خلاصه سخنان استاد:

من در گذشته حاضر بودم مبالغ زیادی را پرداخت کنم تا رها شوم،اما در کنگره خیلی راحت بهرهایی رسیدم.

حس انسانها معمولا کمکی که به آنها می شود را فقط جذب می کند.

انسان ها معمولا تا چیزی را در هستی دریافت نکنند نمی توانند آن را به دیگران بدهند.انسان وقتی که به رهایی می رسد به این نتیجه می رسد که کار سختی نبود،معمولا این جور افراد دیگران را شریک خود قرار نمی دهندو خود را تنهامی بینند و شراکت را کنار می گذارند.

امااین افراد نمی دانندکه چیزی که یک نفری باشد از انسان به راحتی می گیرند اما اگر انسان دیگران را شریک قرار دهد این رهایی با پشتوانه می باشد ودیگر کسی نمی تواند آن را از انسان بگیرد.

به طور مثال زمانی که آقای مهندس رها شد این فکر را نکرد که تنهااست و متوجه شد اگر این رهایی را انفاق کند این رهایی برکت می گیرد.

کنگره به همه ما همه چیزداد و آیا ما شکر گزار این نعمت هستیم،این کمک برای رهایی افراد حاضر نیست بلکه برای رهایی کسانی است که بعدها به کنگره می آیند.

هر کس باید به اندازه خود به کنگره خدمت کند،اگر کسی انفاق می کندبری این است که خود لذت ببرد تا این حال خوش در تمام زندگی فرد وجود داشته باشد.

ما انسانها برای بخشش وکمک باید یاد بگیریم وآموزش ببینیم.

در ادامه استا به ایجنت نمایندگی به پرسش های مکتوت مسافران و همسفران پاسخ دادند.