد.

 

خانم آذر پور من از شما به عنوان خانمی که برای نجات زندگی و همسرش ایستادگی کرده نهایت تشکر را دارم.

 

و به عنوان حرف آخری  از شما دو عزیز تشکر می‌کنم که دعوت ما را پذیرفتید و در برنامه ما حاضر شدید.

 

 منبع: وبلاگ نمایندگی قزوین