همین جلسه از سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60

دهمین جلسه از سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60 ( شعبه شهرری ) با استادی خانم زهرا، نگهبانی خانم فاطمه سادات و دبیری خانم مرضیه با دستور جلسه "از نشریات کنگره 60 چگونه استفاده می کنم" در تاریخ 91/7/16 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

استاد جلسه فرمودند:زمانی که آقای مهندس دژاکام اقدام به درمان خود نمودند تمام آنچه را که به مرور زمان برایش پیش می آمد یاداشت می کردند.ونتیجه آن یاداشت ها ،نگارش کتاب 60درجه زیر صفربود.هدف ازانتشار این کتاب روش نمودن صورت مسئله اعتیاد ودرمان آن است.


من همسفرهیچ اطلاعاتی از اعتیاد ومواد مخدر نداشتم .چیزی که سبب آگاهی من گردید ،پکیج آموزشی کنگره بود. با مطالعه آن متوجه شدم که یک مصرف کننده مواد مخدر، بیماراست.وهمچنین نقاط کور مسئله اعتیاد برایم روشن شد.ویک سری مجهولات وسوالهایی راکه نمی دانستم چگونه یا آنها مواجه شوم ،را برایم حل نمود. و همینطور برخورد مرا با مسافرم تغییرداد.
نشریات کنگره وسی دی های آموزشی اطلاعات و آگاهی بسیاری را در اختیار ما خانواده ها قرار می دهد تا مسافر خود را بهتر بشناسیم و آگاهانه به آنها کمک نماییم.


نشریات کنگره به روز است.وعلمی جاریست. این علم برای همه مفید است.مطالعه نشریات برای کلیه سطوح زندگی لازم و ضروری می با شد.


علم و دانش کنگره60 فقط در چهار چوب اعتیاد نیست. این علم بسیار گسترده است. ودر بر گیرنده ی تمام زوایای زندگی ما می شود .برای پیش برد زندگی ورسیدن به آرامش وتعادل ،ما به یک سری اطلاعات نیاز داریم.این اطلاعات را نشریات کنگره به راحتی در اختیار ما خانواده ها قرار می دهد.


باید از نشریات کنگره درست استفاده کنیم ومطالب آن را عمیق درک نماییم.وبه صورت کاربردی در مراحل زندگی به کار بریم.

تعداد حاضرین در جلسه: 45 نفر
تعداد تازه واردین :2 نفر

همسفر آذرپور

نهمین جلسه از سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60

نهمین جلسه از سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60 ( شعبه شهرری ) با استادی خانم لیلی، نگهبانی خانم فاطمه سادات و دبیری خانم مرضیه با دستور جلسه "وادی اول و تاثیر آن روی من" در تاریخ ۲/۰۷/1391 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


استادجلسه فرمودند: تفکرچیست؟ آیاتفکر حرکت درونی است یابیرونی؟ این را می دانیم که تفکر خوب ومفید موجب سازندگی وساختارمثبت خواهد شد.هر تفکری ، نیاز به برنامه ریزی دارد.به عنوان مثل: اگر تصمیم داریم به مسافرت برویم ،ابتدا باید یک برنامه ریزی دقیق و حساب شده داشته باشیم.وراه ومسیرسفررا بافکرواندیشه درست انتخاب نماییم.

وادی اول می گوید با تفکر ساختار ها آغاز می گردد واگر این طور نباشد زوال ونابودی پیش می آید.تفکر کردن در مورد هر کاری نتایج مثبتی را به دنبال دارد وبر عکس آن((زوال )) را رقم می زند و نابودی را ایجاد می کند.

مسئله دیگر، که بسیار مهم است تنها تفکر کردن کافی نیست . بلکه باید به مرحله عمل در آید و ظهور یابد،زیرا که آغازهر ساختاری فقط یک تفکر درست است .

استاد در ادامه کلمه ی ((متفکران)) را مطرح کردند،که چرا به بعضی از اشخاس متفکر می گویند؟ وچرا این لقب را به آنها می دهند ؟ پاسخ این است که آنها ساعت ها برروی یک موضوع فکر می کنند و بعد تصمیم نهایی را می گیرند ،چون به عمل آوردن یک تصمیم ،بسیار مهم است .ودر زندگی انسان ها نقش ارزنده ای دارد.

آنچه مشارک کنندگان در مورد دستور جلسه بیان کردن به شرح زیر است.

همه وادی ها زنجیر وار به هم متصل اند.اولین وادی می گوید که چگونه همه چیز پیدا می شود،چگونه همه چیز خلق می شود.برای پیدا شدن لازم است که فکر نماییم .همه چیز مثل صفحه سفید نقاشی است این من هستم که این صفحه را نقاشی می کنم ،زشت یا زیبا ،هر نقشی که رقم می زنم نتیجه تفکر من است.

تفکر راجع به مسایل زند گی امری بسیار مهم است. فقط تفکر کافی نیست باید به مرحله ی عمل برسد .تفکر مانند چشمه ای است که نباید جلوی آن سد ساخت بلکه باید آن را به جریان در آورد.

 

سه نیروی ،القاء ،احیاء وتحرک اگر کنار هم قرار گیرند تفکر مثبت را ایجاد می کنند.القای یک تفکر درست موجب تاثیر گذاری وتاثیر پذریری می گردد ،احیاء به معنی زنده شدن که تفکر درست باعث زندگی و حیات یافتن می شود. تحرک یعنی کار بردی کردن یک تفکر که موجب سازندگی و شکل گیری آرامش وآسایش می گردد.

با آمدن به کنگره 60 وارتباط با راهنما وخواندن نشریات و وادی ها ی کنگره موجب شد تا تفکرات مثبت در من همسفر و مسافرم شکل بگیرد.قبل از ورود به کنگره 60اکثرأ به دنبال فکر ها ی منفی بودم به خصوص روی مسافرم . اکنون به این نتیجه رسیده ام که باید با تفکر مثبت زندگی خود را تغییر بدهم.

تعداد حاضرین :40نفر

تعداد تازه واردین:1نفر

 همسفر آذرپور

هشتمین جلسه از سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60

به نام خدا

هشتمین جلسه از سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60 ( شعبه شهرری ) با استادی خانم مریم ، نگهبانی خانم فاطمه سادات و دبیری خانم مرضیه با دستور جلسه "سیستم ایکس" در تاریخ 19/05/1391 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

استاد در ابتدای جلسه فرمودند: روش کار در کنگره 60 گروهی است و یک مجموعه در تلاش هستند تا یک نفر به رهایی برسد. این تلاش بدون توقع و بدون هیچ چشم داشتی صورت می گیرد.

دراین مجموعه افراد رها شده وهمسفران در جایگا ه های مختلفی انجام وظیفه می کنند. یکی از این  جایگاه ها مرزبانی می باشد.مرزبانان ،اداره کنندگان نمایندگی ها ومجریان  اصول ،قوانین وحرمت کنگره 60در هر نمایندگی های مربوطه می باشند.

مرزبانان هریک از نمایند گی ها ،متشکل از 7 نفر می باشند،5 نفر آقا  (مسافر)و دو خانم(همسفر)می باشند.مرزبانی وظیفه بسیار خطیری می باشد .این هفته اززحمات مرزبانان گرامی تشکر وقدردانی به عمل می آوریم.

استاد با این مقدمه به شرح دستور جلسه، یعنی سیستم ایکس پرداختند.وعنوان کردند که این شکل از درمان در   کنگره به کاراندازی سیستم های  تولید کننده مواد شبه افیونی بدن است.

استاد جلسه از قول آقای مهندس دژاکام بیان کردند : این سیستم مانند یک مرکز فرماندهی عمل می کند .ودستورات از این مرکز به دیگر نقاط بدن می رسد و اصلی ترین سیستم حیاتی بدن و حساس ترین عاملی است که مواد مخدر، آن را مورد حمله قرار می دهد.

ازآن جهت به  این سیستم ایکس می گویند  که  مجهول است . وبرای ما ناشناخته .غدد فوق کلیوی،مغز نخاع،هیپوفیز،کار اصلی ترشح مواد شبه افیونی را به عهده دارد.تمام حالات روحی وروانی وجسمی انسان نشات گرفته از تولید مواد شبه افیونی است.

هرگاه سیستم ایکس بدون نقص ودرست کار کند شخص،انسانی طبیعی با رفتار متعادل خواهد بود. واگر درست کار نکند از حالت وتعادل طبیعی خارج می شود.

جسم وروان انسان ،کاملا به هم متصل هستند وبر روی یک دیگر اثر مستقیم دارند. مشکلات جسمی بر روی روان اثر می گذارد ومشکلات روانی بر روی جسم. تمام حالات روحی وروانی ما در اختیار یک سری مواد بیوشیمیایی می باشد .برای مثال: اگر میزان سروتونین در فردی به هر دلیل نقصان یابد ،دچار افسردگی می شود.یا میزان دوپامین در شخص بیش ازحد بالا برود گرفتار بیماری اسکیزو فرنی وهمین طور اگر کاهش یابد ،دچار بیماری پارکینسون می گردد.

در اینجا یک سوال مطرح می شود چرا؟ افرادی که مصرف کننده مواد مخدر نیستند در رفتار خود تعادل ندارند برای مثال: ما همسفران چند سال  در کنار یک مصرف کننده زندگی کرده ایم آن غصه ها ونارحتی ها و عواقب نا گوار اعتیاد در ما تخریب ایجاد کرده وسیستم ایکس را مختل نموده است. کنگره 60 برای راه اندازی این سیستم راه کاری را برای ما همسفران دارد . جهانبینی ،وادی ها وسی دی ها، ورزش .

کنگره 60 با روش تجربه شده و ثابت شده به درمان اعتیاد می پردازد.درکنار کاهش تدریجی مواد مخدر ، حضور در جلسات برای تغییرجهان بینی مسافران وهمسفران تاکید می شود.برای راه اندازی این سیستم بهترین روش ،روش تدریجی کنگره 60 می باشد ،که همراه با آموزش ،شناخت وآگاهی است.

 تعداد حاضرین در جلسه : 40نفر
تعداد تازه واردین :5نفر

همسفر آذرپور

هفتمین جلسه کارگاه های آموزشی ویژه همسفران کنگره 60

به نام خدا

هفتمین  جلسه از سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60 ( شعبه شهرری ) با استادی خانم مرضیه، نگهبانی خانم فاطمه سادات و دبیری خانم فاطمه با دستور جلسه "قضاوت وجهالت" در تاریخ 5/6/1391 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود

قضاوت در معنا ی حکم کردن و جهالت به معنای ندانستن است.

واژه قضاوت یا جهالت می تواند سرمنشا بسیاری از ضدارزش ها باشد.با توجه به  ضدارزشها یی که در درون مان وجود دارد قضاوت از روی جهالت صورت می گیرد.

زمانی که قضاوت می کنیم باعث می شود که انرژی زیادی را از دست بدهیم در حالی که می توانیم از انرژیمان در جهت مثبت استفاده نماییم .هر چه سطح آگاهی ودانایی انسان بالا باشد راجع به دیگران قضاوت نمی کند . 

قضاوت کردن کار آسانی نیست ،علم ،آگاهی و دانش لازم را می طلبد حتی آگاه ترین قاضی ها ،موقع صدور حکم دست ودلشان می لزد.یک قاضی که سالها درس قضاوت  را خوانده است به راحتی حکم صادر نمی کند .

در جزوه جهان بینی مثلثی داریم به نام جهالت ،که در مقابل مثلث دانایی قرار دارد. ناامیدی یکی از اضلاع مثلث جهالت است که باعث قضاوت نابجا می گردد. یکی از قضاوت های نابجا  می تواند درباره مسافر خود باشد که در چهره مسافر به دنبال نشانه های مصرف می گردیم واز روی ناراحتی این نشانه ها را به روی او می آوریم ،که موجب چالش وتنش می گردد.برای مثل : سرخی چشم ، عرق کردن و...

در کنگره می آموزیم که نباید با جهالت قضاوت کنیم. آگر قراراست  قضاوتی صورت بگیرد باید روی خودمان باشد ، نه دیگران .

قضاوت نابجا در حق دیگران نکنیم ،تا در مورد قضاوت نابجا قرار نگیریم.

حاضرین در جلسه: 40 نفر
تازه واردین : 5 نفر

همسفر آذرپور

ششمین جلسه کارگاه های آموزشی ویژه همسفران کنگره 60

به نام خدا

ششمین جلسه از سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره 60 ( شعبه شهرری ) با استادی خانم جلالی ، نگهبانی خانم فاطمه سادات و دبیری خانم فاطمه با دستور جلسه "از سایت کنگره چگونه استفاده میکنم , پیام رسانی در رسانه ها" در تاریخ 15/05/1391 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

استاد فرمودند :

با ابراز خوشحالی ، امیدوارم ماه رمضان سرشار از برکت برای شما باشد .

آذرماه 82 کسانی بودند که زحمت کشیدند تا سایت کنگره 60 شکل گرفت . سایت کنگره در دو بخش فارسی و انگلیسی فعالیت می کند که هر کدام مدیریت خود را دارد . اگر توجه کرده باشید اولین سایت درمانی مواد مخدر است و در کشور ما مرجع مهمی برای سایر سایتها می باشد . سایت کنگره 60 در بین سایتها در زمینه اعتیاد که فعالیت داشتند ، مقام اول را کسب کرد . در سایت کنگره ، گزارش جلسات ، اخبار داخلی ، دستور جلسات هفتگی ، رها یافتگان ، جلسات چهارشنبه و ... وجود دارد . همه می توانند از این اطلاعات استفاده کنند .

بخشی در سایت داشتیم به نام تالار گفتگو که در حال حاضر به دلایل فنی مسدود است . در کنگره 60 وبلاگهایی داریم که در تمام زمینه های اعتیاد کار می کنند ، در زمینه عکس ، تصویر و ...

اکثر لژیون های مسافر و همسفران وبلاگ دارند . رهجوها در لژیون از نظر آموزشی باید فعال باشند . همسفران می توانند تجربیات و مقالات خود را در اختیار کسانی که در سایت فعالیت می کنند بگذارند تا این اطلاعات انتقال داده شوند . اگر نوشته شما بتواند به یک نفر کمک کند ، این کار بسیار مهم و بزرگ است .

2 سال طول کشید تا خود من وارد سایت شوم . از کسانی که مرا در این مسیر تشویق کردند تشکر می کنم . بیاییم همدیگر را تشویق کنیم و با تمرین کردن دنیای زیبایی بسازیم .

سایت کنگره مانند کلاس فوق العاده و رایگان است . همیشه می توان از آن استفاده کرد .

 

تعداد همسفران : 50 نفر

تعداد تازه واردین : 6 نفر  

همسفر آذرپور

همسفر حمید ،  مبینا...


 ماه رمضان بود و تابستان و با آنکه ساعت 5 بعدازظهر بود هنوز خورشید در وسط آسمان خودنمایی میکرد. من هم که از گرما خیس عرق شده بودم تند تند حرکت میکردم که خود را به اتاق جلسات  و زیر باد خنک برسانم، به نمایندگی که رسیدم دیگر منتظر آسانسور نشدم به سرعت از پله ها بالا آمدم،  خودم را به طبقه دوم رساندم و درب اتاق جلسات باز بود و مسافران انگار بر روی صندلیهای سینما نشسته و در حال تماشا فیلم هستند، آرام و بی صدا بودند. خود را سریع به اتاق مرزبانی رساندم  تا کیف خود را در آنجا قرار دهم تا سریع به جلسه برسم. به اتاق که رسیدم صدایی آرام شنیدم که گفت: سلام  برگشتم دیدیم دخترکی تنها  نشسته است و کاغذ و قلمی در دست دارد.

گفتم: علیک سلام دخترم.

داشتم از اتاق مرزبانی خارج می شدم، که دوباره همان صدا  ،  گفت: ببخشید آقا ساعت چنده ؟

ایستادم و به طرف دخترک آمدم، دیدیم بر روی صفحه سفیدی در حال کشیدن نقاشی است. آرام کنارش نسشتم.

گفتم: چه نقاشی قشنگی !  اسمت چیه ؟

گفت: مبینا.

گفتم: مگه منتظر کسی هستی ؟ که ساعت می پرسی.

گفت: بابام تو جلسه است.

مانده بودم که در کنار دخترک بنشینم یا به جلسه بروم. گفتم: از کی آمدی کنگره؟

گفت:  از روزی که بدنیا آمدم.

گفتم: پس همسفر هستی.

سرش را پایین انداخت انگار خجالت می کشید و بر روی صفحه نقاشی اش شروع به کشیدن گلهای زیبا در درون یک گلدان کرد.

فهمیدم که نمی خواهد پاسخ دهد. چند دقیقه ای سکوت بین ما حکفرما شد. ناگهان  پرسید: آیا همه بابا خوب هستند ؟

گفتم: آری – همه بابا خوب هستند و بچه هاشونو دوست دارند و آنها بغل میکنند و می بوسند و...

حرفم را قطع کرد و با بغض گفت: منکه خیلی وقته بابام بغلم نکرده و بوسم نکرده و موهامو شونه نکرده .... چند لحظه ای مکث کرد و دوباره پرسید چرا بعضی از باباها معتاد میشند؟

گفتم: اگه بابات معتاد نبود تو که نمی تونستی بیایی کنگره و اینجا بنشینی و نقاشی بکشی.

گفت: تو هم بابات معتاد بوده که اومدی کنگره.

تازه فهمیدم عجب جواب بدی به سوالش دادم.  به فکر فرو رفتم و به یاد حرفهایش افتادم با خودم گفتم:  آخر نفهمیدم اینجا که هستم تقدیر من است. یا تقصیر من ؟!

ازش پرسیدم: این سبد گل چیه که وسط نقاشیت کشیدی؟

گفت: گل رهایی .

گفتم: گل رهایی که یک دونه است که مهندس خودش به همه کسانی که از اعتیاد رها بشند میده.

گفت: می دونم، فقط می ترسم تا روز رهایی بابام،  گلهای مهندس تمام بشه و به بابام گل نرسه ! شاید هم بابام به گلها نرسه ! یه سبدگل کشیدم بدم به مهندس تا یکیشو  بده به بابام.

ناگهان درب اتاق جلسات باز شد و  از داخل اتاق مرزبانی بعضی از مسافران پیدا بودند. و صدایی از داخل سالن آمد.

سلام دوستان حمید هستم یک مسافر........      

خنده بر روی لبان دخترک شکوفا شد و او هم ، همصدا با صدای داخل اتاق جلسات ، شروع به اعلام سفر کرد و با اتمام اعلام سفر او هم مانند مسافران داخل جلسه شروع به دست زدن کرد.

منکه بغض در گلویم و اشک در چشمانم حلقه زده بود مبهوت او شدم.

ناگهان با اعتراض دخترک به خودم آمدم که گفت: دست بزن ، بابامه ، بابا حمید.

جوری گفت بابا، انگار این کلمه ، چهار حرفی ، بیش از چهار هزار حرف برای گفت داشت.

 

 نویسنده : محمود اسماعیلی 

              

  دستورجلسه :                          شیشه وتخریب های آن روی من

این جلسه به استادی اقای حمید خاکی رهجوی اقای میثم اسماعیل قصاب و نگهبانی  اقای محمد قلعه پور ودبیری اقای مهدی موسوی اغاز به کار نمود.

استاد در ابتدا در مورد تاریخچه شیشه فرمودند شیشه در زمان جنگ جهانی دوم و توسط المانها ساخته شد و در ادامه فرمودند من قبل از استفاده از شیشه تریاک مصرف میکردم وتخریبهای که روی من داشت خیلی معلوم نبود اما از زمانی که شروع به مصرف شیشه کردم خیلی زود اثار مصرف در من مشاهده شدو خیلی زود همه متوجه رفتار من شدند.این تخریبها روی اعصاب و روان و از نظر جسمی نیز باعث شد که اسیب زیادی ببینم این تخریبها انقدر شدید بود که حتی از خانه نیز ترد شدم. شش ماهی طول کشید تا اینکه وارد کنگره شدم و چند وقتی درست سفر نمیکردم تا اینکه راهنمای من گفت در مورد هر کاری که میخواهی انجام دهی اول به عاقبت ان فکر کن واین حرف ایشان بود که یاد گرفتم قبل از هر کاری اول تفکر کنم و همین امر بود که امروز در این جایگاه قرار گرفته ام.و در انتها فرمودند امیدوارم تمامی عزیزان با تفکر و حرکت درست به هدفی که دارند یعنی رهائی از مصرف است برسند.

تهیه کننده   حمید رضی



دستود جلسه : الهام ازماه رمضان

الهام ازماه رمضان

همه ما میدانیم که غیرازمقدس بودن ماه رمضان برای بچه های کنگره ماه رمضان نقطه شروع وحرکت کنگره توسط آقای مهندس بوده وبرای ما خیلی قابل احترام و مهمترین هدف ما از زمانی که وارد کنگره شده ایم رهایی است وهر چیزی که بخواهد در این مقطع به مسافر سفر اولی ضربه وارد کند فعلا قابل استفاده نیست. ما اتوماتیک وار وقتی وارد راه درمان میشویم خود به خود یک جور روزه مواد میگیریم. اما از نظر کلی ما باید به قوانین مملکت خودمان هم احترام بگذاریم ورعایت حال دیگران را هم بکنیم و آن چیزی که به نظر من مهم است یاد گرفتن کنترل خودم در همه زمینه ها میباشد. در گذشته من خیلی از ماه رمضان خوشم نمی آمد ولی از زمانی که وارد کنگره شدم با گرفتن روزه مواد توانستم خودم را در همه زمینه ها  کنترل کنم.

۹۱/۰۴/۲۷

دبیر جلسه:مهدی موسوی

نگهبان جلسه: محمد قلعه پور

استاد جلسه:مرتضی رحیمی

نوشته شده توسط: حمید رضی

عدد 19 ، رمز قرآن..




تمامی متن قرآن از يک نظم شگفت انگيز رياضی تبعيت می کند. مبنای اين سيستم رياضی عدد ۱۹ است.

رمزهاي اعجاز آميز قرآن مختصراً از اين قرارند :

 

      1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم » داراي 19 حرف عربي است.

      2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قسمت است.  (114= 6 × 19).

3- ...............


بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

همسفر حمید ، مسافر زمان !

سلام دوستان مسافر زمانم !  همسفر حمیدم !

 فقط می خندید، در آغوش گرفتمش ، از او پرسیدم نامت چیست؟

آرام و طوری که کسی صدایش را نشنود  گفت:  کیمیا ، اما به من میگویند: همسفر حمید

گفتم: از کجا آمدی ؟

گفت: از بهشت  پاک! به زمین همیشه خاک !

گفتم: برای همسفر بودن ، این همه راه  از بهشت تا زمین آمده ای!

گفت: من هم مسافرم  ، هرچند که به من بگویند همسفر.

گفتم : مسافری؟

گفت: آری ! مسافر زمانم !  چون روزی زمان ماندنم در زمین به پایان می رسد، و من مسافر زمان آینده خود می شوم. و دوباره  شروع دیگری را  آغاز می کنم!

گفتم: به  کجا  سفر می کنی؟

گفت:  وطنم ،  تا  آنجایی  که روز اول از آنجا  آمده ام.

 گفتم: خانه ات کجاست؟

گفت: نزدیکی خانه خدا !

چون نفهمیدم چه می گوید ، پرسیدم یادم رفت ازت بپرسم  چند سالته ؟  

با خنده گفت:  کمی کمتر از سن خدا !

گفتم: راستی تو که زبان بچه های کنگره را نمی دانی پس اینجا چه می کنی؟

گفت: محبت به زبان نیست . و عشق تنها زبانی است که در تمامی حلقه های آفرینش همه آن را می دانند و می فهمند. و عشق متعلق به همه موجودات است.

گفتم: زمین را بیشتر دوست داری یا بهشت را !

گفت: هرکجا که عشق باشد، زمین و آسمان همه عشق اند! زیرا همه در عشق شناورند. بهشت عشق و جهنم  هم عشق است!

- نفهمیدم چه می گوید: فقط لبخند زدم . گفتم: دلت برای خدا  تنگ نشده است؟

گفت:  او همیشه با من است!

گفتم: آخر نگفتی برای چه به زمین آمده ای؟

گفت: هرکس برای هدف خاصی پا در زمین می گذارد . آمده ام تا مقام انسانی خود را بیابم!

گفتم: برایم دعا کن.

همانطور که آهسته در آغوشم می خوابید 

گفت: دستهایی که کمک می کنند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند.

نویسنده : محمود اسماعیلی