دل نوشته
خاصیت آدمیزاد
خاصیت آدمیزاد این است که خود را بهتر و بالاتر ازدیگران می بیند و دیگران را ناقص و محتاج پند و نصیحت.به همین جهت همواره با سخنوری و نطق به نصیحت دیگران می پردازد.من هم از این جنس و از همین نژاد هستم لزا مثل همه از این قاعده مستثنی نیستم.من از زمان ورود به کنگره تا به حال چندین مطلب نوشتم که در بعضی از آنها نا خواسته دیگران را نصیحت کردم هر چند خودم به شدت از نصیحت بدم می آید.من همیشه می گفتم و می گویم هیچکس نیست که خوب و بد را نفهمد مگر دیوانه هر چند که او هم می داند آتش می سوزاند او هم می داند که آب غرق می کند به همین جهت دیوانگان زیادی سراغ داریم که عمر طولانی دارنداگر آنها خوب و بد را نمی فهمیدند یا حتما در آتش می سوختند یا غرق می شدند یا از بلندی پرت می شدند یا تصادف می کردند و...پس همه وحتی دیوانگان نیز خوب و بد را می فهمند.پس نیازی به نصیحت(البته به نظر من)نیست.حتی پیشوایان دینی هم وقتی مردم را به تقوی سفارش می کنند می گویند((اوصیکم عباداله و نفسی به تقوی اله))ای بندگان خدا شما را و خودم را به تقوا سفارشض می کنم پس اینکه انسان ادای پدر بزرگها را در آورده ودیگران را پند پدرانه بدهد چیز خوبی نیست.همه اینها را گفتم که بگویم می خواهم کمی در مورد وضعیت خودم بنویسم واین بار حتی ناخواسته کسی را نصیحت نکنم.
من وقتی وارد کنگره شدم چون مصرف تدخینی داشتم همیشه از مصرف خوراکی وحشت داشتم به همین جهت کمی اضطراب داشتم که چه می شود؟اما خیلی زود وارد پروژه شربت تریاک شدم در ابتدا احساس می کردم مقدار تجویز شده برایم زیاد است البته مشکلی هم برایم ایجاد کرد که هم خودم راه حلش را می دانستم و هم راهنمای محترم راهکار دادندو پله اول را طی کردم آخر پله اول احساس سرخوشی زایدالوصفی داشتم و منتظر شروع پله جدید بودم با شروع پله جدید کمی آرام گرفتم ووضعیت جسمی ام بهتر شد.احساس موصوف در آخر پله اول را در پایان پله دوم هم داشتم .حالت مذکور از مزایای روش تدریجی است که بدن در مدت مشخصی(هر 3هفته )خود را با دارو یا شرایط خاصی سازگار می کند.این روش عکس مصرف متداول مواد مخدر است که در مصرف مواد مخدر بدن در مدت مشخصی به مواد عادت کرده و مصرف معمول جوابگوی بدن مصرف کننده نمی باشدلزا باید میزان مصرف افزایش یابد تا بدن خود را تحمل کند لزا رفته رفته با بالا رفتن میزان مصرف نوع مواد مصرفی دیگر جوابگو نبوده و پایه ماده مصرفی تغییر می کندو ماده قویتری جایگزین می شود و به همین ترتیب هر چند وقت یکبار ماده مصرفی تغییر کرده تا به انتهای خط میرسد.در مطلب قبل عنوان کردم که اگر نظم بر زندگی انسان حاکم باشد انسان از سردرگمی نجات پیدا خواهد کرد.من از مصرف مواد به ته خط نرسیدم اما به این نتیجه رسیدم که عملی بیهوده انجام می دهم و اگر تفریح بود کردم هر چه بود بس بود.دیگر وقت رهایی بود اما چگونه؟با کنگره از سالهای قبل از طریق رسانه های تصویری آشنا شدم لزل از طریق سایت آدرس و تلفن شعبه شهرری را پیدا کردم و به حلقه عشق دوستان خوبی وارد شدم که هر کدام برایم معلمی و استادی هستند واز این بابت خدا را از ته قلب شکر می کنم.
به قلم:مسافر جواد موسوی
راهنما:مازیار اعرابی
این وبلاگ متعلق به جمعیت احیای انسانی کنگره 60 نمایندگی شهرری است که در زمینه پیشگیری - مهار - درمان رایگان اعتیاد مشغول به فعالیت می باشد.