خدمت کنگره به من و خدمت من به کنگره (مادی و معنوی)

بسم الله الرحمن الرحیم

اولین جلسه از دور دوم کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60 ( شعبه شهرری ) با استادی خانم فاطمه، نگهبانی خانم مریم و دبیری خانم مریم با دستور جلسه " خدمت کنگره به من و خدمت من به کنگره (مادی و معنوی)".در تاریخ 91/10/3راس ساعت 17 آغاز به کار نمود

سخنان استاد:
ازحضور در هر جلسه اکراه داشتم وهیچ اعتماد به نفسی نداشتم .ولی هرگزفراموش نمی کنم روزی را که در شعبه آکادمی مشاوره شدم .تنها چیزی که دیدم ، محبت و سخنان مهرآمیزمشاور بود. او را در کنارم یافتم. بامن همدردی نمود.تا این که به فضل خداوند درگروه همسفران قرار گرفتم.
به تدریج نکاتی را که باید رعایت می کردم را آموختم. اولین خدمت کنگره به من آرامش وآموزش نکات مهم زند گی واصول چهارده گانه  بود که هر یک به منزله ی کلیدی بودند که قفل مشکلات وسختی های زندگی مرا باز کرد.
بار معنوی و ارزشی که در هریک از این وادی ها وجود دارد مرا به زندگی سالم باز گرداند.بخشش وخدمت کردن به کنگره همه به خودمان بر می گردد.حتی جابه جا کردن یک صندلی ،اهدای پول وریختن پول در سبد در در جه اول خدمت به خودمان است.
نجات مسافران از دام اعتیاد زکاتی را به گردن ما می نهد که هر لحظه باید این زکات را پرداخت کنیم.پس سعی کنیم که هر خدمتی که از کنگره گرفتیم متقابلأ و با اخلاص هر چه تمامتر این خدمت را جبران کنیم.
مشارکت کنندگان :
بعد از مدتی که به کنگره می آیم ، نتیجه آموزش های کنگره را به عینه در زندگی خود می بینم . این آرامش که در زندگی ما تدریجا پیدا شد ، از آموزش های کنگره و خدمت این نهاد به ماست . بنابراین متقابلا ما نیز باید به کنگره و افرادی که به جمع ما اضافه می شوند خدمت کنیم .
کمک کنگره به من هم مادی بود و هم معنوی . زیرا وقتی که فکر مسافرم درست شد فهمید که درآمد خود را چگونه خرج کند و چگونه و از چه راه سالمی درامد داشته باشد . چیزی که قبلا اصلا در زندگی او وجود نداشت .
کمک کنگره به من ، دادن توکل و ارامش بود . صبوری و شکیبایی را در کنگره یافتم . ما هر جا که می رفتیم ، برای هر خدمتی که به ما می دادند ؛ حق الزمه ای را پرداخت می کردیم ولی اینجا کلی خدمت به ما ارائه می شود ولی رایگان است و در عین حال اثربخش . بنابراین باید به شایستگی تمام این زحمات را جبران نماییم .
خدمت کنگره غیرقابل توصیف است . ساختن انسان و احیای آن واقعا شبیه معجزه است . اگر من بخواهم بخشی از کارهای کنگره را جبران کنم می توانم از سبد مالی که در بین ما می چرخد حمایت کنم . بهترین خدمت من به کنگره این است که خروجی خوبی باشم یعنی آنقدر حال خوبی داشته باشم تا به یک الگو تبدیل شوم .
تعداد حاضرین در جلسه : 55 نفر
تعداد تازه واردین : 6 نفر

همسفر آذرپور

چهارمین سال تولد آقای مازیار با استادی آقای مهرداد بوجاریان

سیزدهمین جلسه ی همسفران و مسافران شعبه شهرری با دستورجلسه "جهان بینی ورزش" و چهارمین سال تولد آقای مازیار با استادی آقای مهرداد بوجاریان ، نگهبانی محمد و دبیری سعید ،  در تاریخ 26/9/91 راس ساعت 17 برگزار گردید .

سخنان استاد :
خوشحالم که امروز برای تولد مازیار عزیز اینجا هستم . مازیار از بچه های قدیمی کنگره است .آمدن به اینجا ، برای خودم نیز کمکی بود . وقتی امروز به این شعبه قدم گذاشتم ، دقیقا همانطوری بود که دلم می خواست .

دستور جلسه این هفته ورزش است . ورزش یک تعریف فیزیولوژی دارد و یک خاطره . روند کار ورزش کنگره ، از یک زورخانه شروع شد و سپس به پارک طالقانی رسید . در ابتدا جریان مانند یک بازی بود . گروهی ورزش باستانی را راه انداختند . در ابتدا ورزشکار نبودیم . یک مصرف کننده ی درمان شده بودیم که هیچ ورزشی را نمی شناخت . دور هم جمع شدیم و سپس خانواده ها به جمع اضافه شدند . کم کم امکانات بیشتری فراهم گردید . ما صاحب بازی و تیم شدیم ، کارها و لذت هایی که تجربه نکرده بودیم را تجربه کردیم . متوجه شدیم که در لژیون هایمان ، ورزشکاران مختلفی وجود دارند . در طول این راه در کنگره ، زحمات زیادی کشیده شد . اکنون 7 سال گذشته است و حالا پارک طالقانی مملو از جمعیت است . این ها حاصل زحمات گروهی است که شاید بعضی از آنها اکنون نباشند .

امیدوارم تمام کسانی که در این راه زحمت کشیدند ، همیشه سالم و زنده باشند .
صحبت های آقای مازیار :
من آرزو میکنم تا موقعی که زنده ام ، در خدمت کنگره باشم .
من در خانواده ای تقریبا سطح بالا به دنیا آمدم . در خانواده من حتی سیگار هم معنایی نداشت . نخاله ی خانواده ، من بودم . در 16 سالگی با موادمخدر آشنا شدم و به سرعت به یک مصرف کننده حرفه ای تبدیل شدم . دوران اوج مصرفم در دوران دانشگاه در شهرستان بود . در آنجا خانه مجردی داشتم و مصرف من به اوج رسید . سال سوم دانشگاه ، از دانشگاه اخراج شدم سپس وارد سربازی شدم . 26 ماه خدمت کردم . 4 سال که از مصرفم گذشت ، به فکر ترک افتادم ولی نمی توانستم . آخرین ترکم 25 روز طول کشید . یک روز در دوران ترک ، ایست قلبی کردم و در بیمارستان ، دوباره زنده شدم . از آن به بعد از ترک به شدت می ترسیدم .
 تا اینکه یکی از دوستانم مرا با کنگره آشنا کردم . اوایل آدم سربه راهی نبودم . در تیم راگبی وارد و موندگار شدم . چند سالی گذشت و من راه و رسم زندگی را در کنگره یاد گرفتم . جا دارد بگویم ، من در کنگره عشق و محبت را به معنای واقعی پیدا کردم . من در مسیر کنگره ، تنها بودم ولی پشتکار داشتم و هیچ وقت کنگره را رها نکردم . اینجا متوجه شدم که عشق و محبت وسیله نیستند بلکه خودِ هدف هستند . محبت کردن یعنی لذت زندگی . خدا را شکر می کنم که در جمع شما هستم . تا به حال انقدر مورد توجه نبودم .

 از راهنمای عزیزم که مرا صبورانه تحمل کردند و همچنین مهندس دژاکام تشکر می کنم. از همسفر زندگی ام بسیار سپاسگذارم . از ایجنت شعبه شهرری و کمک راهنمایان نیز متشکرم . امیدوارم بتوانم در تولد تک تک شما عزیزان جبران کنم .


در پایان جلسه ، به دلیل همزمان شدن تولد مازیار عزیز و راهنمای ایشان _ آقای مهرداد بوجاریان_  مرزبانان و ایجنت شعبه ،جشن تولد کوچکی نیز برای آقای مهرداد برگزار کردند . 
تعداد حاضرین در جلسه: 160 نفر
تعداد تازه واردین : 6 نفر 

همسفر آذرپور

دستور جلسه هفتگی : جهان بینی ورزش . برای چه ورزش می کنیم ؟

جهان بینی ورزش یعنی برداشت ، ادراک و نگاه ما از ورزش چگونه است .

مثلث درمان در کنگره 60 ، از سه ضلع تشکیل شده است : جسم ، روان و جهان بینی . ورزش روی هر سه مولفه تاثیر دارد زیرا ورزش باعث می شود که مواد شبه افیونی بدن بهتر کار کند . زمانی که بیوشیمی بدن درست کار کند ، انسانی سالم ، شاد و شاداب خواهیم بود .
انجام فعالیت بدنی ، تولید یک ماده شیمیایی به نام "سروتونین " را در بدن بیشتر می کند و "اندرفین" و "سیتوکلین" افزایش می یابد . این مواد طبیعی باعث بالا بردن سطح هوشیاری و احساس انرژی و شادابی بیشتری برای انجام کارهای روزمره می شود .
زمانی که جسم انسان سالم باشد ، روان هم سالم است . چون ورزش در کلیه اجزای جسم و روان و ذهن و همینطور در مراحل زندگی انسان تاثیر غیرقابل انکار و به سزایی دارد .
ورزش تنها یک فعالیت جسمی ساده نیست بلکه توانایی های پیچیده مغز را در کارهای گوناگون از جمله هماهنگی ، چالاکی ، درست عمل کردن و درست تصمیم گرفتن را بهبود می بخشد . اعتیاد ، همه این ها را از فرد مصرف کننده گرفته بود . زمانی که شخص مصرف کننده سفر خود را اغاز می نماید به تدریج زیر نظر راهنما ، شروع به ورزش های سبک می کند .
به گفته مهندس دژاکام ، در برنامه کنگره 60 ؛ ورزش گنجانده شده است . ورزش جزء درمان محسوب نمی شود اما به درمان کمک می کند مانند خیلی از چیزهای دیگر که به کمک ورزش درمان می شوند . اگر انسان می خواهد اسیر بیمارستان و آزمایشگاه نشود ، باید ورزش کند .
ما به این دلیل ورزش می کنیم که هر انسانی باید ورزش کند و در زندگی امروز ورزش کردن از واجبات است . ورزش است که می تواند بیوشیمی بدن ما را تقویت کند و آنطور که می خواهیم زندگی کنیم . پس برای داشتن سلامتی و قامتی استوار و بدنی قوی باید ورزش نمود .
کاری که می توان انجام داد این است که ورزش کنید و تغذیه مناسب داشته باشید و افکار و اندیشه خود را از نظر جهان بینی بهبود بخشید و دیدگاه خود را تغییر دهید .

همسفر آذرپور

وادی چهارم : در مسایل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن ، یعنی سلب مسئولیت از خویش است

چهاردهمین جلسه از سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60 ( شعبه شهرری ) با استادی خانم فرزانه، نگهبانی خانم فاطمه سادات و دبیری خانم مریم با دستور جلسه " وادی چهارم : در مسایل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن ، یعنی سلب مسئولیت از خویش است ".در تاریخ 91/9/19راس ساعت 17 آغاز به کار نمود

سخنان استاد :

در وادی چهارم ، با مطالب پراهمیت مواجه می شویم . چیزی که در این وادی برای من جالب بود ، شناخت انسان و اینکه چگونه خود را بشناسیم ؛ بود  . در این وادی به دو صور اشاره شده است . یکی صور آشکار انسان و دیگری صور پنهان . صور آشکار آن چیزی است که می بینیم برای مثال قلب ، مغز ، دست و پا و ... صور پنهان که قابل رویت نیست مانند عقل ، روح ، نفس و ... در این وادی مرحله نفس برای ما توضیح داده شده است که انسان باید با این مرحله آشنا شود و بداند که چقدر عظیم است . 
تصور می کنیم که به این دنیا آمده ایم تا فقط عذاب بکشیم و دیگران را مقصر بدانیم . اما این وادی به ما می آموزد که مسئولیت هر کاری بر عهده خودمان است . زمانی من به یک نفر خدمت بسیار مهمی کردم ولی در برابرش ضربه شدیدی خوردم . باورش برایم سخت بود ، تا اینکه با راهنمایم صحبت کردم و متوجه شدم که خودم مسئول هستم و عملکرد من نابجا بوده است . این را دانستم که خودم باید مسئولیت هر کاری را بپذیرم . در مورد مسافران هم باید خودشان مسئولیت را قبول کنند تا به تدریج سفر نمایند و سیستم شبیه افیونی شان راه اندازی شود تا به تعادل برسند . 
ما باید از طبیعت الهام بگیریم . عقاب ، هفتاد سال زندگی میکند . بعد از چهل سال ، ناخن ، پر و منقارش ضخیم می شود و به بالاترین قله کوه می رود و ناخن خود را روی سنگ می ساید و پرهای خود را می کند و نوک خود را به سنگ می کوبد . پنج ماه این کار را انجام می دهد تا یک عقاب جدید می شود و  سی سال دیگر زندگی می کند . 
در پایان استاد فرمودند : زندگی ما پر از قفل هایی است که خودمان زده ایم و کلید تمامی این قفل ها نیز در دست خودمان است . مسئولیت پذیر باشیم و با تفکر درست این قفل ها را یکی یکی باز کنیم . 
مشارکت کنندگان :

وادی چهارم به ما می آموزد که به طرف تفکر و تعقل حرکت کنیم و راه خود را پیدا نماییم . زیرا انتخاب با خودمان است . قبلا فکر می کردم هر کاری که پیش می آید ، دیگران مقصرند ولی حالا با آموزش هایی که از کنگره گرفتم یاد گرفتم که ابتدا باید مسئولیت هر کاری را بپذیرم و از ضد ارزشها دور شوم و به طرف ارزش ها حرکت کنم .

اگر تفکر سالم باشد ، وارد وادی اعتیاد نمی شویم . ریشه تمام مشکلات در خودمان است . با آموزش سعی کرده ام مشکلات را در خودم پیدا کنم و با تفکر بتوانم بهترین راه حل را بیابم .

مسئولیت واژه پرمعنایی است . قبل از کنگره همه را در کارهایم دخیل می دانستم . بیشتر اوقات خودم را سرزنش می کردم و متاثر میشدم . با خواندن وادی ها و گوش کردن سی دی های کنگره ،  یاد گرفتم دیگر خود را سرزنش نکنم و مسئولیت پذیر باشم و در صبر ، بی صبری نکنم .


ضمنا در این جلسه ، دومین دوره انتخابات نگهبانی جلسات خانواده برگزار گردید .


تعداد حاضرین : 50 نفر
تعداد تازه واردین : 6 نفر


همسفر آذرپور

سالگرد بنیان کنگره 60 و افتاح مکان جدید نمایندگی شهر ری

استاد جلسه : کورش آذرپور 

نگهبان : محمد داداشی 

دبیر : سعید 

سخنان استاد : 

افتتاح نمایندگی شهرری در تاریخ 12/9/91 با پانزدهمین سالگرد بنیان کنگره 60 تقارن زیبایی پیدا کرده . در ابتدا به بنیانگذار کنگره تبریک می گویم . می دانم که شروع کار کنگره بسیار سخت بوده است . سختی کار ،شکل نوع درمان بود یعنی درمان اعتیاد با خود موادمخدر که باورش کار سختی است . آن حس و حال اولیه که کسی قبول نداشت و با تعداد کمی جلسات شروع می شد . 

ده سال است که در کنگره هستم . در این سالها کنگره 60  رشد سریعی داشته است . حالا 30 شعبه داریم که حتی بعضی از شعب را نمی شناسیم . کنگره 60 مستقل است و توسط خود اعضا اداره می شود و زیبایی کار هم همین است که همه چیز به دست افراد است ، چه مادی چه علمی . 



15 سال از عمر کنگره می گذرد که در این مدت رشد زیادی کرده است و حتی در کشورهای خارجی نیز شناخته شده است و متون کنگره به زبان انگلیسی ترجمه شده است . 

اشخاصی بودند که به من کمک کردند تا از بند اعتیاد رها شوم . می توانستم این رهایی را فقط برای خودم بخواهم ولی در کنگره ماندم و این رهایی را با هزار نفر شریک شدم و به آنها کمک کردم . من دین دارم تا به کسانی که وارد کنگره 60 می شوند کمک کنم و همانطور که قبل ها به من آموزش داده شد ، من نیز این آموزش را در اختیار آیندگان قرار دهم . 

شعبه شهرری ، به مدت 21 روز تعمیرات داشت . اشخاصی که در این مدت کمک کردند ، واقعا با دل و جان این کار را انجام دادند .

 این مکان را با 30 میلیون پول پیش و 1 میلیون اجاره ، بدست آوردیم . از این 30 میلیون ، 15 میلیون آن را خود اعضای نمایندگی شهرری پرداختند ، خود من هم این را باور نداشتم ولی عملی شد . 



کنگره این آموزش را می دهد که روی پای خود بایستیم و همه کارها را خودمان انجام دهیم . 

استاد ، در پایان از آقای عطایی (صاحب ملک شهرری ) ، مرزبانان ، مسافران و همسفران شعبه شهرری تشکر نمودند . 

تعداد حاضرین : 200 نفر

 همسفر : آذرپور

چگونه شکرگزاری کنیم و شربت او تی

به نام خدا

در کنگره 60 ، 52 دستور جلسه در سال برگزار می گردد . هر دستور جلسه در طول یک هفته تکرار میشود . هر کدام از این دستور جلسه ها ما را به جهان بینی نزدیک تر میکند .

این هفته دستور جلسه "چگونه شکرگزاری کنیم و شربت او تی است . در سالهای قبل این دستورجلسه تنها شکرگزاری بود ولی امسال شربت او تی نیز به آن اضافه شده است .

ممکن است با شنیدن این دستور جلسه تعجب کنید و بگویید چرا شربت او تی همراه با شکرگزاری عنوان شده است . من هم با شنیدن این دستور جلسه به خودم گفتم چرا ؟ به فکر فرو رفتم تا علت آن را پیدا کنم . با خود گفتم باید ترکیبات شربت را بدانم یا طریقه مصرف آن را ... سی دی شکرگزاری را گوش کردم و با مشورت دانستم که به چه علت شکرگزاری و شربت او تی کنار هم قرار گرفته اند  . این شربت داروی درمان اعتیاد و همینطور درمان بسیاری از بیماری هاست . اشخاصی که این دارو را درست کرده و مسافرانی که در این پروسه فعالیت میکنند ، زحمات زیادی برای ما می کشند که ما اکثر آنها را نمی شناسیم . بایستی قدردان زحمت آنها باشیم و از آنها تشکر نماییم . همین طور از شربت او تی  که بودنش کمک بزرگی است برای بهبود بیماری اعتیاد و انواع بیماری های دیگر .

در سی دی ، آقای مهندس فرمودند : شکرگزاری یعنی ارزش چیزهایی را که داریم بدانیم . شکرگزاری دانستن ارزشهاست . وقتی مشکلی داریم ناشکری می کنیم و می گوییم چرا اینطور شد . انسان متوجه عضوی از بدن خود نمی شود مگر آنکه آن عضو مشکل داشته باشد . برای مثال انسان تا زمانی که معده اش درد نگرفته است ، اصلا نمی داند که معده ای هم دارد و همینطور اعضای دیگر .

انسان باید شکرگزار نعمت هایی که دارد باشد . شکرگزاری به مفهوم تشکر و سپاس ، قدردانی و دانستن ارزشهاست . در مورد شکرگزاری تفکر نماییم و بدانیم که بخشنده ی نعمت ها کیست و هر نعمتی برای چه هدفی به ما داده شده است . نعمت های خداوند بی شمار است . بارها این جمله را شنیده اید که می گویند اگر تمام آب دریاها و اقیانوس ها مرکب شوند و تمام درختان و جنگل ها قلم ، باز هم نمی شود نعمت های خداوند  را نوشت چون مرکب و قلم ها تمام می شوند .

اگر به جسم خود توجه کنیم می بینیم که خداوند نعمت های زیادی به ما داده است . نعمت دیدن ، شنیدن ، صحبت کردن و ... استفاده درست از این نعمت ها یعنی تشکر کردن از خداوند . در تمام زندگی در هر شرایطی که قرار داریم ، چه تلخ چه شیرین ، قدردان و شکرگزار خداوند باشیم . زیرا باعث میشود که از نردبان آگاهی و شناخت و دانایی بالا رویم و به آسایش و آرامش برسیم .

اگر از مشکلی که در زندگی پیش آمده رنج می بریم و به این رنج توجه زیادی داریم . آن مشکل و رنج بیش از آنچه که هست بزرگ میشود . بهتر است در میان رنجمان به نعمت ها و داشته هایمان توجه کنیم و آنها را بشماریم . پی ببریم که چیزهای بسیار دیگری هم هست که باید از داشتن آنها شکرگزار باشیم . این را به یاد داشته باشیم که اگر دری بسته میشود ، خداوند درهای دیگری را باز خواهد کرد .

قبل از آمدن به کنگره ، خانواده ها و مسافران راه های زیادی را رفته تا به رهایی برسند . اگر این سوال را از هر کدام بپرسید که چگونه با کنگره آشنا شدید ، می گویند از طریق یک دوست ، آشنا ، برنامه تلویزیونی و ... هر کدام از اینها وسیله ای شدند برای یافتن راه کنگره. شکرگزاری تنها مخصوص خداوند نیست بلکه باید از بندگان او نیز تشکر و قدردانی نمود . اگر از بندگان او تشکر کنیم یعنی از خدا تشکر کرده ایم . کنگره 60 این آموزش را به ما می دهد که یادمان نرود از کسانی که ما را در این راه یاری نمودند تشکر کنیم .

در ابتدا از بنیان گذار کنگره ، مهندس دژاکام و خانواده گرامیشان که این راه را به ما خانواده ها و مسافران نشان دادند تا از بند اعتیاد رها شویم . از دیده بانان و مرزبانان که با نوشتن قوانین و اجرای آنها ، آرامش و امنیت را برایمان فراهم نمودند . از راهنماها و کمک راهنما ها که صبر ، آرامش و ... را به ما آموختند و همچنین از تمام مسافران و همسفران کنگره 60  تشکر می کنیم و در ادامه از تمام دست اندر کاران پروژه او تی نیز ممنونیم و سعی می کنیم در این هفته از مسئولین و زحمت کشان آن قدردانی نماییم . 

تشکر کردن از زحمات این عزیزان می تواند زبانی باشد ، یعنی با زبان خویش تشکر کنیم . سپاس می تواند عملی باشد ، می توانیم برای آنها هدیه ای فراهم کنیم .  باید طبق قوانین و مقررات کنگره عمل نماییم و به موقع در جلسات حاضر شویم ، به صحبت های راهنما گوش دهیم و آنها را اجرا کنیم ...

خداوند توفیق شکرگزاری از نعمت هایش و زحمات دیگران را به ما بدهد . آمــــــین  
همسفر آذرپور

وادی سوم و تاثیر آن بر روی من

به نام خداوند جان و خرد

سیزدهمین جلسه از سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60 ( شعبه شهرری ) با استادی خانم زهرا، نگهبانی خانم فاطمه سادات و دبیری خانم مرضیه با دستور جلسه "وادی سوم و تاثیر آن بر روی من" در تاریخ 91/8/28راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

در وادی اول به مسئله ی تفکر و ساختارها پرداختیم و در وادی دوم به این که هیچ مخلوقی بیهوده خلق نشده ، در وادی سوم نیز به این مسئله می پردازیم که هیچ انسانی به اندازه خودش برای خویش فکر نمی کند .


قطعا چنین است ، زیرا انسان خود باید جست و جو کند ، خود به دنبال کلید گشایش مشکلات خویش باشد . طبیعی است که آدمیزاد موجودی راحت طلب است ، دوست دارد تا دیگران به حل مشکل او بپردازند ولی این امکان پذیر نیست . تا خود شخص نخواهد ، مشکل او حل نخواهد شد .

من همسفر دو مسافر بودم ، همسرم و بعدها پسرم . همسرم برای من چیزی کم نمی گذاشت ، مرد بسیار مهربان و خانواده دوستی بود ، هیچ آزاری از او به من نرسید ولی من از مصرف او ناراحت بودم. در همین اوقات متوجه شدم که فرزندم مصرف کننده شده است . دنیا برایم سیاه شد و به مدت 9 سال از همه بریدم . برای نجاتش به هر دری زدم تا اینکه از طریق تلویزیون با کنگره 60 آشنا شدم . حرکت را آغاز کردم ، آموزش ها را گرفتم و با صبر و استقامت توانستم که به نتیجه دلخواهم برسم . اما این نکته را یاد آور می شوم که کمک راهنمایم به من توصیه کردند که کارها حل خواهد شد ولی این راه آسان نیست باید کفش های آهنی به پا کرد و استقامت را سرلوحه ی کار خود ساخت .

مشارکت کنندگان :

14 وادی برای ما نوشته شده است که هر یک راهکار مناسبی را به ما می دهد . وادی سوم که موضوع بحث ماست از لفظ "باید" نام برده است که ما خود باید راجع به خویشتن خویش بیاندیشیم . خودمان تلاش کنیم و مسئولیت را به دیگری واگذار نکنیم . حرکت ما باید همراه با تفکر باشد . 14 وادی کنگره هر یک مانند چراغی برای راه ماست .

درمانگر اعتیاد خود مسافر است ، درمانگر مشکلات همسفر نیز خود همسفر می باشد . همفکری دیگران و کمک دیگران قوت قلب ماست اما کلید اصلی نیست . در این وادی توانایی های ما قدرت ظهور پیدا می کنند و ما می فهمیم که "من هم می توانم".

قریب به 6 سال به کنگره شعبه آکادمی می رفتم و مسافرم نمی آمد . من آنقدر این راه را رفتم و آمدم و به حرکت خود آنقدر ادامه دادم تا او به کنگره آمد . اکنون 80 روز است که مسافرم رها شده و من که تمام زندگی ، سرمایه و تندرستی خود را از دست داده بودم ، به برکت کنگره 60 آنها را بازیافتم .

3 وادی اول از میان همه ی وادی ها ، آنقدر مهم هستند که به منزله ی گام های مهم اولیه هستند که نتیجه آنها آرامش و رهایی است . مشروط به اینکه قوانین و دستورالعمل های آن را به کار ببریم . عمل به کلیه قوانین کنگره ، هر یک عامل نجات بخش ماست ، به شرط آنکه حرکت از سوی ما شروع شود . موتور هر ماشینی با استارت روشن می شود و دیگر عوامل مثل بنزین ، روغن و آب کمک دهنده هستند پس باید استارت و حرکت از جانب ما باشد .

 

تعداد حاضرین در جلسه : 50 نفر

تعداد تازه واردین : 3 نفر

همسفر آذرپور

تجربه ی من از درمان اعتیاد به روش دی اس تی به استادی خانم حمیده

به نام آن یگانه ی بی همتا

دوازدهمین جلسه از سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60 ( شعبه شهرری ) با استادی خانم حمیده، نگهبانی خانم فاطمه سادات و دبیری خانم مرضیه با دستور جلسه "تجربه ی من از روش های ترک اعتیاد و روش درمان (دی اس تی) و بهترین راه" در تاریخ 91/8/14راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

استاد فرمودند : برای درمان مسافرم راه های زیادی را امتحان کردم ، از جمله سقوط آزاد و یا روش جایگزینی قرص ترامادول که به جای تریاک مصرف میکرد و یا کپسولهای ترک اعتیاد که آنها را از عطاری میگرفتیم و بر این باور بودیم که مصرف این کپسولها اعتیاد همسفرم را از بین می برو اما مسئله ای برایمان پیش آمد که فهمیدیم این کپسولها یک داروی نگهدارنده و جایگزین هستند . در یک مسافرت که قرصها را در خانه جا گذاشته بودیم ، همسرم با مشکلات زیادی روبرو شد و درد و ناراحتی به سراغش آمد . بعدها که جست و جو کردم  فهمیدم که محتویات آن کپسولها  انواع قرص های اعصاب بود که خرد شده و درون کپسولها ریخته شده بود .  قرص ترامادول نیز یک مسکن قوی برای دردها و بیماری سرطان است و تخریب بالایی دارد . همسرم با استفاده کردن از این قرصها، لطمات زیادی بر جسم و روان خود وارد آورد .

از دیگر راه های ترک اعتیاد ، خوابانیدن بیمار در کمپ می باشد که بارها این روش را امتحان کردیم و متوجه شدیم که اکثر افراد کمپها دوباره به اعتیاد برمی گردند .

و اما روش دی اس تی (که برگرفته از نام استاد بزرگوار ، مهندس دژاکام و تایم به معنای زمان و روش تدریجی ) است ، بهترین راه درمان می باشد . همانطور که هر مصرف کننده تدریجا معتاد و مصرف کننده میشود ، درمان نیز باید تدریجی باشد و پله پله از مصرف کاسته شود تا اعتیاد خود را به صفر برساند . این روش به کرات آزمایش شده و درمان تک تک مصرف کنندگان سند و تجربه بی نقض برای این روش است . امید که هر بیماری به راه کنگره هدایت شود و به درمان و سلامتی برسد .

 

 

 

مشارکت کنندگان :

 

من ابتدا فکر میکردم که راه حل درمان و ترک اعتیاد ، حرف زدن و نصیحت کردن است . افراد فامیل را وادار میکردم تا با ملایمت و مهربانی او را نصیحت کنند و به راه راست بازگردانند اما بی فایده بود . با خواندن روزنامه و دیدن برنامه شروع خوب با کنگره آشنا شدم و به آنجا پناه آوردم تا به فضل خدا و زحمات کمک راهنما بیمارم به درمان برسد .

زمانی که مواد مخدر به بازار آمد و خیلی ها را درگیر کرد طبعا مرکزهایی برای ترک یا درمان اعتیاد ایجاد شد . از دیدگاه اولیای هر مرکز روشی خاص برای درمان در نظر گرفته شد مثل آب درمانی ، تعویض خون ، دستکاری مغز بیمار و ... ولی وقتی تیر آنها به سنگ خورد و نتیجه ای حاصل نشد و بیمار مجددا به اعتیاد خود بازگشت ، اعلام می کردند که اعتیاد درمان ندارد و معتاد محکوم به زندگی توام با مصرف است تا وقتی که زندگی را ترک گوید .

از دوران نامزدی همسرم مصرف شیشه داشت ولی من متوجه نبودم تا اینکه بعد از ازدواج فهمیدم او یک مصرف کننده دائمی است . سالها درگیر و ناراحت بودم تا اینکه خودش کنگره را پیدا کرد و ما به کنگره آمدیم و دریافتیم که با صبر و بردباری و توجه به حرفهای کمک راهنما قطعا به درمان خواهیم رسید .

تعداد حاضرین در جلسه : 46 نفر

تعداد تازه واردین : 5 نفر

همسفر آذرپور

خلاصه ای از سی دی فرمانبرداری تا فرماندهی با استادی آقای امین دژاکام

بسم الله الرحمن الر حیم

فرماندهی یک هدف است . در واقع یک مسیر را مشخص می کند که از کجا به کجا حرکت را انجام بدهیم.فرماندهی عام می باشد و می تواند هر چیزی باشد . این مطلب یک قانون کلی است .


فرماندهی در معنا این است که یک انسان به یک سری از نیروهای درونی وبیرونی احاطه داشته باشد .وقادر باشد کاری را که  ازدیگران  می خواهد را انجام بدهند . وآن  کاری را که خودمی خواهد را به انجام برساند.


فرماندهی می تواند صور آشکار وصور پنهان داشته باشد.صور پنهان یعنی فرمان دادن به درون .مثال: شخصی به دست خود فرمان بدهد که لیوان آب را بردار .ویا به چشم های خود بگوید باز شود.


فرماندهی خواسته درونی است .وهمه انسان ها دوست دارند که آن جایگاه ویا فرماندهی را داشته باشند. کاری که انسان انجام می دهد در واقع به نیروی خود مسلط می شود واین مسلط شدن درونی است. کسی که قهرمان کشور می شود به فرماندهی جسم ویا بخشی ،از اعضای جسم خود را تحت فرمان دارد.
انسان سالم و مرتب آن چیزی را که بخواهد ویا کاری را که بخواهد انجام بدهد  بدون اشکال اجرا می شود.وحتی متوجه فرماندهی درون خود نمی شود.اما انسانی که بیمار است  فرماندهی او از بین می رود.برای مثال: فردی که بیماری دیابت دارد دیگر نمی تواند قند یا شیرینی بخورد.


شخصی که بیماری اعتیاد دارد بعد از مدتی متوجه می شود که دیگر نمی تواند کارهایی را که قبلا انجام می داده ، را انجام دهد . وچیزهایی که قابل اجرا بود حالا به صورت نسبی اجرا می شود  . دستور می دهد ولی انجام نمی شود.اگر بخواهد به اجرا در آورد باید مواد جدید  استفاده نماید ویا مواد مصرفی خود را بیشتر کند.به جای تریاک از شیره تریاک استفاده کند.این کار را انجام می دهند تا فرماندهی را به دست آورند.


فرماندهی آن قدر اهمیت دارد وبا ارزش است  که انسان بهای سنگینی راپرداخت می کند وجان خود را به خطر می اندازد .تاآن را به دست بیاورد.
کسی که دچار بیماری اعتیاد می شود فرماندهی خود را از دست می دهد.زیرا این خاصیت مواد مخدراست که به نحو احسن این کار را انجام می دهد.واحساس ناتوانی ، بدبختی و... را بوجود می آورد. وقتی که شخص مصرف کنند  می خواهد حرف بزند نمی تواند چون تارهای صوتی فرمان نمی برند.فکر چیز دیگریست ، اما زبان چیز دیگری می گوید.وهر غذایی را نمی تواند بخورد ... فرماندهی از او سلب شده است.


انسان موقعی که دچار تاریکی می شود در نفس اماره قرار دارد تا زمانی که اعتیاد دارد متوجه آن نمی شود . و به کار خود ادامه می دهد.نفس اماره فرمان می دهد که باید این کار را انجام بدهی ومواد خود را تهیه نمایی واستفاده  کنی. حال انسانی که تحت فرمان نفس اماره است  .چگونه می تواند به فرماندهی برسد وبه دیگران فرمان بدهد.


انسانی که در این وضعیت قرار گرفته است. وتحت یک نیرویی دست و پا بسته اسیر است.ومی خواهد از این نیرو خارج شود و زندگی طبیعی داشته باشد ونیروها را در تحت فرمان واختیار خود بگیرد .تا شو شود اتفاق بیافتد باید به فرمانبرداری برسد.


شرایط فرمانبرداری شخص باید از یک نیروی دیگر اطاعت بکند تا از نفس اماره خارج شود. از یک استاد اطاعت نماید و در مورد استاد خود قضاوت نکند.فرمانبرداری کار راحتی نیست .درعمل ،کار بسیار سخت است.


همسفر آذرپور

یازدهمین جلسه از سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60

به نام خداوند مهر آفرین

یازدهمین جلسه از سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60 ( شعبه شهرری ) با استادی خانم مریم، نگهبانی خانم فاطمه سادات و دبیری خانم مرضیه با دستور جلسه "وادی دوم و تاثیر آن روی من" در تاریخ 91/7/30راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

استاد فرمودند: قبل از ورود به کنگره زندگی ما در شرایط ناراحت کننده ای جریان داشت ولی با آمدن به کنگره 60 وگرفتن آموزش ها به تدریج مسافرم از لحاظ جسمی وروانی به تعادل می رسید. اما ازنظر جهان بینی من ومسافرم تغییر نکرده بودیم ،به همین دلیل مشکلات ومسایلی در زندگی ما اتفاق می افتاد.


با مطالعه کردن نوشتارها و گوش دادند به سی دی ها وعمل کردن به آن ها وبا لطف خداوند ، مشکلات ومسایل هم به تدریج حل شد.من ومسافرم چیز هایی را به دست آوردیم ومعنویاتی را کسب نمودیم که هرگز در زندگی آن ها را نداشتیم.


زمانی که  سخنان آقای مهندس را در سی دی های مختلف گوش می کردم ؛ فهمیدم که هیچ موجودی بی جهت قدم در عرصه حیات نمی گذارد . برای مثال شخصی برای عبادت به بالای کوه رفت در راه کرمی را دید و از خداوند پرسید چرا کرم را آفریدی و خداوند فرمود : کرم هم پرسید چرا تو را آفریدم ؟!
سختی های زندگی هم می تواند مفید باشد . یعنی درد و رنج هم بیهوده برای کسی پیش نمی آید . اتفاقات زندگی و موجودات اطراف برای ما می تواند یک امر قابل تفکر باشد . با آموزش های کنگره دریافتم تمام موجودات هستی هدفمند می باشند و برای اجرای کاری به جهان آمده اند .

مشارکت کنندگان : قبل از آمدن به کنگره فکر می کردم که چرا زندگی افراد متفاوت است . عده ای فقیر هستند و عده ای ثروتمند ، عده ای بدبخت و عده ای خوشبخت اند و در آخر چرا بعد از تحمل این همه سختی باید بمیرند و بسیاری از سوالها و چراهای دیگر . اما با ورود به کنگره فلسفه ی بسیاری از چیزها را فهمیدم . این وادی ، وادی امید است و به ما نشان میدهد که انسان در دنیا ماموریت و رسالتی دارد .


در یک مقطع از زندگی واقعا دچار ناامیدی شدم . هر حرکتی که میخواستم انجام دهم می گفتم که چی ؟ من باید به چه امیدی تلاش کنم ؟ با آمدن به کنگره و خواندن وادی ها ، امید در من زنده شد .


خداوند دو راه جلوی پای انسان گذاشت ، تاریکی و روشنایی . تجربه ی تاریکی ها قطعا ما را به جانب روشنایی ها می برد . طبیعی است که انسان تا سختی نکشد ، قدر راحتی و اسایش را نمی فهمد . خداوند هرگز انسان را رها نکرد بلکه حامی اوست . این انسان است که از خداوند دور میشود و به طرف ضد ارزش ها میرود . با نگاه به جهان اطراف خود و تفکر در آنها پی خواهیم برد که هیچ چیز بیهوده خلق نشده است .

تعداد حاضرین در جلسه : 44 نفر
تعداد تازه واردین : 1 نفر


همسفر آذرپور