چهاردهمین جلسه از دوره چهل و هشتم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 مورخ 92/11/09 با نگهبانی و استادی آقای مهندس دژاکام و دبیری آقا هادی با دستورجلسه " سم زدایی یا سم نزدایی؟ " رأس ساعت 16:15 آغاز به کار نمود .

سخنان استاد :

 


آقای مهندس در ابتدا فرمودند :

جلسه گذشته راجع به وظایف رهجو صحبت کردم و امیدوارم که تمام راهنماها این سی دی را مورد مطالعه قرار دهند چه همسفران و چه مسافران ، چه آقایان و چه خانم ها و توصیه کنند که تمام شاگردان آنها این سی دی را بعنوان تکلیف خود تهیه کرده و گوش دهند . درحال حاضر ؛  درحال اجرای یک برنامه آموزشی جدید برای سی دی های جدید هستیم که در چه مقاطعی ، از چه سی دی هائی استفاده کنند و از حالا به بعد ؛ هرکس بعنوان تازه وارد ، وارد هر لژیون می شود ، اولین چیزی که راهنما به او  توصیه می کند این است که ؛ سی دی وظایف رهجو را تهیه کرده و گوش دهد چراکه زمانی که یک فرد وارد لژیون شما می شود ، با تفکرات خاص خودش ، یک بار سنگین بر دوش شماست و شما باید کلی انرژی صرف کنید تا حرف شما را گوش کند بعنوان مثال ؛ اگر یک حاج آقا وارد لژیون شما می شود ، خیال می کند که یک احترام و قُرب خیلی بالائی داشته و همه باید به ایشان احترام بگذارند و یا اینکه اگر فردی مهندس یا فوق لیسانس است و وارد لژیون می شود ، گمان می کند که باید همه احترام خاصی برای او قائل باشند بدلیل اینکه او مهندس است و یا یک ستاره سینما یا قهرمان ملی و گمان می کنند که دارای یکسری امتیازات خاصی هستند . البته بیرون از کنگره تمام اینها امتیاز محسوب می شوند اما زمانی که فرد وارد کنگره می شوند ، اینها ارزشی نخواهند داشت البته در حوزه اعتیاد چراکه اگر ارزش داشت ، تاکنون اعتیاد خود را درمان کرده بود . اگر من فوق تخصص فیزیک اتمی دارم ، شاید خیلی ارزشمند باشد اما در کنگره به درد من نمی خورد چون این تخصص من نتوانست کاری کند که من اعتیادم را درمان کنم بنابراین ؛ یکسری مسائل باید تفهیم شوند و تمام آموزشها در سی دی " وظایف رهجو " عنوان شده اند و کار شما را سبک خواهد کرد . وقتی فرد این سی دی را گوش دهد ، خیلی از مسائل را فرا می گیرد و کار شما را راحت تر می کند .

 

 

ایشان در ادامه در مورد نحوه تغییرات اخیر که در کنگره ایجاد شده سخن به میان آورده و فرمودند :

ایجنت نمایندگی افسریه تغییر کرد و در شادآباد آقای رضا نادری بعنوان ایجنت معرفی شدند . در نمایندگی آکادمی هم تغییراتی صورت خواهد گرفت چراکه دوره ایجنتی آقای زرکش به مدت 14 ماه به پایان خواهد رسید و می بایست ایجنت جدیدی را انتخاب کنیم . از آنجائی که ایجنتی در نمایندگی آکادمی کار خیلی مشکلی هست که البته مشکل بودن این امر بدلیل این نیست که افراد زیادی در آکادمی حضور دارند بلکه از این جهت که خود من در اینجا حضور دارم و من تاکنون دخالتی در کار ایجنت ها نداشته ام اما به هرحال ؛ در قسمت هائی ممکن است مجبور شوم که دخالت داشته باشم و به این دلیل ؛ مسئولیت نمایندگی آکادمی را پس از دوره آقای زرکش ، بنده بعهده خواهم گرفت و وظیفه ایجنتی نمایندگی آکادمی بر دوش خود من می باشد و همچنین رابط مستقیم نمایندگی شادآباد هم خود من شدم . امیدواریم با این تغییرات و تبدیلات بتوانیم از نظر کیفیت خود را بالا ببریم و تمامی ایجنت ها به مراتب تغییر خواهند کرد . چند منطقه هستند که تا 3 سال تغییر نخواهند کرد اما بقیه مناطق تا جائی که امکان دارد ، تغییر خواهند کرد .

در قوانین جدید که نوشته شده اما هنوز به مرحله تصویب نرسیده است ، انتخاب ایجنت بهعده نگهبان کنگره 60 است و اگر لازم بداند و شرایط و پتانسیل وجود داشته باشد ، در آن شعبه انتخابات انجام می دهد و اگر شرایط لازم نباشد ، خودش ایجنت هر منطقه را انتخاب خواهد کرد اما امیدوارم در آینده ؛ به مرحله ای برسیم و آنقدر جلو برویم تا بتوانیم در یک شعبه افراد متعددی داشته باشیم و میان آنهائی که واجد شرایط هستند ، انتخابات انجام بدهیم و تا زمانی که نتوانیم این کار را انجام دهیم ، موقتاً بصورت انتصاب انجام خواهد گرفت . انتصاب هم چیز خیلی غیرقاونی نیست و در تمام کشورها وجود دارد . وزیر کشور هم استانداران خود را خودش تعیین می کند و از کسی نظرخواهی نمی کند و همینطور رئیس جمهور که وزیران خود را خودش انتخاب می کند . امیدوارم در قسمت های دیگر هم تا جائی که امکان پذیر باشد ، این تغییرات را داشته باشیم برای اینکه همه چیز در کنگره باید درحال چرخش باشد .

 

 

مطلب دیگر ؛ موضوع دستورجلسه هفتگی ماست که " سم زدائی و سم نزدائی ؟ " می باشد :

 

من نمی دانم از کجا این واژه " سم زدائی " وارد فرهنگ درمان اعتیاد شد اما در کشور خودمان گمان می کنم که اینگونه باشد : در قدیم کسی که می خواست خودکشی کند ، داروئی وجود نداشت و با تریاک خودکشی می کرد و اینگونه نبود که قرص های مختلفی وجود داشته باشد و فرد آنها را مصرف کرده و خودکشی کند و در آن زمان ؛ اصلاً دارو به این شکل موجود نبود و اصلاً دارو بصورت قرص هم وجود نداشت . یادم می آید در زمان بچگی زمانی که مریض می شدند ، یک گَردی وجود داشت که در کاعذ می ریختند و آن گَرد را می خوردند که خیلی هم تلخ بود و دارو به این شکل در اختیار کسی نبود که خودکشی کند بنابراین ؛ با تریاک خودکشی می کردند . در اکثر خانه ها هم تریاک وجود داشت و البته وقتی تریاک را به قصد خودکشی می خورد ، بدلیل اینکه بدن آنها با تریاک سازگاری نداشت ، باید بلافاصله او را به بیمارستان برده و سم زدائی می کردند چون بدن او آمادگی پذیرش تریاک را نداشت و همانطور که می دانید ؛  یک تا یک گرم تریاک تا یک و نیم گرم ؛ میان افرادی که سابقه مصرف ندارند منجر به مرگ می شود ، او را به بیمارستان برده و معده او را شستشو می دادند و یا اینکه محلول قهوه با الکل به او می دادند یا داروهای خاصی که می دادند که اثر تریاک را در بدن او از بین ببرند و بهمین جهت ؛ تریاک حکم " سم " را داشت . یا اینکه اگر فردی را مار می زد ، فوراً او را به بیمارستان منتقل کرده و زهر مار را از بدن او خارج می کردند . یا اینکه داروئی مصرف می کرد که نقش سم را داشت و باید فوراً آن را از بدن فرد خارج می کردند . اینها نقش " سم " دارند و اصطلاح " سم زدائی " در مورد آنها بکار برده می شد . چون مقدار یک گرم تریاک برای فردی که عادت به مصرف آن ندارد منجر به مرگ می شد ، تریاک بعنوان یک ماده ای شناخته شد که مانند سم می باشد و مانند سم عمل می کند و واقعاً هم مانند سم عمل می کند . بنابراین ؛ این مسئله ذره ذره وارد طب ّ شده و امروزه می گویند که افرادی که مصرف کننده هستند هم باید سم از بدنشان خارج شود البته اکنون در چندین سال اخیر به این باور رسیده اند که " سم زدائی " یک پروسه است که باید در درمان اعتیاد آن را انجام دهیم و اگر آن سم را از بدن فرد خارج کنیم ، مسائل حل شده و مشکلات شخص برطرف می شود و برمبنای آن تئوری  URD و UROD به میان آمد که اگر بخواهیم سم را از بدن او خارج کنیم ، بدلیل اینکه ممکن است باعث تشنج فرد شود ، باید فرد را بیهوش کنیم تا سم را از بدن او خارج کنیم . 

ما اگر بخواهیم بگوئیم که عملیات سم زدائی برای درمان اعتیاد انجام بگیرد ، باید در ابتدا ثابت کنیم که موادمخدر سم است . اگر موادمخدر سم باشد ، فردی که آن را مصرف می کند می شود ؛ مسموم و عملیاتی هم که برای مسموم انجام می گیرد ، عملیات سم زدائی است . ما اگر موادمخدر را نگاه کنیم همانطور که بارها مطرح کرده ام ، هیچکدام از آنها سم نیستند . تریاک اصلاً سم نیست .

همچو نِی زهری و پادزهری که دید ؟ مگر می شود یک ماده هم زهر باشد و هم پادزهر ؟! تریاک یک نوع پادزهر است و مگر می شود که تریاک هم زهر باشد و هم پادزهر ؟!

پس ؛ تریاک سم نیست . شاید اسم عامیانه و کوچه بازاری آن سم باشد اما نام علمی آن سم نیست چون تریاک به میزان 3 تا 23 % مورفین دارد ، 0/3 تا 3 % کدئین دارد ، همینطور کُدامین ، پاپاورین و نارسئین ، تبائین که ترامادول از نارسئین ساخته شده است و متادون از روی تبائین و بین 25 تا 50 نوع ترکیب داروئی دارد که 25 % وزن تریاک را آلکالوئیدهای آن تشکیل می دهند . اگر 100 گرم تریاک را در نظر بگیریم ، از این 100 گرم ، 25 گرم آلکالوئیدهای آن است و مابقی آن رزین ، کائوچو ، کلسیم ، پتاسیم ، فسفات و یکسری اسیدها و مواد دیگر است و اینها هیچکدام نقش سم را ندارند . می گویند اگر فرد زیاد مصرف کند ، مانند سم عمل کرده و شخص می میرد . باید گفت : بله هر چیزی اگر زیاد استفاده شود همانند سم است مانند هوا . اگر بینی شما را گرفته و با یک کمپرسور به میزان زیاد هوا را وارد ریه شما کنند ، ریه شما را ترکانده و منجر به مرگ می شود . همینطور آب ؛ اگر بیش از اندازه نوشیده شود ، مسمومیت ایجاد می کند و به همین ترتیب مصرف نان و یا هر چیز دیگری .

دیازپام و لورازپام و یا هر داروی اعصاب و روانی هم که زیاد مصرف شود ، اثر کشنده دارد . قرص فشار اگر زیاد استفاده شود ، همینطور . پس هرچیزی که از تعادل خارج شود ، منجر به مرگ خواهد شد و به این دلیل نمی توان گفت که تریاک سم است .

حال برای بیهوشی از فرد سؤال می شود که مصرفت چیست ؟ می گوید : هروئین . می گویند باید سم زدائی کنی اما اگر بگوید " دی استیل مورفین " است چه ؟!

هروئین هم همینگونه است . آیا هروئین سم است ؟ شاید همه بگویند آری سم است اما من می گویم که سم نیست ! هروئین نام کوچه بازاری آن است و از نام هیرو (قهرمان) در آلمان گرفته شده و ترکیبات آن " دی استیل مورفین " است . پس هروئین همان دی استیل مورفین است و 100 گرم مورفین 90 گرم هروئین می دهد و خیلی سریع تر از مورفین جذب بدن می شود . پس این هم سم نیست . یا حشیش . ماده اصلی حشیش " THC " است که در شربت سینه و برای بیماری آسم بکار می رود یا شیشه " متاآنفتامین " که آن هم یک دارو است و ریتالین هم تقریباً مانند شیشه است و خود ریتالین مانند کوکائین است و سم نیست . پس هیچکدام از اینها سم نیست !

 

 

اگر یک فرد در بیمارستان در اثر بیماری 10 سال مورفین تزریق کرده است ، بخواهد مورفین خود را قطع کند ، اگر به او گفته شود که از فردا مورفین مصرف نکن و هرچه مورفین در بدن او هست سوزانده شود ، چه وضعیتی پیدا می کند ؟ این کار را هیچکس انجام نمی دهد و اگر بشود ، می گویند باید مورفین را در طول زمان تیپر کرده و ذره ذره به صفر برسانیم اما در مورد هروئین می گویند که باید یکمرتبه قطع شود چون روی نام هروئین حساب می کنند و فکر نمی کند که همان " دی استیل مورفین " است یا اگر بگوئیم " کورتون " مصرف می کند و می خواهیم یکمرتبه قطع کنیم ، می گویند نباید یکمرتبه قطع کنید . همینطور در مورد کدئین و غیره اما در مورد تریاک می گویند باید یکمرتبه قطع کنید باوجودی که تریاک کوکتل بوده و بدتر است ! بنابراین ؛ این مسئله پیش آمد و ما مرحله " سم نزدائی " را مطرح کردیم و در مورد فرد معتاد ، باید عملیات سم نزدائی انجام گیرد . دلیل آن هم این است که ؛ موادمخدر ، الکل و حتی قرص های روانگردان ، کوکائین و حشیش از سدّ خونی مغز عبور کرده و وارد مغز می شوند و وقتی وارد مغز شدند ، در کار مغز مداخله می کنند . شما اگر چغندر بخورید ، وارد مغز نمی شود . میکرب ، ویروس و باکتریها وارد مغز نمی شوند و مویرگهائی که خون را به مغز می رسانند ، شدیداً فیلتر می کنند بنابراین ؛ اگر شما آب پرتقال و انگور و سرکه و قره قوروت بخورید ، طوری نمی شود اما اگر مشروب بخورید ، مست می شوید . دلیل آن هم این است که از سدّ خونی عبور می کنند .

انسان چرا مست می کند ؟ آدم مست یعنی چه ؟ یک انسان مست فحاشی کرده و چاقوکشی می کند و خیلی کارهای دیگر اما وقتی فردای آن روز از او بپرسید ، می گوید من نکردم ! من این مشکل را با پدرم داشتم . وقتی که مست به منزل می آمد ، هرچه پول داشت به من و خواهر و برادرهایم می داد و صبح که می شد تمام پولها را از ما پس می گرفت و یا هرچه قول می داد ، زیر آن می زند و من دو بیتی زیر را سر همین قضیه پدرم گفتم :

 

شبی درحال مستی عهد بستم                چو هوش آمد بجا عهدم شکست

اگر بار دگر دیدی که مستم                       سر عهدی که بستم ، باز هستم 

 

پس اتفاقی که می افتد و یک فرد مست می کند این است که ؛ الکل در میان سیناپس ها و نوروترانسمیترها وارد شده و در بیوشیمی مغز مداخله می کند و باعث می شود تا مشاعیر ما کار نکند یا اینکه بگونه ای دیگر می بینیم . زمانی که این امر در طولانی مدت اتفاق بیفتد ، در آنجا جایگزین شده و دیگر ناقل های عصبی بدن شخص از تعادل خارج می شود . بعنوان مثال ؛ میزان سوروتونین پائین می آید و فرد دچار افسردگی می شود . بنابراین ؛ برای درمان یک معتاد ، باید آن ناقل های عصبی مانند : دینورفین ، انکفالین ، آدرنالین و ... که از تعادل خارج شده اند ، به وضعیت تعادل برگردانده شوند . خارج کردن سم از بدن یک مصرف کننده باعث ایجاد یک شوک فیزیولوژی می شود یعنی اگر یکمرتبه مصرف الکل و یا تریاک را قطع کنیم .

شما زمانی که الکل را به یکباره قطع کنید ، فرد به تشنج می افتد که ممکن است در اثر این پرش ها ، اگر روی تخت درازکش باشد ، به زمین پرتاب شود بنابراین ؛ فرد الکلی را با طناب و تسمه می بندند و مانند مرغ پرکنده به زمین و هوا می پرد . این تشنج در اثر تغییر در ناقل های عصبی است و زمانی که آن را یکمرتبه قطع می کنیم ، از بیرون به آن نمی رسد و دچار نقصان شده و از داخل از کار می افتد و همه اینها را در کتاب 60 درجه توضیح داده ام . بنابراین ؛ این عملیات " سم زدائی " یک نقطه گمراه کننده و مبهم بوده است . پس در درمان اعتیاد ؛ نباید به موادمخدر به چشم سم نگاه کنیم . اگر به چشم سم نگاه کنیم ، ما را از قضیه پرت می کند . باید ببینیم که عدم تعادل در ناقل های عصبی ، در اثر استفاده مکرر بوجود آمده است و برای بوجود آمدن آن هم زمان زیادی طول می کشد و لااقل باید چندین بار مصرف کند تا دچار اعتیاد گردد که البته قدم هزار فرسخی هم با یک قدم آغاز خواهد شد .

کاری که ما در کنگره 60 انجام می دهیم این است که ؛ این سیستم را به تعادل می رسانیم و برای این کار هیچگونه علائم پاراکلینیکی نداریم البته اگر آزمایش کنیم ، در خون مشخص می شود اما ما از وضعیت آن متوجه می شویم و نمی توانیم اندازه گیری کنیم که انشاءالله در آینده به جائی برسیم که بتوانیم میزان دوپامین و یا سروتونین را دقیق اندازه گیری کنیم همانطور که اکنون پارامترهای خون را خیلی ساده اندازه گیری می کنند و آن روز ما می فهمیم که اگر برفرض ؛ فرد دچار بیماری سرع شده ، بدلیل این است که این پارامترهای ناقل های عصبی در بدن او کار نمی کند یا اگر فردی دچار بیماری کولیت روده شده است ، در اثر کمبود این پارامترهاست و اگر آنها را بالانس کنند ، این بیماری برطرف می شود . هم اکنون ما می دانیم که اگر میزان دوپامین پائین باشد ، شخص دچار بیماری " پارکینسون " می شود و اگر میزان آن بالا باشد ، فرد دچار " اسکیزوفرنی " می شود و آن زمان است که می توان آن را اندازه گیری کرده و به تعادل لازم رساند تا افراد به سلامتی برسند . بنابراین ؛ ما نمی دانیم که چه اتفاقی می افتد اما می دانیم که اگر این کارها را انجام بدهیم ، این قضیه درست می شود . 

ما این را یاد گرفته ایم که اگر دو استخوان را کنار هم بگذاریم ، کار جوش خوردن استخوان بعهده خود استخوان است و ما نمی دانیم که یک استخوان چطور جوش می خورد یا اگر یک قسمت از بدن بریده شود و آن را بخیه بزنیم ، خود بدن آن را جوش می دهد و کار ما فقط این است که بخیه بزنیم و یا استخوان را سرجایش قرار دهیم و عملیات جوش خوردن استخوان و یا گوشت بدن ، بعهده خود سیستم بدن است که ما آنها را نمی شناسیم چون پزشک نیستیم . این را می دانیم که اگر 200 سی سی خون از یک فرد بگیریم ، منجر به مرگ او نمی شود و اگر هفته ای یکبار هم این کار را انجام دهیم ، بدن آن را پر می کند اما اگر یکمرتبه ، 2 لیتر خون بگیریم ، ممکن است فرد دچار شوک شده و بمیرد . ما این را فهمیدیم که اگر تریاک یا شربت تریاک را با یک دوز و یک زمان حساب شده کاهش بدهیم (در طول حداقل 10 ماه) و. به صفر برسانیم ، خودش خودش را بازسازی خواهد کرد . اگر داروی دیگری هم بدهیم مانند کورتون یا متادون و در زمان مناسب و با برنامه مناسب ، ممکن است 10 الی 20 درصد درست شوند اما 100 درصد نمی توانند .

دلیل اینکه تریاک می تواند این کار را انجام بدهد این است که :

اولاً : تریاک بین 25 تا 50 آلکالوئید و ترکیبات مختلف داروئی دارد . بعنوان مثال ؛ برای تنظیم ضربان قلب دارای پروتوپین است ، مورفین دارد که نشاط آور و شادی آور است ، پاپاورین دارد که برای مسائل جنسی آقایان مسئله بسیار حائز اهمیتی می باشد و خیلی مواد دیگر که تریاک دارد اما بقیه ندارند . تریاک اصلاً تریاک نبوده ! وقتی ما کلمه تریاک را بکار می بریم ، فوری می گوئیم اعتیاد و موادمخدر . تریاک از ابتدا و چندین هزار سال قبل یک دارو بوده است و در سیستم پزشکی و داروئی مورد استفاده قرار می گرفته است . بیماری هائی زیادی در قرن های گذشته در مصر و ایران و چین توسط داروی تریاک درمان شده است و بشر در اثر سوء استفاده از این دارو ، آن را بدنام و بی آبرو کرد . اگر ما بتوانیم از این دارو در شرایط مناسب و درست استفاده کنیم ، باعث شفا می شود ، همانطور که داریم استفاده می کنیم . برای همین است که گفتیم : تریاک یک زهری است که اگر در دست حکیم حاذق باشد ، شفاست و اگر در دست مردم عادی باشد ، ویرانی است .

اگر مردم معتاد شدند ، تریاک مقصّر نیست . اگر یک نفر یک جنگل یا خانه را با یک گلوله آتش به آتش بکشد ، آیا مقصّر آتش است یا فاعل آن ؟ اگر بشر از تریاک سوء استفاده کرده ، آیا مقصّر تریاک است یا بشری که از آن سوء استفاده کرده ؟! به هرحال ؛ من معتقد هستم که برای بازسازی سیستم عصبی ، برای درمان الکل ، شیشه ، کراک ، کوکائین ، حشیش و خیلی از چیزهای دیگر ، تنها داروئی که می تواند جوابگو باشد و درست مورد استفاده قرار بگیرد ، تریاک است و ما باید دیدگاه خود را نسبت به درمان اعتیاد تغییر دهیم و تعریف دیگری از آن ارائه دهیم تا بتوانیم به نتیجه لازم برسیم .