عزت نفس

در آموزه هاي دينيمان جمله اي داريم با اين عبارت:«كُلُّ مَلُودٍ يَولَدُ عَلَي الفِطرَه»هر متولد شدهاي بر اساس فطرتش متولد مي شود.فطرت چيست؟فطرت همان است كه عوام الناس به آن ذات مي گويند البته ذات در متون علمي هم به كار برده شده است.مي گويند فلاني بد ذات است يا خوش ذات است.در واقع ذات همان چيزي است در حيوانات يا ساير جانداران كه غريزه خوانده مي شود.شير و پلنگ و ببر بر اساس غريزه حيوان ديگري را مي درند و مي خورند.نه تفكر نه برنامه اي فقط هدف آن هم بر پايه غريزه و هدف از دريدن و خوردن بقاء است و ادامه نسل.قصد ندارم همه اعمال غريزي حيوانات را شرح دهم بلكه مي خواهم بعضي ازخصوصيات غريزي يا فطري يا به تعبير امروزي كه في الوالقع لاتين موضوع بحث ماست يعني ژنتيك نسل بشر را وا كاوي نموده و مورد بحث و بررسي قرار دهم.خصوصيات و ويژگي اخلاقي و رفتاري بشر يا فطري و ژنتيك است يا اكتسابي و آموزشي.به نظر مي رسد بعضي از ويژگي هاي فطري با آموزش اصلاح و تعديل شود لذا نقش آموزش و آموختن نقش بزرگ،پي به دليل و در خور ستايش در تكامل نوع بشر است.از بدو خلقت كه آدميزاد پا به عرصه جهان گذاشت همانند بهائم صرفأ رفتار و كردارش غريزي بود.براساس غريزه به دنبال غذا مي گشت تا شكمش را سير كند و بر اساس غريزه به جنس مخالف لطف و ارادت مي ورزيد تا نسلش باقي مانده و زياد شود.بر اساس غريزه از گرما و سرما و درندگان خود را حفظ مي كردتا زنده بماند امّا به تدريج آموخت از مال خودش بخورد و با يك يا چند جنس مخالف كه از آن خودش كرده رابطه داشته باشد و در جائيكه براي خودش ساخته زندگي كند.آموخت كه چگونه خشمش را كنترل ودر جهت دفاع از خود و زندگي اش به كار گيرد نه حمله و تجاوز به ديگري.پس بسياري از رفتار هاي ژنتيك با آموزش قابل تعديل هستند.امّا گاهيبرخي از اين رفتار ها و خصوصيات بسيار ارزشمند و مفيد هستند وبالعكس برخي ديگر ناپسند و ناهنجار.نمي دانم مقدمه بالا تا چه اندازه گويا و رساناي منظورم بوده فلذا با فرض مفيد بودن مقدمه به اصل بحث خودم مي پردازم.يكي از خصوصيات ارزشمند انسان كه به ندرت كمرنگ مي شود و كاهش مي يابد عزت نفس است.براي فهميدن عزت نفس بعضي آن را با غرور اشتباه مي گيرند و حتي بعضي از ادباء و علماءآنرا مترادف غرور مي دانند ولي من عزت نفس را غير ازغرور مي دانم.به نظر من عزت نفس يعني براي خود ارزش قائل شدن و خود را كوچك نشمردن.دوستان زيادي را مي شناسيم و ميشناسيد كه مثلا به جهت شكست نفس خود را بسيار كوچك تر و حقير تر و پايين تر از آنچه كه هستند معرفي مي كنندكه اگر حالت شوخي و طنز داشته باشد مشكلي نيست والّا مي شود ذلت نفس و در مقابل عزت نفس مي باشد.برخي ديگر براي آنكه دوست يا همكار يا سازمان خود را با ارزش تر و بالا تر جلوه دهند،خود را پايين مي آورند.مثال و مصداق عيني اين مورد دوستان مسافر كنگره مي باشندالبته بعضي آن هم نادر و كم،من يك بار هم در لژيون اشاره كردم(هر چند طبق آموزش هاي كنگره دوربين هر شخصي بايد به طرف خودش باشد)بعضي دوستان در مشاركت هايشان مي گويندمن خاك روي زمين بودم،من جنس خاشاك بودم و حرف هايي از اين قبيل.كسي منكر ارزش ها و خدمات كنگره نيست و نمي تواند هم باشد امّا من و تو خليفه خداوند در روي زمين هستيم،من و تو اشرف مخلوقات هستيم .كمي بيشتر به اين تعابير دقت كنيم.خليفه يعني جانشين .بعني ما جانشين خداوند هستيم؟يعني ما از همه ي آفريده ها شريف تر هستيم؟... بله بله. شك نكن دوست من.خودت را دست كم نگير .اعتياد ممكن است اندكي در من و تو تخريب بوجود آورده باشد ولي نمي تواند همه ي عظمت و ارزشهاي ما را از ما بگيرد.كسي كه خودش را ناچيز و بي مقدار مي داند،متاسفانه به اين باور غلط رسيده وباورش بايد اصلاح شود.چرا كه اصلا چنين نيست.خوشبختانه آموزش هاي كنگره با بالا بردن ميزان آگاهي و دانايي به تدريج عزت نفس دوستان را به آنان بر مي گرداند و با شنا ساندن  ارزش و مقدار انسان به او،احساس حقارت و خود كم بيني كه در اثر اعتياد و ساير آسيب هاي اجتماعي بر او وارد شده است را اصلاح مي نمايد.با كلامي از امام علي مطلب خود را به پايان مي برم.«مَن عَرَفه نَفسه فَقد عَرَف رَبّه» كسي كه خود را بشناسد به تحقيق خداي خود را خواهد شناخت.

مطلب و سخن بسيار لكن اين زمان بگذار تا وقت دگر.

به قلم:مسافر جواد

نام راهنما:مازيار اعرابي